کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

سازمان همکاری شانگهای

پاکستان و سازمان همکاری‏ شانگهای

22 مهر 1400 ساعت 10:28

پاکستان با داشتن مسیرهای مهم زمینی و ترانزیتی برای تجارت متقابل منطقه‌‏ای و بینامنطقه‌‏ای، می‌تواند پیوندی طبیعی بین اعضای سازمان همکاری شانگهای با اقیانوس هند را فراهم کند. اما در حالی که این چشم انداز می‌تواند فرصت‏‌های عظیمی را برای همه اعضای سازمان فراهم کند، یک چالش عمده وجود دارد؛ اسلام آباد به ‌رغم این پتانسیل بالای ترانزیتی، هنوز روابط تجاری و اقتصادی حداقلی با اکثر اعضای سازمان همکاری شانگهای، به غیر از چین، دارد.


مطالعات شرق/

منصوره اسکندران*
 
توسعه روابط بین‌‏المللی بین کشورها و ملل جهان و اطمینان از نظم و همکاری بین‌‏المللی و منطقه‏‌ای با ثبات بین آنها یکی از ویژگی‌‏های مهم و قابل‏ توجه جهان مدرن است. زیرا گذر زمان و افزایش جمعیت جهان باعث برقراری صلح و امنیت و رفاه بیشتر، کاهش فقر، ایجاد برابری بین ملت‌‏ها، تجارت بیشتر و سایر ملزومات اساسی ملت‌ها و کشورها می‏‌شود. از آنجا که نیازهای کشورها بر اثر رشد تولید و مصرف افزایش یافته و هیچ یک از آنها نمی‌توانند به تنهایی نیاز خود را برآورده سازند (Alimov, 2018) بر این اساس، بسیاری از سازمان‏‌های منطقه‏‌ای مانند CETO ، SENTO ، NATO ، WARSA ، ASEAN و SAARC و غیره با اهداف متفاوت تأسیس شدند. اکثر این سازمان‌ها تحت بلوک سرمایه‌‏داری آمریکا بوده و مأمنی برای سرمایه‌‏داری محسوب می‌‏شدند، بنابراین تاثیر چندانی در برقراری صلح و رفاه نداشتند.

در این میان، سازمان همکاری شانگهای پاسخی بی‌‏صدا اما موثر به بلوک‏‌بندی آمریکایی و سرمایه‌‏داری در منطقه بود. سازمان همکاری شانگهای، سازمانی میان‌دولتی است که برای همکاری‌های چندجانبه امنیتی، اقتصادی و فرهنگی و با هدف برقرار کردن موازنه در برابر نفوذ آمریکا و ناتو در منطقه پایه‌گذاری شده ‌است بنابراین می‌‏تواند نقش بسیار مهمی در سناریوی سیاسی جهان و محیط منطقه‌‏ای بویژه در ریشه کن کردن تروریسم، جدایی‌‎طلبی و افراط‌گرایی در منطقه ‏ایفا نماید.

 از سوی دیگر، پاکستان که قربانی جدایی‌‏طلبی، افراط‌‎گرایی و مشکلات اجتماعی و اقتصادی است برای حل مسائل و مشکلات خود می‌‏تواند از ظرفیت سازمان همکاری شانگهای بهره برده و با همکاری کشورهای عضو این سازمان فرصتی برای حل و فصل اوضاع ناآرام فعلی منطقه به ویژه با توجه به رخدادهای افغانستان بیابد. این کشور با آغاز جنگ در افغانستان دوباره درگیر جنگ علیه تروریسم شد، در این بین 60 هزار تن را از دست داد و به دلیل کاهش صادرات و واردات، کاهش ذخایر خارجی، کاهش ارزش پول، خسارات سرمایه‏‌گذاری خارجی و سایر چالش‌‏های اقتصادی متحمل تقریباً 120 میلیارد دلار خسارات مالی، اقتصادی و تجاری گردید. این کشور بارها از سال 1947 تا 2019 طعم همکاری با آمریکا را چشیده و از ابتدا در مقیاس وسیع تحت نفوذ آمریکا و غرب بوده اما اکنون می‏‌بایست بطور جدی در روابط و سیاست‏‌های خود تجدیدنظر نموده و براین اساس می‌‏تواند از بستر سازمان همکاری شانگهای برای رفع وابستگی به غرب استفاده نماید.

