کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

شبکۀ جدید الیگارشی ترامپ در آسیای مرکزی

دولت ترامپ و سازوکار سیاسی جدید مبتنی بر شبکۀ الیگارشی در آسیای مرکزی

«امید رحیمی»؛ پژوهشگر

مطالعـات راهبـردی شـرق وابسـته بـه دانـشوران خراسـان , 2 تير 1405 ساعت 11:00

مولف : امید رحیمی پژوهشگر موسسه مطالعات راهبردی شرق

ترامپ در حال شکل‌دهی به یک شبکه از ارتباط‌های غیررسمی الیگارشیک در آسیای مرکزی با محوریت شرکت خانوادگی خود است. با این حال، در خلال آن بسیاری از شرکت‌های دیگر آمریکایی نیز در حال ورود به این شبکۀ گستردۀ بین آمریکا و آسیای مرکزی هستند. چنین شبکه‌ای پیوندی وثیق با سیاست در آسیای مرکزی برقرار کرده است که می‌تواند منجر به تغییر رفتار در این کشورها شود.


🖊️ نویسنده: «امید رحیمی»؛ پژوهشگر مؤسسۀ مطالعات راهبردی شرق 
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 17 دقیقه 

دولت ترامپ و سازوکار سیاسی جدید مبتنی بر شبکۀ الیگارشی در آسیای مرکزی

مقدمه

رویکردهای شخصی و سیاسی ترامپ، به صورت عمده، اقتصادی در نظر گرفته می‌شود. با این حال رویکردهای دولت وی با گذار از بروکراسی نهادمند آمریکا یک «دولت تجاری» را شکل داده است. روانشناسی سیاسی شخص ترامپ مبتنی بر منافع شخصی و در واقع منافع تک‌خطی تجاری شکل گرفته که نشانه‌های بارز آن در نظام تعرفه‌‌گذاری قابل مشاهده است.

این وضعیت سبب شده است یک نگاه متمرکز به «بازاری‌سازی» سیاست در آمریکا شکل بگیرد که در آن ترامپ سیاست را به مثابه یک «دارایی» می‌بیند. این مسئله اگرچه در آمریکا و حتی نظام بین‌الملل باعث بروز و ظهور برخی چالش‌ها شده است، در مناطقی همچون آسیای مرکزی با ساختارهای اقتصادی غیرشفاف، اقتصاد وابسته به الیگارشی، سطح بالای نپاتیسم (خویشاوندسالاری) و نظام مدیریتی مبتنی بر کلپتوکراسی (دزدسالاری) بازخوردهای متفاوتی داشته است.

در این گزارش تلاش می‌شود تا با ارزیابی تعامل‌ شبکۀ الیگارشی آسیای مرکزی و روابط احتمالی آنها با ترامپ، پیامدهای این سیاست تحلیل و ارزیابی شود.

بازگشت نظام الیگارشی به سیاست در دولت ترامپ

اگرچه در دور نخست ریاست‌جمهوری ترامپ اظهارنظرهای متعددی در خصوص ارتباط‌های او با نظام جهانی الیگارشی (که خود او عضوی از آن بود) مطرح شد، اما گفتمان‌های آن عموماً متمرکز بر روابط آمریکا با چین و روسیه بود. در دورۀ دوم ریاست جمهوری ترامپ این برداشت‌ها تکامل یافته و به شکلی واضح‌تر و شفاف‌تر مبتنی بر خانوادۀ ترامپ شکل گرفته‌اند. بر اساس گزارش‌های موجود ترامپ جونیور و اریک ترامپ در حال حاضر مدیریت دارایی‌های خانوادگی رئیس‌جمهور آمریکا را در اختیار دارند که در حوزه‌های مختلفی اعم از ساخت و ساز، ارز دیجیتال و صنایع نظامی فعال هستند.

