ایران شرقی 6 فروردين 1400 ساعت 15:18 http://www.iess.ir/fa/note/2593/ -------------------------------------------------- نگاهی به پیامدهای سد کمال خان در افغانستان عنوان : سد کمال خان؛ فرصت یا تهدید -------------------------------------------------- بنابر ملاحظات متعددی ایران و افغانستان در حوزه آبی هیرمند گزینه دیگری جز همکاری در مدیریت آب ندارند. سد کمال خان اکنون تکمیل شده و فرصت مدیریت مشترک را بوجود آورده است. حق آبه هر دو بخش سیستان و هامون واقع در قلمرو ملی ایران و افغانستان برای هر دو طرف حیاتی است. این واقعیت می‌باید بدرستی درک شود و به گونه‌ای برنامه‌ریزی شود که در فصول پر آبی، از طوفان سیل‌های مخرب جلوگیری شود و به ذخیره سازی آب پرداخته شود و در فصول کم باران بتوان آب‌های ذخیره شده در پشت سدها را به صورت مدیریت شده و منصفانه و متوازن توزیع کرد که منطقه با عواقب ناخواسته آن روبرو نگردد. این مهم زمانی امکان تحقق عملی خواهد داشت که دو کشور در همکاریِ اعتمادسازی قرار گیرند، به اطلاعات واقعی کارشناسانه از امکانات و محدودیت‌های طبیعی آبدهی سالانه هیرمند دسترسی داشته باشند و امکان راستی آزمایی و تبادل مداوم اطلاعات وجود داشته باشند. متن : مطالعات شرق/ پیرمحمد ملازهی* سد کمال خانبخشی از یک پروژه از مدیریت آبی حوزه آبریز رودخانه هیرمند است. قبلا سد کجکی در فاصله 800 کیلومتری در بالا دست ساخته شده و طرح های دیگر سد سازی هم درحال بررسی است که هدف همه آنها اعمال مدیریت موثر بر آب حوزه هیرمند است. تا این جا هیچ مشکلی وجود ندارد و می باید از آن استقبال کرد. اما موضوع مدیریت آب هیرمند زوایای دیگری هم دارد که اگر به آنها توجه نشود فرصت ها را به تهدید مبدل خواهد کرد. از جمله بحث حساس حق آبه بخش ایرانی سیستان بزرگ و دریاچه هامون است که به رغم معاهده سال 1351 ایران و افغانستان بدلایل متفاوتی تا کنون به تمامی عملیاتی نشده است. تکمیل و افتتاح سد کمال خان که در میان شادی مردم و بوسیله آقای اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان صورت گرفت؛ به رغم برداشت های اولیه مثبت و منفی، به گمان من از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. رئیس جمهور افغانستان در مراحل گشایش سد کمال خان به دو موضوع مهم اشاره کرد . اول:پایبندی افغانستان به معاهده سال 1351 ایران و افغانستان. واقعیت این است که اکنون سد کمال خان و ظرفیت بالای ذخیره سازی آب در پشت آن این فرصت تاریخی را بدست می دهد که حق آبه سیستان و حق آبه هامون در بخش ایرانی آن در روندی منظم و اعتمادساز عملیاتی شود. این که جناب اشرف غنی پایبندی افغانستان به معاهده 1351 را تایید کرده است گام مثبت و مهمی است و از طرف ایران هم مورد استقبال قرار گرفته است. دوم: اشاره آقای غنی به این موضوعاست که اگر ایران آب بیشتری نیاز دارد افغانستان حاضر است آن را با سوخت معاوضه کند بقول وی: تیل "نفت" در مقابل آب. هر چند این بخش از صحبت های جناب غنی در بخش هایی از ایران سوء تعبیر شد و نگرانی هایی بوجود آورد ولی وی فضا را برای گفتگو باز نگه داشت و از همین زاویه باید به آن نگریسته شود. اما چرا سدکمال خان توامان هم فرصت است و هم تهدید. برای فهم این امر لازم است به خصلت ذاتی دوگانه حوزه آبریز