ایران شرقی 30 تير 1395 ساعت 9:53 http://www.iess.ir/fa/analysis/237/ -------------------------------------------------- عنوان : برنامه‌های کوتاه و بلند مدت غرب برای قرقیزستان -------------------------------------------------- «الکساندر کنیازف» کار‌شناس سیاسی روس ضمن یادداشتی اختصاصی به بررسی اهداف سفر رسمی 23-24 تیر «آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان به قرقیزستان پرداخت. متن : ایران شرقی/ در این یادداشت آمده است: آلمان هیچ گاهی در میان دیگر کشورهای اروپایی نسبت به قرقیزستان توجه ویژه ای نداشته است و به این دلیل نباید سفر رسمی آنگلا مرکل به بیشکک از نگاه روابط دوجانبه قابل بررسی دانسته شود. بنابراین، صدر اعظم آلمان بیش از هر چیزی این سفر را به عنوان نماینده غرب انجام داده است. در رابطه با اهداف و محتوای سفر مرکل می توان به جنبه های زیر نیز اشاره کرد: - ارزیابی یک سری از اقدامات ضد غربی بیشکک نظیر ورود این کشور به اتحاد اقتصادی اوراسیا، حمایت رسمی از عملیات نظامی روسیه در سوریه، فاصله گرفتن از بحران اوکراین و غیره. بدون شک ضمن این ارزیابی به وضعیت مشکل اجتماعی و اقتصادی قرقیزستان و انتظارات برآورده نشده این کشور از عضویت در اتحاد اقتصادی اوراسیا، چرایی تداوم خط مشی روسیه گرایی و همچنین رشد نفوذ چین در قرقیزستان توجه ویژه صورت گرفته است. - ارائه این پیام به بیشکک که در صورت منصرف شدن از خط مشی روسیه گرایی (لزوما نه به صورت مستقیم و علنی) می تواند از کمک های مالی کشورهای غربی برخوردار شود؛ - حمایت از وجهه و تصویر مثبت سیاست غرب در منطقه و اینکه اروپا و غرب شرکای خود در آسیای مرکزی را فراموش نمی کنند؛ - ارزیابی وضعیت سیاسی قرقیزستان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 2017 با توجه به احتمال تغییرات سیاسی در این کشور. این نکته بسیار عجیب به نظر می رسد که سفر رسمی مرکل به بیشکک هیچ گونه برنامه کاری مشخص نداشته و محورهای اصلی مذاکرات نیز روشن نبودند و هیچ نوع اسناد همکاری نیز به امضا نرسید. به این دلایل همان گونه این سفر را نمی توان در راستای روابط دوجانبه بررسی کرد. جامعه غربی طی بیش از دو سال گذشته تاکتیک های خود نسبت به قرقیزستان را تغییر داد. پس از خروج پایگاه آمریکایی ماناس و مسدود کردن برخی از کانال های همکاری با آمریکا (نظیر لغو موافقتنامه همکاری های بین دولت های قرقیزستان و آمریکا که در سال 1993 به امضا رسیده بود) غرب از دنبال کردن اقدامات جدی علیه قرقیزستان فاصله گرفت. برای آمریکا این نکته مهم تر است که در سال 2010 تحت حمایت های واشنگتن و غرب قانون اساسی جدید قرقیزستان به تصویب رسید که به دلیل چند دستگی قبیله ای و منطقه ای نخبگان سیاسی و جهت گیری های متفاوت خارجی آن ها، شکاف موجود در میان جامعه کشور و حضور شبکه قوی سازمان های غیر دولتی غرب گرا زمینه تضعیف نهاد دولت در این کشور را فراهم کرده است. در واقع در نظام سیاسی کنونی قرقیزستان زمینه و مکانیسم های ایجاد بی ثباتی به شمول تغییر رژیم های سیاسی نهفته است. اما از نظر تاکتیکی در حال حاضر غرب ترجیح می دهد انتخابات آتی ریاست جمهوری قرقیزستان در چارچوب قانون اساسی جدید صورت گیرد تا موثر بودن سیستم پارلمانی مورد حمایت های غرب به نمایش گذاشته شود و به نحوی به عنوان الگو برای سایر کشورهای منطقه قابل معرفی باشد. البته رئیس جمهور قرقیزستان و صدر اعظم آلمان در خصوص رشد روابط دوجانبه و همکاری های آتی اقتصادی و تجاری نیز صحبت های انجام دادند ولی این صحبت ها عملا از اهمیت خاصی برخوردار نمی باشد. بنابر این از نتایج مشخص و قابل لمس این سفر می توان موقعی صحبت کرد که در کوتاه مدت از سوی آلمان و یا کشورهای دیگر غربی اقداماتی (به صورت پروژه ها، برنامه ها و...) با مزایای مالی و اقتصادی به اجرا گذاشته شود. چنانچه این امر اتفاق افتد پس به این معناست که مرکل تضمین حسن نیت نسبت به غرب را از طرف مقامات عالی بیشکک به دست آورده است که این انتفاق روی شرایط نه تنها قرقیزستان بلکه کل منطقه تاثیر خواهد گذاشت.