ایران شرقی 24 بهمن 1396 ساعت 13:30 http://www.iess.ir/fa/translate/1243/ -------------------------------------------------- رژیم حقوقی دریای خزر عنوان : ادامه ابهام برسر تقسیم خزر -------------------------------------------------- متن : ترجمه ایران شرقی/ چندی پیش سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد که تمام مسائل مهم مربوط به تعیین حدود دریای خزر حل و فصل شده است و از تهیه پیش نویس قراردادی که در سال 2018 به امضای سران کشورهای مربوطه خواهد رسید، خبر داد. با این حال، اظهارات کمتر خوش بینانه از سوی کشورهای دیگر به ویژه ایران نشان داد که ارزیابی لاوروف زودهنگام بوده است. در صورتی که روسیه و ایران بتوانند اختلافات خود را در خصوص تعیین حدود دریای خزر برطرف نمایند، این موضوع نه تنها برای کشورهای ساحلی بلکه برای منطقه قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه نیز، دارای پیامدهای مهم استراتژیک خواهد بود. پیشینه: اظهارات لاوروف در پایان نشست وزرای خارجه کشورهای حوزه دریای خزر در مسکو که در مورد تکمیل کار بر روی پیش نویس قرارداد تعیین حدود دریای خزر تشکیل شده بود، صورت گرفت. این اظهارات با سیاست روسیه که از توافقات دوجانبه یا سه جانبه برای اتخاذ توافق کلی استفاده می کند، مطابقت دارد. با این حال، موضع گیری کشورهای دیگر نشان داد که خوش بینی لاوروف برای اخذ توافق همه طرف های قرارداد، زودهنگام بوده است. المار محمدیاروف، وزیر امور خارجه آذربایجان اظهار داشت که هنوز برخی مسائل مورد مناقشه در این زمینه وجود دارد، اما وی اشاره ای به این مشکلات نکرد. مقامات قزاقستان و ترکمنستان دراین باره سکوت کرده اند و شاید این سکوت نشان دهنده آن است که همه چیز برخلاف میل آنها پیش نرفته است. بیشتر از همه، دیپلمات های ایرانی نسبت به اظهارات لاوروف واکنش نشان دادند و آن را شتابزده خواندند. ابراهیم رحیم پور، دیپلمات ارشد ایرانی گفت که هر اظهار نظری در این مورد که سهم ایران از دریای خزر نهایی شده است، اشتباه و بی پایه و اساس بوده و گمراه کننده افکار عمومی است. با وجود اینکه مقامات ایرانی معتقدند که چند توافق عمده در نشست مسکو صورت گرفته است، ایران ادعا می کند که هنوز با چهار کشور دیگر و به ویژه آذربایجان و ترکمنستان در مورد تقسیم دریای خزر به توافق نرسیده است. موضع آذربایجان نشان دهنده خوش بینی اش درباره آینده تعیین حدود دریای خزر می باشد. هالف هالافو، معاون وزیر امور خارجه این کشور گفت که پنج کشور (طرف قرار داد) در مورد تعیین حدود مرز دریایی که به فاصله برابر از سواحل آنها تعیین شده به توافق رسیدند . این موردی است که ایران قبلا آن را رد کرده بود. معاون وزیر امور خارجه آذربایجان همچنین به ثبت توافقی در مورد ساخت خط لوله های زیردریایی اشاره نمود و ادعا کرد که تنها موافقت کشورهایی که در مسیر این خط لوله قرار دارند کافی است و تلویحا اشاره نمود که ترکمنستان و آذربایجان می توانند خط لوله گاز ترانس- خزر را بدون کسب اجازه از کشورهای دیگر ایجاد نمایند. پیش از این، مسکو و تهران بر رضایت هر پنج کشور حوزه دریای خزر برای اجرای چنین پروژه هایی تاکید نموده بودند. با این حال، اعتراض ایران به اظهارات لاوروف نشان می دهد که مسائل مربوط به خط لوله و تعیین حدود دریای خزر آنگونه که مسکو اظهار می