مهم‌ترین گمانه‌زنی‌ها با تمرکز بر طرح‌های جدید ترامپ در ویتنام و صربستان نشان می‌دهد که چنین منافعی با روندهای سیاست‌ خارجی دولت آمریکا و حتی نظام تعرفه‌گذاری ترامپ مرتبط بوده است. یکی از این مصادیق کاهش تعرفه‌های واردات از ویتنام درست بعد از عقد قراردادی بزرگ در این کشور توسط شرکت خانوادگی ترامپ است. حتی در دورۀ جدید، تیم مدیریتی و سیاسی ترامپ نیز با حضور چهره‌های اثرگذاری همچون ویتکاف و کوشنر شکل متفاوت‌تری در ساختار غیربروکراتیک یافته است.

مبتنی بر این شرایط برخی کارشناسان آمریکایی با تکیه بر تحلیل روانشناسی ترامپ ادعا کرده‌اند که او در صدد است که تا پایان دورۀ ریاست جمهوری‌اش به ثروتمندترین خانوادۀ جهان تبدیل شود. این کارشناسان همچنین در مقایسۀ پروندۀ «هانتر بایدن» با ترامپ، ثروت به دست آمده از تجارت توسط فرزند بایدن در مقایسه با ترامپ را بسیار ناچیز می‌دانند. از این جهت به‌نظر می‌رسد توسعۀ پیوندهای شخصی، خانوادگی و گروهی در دولت ترامپ به یک «هدف» و در عین حال یک «ابزار» در سیاست خارجی تبدیل شده است.

این وضعیت همچنین باعث شده است که بر اساس برخی گزارش‌ها ثروت خانوادۀ ترامپ در یک سال گذشته 17 برابر رشد یابد. برخی رسانه‌های آمریکایی نظیر «نیویورک تایمز» نیز ادعا کرده‌اند که شرکت‌های متعلق به خانوادۀ ترامپ تنها در آوریل 2025 بالغ بر 2 میلیارد دلار درآمد کسب کرده‌اند. بروندادهای چنین رفتاری در سیاست خارجی و تعاملات آمریکا با کشورهای مختلف ظهور یافته است. در شرایط جدید، بسیاری از کشورها سرمایه‌گذاری در طرح‌های خانوادگی ترامپ را عاملی تأثیرگذار برای نزدیکی به آمریکا و یا تضمین منافع خود در قبال واشنگتن در نظر می‌گیرند.

به‌عنوان مثال امارات تاکنون 2 میلیارد دلار در حوزۀ ارز دیجیتال (رمز ارز) در شرکت‌های مرتبط با ترامپ همچون «ورلد لیبرتی فایننشیال» سرمایه‌گذاری کرده، قطر 5.5 میلیارد دلار به باشگاه‌های گلف و ویلاهای لوکس ترامپ اختصاص داده و عربستان نیز یک میلیارد دلار در طرح ساخت هتل بین‌المللی ترامپ هزینه کرده است. چنین فضایی در کشورهای آسیای مرکزی نیز بروندادهایی داشته است که مبتنی بر یک تجربۀ خاص از دور نخست ریاست جمهوری ترامپ است.

ساختار پیشین ارتباط‌های الیگارشیک ترامپ

دور نخست ریاست جمهوری ترامپ با ارتباط‌های خاصی با الیگارش‌های آسیای مرکزی گره خورده بود. در آن دوره گزارش‌های متعددی مبنی بر تزریق مبالغی قابل توجه به شرکت‌های ترامپ منتشر شد. یکی از این طرح‌ها برج ترامپ در باتومی گرجستان بود که توسط «گروه سرمایه‌گذاری اوراسیا» تأمین مالی می‌شد. سهامدار این گروه بانک «بی‌تی‌ای» قزاقستان بود که جزو دارایی‌های صندوق ثروت ملی این کشور در دورۀ ریاست جمهوری «نورسلطان نظربایف» محسوب می‌شد. این صندوق که مستقیماً توسط «تیمور کولیبایف»، داماد نظربایف مدیریت می‌شد ارتباط‌هایی چندلایه را نه‌تنها با ترامپ، بلکه با اعضای خانوادۀ سلطنتی بریتانیا و سایر رهبران قدرتمند سیاسی جهان شکل داده بود. در این دوره، همچنین گزارش‌های متعددی از سرمایه‌گذاری الیگارش‌های آسیای مرکزی (عموماً ازبکستان و قزاقستان) در شرکت‌های املاک و مستغلات ترامپ در آمریکا منتشر شد. این سرمایه‌گذاری‌ها عموماً به‌صورت غیرمستقیم به نمایندگی از دولت‌های آسیای مرکزی برای شکل‌دهی به سطحی از نفوذ شکل گرفته بود.

