کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

چشم‌انداز درگیری‌ میان افغانستان و پاکستان

تحول الگوی منازعۀ افغانستان و پاکستان و پیامدهای آن برای ایران

جاوید حسینی؛ پژوهشگر مسائل افغانستان

مرکز مطالعات راهبردی شرق , 30 ارديبهشت 1405 ساعت 12:30

مولف : جاوید حسینی پژوهشگر موسسه مطالعات راهبردی شرق

بر اساس تکرر درگیری‌ها میان افغانستان و پاکستان و عدم وجود چشم‌انداز برای حل این منازعه، می‌توان ‏منازعۀ بین دو کشور را در چارچوب مفهوم «درگیری ساختاری مزمن» تحلیل کرد. در این چارچوب، بحران ‏نتیجۀ مجموعه‌ای از ساختارهای پایدار تعارض است. ‏


نویسنده: جاوید حسینی؛ پژوهشگر مسائل افغانستان
زمان مورد نیاز برای مطالعه: 10 دقیقه

تحول الگوی منازعۀ افغانستان و پاکستان و پیامدهای آن برای ایران

مقدمه

مطالعات شرق | بر اساس تکرر درگیری‌ها میان افغانستان و پاکستان و عدم وجود چشم‌انداز برای حل این منازعه، می‌توان منازعۀ بین دو کشور را در چارچوب مفهوم «درگیری ساختاری مزمن» تحلیل کرد. در این چارچوب، بحران نتیجۀ مجموعه‌ای از ساختارهای پایدار تعارض است. مهم‌ترین این ساختارها عبارت‌اند از:

  • نخست؛ اختلاف تاریخی حل‌نشده مرزی. مجموعۀ‌ کنش‌های پاکستان و حکومت طالبان در امتداد مرز دیورند نشان می‌دهد که مسئله مرز از یک اختلاف تاریخی به یک موضوع فعال امنیت ملی در روابط دو کشور تبدیل شده است.
  • دوم؛ تحریک طالبان پاکستان که امنیت داخلی پاکستان را مختل کرده و وجهۀ ارتش این کشور را خدشه‌دار کرده است.
  • سوم؛ کاهش نفوذ سنتی پاکستان بر طالبان و تقویت حس استقلال راهبردی حکومت طالبان.
  • چهارم؛ فاکتور هند که برخلاف انتظار پاکستان باز هم در افغانستان اثرگذار شده است.

ترکیب این عوامل ساختاری باعث شده‌اند چرخۀ تولید بحران در روابط دو کشور ادامه پیدا کند و به حالت مزمن برسد.

درگیری‌‌ اخیر بین دو کشور نسبت به دوره‌های گذشته دارای چند ویژگی متمایز است؛ نخست، گسترش دامنۀ جغرافیایی درگیری‌هاست. برخلاف گذشته که درگیری‌ها عمدتاً در امتداد مرز رخ می‌داد، در این دور از درگیری‌ها، حملات به عمق سرزمینیِ دو کشور کشیده شده است. نیروی هوایی پاکستان چندین حمله را در خاک افغانستان انجام داد که بر اساس گزارش منابع خبری، پایگاه بگرام و برخی از مراکز قل اردوها (سپاه‌ها)ی ارتش حکومت طالبان در چند ولایت‌ هدف حملات هوایی پاکستان قرار گرفته‌اند. از منظر راهبردی، این اقدام‌ها، نشان‌دهندۀ تغییر در محاسبات امنیتی پاکستان بوده و بیانگر آن است که سطح تحمل تهدیدهای امنیتی اسلام‌آباد به‌طور قابل توجهی کاهش یافته است. حکومت طالبان نیز تهدیدهایی را - هر چند محدود - با استفاده از پهپاد، متوجه عمق سرزمینی پاکستان کرده است. طبق منابع خبری غیروابسته به دو کشور، مناطق مختلفی از اسلام‌آباد و حتی یک مقر نظامی در راولپندی هدف حملات پهپادی طالبان قرار گرفته‌اند.

تحول در ابزارهای درگیری

یکی از ویژگی‌های مهم دور جدید تنش‌ها، تحول در ابزارهای نظامی مورد استفاده است. در حالی که پاکستان از برتری هوایی خود برای انجام حملات در عمق خاک افغانستان استفاده می‌کند، حکومت طالبان به‌طور غیرمنتظره‌ای قابلیت‌های ضربه متقابل خود را توسعه داده است. دستیابی طالبان به پهپادهای تهاجمی و حمله به برخی مراکز نظامی پاکستان از شگفتی‌های درگیری اخیر دو کشور است. هرچند مقیاس حملات پهپادی طالبان محدود بوده است، اما طالبان آن را نشانه‌ای از تغییر در معادلۀ بازدارندگی در این منازعه معرفی می‌کند. اهمیت این تحول در سه نکته است؛ نخست کاهش نسبی عدم تقارن نظامی؛ دوم امکان ضربۀ متقابل فراتر از مناطق مرزی و سوم پیچیده‌تر شدن محاسبات بازدارندگی. در نتیجه، منازعه افغانستان و پاکستان در حال گذار از یک درگیری مرزی سنتی به یک رقابت امنیتی چندسطحی است و این مهم باید در چشم‌انداز درگیری افغانستان و پاکستان لحاظ شود.