کند، حل و فصل نشده است. ایران، همچنان با این ایده که این خطوط لوله می تواند بدون کسب اجازه تهران ساخته شود، مخالف است. در عین حال، سکوت ادامه دار عشق آباد و آستانه نشان می دهد که این مسائل حقوقی حتی اگر حل و فصل هم شوند، عملا الزام آور نیستند. اگر دریای خزر بر مبنای قوانین بین المللی به عنوان یک دریاچه تعیین شود، تمام پنج کشور ساحلی خزر می توانند به طور مساوی از منابع و سود حاصل از آن به طور مشترک بهره ببرند و در این صورت، هر کشوری می تواند با پروژه های کشورهای دیگر که مطابق خواسته آن کشور نیست، مخالفت کند. این همان چیزی است که ایران به دنبال آن بوده است. به عبارت دیگر، اگر دریای خزر به عنوان دریا تعیین شود، هر کشوری می تواند مرزهای آبی خود و بهره برداری از منابع آن را آنگونه که می خواهد، تعیین کند. در حالی که این موضوع، لزوما مسائل مربوط به منابع و سود حاصل از آنها را برای بقیه کشورهای حاشیه خزر، برطرف نمی نماید به عنوان مثال در مورد خط لوله ترانس- خزر، این گزینه های رقابتی از اهمیت زیادی برخوردارند. تعیین خزر به عنوان یک دریا، مطابق با خواسته های کشورهای دیگر به غیر از ایران است که سهم خود را از آب های حوزه دریای خزر طلب می کنند. اما این موضوع، پرونده مسائل مربوط به منابع بقیه دریا را نیز باز می گذارد. پیامدها: تعیین خزر به عنوان دریا یا دریاچه، پیامدهای جغرافیایی - اقتصادی نیز خواهد داشت. تعیین خزر به عنوان یک دریا، امکان ساخت خطوط لوله از طریق دریای خزر از ترکمنستان و قزاقستان به آذربایجان و سپس به اروپا، را فراهم می نماید. بدیهی است که این امر، بر خلاف منافع روسیه می باشد و بعید است که مسکو با چنین پیامدی موافقت نماید. در عوض، مسکو، ترکمنستان را تحت فشار قرار داده است تا گاز خود را از طریق روسیه به اروپا صادر نماید که این امر بیشتر به سود روسیه است تا ترکمنستان. با این حال، ترکمنستان به دلیل اینکه در شرایط اقتصادی خاصی قرار دارد ممکن است قادر به مخالفت با این طرح نباشد. ظاهرا، روسیه در تلاش است که موافقت همه کشورها را برای تعیین خزر به عنوان دریا جلب نماید و این امکان را برای هر کشور ساحلی خزر فراهم کند که از خط ساحلی خود بدون کسب اجازه از دیگر کشورها، بهره برداری نماید. اگر این امر تحقق یابد، در تضاد با هدف مسکو برای جلوگیری از ساخت خط لوله ترانس- خزر و همچنین در تضاد با موضع ایران در مورد تعیین حدود دریای خزر خواهد بود. اگر مسکو و تهران مواضع خود را در این مورد با هم هماهنگ کنند، به طور موثر می توانند با ساخت خط لوله گاز ترانس- خزر مخالفت کنند. به این ترتیب، وابستگی ترکمنستان و قزاقستان به خطوط لوله ای که برای صادر کردن گاز از روسیه عبور می کند، افزایش می یابد. دستیابی به چنین مصالحه ای نشان دهنده توانایی روسیه و ایران در تحمیل دیدگاه های خود به کشورهای دیگر و جلب همکاری بیشتر استراتژیک آنهاست. جدا از تجلی واضح مشارکت روسیه و ایران در سوریه (خاورمیانه به طور کلی)، معاملات انرژی دوجانبه و فروش سلاح های روسیه، توافق در مورد دریای خزر نیز این امکان را برای روسیه و ایران فراهم می کند تا برنامه مسیر تجاری شمال به جنوب خود را به هند بدون عبور از مسیر آذربایجان یا آسیای مرکزی، عملی کنند. این پیامد، موجب کاهش تعرفه های گمرکی می شود که به آن کشورها تعلق می گیرد و اگر به دنبال