یکی از مصادیق دیگر این سرمایه‌گذاری‌ها طرح‌ «سوهو» در نیویورک است. در طرح هتل آپارتمان ترامپ در نیویورک یک گروه سه‌نفره شامل «الکساندر مشکویچ»، الیگارش یهودی قزاقستانی و گروه اوراسیا نیز که سرمایه‌هایی مرتبط با قزاق‌ها دارند، سرمایه‌گذاری کرده و به‌عنوان شرکای راهبردی معرفی شده‌اند. در کنار مشکویچ نام‌های دیگری نظیر «پاتوخ چادیف» و «علیجان ابراهیم‌اف»، دیگر الیگارش‌های قزاق نیز به چشم می‌خورد. در عین حال این افراد در کنار فردی که همسر نخست‌وزیر سابق قزاقستان معرفی شده، اقدام به خرید املاک و مستغلاتی در آمریکا کرده‌اند که در برخی موارد به ترامپ مرتبط می‌شود. به گفتۀ برخی منابع، این خریدها به‌نمایندگی از نخست‌وزیر و در واقع دولت انجام گرفته است. همچنین گفته می‌شود برخی شرکت‌های ازبک نظیر «زیروماکس» که پیش‌تر مرتبط با «گلناره کریموا»، دختر «اسلام کریم‌اف» بود نیز ارتباط‌هایی با طرح سوهو داشته‌اند. در برخی موارد نیز نام «ادوارد اوگای»، دیگر الیگارش قزاق در فهرست خریداران ملک از ترامپ به مبلغ 100 میلیون دلار به چشم می‌خورد.

«ویکتور خراپونوف»، شهردار سابق آلماتی نیز از متهمین انتقال چند صد میلیون دلار به شرکت ترامپ در یک بازۀ کوتاه در قالب سرمایه‌گذاری در حوزۀ املاک و مستغلات ترامپ است. همچنین در سال 2019 اسنادی مربوط به انتقال برخی مبالغ از شرکت‌های استخراج‌کنندۀ کروم در آکتوبۀ قزاقستان به آمریکا و مجتمع‌های ترامپ وجود دارد. گفته می‌شود که «توفیق عارف»، یک سرمایه‌دار قزاق که اتفاقاً دفتر کارش در طبقۀ بیست و چهارم برج ترامپ بود میلیون‌ها دلار پول به حساب شرکت‌های مرتبط با ترامپ منتقل کرده است. در میان چهره‌های ازبک نزدیک به ترامپ نیز نام افرادی همچون «طالب منصوراف» به چشم می‌خورند. نامبرده از سرمایه‌گذاران حوزۀ املاک در نیویورک است. نام او در تحقیقات کمپین تأمین مالی ترامپ توسط وزارت دادگستری آمریکا نیز ذکر شده بود..

نشانه‌های شبکۀ جدید

اگرچه در دورۀ پیشین، دولت ترامپ با حواشی و گمانه‌زنی‌های زیادی در ارتباط با الیگارش‌های آسیای مرکزی مواجه شد، در این دوره نه‌تنها تغییر رویه‌ای مشاهده نمی‌شود، بلکه به‌نظر می‌رسد یک شبکه‌سازی عریان‌تر و شفاف‌تر در حال شکل‌گیری است که شخص ترامپ و خانواده‌اش در مرکز آن قرار دارند. 

یکی از مهم‌ترین مصادیق توسعۀ شبکۀ جدید الیگارشی ترامپ در آسیای مرکزی با سرمایه‌گذاری مستقیم شرکت خانوادگی او در منابع معدنی حیاتی خاص قزاقستان نمایان شده است. بر اساس گزارش‌های اولیۀ منتشر شده، شرکت مربوط به «ترامپ جونیور» و «اریک ترامپ» در یک طرح استخراج تنگستن در قزاقستان مشارکت کرده‌اند. این خبر درست چند هفته پس از اعلام رسمی ترامپ مبنی بر فرصت یافتن آمریکا برای استخراج تنگستن در قزاقستان منتشر شد.