این سازمان فرصت خوبی است تا پاکستانی که به گفته تحلیلگران و کارشناسان دارای ویژگی‌‏های فیزیکی منحصر به فرد است و فرصت‏‌های زیادی را در اختیار کشورهای آسیای مرکزی، شرق و جنوب آسیا قرار می‌‏دهد از این طریق بتواند نقش پاسخگو، مولد و مترقی را ایفا کند. تا جایی که به نظر محققین، موضع پاکستان از نظر امنیت و ثبات برای کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای ضروری است و بدون پاکستان دستیابی به اهداف این سازمان کار سختی خواهد بود (Rehman, 2014). موقعیت جغرافیایی پاکستان نیز موجب شده تا این کشور کشورهای آسیای مرکزی، کشورهای جنوب و جنوب غرب آسیا را به یکدیگر متصل کند. همچنین موقعیت پاکستان از دیدگاه ژئوپلیتیک و اجتماعی- اقتصادی بسیار قابل ‏توجه است.
 
پاکستان و پیوستن به سازمان همکاری شانگهای
پاکستان و سازمان همکاری شانگهای از منظر اهداف جغرافیایی و ژئواستراتژیک، اهداف، چالش‌‏ها و نیازهای مشترکی دارند. در سازمان همکاری شانگهای مسائلی چون نفاق و اختلاف، مبارزه‏‌طلبی، تعصب، جنگ روانی و قاچاق دارو بسیار نگران‌‏کننده هستند و پاکستان نیز با وجود اینکه در مبارزه با برخی از این مشکلات توفیقاتی بدست آورده اما همچنان درگیر این گونه مسائل است. این ویژگی مشترک، امکان ارتقاء همکاری بین این دو را تسهیل کرده است. در پی خروج نیروهای بین‌‏المللی از افغانستان، شرایط و وضعیت امنیتی در منطقه ‏ایجاد شد که مستلزم بررسی سریع همه کشورهای منطقه و حفظ هدف اصلی امنیتی سازمان یعنی دورماندن از درگیری از طریق ایجاد اطمینان مشترک و مقابله با خطر ایجاد ترس بود که پاکستان می‏‌توانست از این دو هدفِ سازمان، به نفع خود استفاده کند (Un-Nisa et al. 2021)

با وجود اینکه هم چین و هم روسیه بارها اعلام کرده بودند که علی‌رغم تلاش پاکستان و هند برای عضویت در سازمان همکاری شانگهای، این سازمان اعضای جدیدی را نخواهد پذیرفت. با این حال، با حمایت مسکو از پیشنهاد دهلی نو برای عضویت، پکن، که مسلماً بازیگر اصلی این سازمان بود از پیشنهاد اسلام‌آباد حمایت کرد. در اجلاس سال 2015 در روسیه، سازمان همکاری شانگهای تصمیم خود را برای عضویت پاکستان و هند در این کشور اعلام کرد. در سال 2016، هند و پاکستان یادداشت تعهد را امضا کردند.

در هفدهمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در آستانه پایتخت قزاقستان، نورسلطان نظربایف، رئیس جمهور این کشور به طوررسمی از پاکستان و هند به عنوان اعضای سازمان همکاری شانگهای استقبال کرد. بنابراین با عضویت پاکستان در 9 ژوئن 2017، اسلام‌آباد این عضویت را فرصتی برای بهبود روابط خود با کشورهای منطقه از طریق تسهیل تجارت از طریق بندر گوادر، کمک به حل منطقه‌‏ای مسئله افغانستان و حل بحران انرژی توصیف کرد.