دلتای هیرمند نگاهی واقع بینانه داشته باشیم. الف: جغرافیای طبیعی یگانه حوزه آبریز دلتای هیرمند در ذات طبیعی خودش از یک جغرافیای طبیعی تفکیک ناپذیر برخوردار است و سرنوشت یگانه و گره خورده ای دارد. دلتای هیرمند در واقع از سه بخش بهم پیوسته تشکیل شده است: دشت سیستان در هر دو بخش واقع شده که در قلمرو ملی ایران و افغانستان، دریاچه هامون هم در هر دو بخش قرار دارد و گود زره واقع در خاک افغانستان بوده که از طریق گذرگاه آبی شیله پذیرای مازاد آب هامون است. ب: جغرافیاییگانه انسانی واقعیت این است که حوزه آبی دلتای هیرمند در طول تاریخ محل سکونت و بود و باش مردمانی از یک فرهنگ و زبان و تبار تاریخی بوده است و مرزهای سیاسی جداکننده تاکنون تنوانسته اند به این یگانگی و پیوندهای ذاتی لطمه ای وارد کنند. مردم ساکن در حوزه دلتای هیرمند سرنوشت یگانه دارند واین حقیقتی غیر قابل انکار است. باتوجه به این گونه واقعیت ها که به گوشه هائی از آنها اشاره شد، می توان به پرسش اولیه فرصت سازی وتهدیدزائی توامان سد کمال خان بازگشت و نگاهی دوباره و واقع بینانه به آن کرد و دید که چرا همزمان می تواند فرصت ساز وتهدید زا باشد. به گمان من سد کمال خان فرصت ساز است مشروط بر آنکه: 1- مدیریت آب حوزه هیرمند مطابق ذات جغرافیایطبیعی و انسانی آن و فارغ از نگاه سیاسی جدا کننده، یکپارچه نگریسته شود و در نگرشی همکاری جویانه دو کشور و دو ملت دوست با درک الزامات و نیازهای آبییکدیگر، وارد یک تعامل سازنده شوند. هیرمند با سال های تر و خشک، بیگانه نیست باید همکاری در مدیریت آب هیرمند به گونه ای سازماندهی شود که تحتهر شرایط طبیعی نیازهای هر دو بخش سیستان و هامون لحاظ شود. 2- ولایت نیمروز که سد کمال خان در محدوده جغرافیایآن واقع شده است، نزدیک ترین ولایت افغانستان به بندر استراتژیک چابهار است که پروژه های ارتباطی آن در قالب بزرگراه و خط ریلی درحال احداث است و می تواند از طریق پل " میلک" بر روی رودخانه هیرمند، افغانستان و آسیای مرکزی محصور در خشکی را به بندر چابهار متصل کند و دسترسی به آبهای آزاد بین المللی تسهیل کننده تجارت خارجی صادرات و واردات افغانستان وآسیای مرکزی را امکان پذیر سازد. اشاره آقای اشرف غنی و نام بردن از ولایت نیمروز به عنوان بار انداز چابهار در همین راستا مهم است و نوید همکاری بلند مدتی را می دهد که منافع مشترک دو کشور و دو ملت دوست و توسعه پایدار وهماهنگی را در بر خواهد داشت. اما در همان حال سد کمال خان تهدید زا خواهد بود اگر؛ گرفتار گسل های احتمالی سیاسی شود و از ذات طبیعت یکپارچه ساز خود فاصله بگیرد. واقعیت این است که سیستان وهامون از ظرفیت جدا انگاری مرزهای سیاسی برخوردار نیست. هر گونه توزیع نامتعادل آب و مدیریت بخشی نگر در حوزه آبی هیرمند می تواند برای کل سیستان و بالاتر از آن ولایات همجوار از قندهار در شرق و هرات در غرب حوزه آبی هیرمند درافغانستان گرفته تا استان های سیستان و بلوچستان و استان های همجوار نظیر خراسان جنوبی و خراسان رضوی و کرمان را تحت تاثیر واکنش طبیعی هامون سیستان در قالب ریزگردها و شن های روان بادهای 120 روزه سیستان قرار دهد وحیات ساکنین این محدوده بزرگ جغرافیایی را مختل کند. هرگونه بخشی نگریِ جدا کننده ی حوزه آبی هیرمند، از سرشت ذاتی یکپارچه آن، می تواند