این فرایند از طریق شرکت «اسکایلاین بیلدرز» که سهامدار آن خانوادۀ ترامپ هستند با خرید 20 درصد از سهام «کاز ریسورسز» در آگوست 2025 شروع شد. این شرکت بعدتر با شرکت‌های دیگری نظیر «کاب کپیتال» ادغام شد. به‌نظر می‌رسد این شرکت‌ها توانسته‌اند تأمین مالی 1.6 میلیارد دلاری بانک صادرات- واردات آمریکا را به دست آورند. بعدتر نیز برخی منابع آمریکایی مدعی شدند که شرکت فرزندان ترامپ یک درخواست تأمین مالی را برای تخصیص 400 میلیون دلار برای سرمایه‌گذاری در معادن قزاقستان از پنتاگون داشته‌اند که ماهیت نظامی این طرح را نیز اثبات می‌کند. البته فرزند ترامپ ادعا کرده است که در این شرکت‌ها به‌عنوان یک «سرمایه‌گذار غیرفعال» مشارکت دارد و در مدیریت این شرکت‌ها نقشی ندارد. این مسئله، به این علت است که بیش از 80 درصد تنگستن جهان توسط چین تولید می‌شود و سایر کشورها نظیر کرۀ شمالی و روسیه نیز در رتبه‌های بعدی تولید تنگستن در جهان قرار دارند. تنگستن ماده‌ای حساس در صنایع هوانوردی و نظامی محسوب می‌شود که‌ نه‌تنها برای منافع خاص ترامپ، بلکه برای توسعۀ فناوری‌های نظامی و هوانوردی آمریکا حائز اهمیت است.

برخی گزارش‌های رسمی دیگر نیز خبر داده‌اند که پسران ترامپ طرح‌ جدیدی را در تفلیس، پایتخت گرجستان در قالب یک برج 70 طبقه می‌سازند که شامل آپارتمان‌های لوکس، بازار خرده‌فروشی و نمایندگی‌های رستوران‌های مطرح جهانی می‌شود. در اطلاعیۀ این طرح ذکر شده است که «سرمایه‌گذاران و خریداران بین‌المللی در آن جذب خواهند شد و این طرح می‌تواند به قطب تجاری جدید منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شود». این طرح اگرچه در دورۀ جدید و توسط فرزندان ترامپ مطرح شده است، اما با یادآوری طرح پیشین به‌ نظر می‌رسد محوری برای جذب سرمایه‌های جدید از شبکۀ الیگارشی ترامپ در آسیای مرکزی است. به بیان دیگر تعریف این طرح در تفلیس بستری برای انتقال پول و حتی پول‌شویی در ارتباط با منافع شخصی ترامپ نه‌تنها در قفقاز، بلکه در آسیای مرکزی و حوزۀ شوروی سابق است.

در مورد ازبکستان، داده‌های کمتری از ارتباط‌های مستقیم با ترامپ تاکنون افشا شده، اما روابط پنهانی خانوادۀ میرضیایف در حوزۀ اقتصادی یک موضوع بسیار جدی است. «سعیده میرضیایوا» که رئیس‌ دفتر پدرش نیز محسوب می‌شود در چارچوب تعاملات اخیر با آمریکا شخصاً به‌عنوان مؤسس و رئیس شورای تجاری و سرمایه‌گذاری آمریکا و ازبکستان منصوب شد. این انتصاب نیز به‌عنوان یک برنامه در جهت شکل‌دهی به یک حلقۀ ارتباطی خاص بین خانوادۀ میرضیایف و نزدیکان ترامپ مطرح شده است. این ارتباط‌ها می‌تواند به بستری برای بسط یک سازوکار تجاری و مالی دوجانبه با محوریت چهره‌های قدرتمند از الیگارش‌های ازبک و شرکت‌های نزدیک به ترامپ در آمریکا تبدیل شود.

