ایران شرقی 8 تير 1395 ساعت 11:40 http://www.iess.ir/fa/analysis/230/ -------------------------------------------------- دام چینی و بازی دوباره روسیه برای ایران؛ عنوان : ناگفته‌هایی از پشت پرده اجلاس اخیر شانگهای -------------------------------------------------- نشست سازمان همکاری شانگهای در تاشکند دارای سطح بالاتری از میزان توطئه‌های پنهانی و مباحث پرتنش از نشست‌های قبلی بود. شاید اگر روزی تاریخ سازمان همکاری‌های شانگهای بدون مبالغه و به صورت واقعی نوشته شود، از نشست تاشکند به عنوان «نقطه عطف» و یا «تاریخی» یاد خواهد شد. متن : ایران شرقی/ ارائه تصویر زیبا همواره یکی از دغدغه های رسانه ای همه نشست های سران سازمان شانگهای بوده است. سران کشورهای عضو همیشه حداکثر تلاش را به خرج می دهند تا ناظران خارجی این ذهنیت را نداشته باشند که میان اعضا اختلاف نظر و یا مسائل مورد بحث وجود دارد. اعضای هیئت های شرکت کننده هم توجیه می شوند تا از وجود مشکلات و مباحث داخلی سازمان حرفی از زبانشان بیرون نرود. به این دلیل است که معمولا روزنامه نگاران طی نشست های سازمان همکاری های شانگهای از شنیدن حرف های تکراری و یکنواخت در باره دوستی و تفاهم میان اعضا، گله مندند. اما واقعیتی که از چشم عموم مردم پنهان نگاه داشته می شود با تصویر زیبای که از سوی تریبون بلند سازمان شانگهای به نمایش گذاشته می شود، بسیار متفاوت می باشد. از این نظر، نشست تاشکند با سطح بالاتری از میزان توطئه های پنهانی و مباحث پرتنش از نشست های قبلی بود. شاید اگر روزی تاریخ سازمان همکاری های شانگهای بدون مبالغه و به صورت واقعی نوشته شود، از نشست تاشکند به عنوان نقطه عطف و یا تاریخی یاد خواهد شد. نشست سران شانگهای در تاشکند سه نکته کلیدی داشت یکی اینکه پکن برای اولین بار به وضوح انتظارات خود در رابطه با آینده سازمان را مطرح کرد که این مسئله حکم آب سردی بر پیکره روسیه را داشت. دوم اینکه در داخل این سازمان به رهبری پکن، گروهی شکل گرفت که نسبت به اهداف گسترش شانگهای مشکوک می باشند. آن ها بر این باورند که گسترش سازمان از طریق پذیرش تمام داوطلبان (لازم به ذکر است که مغولستان، بلاروس، سوریه، مصر، بنگلدش، آذربایجان، کامبوج، نپال، ترکیه و سری لانکا در انتظار کسب جایگاه حقوقی مختلفی در شانگهای هستند) سازمان را به سمت باشگاهی تنزل خواهد داد که در این صورت، هیچ مسئله ای بصورت مسالمت آمیز حل و فصل نخواهد شد. و نکته سوم اینکه موضوع ایران شرکت کنندگان نشست تاشکند را به صراحت در دو طرف مقابل یکدیگر قرار داد. شی جین پینگ رئیس جمهور چین طی اظهاراتی درباره زمینه های توسعه بیشتر سازمان همکاری های شانگهای به پنج مورد تقویت وحدت، اعتماد متقابل و تعمیق همکاری های همه جانبه در چارچوب سازمان اشاره کرد. اگر به جزئیات سخنرانی رئیس جمهور چین نظری بیاندازیم، به نتایجی دست خواهیم یافت. الف: وظیفه اصلی سازمان همکاری های شانگهای نه خیالبافی سیاسی و نه ایجاد جهان چند قطبی اسطوره ای بلکه همکاری واقعی کشورهای عضو در عرصه های اقتصادی می باشد. و تنها بعد از تقویت این همکاری و ظهور پروژه های مختلف صنعتی، تدارکاتی، زیرساختی، مالی، علمی و فنی می توان در باره هر گونه اهداف سیاسی صحبت کرد. ب: علاوه بر این، رئیس جمهور چین بلافاصله فضای اقتصادی جاده جدی ابریشم را به عنوان پروژه اصلی معرفی کرد که همسو با استراتژی های ملی کشورهای منطقه بوده و نقش مبنای اساسی برای همگرایی بیشتر اقتصادی را ایفا خواهد کرد. ج: سازمان همکاری های شانگهای نه تنها در کلام بلکه در عمل باید مسئولیت تامین امنیت منطقه را به صورت گسترده از محدود سازی حضور خارجی گرفته تا ایجاد ساختارهای واحد مبارزه با افراطگرایی، قاچاق مواد مخدر و سایر جرایم فرامرزی بر عهده گیرد. پیش از این نیز، پکن از طرح دقیق مسائل اجتناب می کرد اما ظاهرا اکنون شرایط تغییر کرده