مهمترین ویژگی و در واقع وجه بارز گفتمان مقام معظم رهبری تمرکز چندوجهی بر آسیای مرکزی بوده است. ایشان در فرصتهای مختلف ابعاد متفاوتی از رویکرد جمهوری اسلامی ایران به آسیای مرکزی را مطرح کردهاند که هرکدام مبتنی بر خردهگفتمانهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب بوده که متناسب با ویژگیها و ظرفیتهای آسیای مرکزی متناسبسازی شدهاند. درعینحال باید به این نکته نیز اشاره داشت که این گفتمان در سیاست خارجی با نگاه به شکلدهی به یک «عمق راهبردی» برای جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر «منافع متقابلاً سودمند» برای دولتهای تازه استقلالیافته در آسیای مرکزی مطرح شده که طبیعتاً بخشهایی از آن در فرایند اجرایی محقق شده است و بخشهای مهمی از آن کماکان در فراز و نشیب قرار داد.
مقدمه
مطالعات شرق | رهبر شهید آیتاللهالعظمی خامنهای یکی از معماران شکلگیری سیاست خارجی نوین در جمهوری اسلامی ایران بودهاند. ایشان بهواسطۀ تسلط بر بنیانهای دینی و فقهی سیاست خارجی، آگاهی دقیق از ظرفیتهای ایران و مبتنی بر یک نگاه جامع و چندوجهی به پدیدههای نوین و ثابت در محیط پیرامونی جمهوری اسلامی ایران، نقش مهمی در تنظیم و بازتنظیم سیاست و روابط خارجی ایران در قبال مناطق مختلف و کشورهای گوناگون داشتهاند.
آسیای مرکزی یکی از این مناطق است که به دلیل پیوند همسایگی، اشتراکهای فرهنگی-تمدنی و همچنین اضافه شدن به جهان اسلام پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی همچون سایر مناطق محیط پیرامونی ایران مورد توجه مقام معظم رهبری قرار گرفته است. در این گزارش با توجه به مجموعه بیانات مقام معظم رهبری در خصوص آسیای مرکزی در بازۀ پس از استقلال کشورهای این منطقه و مبتنی بر اصول کلان سیاست خارجی مطرح شده در منظومۀ فکری ایشان تلاش شده است تا گفتمانهای مدنظر معظمٌله در خصوص آسیای مرکزی استخراج و دستهبندی شود.
رویکرد چندوجهی به آسیای مرکزی
مهمترین ویژگی و در واقع وجه بارز گفتمان مقام معظم رهبری تمرکز چندوجهی بر آسیای مرکزی بوده است. ایشان در فرصتهای مختلف ابعاد متفاوتی از رویکرد جمهوری اسلامی ایران به آسیای مرکزی را مطرح کردهاند که هرکدام مبتنی بر خردهگفتمانهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب بوده که متناسب با ویژگیها و ظرفیتهای آسیای مرکزی متناسبسازی شدهاند. درعینحال باید به این نکته نیز اشاره داشت که این گفتمان در سیاست خارجی با نگاه به شکلدهی به یک «عمق راهبردی» برای جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر «منافع متقابلاً سودمند» برای دولتهای تازه استقلالیافته در آسیای مرکزی مطرح شده که طبیعتاً بخشهایی از آن در فرایند اجرایی محقق شده است و بخشهای مهمی از آن کماکان در فراز و نشیب قرار داد.
مهمترین مؤلفههای این رویکرد چندوجهی مبتنی بر گزارههای ذیل هستند:
1. حوزۀ فرهنگی-تمدنی:
رهبر شهید سهمی ویژه برای آسیای مرکزی در چارچوب رویکردهای فراملی به تمدن نوین ایرانی-اسلامی داشتهاند. ایشان آسیای مرکزی یا به تعابیر دیگر ماوراءالنهر را مهد ظهور بخشی از تمدن پارسی درنظر گرفته و البته از چندپارگی این مناطق در طول تاریخ اظهار تأسف کردهاند. از نظر مقام معظم رهبری آسیای مرکزی دارای موقعیت «خویشاوندی[1]» جمهوری اسلامی ایران است که این عبارت موقعیتی منحصر به فرد به این منطقه اعطا کرده است.
ایشان همچنین یک تفکیک مهم بین افغانستان و آسیای مرکزی قائل شده و تصریح کردهاند که تاجیکهای شمال افغانستان «پارسیزباناند» اما مردم تاجیکستان «احساس فارسی بودن میکنند» که سطح بالاتری را نشان میدهد. توسعۀ زبان پارسی را در این مناطق به نفع ایران در نظر گرفته و البته این را محدود به تاجیکستان نکردهاند، بلکه ترکمنستان و ازبکستان را نیز صریحاً مورد اشاره قرار دادهاند[2]. از این منظر جوامع پارسیِ متفرق شده و اتحاد پارسیزبانان را مورد تأکید قرار دادهاند. این حوزۀ تمدنی پارسی به مفاهیم دیگری همچون نوروز پیوند خورده که فراتر از زبان پارسی، تمدن ایرانی را در بر گرفته است که از منظر ایشان میتواند به شکلگیری بستری برای ارتقاء همکاریهای کارکردی[3] برای شکلدهی به یک همگرایی تمدنی منجر شود.
