ایران شرقی 2 تير 1395 ساعت 11:04 http://www.iess.ir/fa/analysis/228/ -------------------------------------------------- عنوان : قزاقستان پس از اتفاقات «آکتوبه» در چه مسیری حرکت می‌کند؟ -------------------------------------------------- اقدامات تروریستی که در تاریخ 5 ژوئن سال جاری (16 خرداد) در شهر آکتوبه قزاقستان اتفاق افتاد، در آینده نزدیک می‌تواند مقدمه چه اتفاقات بعدی در این کشور و در کل منطقه باشد؟ برای پاسخ به این پرسش، نقطه نظرات عده‌ای از کارشناسان قزاقستانی و قرقیزستانی در این باره مطرح می‌گردد. متن : ایران شرقی/ اقدامات تروریستی که در تاریخ 5 ژوئن سال جاری (16 خرداد) در شهر آکتوبه قزاقستان اتفاق افتاد، یکی از جنجالی ترین رویدادها در سال های اخیر در آسیای مرکزی به حساب می آید. در این روز، گروهی از مهاجمین که بر اساس اطلاعات پلیس، 17 نفر بودند به مغازه های سلاح فروشی پالادا، پانترا و واحد نظامی شماره 6655 گارد ملی وزارت کشور جمهوری قزاقستان حمله کردند. در نتیجه، 8 نفر از افراد عادی و نظامیان کشته شدند. حال 8 نفر دیگر نیز وخیم می باشد. دولت این رویداد را به عنوان اقدام تروریستی اعلام کرد و نورسلطان نظربایف رئیس جمهور قزاقستان 9 ژوئن را روز عزای عمومی در کشور اعلام نمود. این اتفاق غم انگیز که در قزاقستان پیش آمد، در آینده نزدیک می تواند مقدمه چه اتفاقات بعدی در کشور و در کل منطقه باشد؟ برای پاسخ به این پرسش، نقطه نظرات عده ای از کارشناسان قزاقستانی و قرقیزستانی را در این باره مطرح می گردد. احتمال تکرار حواث آکتوبه در قرقیزستان آرتور مدتبیک اف معاون سابق دبیر کمیته امنیت ملی قرقیزستان و رئیس اتحادیه اجتماعی آلفا- ضدترور می گوید: امروزه همه باید بدانند که در قرقیزستان بعد از اتفاقات سال 2010، تعداد بسیار زیادی سلاح و مهمات در دست مردم وجود دارد. به احتمال زیاد این سلاح و مهمات به جنایتکاران فروخته شده و بخش دیگری از آن در دست گروه های معینی از سیاستمداران است. وی ادامه داد: ما باید درک کنیم که جمعیت قرقیزستان هنوز رویدادهای ژوئن سال 2010 را فراموش نکرده است. همچنین نباید کسانی را که قدرت را از دست داده اند از جمله خویشاوندان باقی اف را فراموش کرد چراکه آنان می توانند از اوضاع در کشور به نفع خودشان استفاده کنند اما خطر اصلی در کشور افراط گرایی است. در قرقیزستان بیش از 17 سازمان تروریستی افراط گرا و تعداد زیادی از سازمان های مخفی وجود دارند. مدتبیک اف افزود: علاوه بر این، تأثیر مبلغان مختلف که با استفاده از روش های گوناگون به قرقیزستان می آیند و همچنین تعداد زیاد مساجد و نمازخانه ها نگران کننده است چون افراط گرایان از اعتماد مردم سوءاستفاده می کنند. هیچکس نمی تواند ضمانت بدهد که در قرقیزستان چیزی که الان در قزاقستان اتفاق می افتد، صورت نگیرد و البته، نیروهای امنیتی باید در این جهت به طور دقیق کار کنند. وی با اشاره به نقش نیروهای امنیتی در مبارزه با افراط گرایی، گفت: اراده سیاسی در مبارزه با افراط گرایان خیلی مهم است. ارگان های دولتی به کمک مالی- فنی نیاز دارند. نیروهای امنیتی خیلی وقت است که نمی توانند ثبت کاملی از اشخاصی که به خاطر اهداف