است. از سال ۲۰۱۳ میلادی به این طرف چین اقدامات زیادی در منطقه انجام داده و در پروژه های آزمایشی جاده جدید ابریشم پول های زیادی را سرمایه گذاری کرده است که امروز انتظار بازدهی متقابل اقتصادی را دارد. پکن همچنین همزمان می خواهد سرمایه های خود را از مداخلات غرب، توطئه های روسیه و اقدامات غیر منتظره کرملین (نظیر اختلاف با ترکیه) و همچنین از بی ثباتی داخلی در کشورهای کلیدی آسیای مرکزی (قزاقستان و ازبکستان) بیمه کند. به عبارت دیگر، سخنرانی شی جین پینگ برای شرکت کنندگان نشست تاشکند این پیام را داشت: سیاست بازی بس است. حالا دیگر زمانی فرا رسیده که باید کار کرد و بطور مستقل به فکر تامین امنیت خانه خویش بود. ضمنا طرح موضوع به این صورت، برخی از سران را تا حدودی شوکه کرده بود. موضوع شوکه شدن برخی قابل درک است زیرا به عنوان مثال قرقیزستان و تاجیکستان به کمک های مالی چین بد عادت شده و امیدوارند که ضرورتی به بازپرداخت این مبالغ صورت نگیرد. اشاره رئیس جمهور چین به این موضوع که سازمان شانگهای سازمان جیبی کرملین نبوده و همه دارای حقوق یکسانند و قصد ندارند بدون قید و شرط از برخی از اقدامات نسنجیده و شعارهای تبلیغاتی آن حمایت کنند نیز به صراحت هیئت روسیه را ناراحت کرد. این اظهارات تقریبا علنی هیئت چینی نیز برای نمایندگان کرملین سورپرایز غیر منتظره و ناگوار بود. پکن این پیام را داد که چنانچه شما (روسیه) آماده بررسی توسعه همکاری های اقتصادی در چارچوب سازمان شانگهای نمی باشید، پس بدون شما جلو خواهیم رفت و از توافقات دوجانبه با کشورهای آسیای مرکزی که در اواسط سال های ۲۰۰۰ منعقد کرده ایم، بهره خواهیم برد. چین همچنین نسبت به بحث گسترش سازمان شانگهای و بویژه عضویت کامل هند موضع گیری جدی نشان داد. در همین حال، امروز شاید فقط افراد نابینا قادر به عدم مشاهده سیاست های طرفدارانه دهلی نو و نارندر مودی از آمریکا باشند. چرا که هند در واقع تلاش می کند تا مجری منافع آمریکا در آسیای جنوبی و در حوزه سازمان همکاری های شانگهای باشد. بنابراین عضویت کامل هند که از سوی روسیه و قزاقستان به طور فعال دارای لابی نیز می باشد، در آینده می تواند مشکلات جدی هم برای چین و هم برای کل سازمان همکاری های شانگهای ایجاد کند. اینجا بود که در دهلیزهای نشست تاشکند به ابتکار چین برای اولین بار صحبت از ضرورت ایجاد چارچوب محدود اعضای دائمی سازمان به میان آمد. و در نهایت، در تاشکند موضوع ارتقاء جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری های شانگهای به یک صحنه نبرد تبدیل شد. از نقطه نظر حقوقی برای طرح موضوع مانعی وجود ندارد ولی بحث موقعیت ویژه مسکو، آستانه و دوشنبه در میان است که عضویت کامل ایران را نامطلوب می دانند و معتقدند، ممکن است دیالوگ آن ها با غرب، مواضع شانگهای را به طور جدی با مشکل مواجه کند. هیئت روسی با بیان اینکه در این اواخر در مورد موافقت شش کشور عضو دائمی با نامزدی ایران برخی مشکلات بروز کرده و مانع رسیدگی سریع به این موضوع خواهد شد، سعی کرده موضع خود را پنهان نگاه دارد ولی تاکید به وجود مشکلات فنی چندان توجیه پذیر نبود و معلوم شد که چه کشوری نسبت به عضویت ایران چه نظری دارد. چنین وضعیت باعث سردرگمی پکن نیز شد که نسبت به ایران به عنوان یک عنصر کلیدی ساختار آینده سازمان شانگهای نگاه می کند. اما پکن به اصطلاح دچار دام خودش در رابطه به اتفاق آراء اعضای اصلی شد و در این نشست نه پکن و نه تاشکند که از موضوع ایران حمایت می کردند، موفق به انجام کار خاصی نشدند. با این حال اهمیت اصلی نشست تاشکند در آن است که برای اولین بار به صراحت مشکلات توسعه سازمان و راه حل های آن عنوان شد. به نظر می رسد که برخی از کشور ها آماده اند در کنار چین قرار گرفته و برای تحقق سیاست های موثر منطقه ای سازمان تلاش کنند که احتمالا مشکلاتی را در تعاملشان با روسیه به بار خواهد آورد.