2. حوزۀ دینی و اسلامی:
مقام معظم رهبری بهندرت تأکید و تصریح بر اشتراکهای فرهنگی را بدون تمرکز بیشتر بر حوزۀ اسلامی مطرح کردهاند. این تأکید ویژه بر ظرفیتهای «اسلام[4]» در آسیای مرکزی از این منظر مطرح شده که «دین» عاملی برای وحدت و پیوند بین اقوام و ملتهای گوناگون درنظر گرفته شده است. ایشان اسلام را «پایه و اساس» و در واقع «ستون فقرات» فرهنگ[5] ملتهای منطقه در نظر گرفتهاند که نقشی فراتر از صرف اشتراکهای فرهنگی، زبانی و تاریخی را شامل میشود.
مقام معظم رهبری در این برداشت به ظرفیتهای درونی آسیای مرکزی نیز توجه داشتهاند و صریحاً به بنیانهای این اولویتبندی اشاره میکنند که جوامع آسیای مرکزی «ندای اسلام سرداده و به مسلمانی خود افتخار میکنند و در پی تحقق بخشیدن به احکام اسلامی هستند[6]». این برداشت ایشان مبتنی بر این گزاره است که اسلام یک محرکۀ قوی در این کشورها است که حتی در سلطه و سرکوب کمونیسم نیز علائق دینی[7] این جوامع از بین نرفت. البته در این برداشتها اسلام را عاملی برای دستپاچگی آمریکا و استکبار جهانی در قبال آسیای مرکزی معرفی میکنند که در واقع اعطای یک نقش برجسته به این منطقه در چارچوب پویاییهای جهان اسلام است.
3. ژئوپلیتیک، رقابتهای جهانی و استکبارستیزی:
ایشان در منظومۀ اصول کلیدی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت، ابعاد و وجوه ژئوپلیتیکی مشخصی را نیز در قبال آسیای مرکزی بهوضوح مطرح کردهاند. در برداشت ایشان فضای آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی بستری برای رقابت صهیونیستها، اروپاییها و آمریکاییها تلقی شده که برای نفوذ و تصرف شکل گرفته و این امر نیز زمینههایی برای شکلگیری فشار و تهدید بوده است[8]. درعینحال ایشان نقش روسیه را نیز در این منطقه مورد توجه قرار دادهاند و از منظر ژئوپلیتیکی بهنظر میرسد که نقش این منطقه را در حفظ استقلال روسیه از غرب و مقابله با نظم تکقطبی جهانی[9] با محوریت آمریکا برجسته میدانستند. ایشان در سطح ژئوپلیتیکی برنامۀ آمریکا را استقرار در آسیای مرکزی دانستهاند با این هدف که سیاستی مشابه سیاست اعمال شده از سوی آمریکا در کشورهای حاشیۀ خلیج فارس پس از حمله به افغانستان در این منطقه شکل بگیرد[10] . ایشان عدم موفقیت این ایده را نیز در حفظ استقلال کشورهای این منطقه میبینند.
این موضوع در برخی فرصتها بهوضوح مطرح شده است. بهعنوان مثال بعد از اخراج آمریکا از پایگاه هوایی ماناس، شخصاً این موضوع را در دیدار با رئیسجمهور وقت قرقیزستان[11] مورد اشاره قرار دادند. در تکمیل این رویکرد ایشان راهکار حلوفصل مسئلۀ افغانستان را در شکلگیری یک همکاری بین ایران و آسیای مرکزی[12] در چارچوب همسایگان افغانستان میدانستند. بهنظر میرسد فرجام دیدگاه ژئوپلیتیکی مقام معظم رهبری شهید به آسیای مرکزی در چارچوب رقابتهای جهانی بهعنوان بخشی مهم از ایدۀ «اتحاد کشورهای آسیایی[13]» درنظر گرفته میشود.