به‌عنوان یک نمونه «حبیب‌الله عبدالقادر»، میلیاردر اویغورتبار که معروف به کسب ثروت از طریق شکل‌دهی به یک شبکۀ بزرگ منطقه‌ای قاچاق است، توانسته به طرح‌هایی در ارتباط با خانوادۀ میر‌ضیایف دست یابد. وی که گفته می‌شود ارتباط نزدیکی با «اوتابیک عمراف»، داماد میرضیایف دارد توانسته است به‌واسطۀ این ارتباط، طرح سرمایه‌گذاری 1.3 میلیارد دلاری در حوزۀ ساخت‌و‌ساز در تاشکند را به دست آورد. چنین طرح‌هایی قابلیت‌های زیادی برای همکاری با شرکت‌های خانوادگی ترامپ در ازبکستان یا آمریکا دارند.

در قرقیزستان، به نظر می‌رسد یکی از این ارتباط‌ها به‌واسطۀ «امین آلاقاروف»، داماد سابق الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان در حال شکل‌گیری است. او در یک سفر رسمی به قرقیزستان برای سرمایه‌گذاری در حوزۀ گردشگری در ایسیک‌کول، دیداری شخصی با جباروف، رئیس‌جمهور قرقیزستان داشت. آلاقاروف از سال 2013 با ترامپ در ارتباط بوده و حتی میزبان ترامپ در برخی مراسم‌ نظیر «دختر شایستۀ جهان» بوده است. این ارتباط به حدی است که گفته می‌شود وی نقش مهمی در ارائۀ اطلاعات اشتباه به «هیلاری کلینتون»، رقیب ترامپ در انتخابات سال 2016 داشته است. آلاقاروف علاوه ‌بر قرقیزستان در ازبکستان نیز برخی طرح‌های ساختمانی بزرگ را در دست داشته است که نشان از نفوذ منطقه‌ای او دارد. 

خارج از آسیای مرکزی در سایر کشورهای حوزۀ کشورهای مستقل مشترک‌المنافع نیز ارتباط‌هایی با ترامپ ثبت شده است که به صورت غیرمستقیم به این منطقه نیز می‌رسد. «ضیاء ممدوف» از آذربایجان یکی از افرادی است که پیش از این تجربۀ شراکت با ترامپ را در یک طرح ساختمانی در باکو داشته است. گفته می‌شود صرفاً از طریق نامگذاری یک برج به نام ترامپ در باکو حداقل 2.5 میلیون دلار درآمد به حساب ترامپ واریز شده است. قبلاً ارتباط‌هایی با برخی الیگارش‌های روس حتی قبل از فروپاشی شوروی به ترامپ نسبت داده شده بود. در برخی موارد ادعا شده که دارایی‌های ترامپ همچون برج او بارها توسط الیگارش‌های روس به‌عنوان ابزاری برای پول‌شویی استفاده شده است.

پیامدهای احتمالی

چنین سطحی از تعاملات غیررسمی و غیرشفاف مبتنی بر نظام‌های الیگارشی می‌تواند پیامدها و تبعات قابل توجهی را در آسیای مرکزی در بر داشته باشد که اهم آنها به شرح ذیل قابل ذکر هستند:

1. پیوست‌های امنیتی به تعاملات الیگارشی: استفاده از الیگارش‌ها یک راهکار سنتی برای «نفوذ» و در بسیاری از موارد «تغییر رفتار» سیاستمداران محسوب می‌شود. اگرچه چنین تعاملاتی برای کشورهای آسیای مرکزی اثرگذار نیست، اما برای آمریکا می‌تواند شرایط متفاوتی داشته باشد. ظهور پرونده‌هایی همچون «اپستین» نشانه‌ای از این سازوکار است. در این چارچوب، به‌نظر می‌رسد چنین روندی در آسیای مرکزی نیز شکل گرفته است. به‌عنوان یک نمونه «آلنور موسایف»، از افسران سابق امنیت «کا.‌گ.‌ب» که برای یک دوره، رئیس سرویس امنیتی قزاقستان هم بود، ادعا کرده است که اسنادی ویدئویی از ترامپ وجود دارد که یک نسخه از آن در اختیار سرویس امنیتی قزاقستان بوده و یک نسخه نزد سرویس امنیت فدرال روسیه است. اگرچه به محتوای این اسناد اشارۀ دقیقی نشده است، اما گفته می‌شود مرتبط با پرونده‌های رسوایی جنسی ترامپ است. این اسناد به حضور ترامپ در روسیه در چارچوب مراسم‌هایی نظیر «دختر شایستۀ سال» مرتبط می‌شود. گفته شده هتل محل اقامت ترامپ (که ویدئوی مذکور در آنجا ضبط شده است) متعلق به فردی به نام «بولات تیموراف» است که از چهره‌های نزدیک به نورسلطان نظربایف است. چنین داده‌هایی نشان می‌دهد که این تعاملات الیگارشیک به سازوکارهای امنیتی نیز پیوست شده است.