دینی از کشور خارج می شوند، داشته باشند و این اوضاع باید مورد کنترل ویژه ای قرار گیرد. برای جلوگیری از اقدامات تروریستی در جمهوری قرقیزستان باید تروریست های محلی را خلع سلاح کرد. مارات ایمان کولوف دبیر سابق کمیته امنیت ملی قرقیزستان چنین نظری را دارد. وی در این باره اظهار داشت: در قزاقستان اوضاع ناآرام است. رویدادهای حساسی در کشور همسایه ما صورت می گیرند. تظاهرات گسترده به خاطر پروژه اصلاحات قانون ارضی برگزار شدند، بعد از آن سازماندهندگان این تظاهرات را دستگیر کردند و سپس در شهر آکتوبه اقدامات تروریستی انجام شد. در آنجا گروهی بدون تحریک، مسلح شدند و دست به حمله و خونریزی زدند. آنها به طور مشخص درباره تحریک و اهداف خود اعلام نظر نمی کنند و معلوم نیست چه کسی آنها را مدیریت می کند. وی ادامه داد: این رویدادها شاخص های افراط گرایی خفته را نشان می دهد که اعضای آن افکاری افراطی دارند. آنها فروشنده و نگهبانی را کشتند که جزو مردم عادی بودند. اگر آنها از تظاهرات گذشته حمایت می کردند، پس چرا مردم بی گناه را کشتند؟ اگر اعضای یک سازمان سیاسی به چنین اقدام تروریستی دست می زد، شاید مردم عادی را نمی کشتند. اما شاهد قربانیان عادی هستیم که از افراط گرایان تندرو خبر می دهد. وی با اشاره به تأثیر احتمالی رویدادهای قزاقستان بر روی قرقیزستان، گفت: اگر این گروهی که اقدامات تروریستی را در آکتوبه به راه انداختند واقعا اعضای سلول های افراط گرایی خفته هستند، در جمهوری قرقیزستان هم احتمالا چنین گروه های افراطی وجود دارند. نیروهای امنیتی قرقیزستان باید با دقت ویژه ای اوضاع قزاقستان را رصد کند تا بدانند چطور باید در چنین اوضاعی اقدام کنند. کارمندان نیروهای امنیت قزاقستان آمادگی حرفه ای دارند. من نمی توانم بفهمم چطور آنها توانستند چنین اشتباهی را بکنند. مقیاس این رویدادها و فعالیت افراط گرایان فراتر از تمام انتظارات بود. اوضاع سیاسی در قزاقستان شاید افراط گرایان را برای اقدامات تحریک کرد و آنها از اوضاع پیش آمده سوءاستفاده کردند آن هم در هنگامی که تمام نیروی نهادهای مجری قانون به سمت دیگری جهت داده شده بودند. در آکتوبه سیندرام افغانی به طور مشخص دیده می شود الکساندر زلیچنکا رئیس مرکز سیاست در حوزه مبارزه با قاچاق مواد مخدر آسیای مرکزی چنین نظری را دارد. وی با اشاره به اینکه کشورهای آسیای مرکزی در آینده نزدیک از طرف افراط گرایان در زمینه میزان داشتن استحکام، به وسیله اقدامات تروریستی مورد آزمون قرار می گیرند، می گوید: تحلیل ها و پیش بینی های انجام شده مربوط به اوضاع فعلی در قزاقستان خیلی هم خوشبینانه نیست. مشخص است که اقدامات تروریستی در شهر آکتوبه پیوند های یک زنجیره هستند. اوضاع به طور سیستماتیک و به صورت تهاجمی توسعه می یابد: به محض اینکه کارگران حوزه نفتی کشور آرام شدند (توجه کنید که به وسیله عنصر قدرت آرام شدند)، با تصویب قانون ارضی، مشکل به وجود آمد. با وجود آنکه این مشکل از طرف ریاست عالی کشور بلافاصله تحت کنترل قرار گرفت اما تشنج اوضاع برطرف نشد و شعله ور هم گردید. پیدایش انبارهای مخفی و غیرقانونی سلاح ها در آلماتی، تظاهرات در جنوب قزاقستان و در آخر هم رویدادها در شهر