4. مسئلۀ فلسطین و الگویابی از آسیای مرکزی:
یکی از موضوعهای جالب توجه در گفتمان شهید آیتاللهالعظمی خامنهای نسبت به آسیای مرکزی که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است، بازیابی آرمان فلسطین با توجه به تجربۀ این منطقه است. مقام معظم رهبری بازگشت آسیای مرکزی به هویت دینی، فرهنگی و تاریخی خود را پس از استقلال بهعنوان یک نمونۀ موفق از بازیابی هویتی در نظر میگیرند که میتواند بهعنوان مصداقی موفق برای بازیابی هویتی فلسطین[14] و شکست یک ابرقدرت درنظر گرفته شود. از منظر ایشان، این بازیابی هویتی در چارچوب احیاء دینی روندی فزاینده داشته است. ایشان معتقد بودند که در آسیای مرکزی نسلهای جدید اعتقادهای راسختری حتی بالاتر از پدرانشان به اسلام داشتهاند[15]. ایشان صراحتاً تأکید میکنند «همان گونه که دهها سال نادیده گرفتن حقوق ملتهای آسیای میانه از جانب شوروی سابق، به نتیجه نرسید، نادیده گرفتن حقوق ملت مظلوم فلسطین نیز دوام نخواهد آورد[16]».
در این برداشت ایستادگی 70 سالۀ آسیای مرکزی در مقابل کمونیسم یک مصداق از پیروزی در مقابل استکبار تلقی شده است که میتواند در آرمان فلسطین هم مورد توجه قرار بگیرد. درعین حال ایشان نگاهی ویژه و عمیق مبتنی بر آینده به حضور و نفوذ رژیم صهیونیستی در این منطقه داشتهاند. ایشان در دهۀ 1370 تأکید کردهاند که حضور کمپانیهای نفتی آمریکایی در آسیای مرکزی به بهای خون دهها هزار مسلمان به دست خواهد آمد[17]. مسئلهای که در سالهای اخیر و با تأمین نفت و نیازهای انرژی رژیم صهیونیستی توسط کشورهای آسیای مرکزی تأیید شد. از همین جهت هم در دیدارهای مختلف بر توسعۀ همکاری نفتی با قزاقستان تأکید داشتهاند[18]. یکی از هشدارهای دیگری که ایشان مطرح کردهاند حضور رژیم صهیونیستی در این منطقه با محوریت ضدیت با ایران است. به طور مشخص در سال 1377 این موضوع در دیدار با رئیسجمهور وقت ترکمنستان مطرح شد که «حضور صهیونیستها در پشت مرزهای مهمّ ایران موجب دغدغه است[19]». در این برداشت حضور اسرائیل عاملی برای تشدید اختلافها درنظر گرفته شده است.
5. همکاریهای راهبردی و عملگرایی در بستر همسایگی:
مفهومسازی همسایگی مهمترین وجه از گفتمان سیاست خارجی مقام معظم رهبری در قبال آسیای مرکزی بوده است. ایشان آسیای مرکزی را یک موقعیت استراتژیک[20] در شمال ایران در نظر گرفته و در یک برداشت ژئواکونومیکی تأکید کردهاند که توسعۀ شبکۀ ریلی با کشورهای این منطقه برای ارائۀ دسترسی به آبهای آزاد ضرورتی کلیدی برای توسعۀ کشور محسوب میشود. این برداشت مبتنی بر این نگاه است که ایران موقعیتی ویژه در دسترسی ترانزیتی شمال به جنوب[21] و بالعکس بیابد. ایشان همچنین اشتراکها را عاملی برای تقویت همکاری دانسته[22] و راه عبور از مشکلات را همکاریهای منطقهای میدانستند که ایران میتواند نقش یک پل را برای کشورهای آسیای مرکزی جهت ادغام در جهان اسلام داشته باشد.
مقام معظم رهبری همچنین با عبور از مفهوم «مجاورت جغرافیایی» به «همسایگی» در تعاملات ایران با کشورهای آسیای مرکزی فراتر از صرف «همکاری»، «همفکری» را هم مورد تأکید قرار دادهاند که سطحی بالاتر از همگرایی سیاسی است[23].
با این حال ایشان دستیابی به چنین سطحی از روابط را دارای مخالفین متعدد میدانستند و بهطور مشخص به آمریکا[24] اشاره کردهاند. درنهایت در سطح اجرایی و با رویکردی آسیبشناسانه، مقام معظم رهبری بارها و به طرق مختلف بر تقویت «عملگرایی» در روابط دوجانبه تأکید داشتهاند. ایشان در عمدۀ دیدارهای اخیر با مقامهای آسیای مرکزی «اجرایی شدن توافقها و پیگیری آنها[25]» را با ادبیات مختلف بیان کردهاند. حتی در برخی موارد تصریح کردهاند که توافقهای جاری میبایست هرچه زودتر عملیاتی شوند تا نتایج آنها در نشست آینده آشکار شود[26].