2. پیوست با سیاست داخلی: یکی از دیگر بروندادهای جدی تعاملات الیگارشیک، تغییر در توازن قدرت در سیاست داخلی کشورهای آسیای مرکزی است. قدرت در این کشورها ارتباط تنگاتنگی با حلقه‌های الیگارشی دارد و از این حیث تغییر در قابلیت‌ها و توانمندی‌های الیگارش‌ها و یا تغییر وفاداری آنها به نخبگان حاکم، می‌تواند عاملی تأثیرگذار در مناسبات قدرت محسوب می‌شود. در این چارچوب ارتباط الیگارش‌های منسوب به خانوادۀ نظربایف با ترامپ در دورۀ پیشین و تداوم آن در دورۀ جدید می‌تواند نشانه‌ای از چالش برای دولت توکایف باشد. یکی از الیگارش‌های قزاق که به نظر می‌رسد ارتباط‌هایی با ترامپ برقرار کرده است، «نورعلی علی‌اف»، نوۀ نورسلطان نظربایف و فرزند «دریغه نظربایوا» و «راحت علی‌اف» (رئیس سابق سرویس امنیتی قزاقستان که به طرز مشکوکی سال 2015 در اتریش خودکشی کرد) است. او که تجربۀ معاونت شهرداری آستانه را نیز در کارنامه دارد، به‌عنوان یکی از الیگارش‌های معروف قزاق مطرح است. بر اساس برخی گزارش‌ها، علی‌اف در سال 2024 به کمپین حمایت مالی ترامپ در طرح «ماگا» پیوسته است که توسط «نیک کندی»، میلیاردر معروف بریتانیایی میزبانی می‌شد. بر اساس برخی منابع، علی‌اف در این مراسم 3 میلیون یورو به کمپین ترامپ کمک کرده است.

3. سرریز تعاملات به حوزۀ سیاست خارجی: شبکۀ الیگارشی ترامپ توسط یک تیم سیاسی نیز مدیریت می‌شود. به ‌نظر می‌رسد این مسئولیت، در آسیای مرکزی بر عهدۀ «سرجیو گور»، نمایندۀ ویژۀ ترامپ در آسیای مرکزی و جنوبی و سفیر آمریکا در هند است. برخی منابع آمریکایی در مصاحبه با مقام‌های پیشین صریحاً تأکید کرده‌اند که حضور «گور» در آسیای مرکزی برای آن است که «معاملاتی را که رئیس‌جمهور دوست دارد انجام شوند، به نتیجه برساند». گور که خود متولد ازبکستان است به‌نحوی معاملات تجاری و مقاصد ترامپ را با استفاده از رویه‌های غیررسمی پیش می‌برد که حتی واکنش دیپلمات‌های برجستۀ آمریکایی را نیز برانگیخته است. «دونالد لو»، دستیار وزیر خارجۀ آمریکا در حوزۀ آسیای مرکزی و جنوبی در خصوص «گور» تصریح کرده است که «شما در حلقۀ داخلی رئیس‌جمهور فردی را دارید که در تاشکند متولد شده است و زبان‌های آسیای مرکزی را روان صحبت می‌کند و به‌وضوح بازیگران و آنچه در خطر است را درک می‌کند». یکی از دیگر دیپلمات‌های آمریکایی دربارۀ «گور» تأکید می‌کند که او «یک خط مستقیم به کاخ سفید دارد و این به معنای آن است که می‌تواند بر بروکراسی واشنگتن غلبه کند».  همچنین گفته می‌شود مبتکر ارتباط‌های شخصی خانوادگی رهبران آسیای مرکزی با خانوادۀ ترامپ نیز «گور» بوده است. در بازۀ کوتاهی پس از امضای توافق‌های 25 میلیارد دلاری بین ازبکستان و آمریکا، «گور» سعیده میرضیایوا، دختر و رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور ازبکستان را به اقامتگاه شخصی ترامپ در مارالاگو دعوت کرد تا با اعضای خانوادۀ رئیس‌جمهور آمریکا و سایر مقام‌های این کشور دیدار کند. چنین روندی، می‌تواند سرریز تعاملات الیگارشی در سیاست خارجی و بالکعس را نتیجه دهد که حداقلی‌ترین نتیجۀ آن کاهش «پیش‌بینی‌پذیری» روندهای مربوط به روابط دو کشور است.