به اختلافهای غیر لازم سیاسی بین ایران و افغانستان دامن بزند و باعث سوء تفاهم شود. اهمیت این موضوع در آن است که ایران و افغانستان در کمربند خشک کره زمین قرار دارند و در این کمربند نزولات آسمانی در حداقل ممکن و در حداکثر نوسان و ناپایداری قرار دارند که خارج از اراده ومدیریت انسانی است. برخی از صاحب نظران محیط زیست سال های بدتریرا به لحاظ نزولات آسمانی برای کمربند خشک کره زمین بدلیل گرم شدن تدریجی کره زمین پیش بینی می کنند و بر این باورند که هرگونه مدیریت نادرستآب در رودخانه های مشترک بین دو یا چند کشور بالادست و پائین دست می تواند به جنگ بر سر منابع کمیاب آبی منتهی گردد. بنابر این گونه ملاحظات به نظر می رسد که ایران و افغانستان درحوزه آبی هیرمندهیچ گزینه دیگری جز همکاری درمدیریت آب ندارند. سد کمال خان اکنون تکمیل شده و فرصت مدیریت مشترک را بوجود آورده است. حق آبه هر دو بخش سیستان و هامون واقع در قلمرو ملی ایران و افغانستان برای هر دو طرف حیاتی است. این واقعیت می باید بدرستی درک شود و به گونه ای برنامه ریزی شود که در فصول پر آبی، از طوفان سیل های مخرب جلوگیری شود و به ذخیره سازی آب پرداخته شود و در فصول کم باران بتوان آب های ذخیره شده در پشت سدها را به صورت مدیریت شدهو منصفانه و متوازن توزیع کرد که منطقه با عواقب ناخواسته آن روبرو نگردد. این مهم زمانی امکان تحقق عملی خواهد داشت که دو کشور در همکاریِ اعتمادسازی قرار گیرند و اطلاعات واقعی کارشناسانه از امکانات و محدودیت های طبیعی آبدهی سالانه هیرمند داشته باشند و امکان راستی آزمایی و تبادل مداوم اطلاعات وجود داشته باشند. در این راستا پیشنهادات مشخص به دولت های ایران و افغانستان می توان داد: الف- دو کشور ایران و افغانستاناز فرصت بوجود آمده افتتاح سد کمال خان استفاده کنند و با تعیین یک هیات کارشناسی مرکب از کارشناسان وزارتخانه های خارجه دو کشور، صاحب نظران محیط زیست دو کشو، افراد زبده حقوقدان دو کشور و مقامات محلی در دو بخش افغانی و ایرانی حوزه آبی دلتای هیرمند گامی جدی و نوین و کاربردی بردارند. ب- دو کشور ایران و افغانستان با درک واقع بینانه اهمیت حیاتی آب برای سیستان و هامون درهر دو بخش سیستان یک دبیرخانه دائمی بوجود بیاورند که بتواند مدیریت آب حوزه دلتای هیرمند را تحت نظارت دائمی قراردهدو ا ز بروز هرگونه اختلاف نظر جلوگیری کند. ج- سد کمال خان به عنوان یک فرصت آبی بر آورنده نیازهای حوزه دلتای هیرمند درهر دو بخش ایرانی و افغانی سیستان وهامون وبندر چابهار به عنوان یک بندراقیانوسی در اقیانوس هند، در یک نگاه یکسان معطوف به توسعه منطقه ای؛ از این ظرفیت واقعی برخوردارند که از یک طرف بهتوزیع عادلانه و منصفانه آب کمک کنند و خطرات زیست محیطی را به حداقل برسانند و از طرف دیگر افغانستان و آسیای مرکزی را ازتنگناهای محاصره شدگی در خشکی نجات دهند و آنها را به آبهای آزاد بین المللی برسانند. روشن است که چنین امکانی تنها و تنها از طریق همکاری و تعامل سازنده بین ایران و افغانستان امکان پذیر است و هچ گزینه دیگری وجود ندارد. اولین شرط لازم شکل گیری چنین روندی در نگاه درست به افتتاح سد کمال خان و التزام به تامین حق آبه سیستان و هامون در بخش ایرانی آن نهفته است. * کارشناس ارشد مسائل افغانستان و پاکستان