در هر حال تحول پذیرش اعضاء جدید در تاریخ سازمان همکاری شانگهای چندین مسئله مهم را مطرح می‌‏کند، از جمله اینکه چگونه می‌‏توان بر عملکرد سازمان همکاری شانگهای به عنوان یک اتحاد منطقه‏‌ای تأثیر گذاشت. تا چه حد گنجاندن اعضای جدید نشان‌‏دهنده نبرد قدرت بین مسکو و پکن است. این مبارزه تا چه اندازه ریشه‏‌دار بوده و چگونه بر سازمان همکاری شانگهای تأثیر خواهد گذاشت. با این حال، از دیدگاه اسلام‌آباد مسئله اصلی این است که چه چیزی می‌‏تواند به سازمان همکاری شانگهای ارائه دهد و چه چیزی را می‌‏تواند از عضویت در سازمان بدست آورد. 
 
دلایل تمایل پاکستان در پیوستن به سازمان همکاری‏‌های شانگهای
از لحـاظ راهبـردي، پاکسـتان بـه علـت تعـارض دائمـی بـا هنـد و وابستگی ساختاري به غـرب از نـوعی فقـدان هویـــت در ســـطح تعـــاملات منطقه‌‏ای رنـج می‏‌برد به همین دلیل عضویت در پیمان‌‏هایی همانند شـانگهاي کـه در آن کشورهاي بزرگی عضویت دارنـد بـراي این کشور هویت و پرستیژ بالاي منطقـه‌‏اي و بین‌‏المللی به همراه می‌‏آورد. اهمیـت عضـویت پاکسـتان در سـازمان همکاري شانگهاي تا حدي است کـه به نظر مقامات این کشور، شانگهای داراي اهمیــت اسـتراتژیک فراوانی است و این سازمان در موضوعات اقتصادي، دیپلماتیک و جنگ بـا تروریسـم اهمیـت خاصی دارد.

پاکستان با داشتن بیش از 200میلیـون نفـر جمعیت از لحـاظ راهبـردي بـه علـت نقـص ژئــوپلیتیکی و فقــدان عمــق اســتراتژیک وهمچنین به دلیل گنجانده نشـدن در محـیط امنیتی خاورمیانه، اوراسیا و جنوب شرق آسیا (به علت ایجاد انسداد تصنعی توسـط کشـور هند) در کنار تـلاش بـراي ائـتلاف بـا غـرب ســعی در حضــور در نهادهــاي منطقــه‌‏ای پیرامونی خود دارد. در همـین راسـتا ایجـاد کمربندي اسـلامی از ترکیـه تـا پاکسـتان بـا حضور کشورهاي آسیاي مرکـزي بـه منظـور تحقق عمق استراتژیک مدنظر پاکستان بوده اسـت.

رقابت دائمی با هنـد بـه عنـوان دشـمن اسـتراتژیک پاکسـتان از نقطـه نظـر مسـائل ژئوپلیتیکی و امنیتی تحریک‏ کننده پاکسـتان براي عضویت کامل در شانگهاي به مثابه یک عرصـه جدیـد بـراي رقابـت میـان منـافع دو کشور مزبور است.
دلیــل دیگـــر عضـــویت پاکســـتان در شانگهاي این است که دو قطب اقتصادي قرن بیست و یکم یعنی هند و چین نیازمند منابع  انرژي هستند در این راستا پاکستان می‏‌تواند به عنوان یک خط ترانزیـت انـرژي از آسـیاي مرکزي و ایران، به این دو کشور عمل کـرده و موقعیت سیاسی، اقتصادي و بین‌‏المللی خـود را ارتقاء بخشد در این راستا می‌‏توان به ایده "پاکستان بـه عنـوان کریـدور انـرژي"، ژنرال مشرف رئیس جمهـور وقـت پاکسـتان اشاره کرد(طباطبایی،1398)
 