آن، پروژه های زیربنایی عمده زمینی از طریق آذربایجان از روسیه به ایران و از آن جا به هند اجرا شود، این امر باکو را به سمت هماهنگی بیشتر با تهران و مسکو و پذیرش بیشتر فشار اقتصادی روسیه سوق خواهد داد. با این همه، مسکو مدتهاست که در ایجاد انگیزه برای آذربایجان جهت پیوستن به اتحادیه اقتصادی اوراسیا ناموفق بوده است. یک اتحاد سه جانبه با ایران و آذربایجان می تواند روسیه را به این هدف نزدیک نماید. در این صورت، روابط جمهوری آذربایجان با ایران، که از سال 2012 به طور پیوسته بهبود یافته است، محکم تر می شود و ایران از طریق آذربایجان به بازارهای غربی راه خواهد یافت. با این حال، توسعه روابط، به معنای نفوذ بیشتر ایران در آذربایجان است. در واقع، اگر این تحولات به تصویب برسد، می تواند حرکت قابل ملاحظه ای را در جهت استقلال سیاست خارجی آذربایجان و کاهش وابستگی آن به غرب ایجاد کند. اگر تهران و مسکو بتوانند کشورهای دیگر حوزه دریای خزر را با دیدگاه خود همراه سازند، یکی دیگر از پیامدهایش این است که این امر از حضور نیروی دریایی خارجی نه تنها در شکل آرایش نظامی بلکه به شکل فروش اسلحه و برنامه های آموزشی نیز جلوگیری می نماید. محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران پس از برگزاری کنفرانس وزرای خارجه کشورهای حوزه دریای خزر اعلام کرد که تمام پنج کشور ساحلی خزر با ممانعت از حضور نیروی دریایی خارجی موافقت کرده اند. باید این واقعیت را در نظر گرفت که ایران به وضوح قصد مستقر نمودن نیروی نظامی سرکوبگر در دریای خزر را دارد و خط مشی سیاسی خود را با استقرار یک رزم ناو جدید در آنجا نشان داده است. این روند، قطعا با منافع مسکو همخوانی دارد و نقطه دیگری از همگرایی و آمیختگی دیدگاه های روسیه و ایران را نشان می دهد. اگر فرض کنیم که مسکو و تهران هر دو دریای خزر را اساسا دریایی بسته می بینند، مفاهیم استراتژیک این توافق روشن می شود. در کنار پایگاه ها و قابلیت های ایران در دریای خزر، روسیه با ساخت پایگاه دریایی بزرگ خود در کاسپیسک می تواند تمام ساحل دریای خزر را تحت سلطه خود در آورد و حملات نظامی دوربرد در صدها مایل دورتر در قفقاز، آسیای مرکزی، خاورمیانه و احتمالا خلیج فارس، را برنامه ریزی نماید. ترکیب نیروهای ایران و روسیه، مانع از حضور نظامی غرب در قفقاز شده و همچنین می تواند دسترسی غرب به آسیای مرکزی را به جز حضور ایالات متحده و ناتو در افغانستان محدود کند. نتیجه گیری مسکو در حالی که برای همراه کردن کشورهای دیگر ساحل خزر در راستای منافع خود تلاش می کند، به طور واضح،به دنبال همکاری گسترده تر با تهران است. با این حال، اگر توافق بر سر تعیین حدود دریای خزر در سال 2018 به نتیجه برسد، این امر تنها به فشار مداوم روسیه بر این کشورها و همکاری بی پایان با ایران مربوط نمی شود بلکه این موضوع به غفلت استراتژیک غرب از منطقه قفقاز و آسیای مرکزی هم مربوط می شود. به دلیل همین بی توجهی استراتژیک است که مسکو و تهران آزادانه برنامه های خود را در منطقه دنبال می کنند. آنچه در این متن آمده به معنای تأیید محتوای آن از سویموسسه ایران شرقی نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران و منابع مختلف منتشر شده است

Session Replace: Table './eastern8_db1/customer_sessions' is marked as crashed and should be repaired