آکتوبه، ادامه روشن یک موضوع مشترک می باشد. تعداد قربانیان در نتیجه اقدام تروریستی و عملیات در جهت دستگیری تروریست ها، از آمادگی نظامی خوبی مهاجمین خبر می دهد. در غرب قزاقستان سلفیان خفته را بیدار کردند که در این مدت خیلی خوب خودشان را مخفی می کردند به طوریکه نیروهای امنیتی نتوانستند آنها را خلع سلاح نمایند. وی ادامه می دهد: خودتان نگاه کنید، معمولا تروریست ها در این مواقع آدم های بی گناه که در سر راه آنها قرار گرفتند، به طور عادی می کشند. این از چه چیزی خبر می دهد؟ به عبارتی، این تجربه و سیندرام افغانی است وقتی قاتلان را خون قربانی اصلا نمی ترساند و آن هم در آستانه شروع ماه مبارک رمضان! برخی جنبش های افراطی هستند که به آنها به خاطر اهداف عالی برای نقض مقررات اجازه داده می شود (پیروان آنها در ایام جشن های مقدس شراب می خورند، قماربازی می کنند و دست به قتل می زنند در حالی که همیشه در چنین ایامی جنگ ها متوقف می شوند). اگر این افراد عضو چنین جنبش هایی هستند، پس چیزی که اتفاق می افتد خیلی خطرناک است! زلیچنکا افزود: همزمان با این اتفاقات، طیفی از افرادی که خیلی ثروتمند بوده و از دولت نارضی و ناراحت هستند و برای به وجود آوردن احساسات اعتراضی حمایت مالی ارائه می دهند، در کشور قزاقستان فعال سازی شدند که این مسئله اوضاع را بیشتر تشدید می کند. اما فکر نمی کنم که آنها مقصر وضعیت فعلی باشند. مقیاس رویدادها خیلی بزرگ است... با این وجود، معتقدم که قزاقستان می تواند از پس آن برآید. مردم قزاقستان امروزه به طور ویژه باید محتاط و متحد باشد. همچنین باید مراکزی را که کشور را دچار ناآرامی کردند، شناسایی نموده و از بین بروند. نیروهایی امنیتی نیز باید به دنبال کسانی که بی ثباتی به نفع آنهاست، باشند. فعلا در قزاقستان کودتای دولتی بعید است ولادیمیر شکالنی روان شناس قرقیزستانی و کارشناس حوزه افراط گرایی دینی در بین جوانان چنین نظری را دارد. به گفته وی، رویدادهای 5 ژوئن در آکتوبه قزاقستان، تلاش برای انجام کودتای دولتی نبوده اما اولین آزمون نیروهای افراط گرا بوده است. در این باره وی می گوید: اولا، باید فعالیت تمام سازمان های غیردولتی را که با کشورهای خارج مرتبط هستند، رصد کرد. باید به فعالیت مالی آنها توجه ویژه ای داشت، فعالیت مالی آنها باید روشن باشد و معلوم باشد چقدر پول کجا و برای چه صرف می شود. این کار با قانون مغایر نیست. در آمریکا چه از افراد حقوقی و چه از افراد حقیقی به طور دائم گزارش طلب می کنند. در صورت تناقض در ارائه گزارش ها، افراد مورد جریمه سنگین قرار می گیرند و بعضی اوقات زندانی هم می شوند. چرا در آمریکا یا کشورهای اروپا این کار به یک هنجار تبدیل شده است اما اگر ما گزارش مالی را طلب کنیم، به معنای نقض حقوق بشر است؟ باید فعالیت نیروهای امنیتی با مردم تقویت شود. هر چه مردم به نیروهای امنیتی بیشتر اعتماد کنند، با اشتیاق بیشتری در شناسایی فعالیت های مخرب در خاک کشور کمک می کنند. همچنین باید تمام فعالان دینی را در سطح دولتی آموزش داد و آزمون گرفت و کسانی را که خارج از کشور تحصیل کرده اند، باید تحت کنترل شدید قرار داد. وی در رابطه با رویدادها در آکتوبه گفت: این اتفاقات به خاطر ضعیف بودن کنترل نهادهای دولتی امکان پذیر شد. چنین اتفاقاتی می تواند در کشور قرقیزستان هم بیافتد چونکه فعالیت نهادهای دولتی را در این حوزه از نمره 10 می توان نمره 3 ارزیابی کرد. من بارها از نمایندگان نهادهای دولتی در چارچوب کنفرانس های مختلف سؤال کردم: سطح افراطی سازی بین کارمندان نیروهای امنیتی چقدر بالاست؟ همه ساکت می ماندند. به این معناست که باید در این مورد به طور جدی فکر کرد وگرنه می تواند فاجعه صورت گیرد. وی ادامه داد: به طور کلی، انجام کودتای دولتی در قزاقستان فعلا بعید است. بنابر مقیاس، این فقط آزمون توانمندی بود. حال باید در خصوص اینکه چه کسی پشت پرده این اتفاقات قرار دارد، ارزیابی کرد؟ بیایید به طور منطقی فکر کنیم: روسیه به عنوان کشور غالب در منطقه خیلی وقت است موجب نگرانی جدی ناتو و آمریکا شده است. ضعیف کردن ظرفیت نظامی روسیه از داخل فرآیندی خیلی طولانی خواهد بود و مصرف پول زیادی را طلب می کند اما کار در این جهت خیلی وقت است که فعال شده است. همچنین آنها باید روسیه را مجبور کنند تا نیروها و دارایی های خود را نه برای تقویت قدرت خویش بلکه برای حوزه های دیگر مصرف کند. در نتیجه، می توانیم مشاهده کنیم: اول درگیری در اوکراین، بعد در بالتیک، سپس درگیری بین ارمنستان و آذربایجان، بعد در گرجستان و بعد از آنها مشکلات در ترکمنستان و تاجیکستان پدیدار می شوند و حالا در قزاقستان این جریانات شروع شدند. همزمان ژاپن در شرق فعالیت خود را افزایش می دهد. پیوستگی رخ دادن رویدادهای در کنار مرزهای روسیه نگران کننده است. برای چه کسی این مسئله بیشتر سود دارد؟ طبیعتا برای آمریکا که با استفاده از روش های مختلف سعی دارد برتری خود را در عرصه جهانی حفظ کند. آمریکاست که به وسیله سازمان های غیردولتی در این مسیر کار می کند. عدم اعتماد مردم به نیروهای امنیتی خود، بی سوادی دینی جمعیت و مذاهب دینی غیررسمی همراه با حضور دفاتر اصلی آنها در آمریکا و اروپا این همه برای بی ثبات سازی اوضاع در هر منطقه دنیا کافی است. رویدادهای قزاقستان باعث تشدید قوانین دینی در کشور می شود بعد از اتفاقات در آکتوبه ضروری است تا ايدئولوژی سلفیت ممنوع شود. عسکر سابدین کارشناس علوم الهیات قزاقستان و رئیس مرکز مشورتی و توانبخشی انصار که تحت پشتبانی مفتیات قزاقستان کار می کند، چنین نظری را دارد. وی در این رابطه می گوید: به نظرم، جوانان افراطی تحت تأثیر عوامل خارجی اقدامات تروریستی را در آکتوبه انجام دادند. احتمالا این فتوا یا فراخوانی یکی از ايدئولوژی پردازان تروریسم در خاورمیانه بوده است. بدون شک، پیگری قانونی همه چیز را نمایان می کند. اقدامات تروریستی در این شهر تصویب قوانین مناسب را طلب می کند چون در فعالیت ضدتروریستی بیشتر از روش های اطلاع رسانی و نیرویی استفاده می شد اما حوزه حقوقی در قزاقستان، مثلا در رابطه با سلفیت خیلی شدید نبوده است. اگر ما می گوییم که باید با ریشه های بروز تروریسم و نه فقط با نتایج آن مبارزه کنیم، پس به نظرم این اقدامات تروریستی اخیر باید موجب تصمیم گیری مصمم سیاسی در مورد ممنوع کردن ايدئولوژی سلفیت باشد و کشور باید در مورد ممنوع کردن ايدئولوژی سلفی تصمیم