پیامدهای عضویت پاکستان در سازمان همکاری شانگهای
پاکستان پیوندی طبیعی برای سایر اعضای سازمان برای دسترسی به اقیانوس هند فراهم می‌‏کند. به گفته مقام‌های این کشور "پاکستان پیوند طبیعی بین کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای را برای اتصال سرزمین اوراسیا به دریای عرب و جنوب آسیا فراهم می‌‏کند و مسیرهای مهم زمینی و ارتباطی برای تجارت متقابل سودمند منطقه‌‏ای و بینامنطقه‌‏ای ارائه می‌‏دهد. " در حالی که این چشم انداز فرصت‏‌های عظیمی را برای همه اعضای سازمان فراهم می‏‌کند، نشان دهنده چالش قابل توجهی برای اسلام‌آباد است. علی‌رغم پتانسیل بسیار زیاد، هنوز هم روابط تجاری و اقتصادی اسلام‌آباد با اکثر اعضای سازمان، به غیر از چین، حداقلی است. عضویت در سازمان همکاری شانگهای این فرصت را به اسلام‌آباد می‌‏دهد تا تعدادی از پروژه‏‌ها را با استفاده از بستر سازمان آغاز و احیا کند.
بندر گوادر به منبع تجاری مهم و موثری برای کشورهای آسیای مرکزی تبدیل می‌‏شود. اسلام‌آباد می‏‌تواند تحت پرچم سازمان همکاری شانگهای امکان دسترسی به گوادر را برای کشورهای عضو سازمان فراهم سازد(Zeb, 2018).

عضویت در سازمان همکاری شانگهای راهی را برای اسلام‌آباد فراهم می‌‏کند تا فرصت‏‌های واردات نفت و گاز از کشورهای آسیای مرکزی، در درجه اول ازبکستان، تاجیکستان و قزاقستان را بررسی کند. بحران فزاینده انرژی پاکستان نیازمند توجه فوری است. تا به این کشور کمک کند تا در راستای تدوین سیاست انرژی به حل مشکل انرژی خود بپردازد.
در چارچوب همکاری‏های شانگهای، کشورهای جنوب آسیا فرصتی عالی برای شروع پروژه‏‌های جدید انرژی دارند که نه تنها انرژی مورد نیاز خود را تأمین می‏‌کنند، بلکه ادغام اقتصادی را نیز ارتقا می‌‏بخشند. دو پروژه بزرگ شامل خطوط لوله گاز ایران - پاکستان (IP) و ترکمنستان - افغانستان- پاکستان - هند (TAPI) برای منطقه بسیار مفید خواهد بود و به ویژه نیازهای انرژی پاکستان را برطرف می‌‏کند. برآوردن تقاضای انرژی به افزایش بهره وری و در نهایت بهبود وضعیت اقتصادی پاکستان کمک می‌‏کند. علاوه بر این، درآمد ترانزیت خطوط لوله گاز و نفت، میلیون‏‌ها دلار به درآمد پاکستان کمک می‏‌کند.

عضویت در سازمان همکاری شانگهای از نظر امنیتی نیز بسیار مهم است زیرا پاکستان از تروریسم و ​​افراط‌گرایی رنج می‌‏برد. سازمان همکاری شانگهای یک مجمع بزرگ برای پاکستان است تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارد و با کشورهای عضو برای ریشه کن کردن تروریسم از منطقه هماهنگ شود. توافقنامه‏‌هایی که بین اسلام‌آباد و اعضای سازمان همکاری شانگهای امضا شده است، طی چند سال گذشته، متأسفانه به دلیل عدم همکاری نهادی چندان موفق نبوده است. از منظر پاکستان، ساختار منطقه‏‌ای مبارزه با تروریسم (RATS) سازمان همکاری شانگهای می‏‌تواند در افزایش همکاری و توافق نهادی به صورت جامع مفید باشد. این سازمان همچنین فرصتی را برای پاکستان فراهم می‌‏کند تا روابط خود را تقویت کرده و تجارت خود را با کشورهای اروپایی افزایش دهد.

