کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

ورود پاکستان به معادلات جدید امنیتی خاورمیانه

تحولات خاورمیانه و راهبرد متقابل هسته‌ای پاکستان و رژیم صهیونیستی

میراحمدرضا مشرف؛ کارشناس مسائل پاکستان

موسسه مطالعات راهبردی شرق (دانشوران خراسان) , 6 مرداد 1405 ساعت 16:06

مولف : میراحمدرضا مشرف کارشناس مسائل افپاک

تحولات پر شتاب خاورمیانه که از واقعۀ 7 اکتبر 2023 آغاز شد و با تهاجم همه‌جانبۀ آمریکا و رژیم‌صهیونیستی به ایران در سال جاری به نقطۀ اوج خود رسید، تغییرات زیادی را در منطقه رقم زد که شاید یکی از مهم‌ترین آنها ورود جدی پاکستان به معادلات جدید خاورمیانه است. اما ایفای نقش جدی پاکستان در معادلات منطقه، بیش از همه، برای رژیم ‌صهیونیستی حساسیت‌برانگیز تلقی می‌شود چراکه می‌تواند انحصار هسته‌ای تل‌آویو در خاورمیانه را در معرض چالش جدی قرار دهد.


🖊️ نویسنده: میراحمدرضا مشرف؛ کارشناس مسائل پاکستان 
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 15 دقیقه 

تحولات خاورمیانه و راهبرد متقابل هسته‌ای پاکستان و رژیم صهیونیستی

مقدمه

تحولات پر شتاب خاورمیانه که از واقعۀ 7 اکتبر 2023 آغاز شد و با تهاجم همه‌جانبۀ آمریکا و رژیم‌صهیونیستی به ایران در سال جاری به نقطۀ اوج خود رسید، تغییرات زیادی را در منطقه رقم زد که شاید یکی از مهم‌ترین آنها ورود جدی پاکستان به معادلات جدید خاورمیانه است. اما ایفای نقش جدی پاکستان در معادلات منطقه، بیش از همه، برای رژیم ‌صهیونیستی حساسیت‌برانگیز تلقی می‌شود چراکه می‌تواند انحصار هسته‌ای تل‌آویو در خاورمیانه را در معرض چالش جدی قرار دهد. هم پاکستان و هم رژیم‌صهیونیستی حضوری غیر رسمی در باشگاه کشورهای هسته‌ای دارند و هیچ یک از ‌آنها عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای(ان پی تی) نیستند، البته با این تفاوت که برخلاف پاکستان، رژیم صهیونیستی هیچ‌گاه به ماهیت قدرت هسته‌ای خود معترف نشده است.

در این بین، نکتۀ درخور تامل آن است که پیشینۀ تاریخی ارتباط میان اسلام‌آباد و تل‌آویو نیز تا حد زیادی به موضوع هسته‌ای گره خورده است، کما اینکه تنها پس از اعلام هسته‌ای شدن پاکستان بود که چگونگی تعامل با اسلام‌آباد به یک دستور کار مهم در مباحث سیاسی تل‌آویو تبدیل شد. اکنون پرسش اساسی این است که تحولات اخیر در خاورمیانه و سهم‌گیری جدید پاکستان در منطقه، می‌تواند چه تاثیراتی بر آیندۀ تعاملات و راهبردهای متقابل هسته‌ای اسلام‌آباد و تل‌آویو بر جای گذارد؟ ‌

سِیر تاریخی راهبرد متقابل هسته‌ای پاکستان و رژیم صهیونیستی

فاصلۀ جغرافیایی و قرار گرفتن پاکستان و رژیم‌صهیونیستی در دو حوزۀ جغرافیایی متفاوت، ماهیت اسلامی پاکستان و در کنار آن پشتیبانی افکار عمومی شبه‌قاره از آرمان فلسطین، باعث شد که نه تنها روابط دو جانبه‌ای میان اسلام‌آباد و تل‌آویو برقرار نشود، بلکه هیچ یک از این دو، جایگاه مهمی برای دیگری در معادلات راهبردی و کلان سیاسی خود نیز قائل نباشند. در این بین اعلام هسته‌ای شدن پاکستان انگیزۀ مهمی را بوجود آورد تا اسلام‌آباد و تل‌آویو به بازتعریف چگونگی تعامل با یکدیگر، به‌ویژه در حوزۀ راهبرد متقابل هسته‌ای بپردازند. بر این اساس در حوزۀ راهبرد متقابل هسته‌ای میان پاکستان و رژیم صهیونیستی به سه مرحله تاریخی می‌توان اشاره کرد؛