جمعبندی
گفتمان سیاست خارجی رهبری معظم شهید انقلاب، در قبال آسیای مرکزی را میتوان «جامعترین» رویکرد به سیاست خارجی در قبال این منطقه در نظر گرفت. درحالی که برداشتهای سیاسی دولتهای مختلف بر وجوهی از این خردهگفتمانها تأکید داشتهاند، ایشان این برداشت را در یک توازن مشخص بهعنوان یک «کل واحد» مطرح و تبیین کردهاند. درعین حال ذکر این نکته نیز ضروری است که این گفتمان یک روند تکاملی را تجربه کرده است.
برآیند خردهگفتمانهای مدنظر ایشان در دهۀ 1370 شمسی نشان میدهد که یک گذار از «امتگرایی» به سمت شکلدهی به «تمدن ایرانی-اسلامی» در طول سه دهه شکل گرفته است که علاوه بر عمق راهبردی، ابعاد کارکردی زیادی را در بر میگیرد. با این حال ذکر این «واقعیت» نیز اجتنابناپذیر است که دولتهای مختلف تاکنون نتوانستهاند رویکردی متمرکز از سیاست خارجی را نسبت به آسیای مرکزی بهنحوی به اجرا گذارند تا به شکلی حداکثری گفتمان معظمٌله در قبال این منطقه اجرا شده و منافع و موقعیت ایران در آسیای مرکزی تحقق یابد. فراز و نشیبهای بسیار در سیاستهای ایران در قبال آسیای مرکزی در کنار عملکرد رقبا و ضعف دولتها بهعنوان مجری اصلی سیاست خارجی، باعث شده است که حداقل در طول یک دهۀ اخیر یک روند محسوس از افت موقعیت ایران در آسیای مرکزی را شاهد باشیم که ضرورت بازگشت به این گفتمان کلان و تخصیص منابع و تمرکز لازم بر آن را نشان میدهد.
منابع:
- [1] بیانات رهبری در دیدار امامعلی رحمان رئیسجمهور تاجیکستان، 19/9/ 1376.
- [2] بیانات رهبری در دیدار مدیران مراکز استانهاى سازمان صداوسیماى جمهورى اسلامى ایران، 7/12/1370.
- [3] دیدار رئیسجمهور تاجیکستان و هیأت همراه با رهبر انقلاب، 28/10/1384.
- [4] بیانات رهبری در دیدار وزراى مطبوعات و گروهى از مقامهای جمهوریهاى تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان و آذربایجان، 21/2/1371.
- [5] دیدار رهبر نهضت اسلامی تاجیکستان با رهبر انقلاب، 24/9/1377.
- [6] پیام رهبری به کنگرۀ عظیم حج، 13/3/1371.
- [7] بیانات رهبر در اجتماع فرماندهان نیروى مقاومت بسیج سراسر کشور، 30/8/1372.
- [8] بیانات رهبر در دیدار جمعی از دانشآموزان و دانشجویان، 10/8/1374.
- [9] بیانات رهبری در دیدار دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، 1/9/1378.
- [10] بیانات رهبری در دیدار خانوادههای شهدای نیروهای مسلح، 4/7/1380.
- [11] دیدار رئیسجمهور قرقیزستان با رهبر انقلاب، 14/6/1394.
- [12] دیدار نظربایف رئیسجمهوری قزاقستان و هیأت همراه با رهبر انقلاب، 14/7/1378.
- [13] گزیدهای از بیانات رهبری در دیدار رئیسجمهور قزاقستان، 11/8/1371.
- [14] بیانات رهبری در دیدار کارگزاران نظام به مناسبت هفدهم ربیعالاوّل، 31/3/1379.
- [15] دیدار میهمانان خارجی شرکتکننده در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)، 15/3/1376.
- [16] دیدار رئیسجمهور قرقیزستان با رهبر انقلاب، 30/9/1382.
- [17] پیام تسلیت رهبری در پی کشتار مردم مزارشریف به دست طالبان، 23/6/1377.
- [18] گزیدهای از بیانات رهبری در دیدار نظربایف رئیسجمهوری قزاقستان و هیأت همراه، 14/7/1378.
- [19] گزیدهای از بیانات رهبری در دیدار آقای صفر مراد نیازوف رئیسجمهور ترکمنستان، 15/4/1377.
- [20] دیدار مسئولان وزارت راه و ترابری با رهبر انقلاب، 4/10/1375.
- [21] دیدار آقای صفر مراد نیازوف رئیسجمهور ترکمنستان با رهبر انقلاب، 15/4/1377.
- [22] گزیدهای از بیانات رهبری در دیدار رئیسجمهور ازبکستان، 4/9/1371.
- [23] گزیدهای از بیانات رهبری در دیدار نظربایف رئیسجمهوری قزاقستان و هیأت همراه، 14/7/1378.
- [24] گزیدهای از بیانات رهبری در دیدار رئیسجمهوری قزاقستان، 23/7/1386.
- [25] دیدار رئیسجمهور قزاقستان با رهبر انقلاب، 29/3/1401.