این سازمان در ایجاد هماهنگی بین هند و پاکستان برای توسعه مسیرهای تجاری جنوب آسیا و کریدورهای انرژی نیز مهم است که می‌‏تواند برای ثبات اقتصادی و یکپارچگی منطقه‌‏ای مفید باشد. به همین دلایل، سازمان همکاری شانگهای می‌‏تواند مکانی بی‌طرف برای گفتگو و رفع نگرانی‌‏های پاکستان از جمله مسئله کشمیر از طریق گفتگو و رویکردهای مسالمت آمیز در اختیار هر دو کشور قرار دهد.
رونق اقتصادی یکی از منافع مهم هر ملتی است و روابط اقتصادی با سیاست خارجی پیوند تنگاتنگی دارد. ایجاد یک محیط مساعد برای شرکت‌‏های خارجی، برای جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) مهم است. سازمان همکاری شانگهای می‌‏تواند زمینه‌ای برای ایجاد تصویری نرم برای تقویت روابط تجاری پاکستان فراهم کند و همچنین به کشف بازارهای جدید تجاری کمک کند. 
 
امنیت منطقه‌‏ای و پاکستان
عضویت پاکستان در سازمان همکاری شانگهای فرصتی را برای گسترش روابط چندجانبه به ویژه در بخش دفاعی فراهم می‌‏آورد. از نظر جغرافیایی، پاکستان با چهار کشور ایران، چین، افغانستان و هند مرز مشترک دارد. برای پیشرفت و رفاه پاکستان مهم است که مسائل خود را با کشورهای همسایه خود از طریق گفتگوی مسالمت آمیز حل و فصل کند. پرداختن به مسائل امنیتی با همسایگان، صلح و ثبات را در پاکستان تضمین می‏‌کند. تأمین صلح مرزی نه تنها امنیت فیزیکی و روانی را برای کشور ایجاد می‌‏کند، بلکه سرمایه‏‌گذاران خارجی را نیز به سرمایه‌‏گذاری در پاکستان ترغیب می‌‏کند که در نهایت منجر به پیشرفت و توسعه اقتصادی - اجتماعی کشور و منطقه می‌‏شود.

 پاکستان در چهارراهی قرار دارد که جنوب آسیا، آسیای مرکزی، غرب آسیا و غرب چین را به هم متصل می‌‏کند و می‌‏تواند کوتاه‌‏ترین مسیر به آب‌های گرم دریای عرب را برای غرب چین و آسیای مرکزی فراهم کند. برای دستیابی به حداکثر استفاده از این موقعیت استراتژیک، باید تلاش شود ارتباطی امن برقرار شود زیرا موقعیت جغرافیایی پاکستان به عنوان دروازه‌ای برای کشورهای محصور در خشکی عمل می‏‌کند و می‌‏تواند از طریق گوادر به یک مسیر اصلی ترانزیت تبدیل شود. علاوه بر این، به دلیل فاصله کم از خلیج فارس، که 65 درصد نفت جهان را تولید می‌‏کند و تقریبا نیمی از تجارت نفت جهان از طریق تنگه هرمز انجام می‌‏شود، اهمیت ژئواستراتژیک پاکستان چین را مجبور کرده است از طریق گوادر که بندر تحت کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) است با این کشور ارتباط برقرار کند.

بندر گوادر تنها مسیر مستقیم و کوتاه بین چین و آسیای مرکزی با خاورمیانه و غرب آسیا را فراهم می‌‏کند(Khetran, 2019). بنابراین طبیعی است که حفظ امنیت در پاکستان و مرزهای این کشور مهم و استراتژیک باشد. بنابراین تمامی کشورهای سازمان که به طور جدی از ظهور و قدرت گرفتن سازمان‏‌های تروریستی بویژه در افغانستان نگران هستند، از بی‌ثباتی و تاثیر رویدادهای اخیر افغانستان بر اوضاع داخلی پاکستان نیز ابراز نگرانی کرده‏‌اند. از آنجا که همه کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در افغانستان منافع دارند و از گروه‏‌های مختلف در این کشور حمایت می‌‏کنند، ضروری است که این کشورها با استفاده از بستر سازمان، استراتژی مشترکی برای حل مشکل افغانستان و تهدید تروریسم اتخاذ کنند.
انتهای مطلب/

*دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی


کد مطلب: 2798

آدرس مطلب :
https://www.iess.ir/fa/analysis/2798/

موسسه مطالعات راهبردي شرق
  https://www.iess.ir