دو سناریوی احتمالی

 
 

با توجه به روندهای موجود، دو مسیر اصلی برای آیندۀ این بحران قابل تصور است. سناریوی نخست حرکت به سمت درگیری گسترده بین دو کشور است. در این سناریو، افزایش حملات گروه‌های مسلح ضدپاکستانی می‌تواند اسلام‌آباد را به انجام عملیات نظامی گسترده‌تر در خاک افغانستان سوق دهد. چنین روندی احتمال درگیری مستقیم میان نیروهای نظامی دو کشور را افزایش خواهد داد.

سناریوی دوم تثبیت منطقۀ خاکستریِ تنش دائمی است. در این سناریو جنگ تمام‌عیار رخ نمی‌دهد، اما درگیری‌های مرزی، حملات محدود و بحران‌های سیاسی- امنیتی به‌طور دوره‌ای تکرار می‌شوند. در چنین شرایطی مرز افغانستان و پاکستان به یک منطقۀ خاکستری امنیتی پایدار تبدیل خواهد شد. این سناریو محتمل‌تر به نظر می‌رسد.

پیامدهای ژئوپلیتیکی برای ایران

تثبیت الگوی «درگیری ساختاری مزمن» میان افغانستان و پاکستان پیامدهای مهمی برای محیط امنیتی و ژئوپلیتیکی ج.ا.ایران دارد. نخستین اهمیت، تغییر جغرافیای ناامنی در شرق ایران است. هر چند تمرکز درگیری‌ها در مرز افغانستان و پاکستان ممکن است بخشی از فشار امنیتی مستقیم بر مرزهای ایران را کاهش دهد، اما در عین حال می‌تواند اقتصادهای غیررسمی، قاچاق و بی‌ثباتی پیرامونی را تشدید کند. این خطر به‌ویژه باید از منظر «داعش خراسان» مورد توجه قرار گیرد.

مزمن شدن درگیری بین حکومت طالبان و پاکستان که قطعاً با تحلیل رفتن توان امنیتی حکومت طالبان همراه است، ممکن است تمرکز کابل را از داعش دور کند و در این فضا، این گروه تروریستی فرصتی برای رشد مجدد در افغانستان پیدا کند. دومین اهمیت، کاهش نسبی نفوذ ژئوپلیتیکی پاکستان در افغانستان است.

تشدید تنش میان اسلام‌آباد و حکومت طالبان ممکن است به‌تدریج فضای بیشتری برای نقش‌آفرینی سایر بازیگران منطقه‌ای ایجاد کند. اهمیت سوم، تغییر در معادلات ترانزیتی منطقه است. با تداوم اخلال در مسیرهای تجاری افغانستان با پاکستان، مسیرهای ترانزیتی افغانستان از طریق ایران و آسیای مرکزی می‌توانند به‌جای داشتن نقش بدیل موقت، به‌عنوان یک مسیر پایدار تثبیت شوند. اهمیت چهارم، پیچیده‌تر شدن رقابت قدرت‌های منطقه‌ای است. بازیگرانی مانند چین و هند ممکن است تلاش کنند نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهند که این امر محیط ژئوپلیتیکی شرق ایران را چندقطبی‌تر خواهد کرد.

جمع‌بندی

درگیری‌های اخیر میان افغانستان و پاکستان نشان می‌دهد که روابط امنیتی دو کشور در حال عبور از الگوی بحران‌های مقطعی به سمت نوعی «درگیری ساختاری مزمن» است. در این وضعیت، منازعه نه به سمت جنگ تمام‌عیار حرکت می‌کند و نه به سمت تثبیت صلح پایدار؛ بلکه در قالب مجموعه‌ای از تنش‌های مکرر، حملات محدود و رقابت امنیتی در امتداد مرز و حتی در عمق سرزمینی طرفین بازتولید می‌شود. حملات هوایی پاکستان به عمق خاک افغانستان و در مقابل، استفاده طالبان از ابزارهای جدیدی مانند پهپادهای تهاجمی نشان می‌دهد که الگوی این منازعه در حال تحول است و عناصر جدیدی از بازدارندگی متقابل محدود در آن شکل گرفته است. چنین تحولاتی احتمال تبدیل مرز افغانستان و پاکستان به یک «منطقۀ خاکستری امنیتی پایدار» را افزایش می‌دهد.

 
 

تثبیت الگوی «درگیری ساختاری مزمن» میان افغانستان و پاکستان به معنای شکل‌گیری یک محیط امنیتی بی‌ثبات در شرق ایران است. در نتیجه، سیاست منطقه‌ای ایران در قبال افغانستان باید بیش از گذشته بر مدیریت فعال محیط بی‌ثبات پیرامونی، تقویت همکاری‌های امنیتی منطقه‌ای و بهره‌برداری از فرصت‌های ژئوپلیتیکی ناشی از کاهش نسبی نفوذ پاکستان در افغانستان متمرکز شود.


جاوید حسینی
پژوهشگر حوزۀ افغانستان


کد مطلب: 4286

آدرس مطلب :
https://www.iess.ir/fa/analysis/4286/

موسسه مطالعات راهبردي شرق
  https://www.iess.ir