4. تثبیت و شناسایی نقش متغیر «فردی» در آمریکا: به‌نظر می‌رسد رفتارهای خارج از عرف و غیرقابل پیش‌بینی ترامپ در آسیای مرکزی نیز عدم قطعیت‌ را افزایش داده و به صورت توأمان فرصت و تهدیدهایی را در این منطقه موجب شده است. مهم‌ترین مصداق آن در طرح تنگستن قزاقستان قابل بررسی است. در پاسخ به افشاگری‌های اخیر از حضور خانوادۀ ترامپ در صنعت تنگستن قزاقستان، برخی منابع قزاق ادعا کرده‌اند که استخراج تنگستن در این کشور به‌طور کلی مقرون به صرفه نیست، چرا که نیازمند سرمایه‌گذاری بالا و فناوری مدرن است. لذا، سرمایه‌گذاری در این طرح بدون حضور و مشارکت آمریکا امکان‌پذیر نیست. از طرف دیگر، اقناع طرف آمریکایی برای مشارکت در یک طرح با خطرپذیری بالا دشوار است و از این منظر، ترامپ یک مزیت در این زمینه محسوب می‌شود. لذا، طرف قزاق و بسیاری از حلقه‌های الیگارشی در آسیای مرکزی به یک الگوی رفتاریِ «بدون ترامپ ممکن نیست» روی آورده‌اند. این وضعیت فرصت‌های زیادی را در توسعۀ روابط دوجانبه به وجود آورده است که لزوماً مبتنی بر روانشناسی سیاسی ترامپ نیست، و ناشی از شرایط دوجانبه و موقعیت زمانی فعلی است.

جمع‌بندی

ترامپ در حال شکل‌دهی به یک شبکه از ارتباط‌های غیررسمی الیگارشیک در آسیای مرکزی با محوریت شرکت خانوادگی خود است. با این حال، در خلال آن بسیاری از شرکت‌های دیگر آمریکایی نیز در حال ورود به این شبکۀ گستردۀ بین آمریکا و آسیای مرکزی هستند. چنین شبکه‌ای پیوندی وثیق با سیاست در آسیای مرکزی برقرار کرده است که می‌تواند منجر به تغییر رفتار در این کشورها شود.

اگرچه این شرایط موقتی و منحصر به دولت ترامپ تلقی می‌شود، اما به‌نظر می‌رسد مزیت‌های «خروج از بروکراسی» در دولت ترامپ و نتایج اولیۀ آن در آسیای مرکزی چنین روندی را برای تعاملات آمریکا در دولت‌های آینده نیز تثبیت خواهد کرد. بنابراین شبکه‌سازی کنونی را می‌بایست به‌مثابه یک «تحول تدریجی» در «سازوکارهای تعاملات سیاسی» آسیای مرکزی درنظر گرفت که طبیعتاً متضمن شماری از فرصت‌ها و تهدیدهاست.


کد مطلب: 4308

آدرس مطلب :
https://www.iess.ir/fa/analysis/4308/

موسسه مطالعات راهبردي شرق
  https://www.iess.ir