  • مرحلۀ اول: راهبرد تقابل و تهدید

«ما علف یا برگ می‌خوریم، حتی گرسنه می‌مانیم، اما یکی از خودمان پیدا می‌کنیم... یک بمب مسیحی، یک بمب یهودی و اکنون یک بمب هندو. چرا بمب اسلامی نباشد؟» اینها بخشی از اظهارات ذوالفقار علی بوتو در واکنش به آزمایش اتمی هند است. همان‌طور که از این اظهارات آشکار می‌شود، تقابل و بازدارندگی در برابر هند، هدف اصلی و در واقع دکترین پاکستان در دستیابی به سلاح هسته‌ای بود. با این حال ماهیت مذهبی بمب هسته‌ای نیز در این سخنان کاملا برجسته‌ است. ‌بر همین اساس رهبران و تحلیلگران پاکستانی در اوایل دهۀ 1970، بارها برنامۀ‌ هسته‌‌ای کشورشان را به عنوان یک سرمایه‌گذاری اسلامی معرفی کرده و حتی آن را «بمب اسلامی» لقب دادند. کسب نظر مثبت کشورهای اسلامی و جلب کمک‌های مالی دو هدف عمدۀ پشت این تصویرسازی مذهبی از برنامۀ هسته‌ای بودند. علاوه بر این، مقام‌های پاکستان از جمله ضیاء‌الحق تاکید می‌کردند که دستاوردهای پاکستان در حوزۀ هسته‌ای می‌تواند در اختیار سایر کشورهای اسلامی قرار گیرد.

اما تاکید اولیۀ پاکستان بر ماهیت اسلامی برنامۀ‌ هسته‌ای این کشور، توجه اسرائیلی‌ها را جلب کرد و به نگرانی‌های تل‌آویو نسبت به گسترش دامنه تسلیحات هسته‌ای به کشورهای اسلامی و به‌ویژه کشورهای منطقۀ خاورمیانه دامن زد. همین موضوع باعث شد تل‌آویو رویکردی تهاجمی و مبتنی بر تلاش برای تهدید برنامۀ هسته‌ای اسلام‌آباد اتخاذ کند. تلاش‌های ترور و تهدیدها علیه طرف‌های ذی‌دخل در برنامۀ هسته‌ای پاکستان و از آن مهم‌تر، برنامه‌ریزی مشترک با هند برای حمله به تاسیسات هسته‌ای «کاهوتا» (اوایل دهۀ 1980)، بخشی از برنامه‌های تقابلی اسرائیل را شکل می‌داد.