گیرد. در کشور قزاقستان بیش از 600 تروریست زندانی شده داریم که بخش اکثر آنها خود را به ايدئولوژی سلفی نسبت می دهند. به نظرم، در پیگری های قانونی مشخص می شود که تروریست های امروزه هم خودشان را به ايدئولوژی سلفی نسبت می دهند و بعد از آن شاید خودشان را طرفدار داعش بدانند. به همین خاطر، باید عوام فریبی را در جستجوی عوامل تأثیرگذاری، مثلا در رابطه با تأثیر اخوانی ها بر روی افراطی سازی سلفی ها متوقف کرد. فعالیت تبیلغ جماعت در قزاقستان ممنوع است. با وجود اینکه تعداد جنایت کاران آنها نسبت به جنایت ها و تروریسم کسانی که خودشان را به سلفیت نسبت می دهند، به مراتب کمتر است. بعد از اقدامات تروریستی، اعتراضات در قزاقستان روبه افزایش خواهد بود لانید گوسف کارشناس مرکز دولتی روابط بین الملل در قزاقستان معتقد است که پیدایش رویدادها در شهر آکتوبه و تظاهرات اخیر در شهر آلماتی از یک دسته هستند و رشد مشارکت مدنی جمعیت را نشان می دهند که در آینده نزدیک روبه افزایش خواهد بود. گوسف در این باره اظهار داشت: این رویداد در بستر رشد کلی فعالیت اعتراضی در قزاقستان بخصوص با تغییرات صورت گرفته در قانون ارضی رخ داد. بیش از این، ریاست قزاقستان در 6 ژوئن اعلام کرد که نیروهای امنیتی توانستند از تلاش برای بی ثبات سازی اوضاع در کشور جلوگیری کنند. نماینده کمیته امنیت ملی اعلام کرد که طرفداران تاختار تولشاف بازرگان قزاق که حدود 6 ماه پیش دستگیر شده بود، بازداشت شدند. بعضی از این افراد دارای سمت های بلندپایه در نهاد های مجری قانون و دستگاه های اداری بودند. طبیعی است که ترکیب این اتفاقات، در رسانه ها باعث ایجاد نظریه ها و فرضیه های مختلف شده است که تحلیل جداگانه ای را می طلبد. اقدام تروریستی صورت گرفته در قزاقستان می توانست در هر کشور دیگر آسیای مرکزی یا در روسیه هم اتفاق بیافتد. متأسفانه، گرایش برای رشد سریع خطر تروریسم در حال حاضر برای تمام کشورهای فضای شوروی سابق مشترک می باشد. این واقعیت بیش از همه با بحران اقتصادی جدی در قزاقستان و دیگر کشورهای شوروی سابق مرتبط است. اخیرا در قزاقستان ارزش پول ملی کاهش شدیدی داشت که باعث افت شدید درآمدهای مردم شده است. همچنین هزینه های دولتی هم کمتر شده که مشکلات اجتماعی را شعله ور می کند. مشکلات اقتصادی موجود بر اوضاع متشنج ژئوپولیتیکی اضافه می شوند. در طی مدت طولانی در کشورهای آسیای مرکزی رشد فعالیت ساختارهای تروریستی بین المللی مشاهده می شود که از سوی بنیادهای افراطی اسلامی که در بعضی از پادشاهی های نفت خیز عربی قرار دارند، حمایت جدی می شوند. اوضاع در بستر جنگ با تروریسم بین المللی در خاورمیانه، سوریه و عراق و به خاطر بی ثباتی روبه افزایش در افغانستان، وخیم تر شده است. تعداد زیادی از شبه نظامیان روسیه و کشورهای آسیای مرکزی به کانون های درگیری می روند. خطری دیگری که وجود دارد این است که این افراد با گذراندن دوره آمادگی تروریستی، می توانند برگردند. در ضمن، برای هر نفر که به جاهای درگیری رفته، ده ها یا صدها نفر هستند که در سلول خفته قرار دارند. طبق آمارهای رسمی، از ازبکستان 500، از ترکمنستان 360، از قرقیزستان 350، از قزاقستان 250 و از تاجیکستان -190 شبه نظامی به سوریه و عراق رفتند. با آمدن شبه نظامیان از کشورهای دیگر (افراط گرایان اویغور، اسلام گرایانی از قرقیزستان و ازبکستان، افراط گرایانی از چچن و قفقاز شمالی و غیره)، رشد فعالیت های تروریستی در قزاقستان تحریک شد. با وجود آنکه اوضاع این کشور نسبت به کشورهای دیگر منطقه نسبتا بهتر است. قبلا، میزان پایین فعالیت تروریستی در قزاقستان را با سطح زندگی بالاتر نسبت به همسایگان آسیای مرکزی و عامل فرهنگی توجیه می کردند: در این کشور از ابتدا میزان نفوذ افکار اسلام گرایی افراطی در بین مردم پایین بود اما حملات آکتوبه و رویدادهای دیگر سال های گذشته می توانند گواه آن باشد که گروه های دینی تروریستی در قزاقستان ریشه دار شده اند و به طور روشن علیه ریاست فعلی و نظام اجتماعی اقدام می کنند. در اینجا اشاره به نوع شناسی رشد فعالیت های تروریستی در قزاقستان که از طرف کارشناس دینی ارلان کارین مطرح شده بود، مناسب است. وی می گوید که در اواخر دهه 90 و اوایل سال های 2000 مشکل تروریسم فقط در آن بود که در خاک قزاقستان تروریست های بیگانه خودشان را مخفی می کردند اما در اوایل و اواسط سال های 2000 مرحله جدید تبلیغاتی شروع شد. شهروندان قزاقستان چه در داخل کشور و در کشورهای شوروی سابق و چه در کشورهای خارج دور بیشتر در فعالیت های تروریستی مشارکت می کردند. مثلا، گروه جماعت مجاهدین آسیای مرکزی که در آن شهروندان قزاقستان هم بودند در سال 2004 در ازبکستان تعدادی از اقدامات تروریستی را انجام دادند. بلاخره، در سال های 2005-2011 تروریسم در قزاقستان متمرکز شد. در آن زمان تعدادی از قزاقستانی ها به خاطر انجام جنایات مربوط به افراط گرایی و فعالیت تروریستی در خاک قزاقستان محکوم شدند. در سال های 2008-2009 طبق آمار رسمی، در کشور از انجام 7 اقدام تروریستی جلوگیری شد. سال های 2011-2012 دوره پیدایش گرایش کاملا جدیدی شد: تروریست ها دست به اقدامات علیه نهادهای دولتی زدند. در سال 2011 در ساختمان نمایندگی کمیته امنیت ملی در شهر آکتوبه و در کنار زندان کمیته امنیت ملی در شهر آستانه انفجار صورت گرفت. در آخر اکتبر سال 2011 وقتی در شهر آتیرائو قزاقستان 2 انفجار صورت گرفت و به خاطر آن، پرونده جنایی طبق بند مناسب در قانون جنایی باز شد، تروریسم را برای اولین بار به طور رسمی خطری برای امنیت ملی اعلام کردند. در سال 2012 کارشناسان قزاقستانی مارات شیبوتاف و وجیسلاف ابراماف گزارشی تحت عنوان تروریسم در قزاقستان- سال های 2011-2012 ارائه دادند و در آن گزارش اعلام کردند که دوره نهفتگی تروریسم داخلی در قزاقستان به اتمام خود رسیده و هشدار دادند که در آینده نزدیک باید منتظر امواج جدید و شدید تر اقدامات تروریستی در کشور بود. گرایشات فوق الذکر اجازه انجام پیش بینی های ناامید کننده را می دهد. همانطور که تجربه بعضی کشورها و مناطق جهان نشان می دهد، فعالیت تروریست ها دارای توالی معینی است. معمولا، مرحله اول فعالیت خشونت آمیز و علیه نهادهای دولتی و قوا می باشد که جمعیت مدنی را مورد هدف قرار نمی دهد. همین وضعیت را می توان در شهر آکتوبه مشاهده کرد: تروریست ها راننده و مسافران اتوبوس تصرف شده را پیاده کردند اما مطابق با توسعه فعالیت تروریستی، اقدامات تروریست ها نسبت به جمعیت غیرنظامی بیشتر و بیشتر تشدید می شوند. مسئله اینکه در چه زمانی فعالیت تروریستی در قزاقستان وارد مرحله جدید می شود؟ و آیا وارد مرحله جدید می شود یا خیر؟ فعلا بی پاسخ می ماند. رویدادها در آکتوبه رشد افراط گرایی در فضای شوروی سابق را تأیید می کند. مشکل تروریسم از خارج به قزاقستان آمده است و رشد آن از طرف نیروهای خارجی حمایت و سرمایه گذاری می شود. بنابرین فقط با تلاش های ریاست و دولت قزاقستان نمی توان از پس حل این مشکل بر آمد و باید همکاری کشورهای شوروی سابق را در چارچوب سازمان پیمان امنیت جمعی و همچنین همکاری روسیه- قزاقستان- چین از جمله در چارچوب سازمان همکاری های شانگهای را در مبارزه با تروریسم بین المللی تقویت کرد. حوادث آکتوبه بیانگر آماده شدن برای تعویض ریاست قزاقستان است کیت مالینسان کارشناس حوزه آسیای مرکزی به این نظر اعتقاد دارد. به گفته وی، رویدادهای اخیر در آکتوبه نه فقط از بروز افراط گرایی اسلامی بلکه از مبارزه جدی نخبگان سیاسی قزاقستان خبر می دهد. مالینسان در این باره تصریح می کند: احتمال زیادی وجود دارد که مهاجمین شهر آکتوبه پشتیبانان جدی دارند. همین واقعیت را می توان در مورد تظاهرات گسترده ای گفت که در کشور در بهار گذشته به وقوع پیوست، بیان کرد. این مسئله می تواند ظهور مبارزه سیاسی داخلی باشد. کشور به زمان انتقال قدرت از یک دست به دست دیگر نزدیک می شود و به همین سبب، تغییرات اجتناب ناپذیر هستند. در این لحظه بین گروه های مختلف دارای نفوذ، مبارزه تشدید می شود. کاهش قیمت های نفت نیز اختلافات موجود را وخیم تر کرد. اما مقیاس خطر افراط گرایی اسلامی در قزاقستان به طور روشنی اغراق آمیز هستند. آسیای مرکزی برای فعالیت نظامی گروه داعش منطقه اولویت دار نیست. بله، مسلمانان منطقه را برای جنگیدن در خاورمیانه جذب می کنند. طبق آمارها، در صفوف داعش تقریبا 400-500 شهروند قزاقستان حضور دارند. حتی تعداد بلژیکی ها بیشتر از قزاقستانی ها در داعش است. با در نظر گرفتن خاک پهناور قزاقستان، میزان فعالیت تروریستی در کشور بالا نیست و فکر نمی کنم که رویدادهای اخیر در آکتوبه بروز افراط گرایی باشد و من این اتفاقات را بیشتر به عنوان مشکلات سیاسی داخلی نگاه می کنم. خلاصه، در رویدادهای آکتوبه ظهور افراط گرایی اسلامی را نمی بینم. ویدئو های زیاد این رویدادها و گفت وگو با شهروندان محلی از آن خبر می دهد که برای داشتن ارتباط این گروه مهاجم با اسلام گرایان هیچ شواهد محکمی وجود ندارد و به نظرم، مدیریت قزاقستان حرف اصلی خودشان را تغییر می دهند. اگر اول آنها تیراندازی در آکتوبه را به اسلام گرایان نسبت می دادند اما امروزه نظربایف از دخالت خارجی حرف می زند. رئیس جمهور با مقصر دانستن توطئه گران خارجی و با اشاره به انقلاب های رنگین، شاید سعی دارد توجه مردم را از مشکلات زیاد سیاسی و اقتصادی داخلی منحرف کند. فکر می کنم که این تلاش در جهت متحدسازی جامعه در مقابله با دشمن خارجی نامرئی است. چشم انداز تغییر ریاست کشور برای قزاقستان بزرگترین عامل خطر می باشد ضمن آنکه قیمت های پایین نفت و اوضاع جدید اقتصاد این بی ثباتی را تشدید می کند.