  • مرحلۀ دوم: راهبرد تعامل و همزیستی هسته‌ای

پس از انجام آزمایش هسته‌ای و اعلام دستیابی پاکستان به سلاح هسته‌ای، هم راهبرد اسلام‌آباد و هم راهبرد تل‌آویو در حوزۀ برنامۀ هسته‌ای پاکستان دستخوش تحولاتی شد. اسلام‌آباد در چرخشی آشکار از تاکید خود بر ماهیت اسلامی برنامۀ هسته‌ای دست کشید و «بمب پاکستانی» را جایگزین «بمب اسلامی» کرد. علاوه بر این، مقام‌های پاکستانی به‌طور مکرر اعلام کردند که برنامۀ هسته‌ای آنها صرفا بر پایۀ بازدارندگی در برابر هند سازماندهی شده و هیچ کشور دیگری با تهدید هسته‌ای پاکستان مواجه نخواهد شد. افزون بر این، رهبران پاکستان تاکید کردند که هیچ قصدی برای انتقال فناوری حساس هسته‌ای به دیگر کشورها و یا موجودیت‌ها (اشارۀ ضمنی به سازمان‌های فلسطینی) ندارند.
اما در آن سو اسرائیلی‌ها نیز رویکرد مبتنی بر مدارا با برنامۀ‌ هسته‌ای پاکستان را در پیش گرفتند که از جمله دلایل آن می‌توان به تغییر رویکرد پاکستان در مورد ماهیت اسلامی برنامۀ هسته‌ای‌، ناامیدی از همراهی هند در برنامه‌های تهاجمی در قبال تاسیسات اتمی پاکستان و شرایط جنگ سرد و نیاز آمریکا به ‌همراهی پاکستان در جنگ شوروی در افغانستان اشاره کرد. در چنین بستری است که نوعی از تعامل و درک متقابل امنیتی میان اسلام‌آباد و تل‌آویو شکل می‌گیرد. در همین راستا «مشاهد حسین سید» وزیر اطلاع رسانی وقت پاکستان و از شخصیت‌های نزدیک به نخست‌وزیر نواز شریف در مصاحبه‌ای نادر با شبکۀ 2 تلویزیون اسرائیل، تاکید می‌کند که پاکستان هیچ کشوری را تهدید نمی‌کند و قصد و یا خواسته‌ای هم برای انجام این‌ کار ندارد. علاوه بر این، وی از دیدگاه نخست‌وزیر در مورد ماهیت غیر مذهبی برنامۀ هسته‌ای پاکستان می‌گوید و اینکه شریف توصیف برنامۀ هسته‌ای در اصطلاحات مذهبی را ناروا، غیرمنصفانه و اشتباه می‌داند. در مقابل، اسرائیلی‌ها نیز از کانال ایالات متحده و برخی ارتباطات خصوصی به پاکستان اطمینان می‌دهند که هیچ قصدی برای تهاجم به تاسیسات هسته‌ای پاکستان ندارند. «سیلوان شالوم» معاون وزیر دفاع اسرائیل نیز در مصاحبه‌ای در مورد رابطه با پاکستان این‌گونه اظهار نظر می‌کند: «ما پاکستان را دشمن خود نمی‌بینیم، پاکستان هیچ وقت دشمن اسرائیل نبوده و هیچ وقت اسرائیل را تهدید نکرده است. در نتیجه ما این تحول را به گونه‌ای نمی‌بینیم که منجر به شرایطی شود که سلاح علیه ما باشد.»

  • مرحلۀ سوم: بی‌اعتمادی توام با تقابل غیرمستقیم

در سایۀ راهبرد تعامل و همزیستی هسته‌ای به وجود آمده میان اسلام‌آباد و تل‌آویو، دیگر پاکستان هسته‌ای تهدیدی مستقیم برای اسرائیل تلقی نشده و حتی تقریبا از دایرۀ توجه امنیتی آن خارج شده بود. با این حال، جنجال افشای انتقال فناوری حساس هسته‌ای از جانب پاکستان به برخی کشورهای اسلامی در سال 2003، حس بی‌اعتمادی عمیقی را در تل‌آویو به وجود آورد. تحقیقات نشان داد که شبکه‌ای به رهبری عبدالقدیرخان پدر هسته‌ای پاکستان، در انتقال برخی تکنولوژی‌های حساس هسته‌ای با حداقل 20 کشور در ارتباط بوده است. اگر چه عبدالقدیرخان اعتراف کرد که به تنهایی و بدون اطلاع دولت دست به چنین اقدام‌هایی زده و به همین جهت با اصرار امریکا بازداشت خانگی شد، اما این موضوع به راهبرد مبتنی بر تعامل پاکستان و اسرائیل ضربۀ کاری وارد کرد. با وجود این،  همکاری پاکستان با آمریکا در پروندۀ مبارزه با تروریسم، نگرانی از بازتاب‌های بی‌ثباتی در دولت اسلام‌آباد، احتمال افزایش قدرت جناح‌های تندرو اسلام‌گرا و شاید از همه اینها مهمتر، ظرفیت هسته‌ای بازدارندۀ این کشور مانع از اقدام مستقیم تل‌آویو علیه پاکستان شد. به نظر می‌رسد در این دوره تقابل غیر مستقیم از طریق نابودی روندهای همکاری هسته‌ای پاکستان و دیگر کشورها، رویکرد اصلی تل‌آویو را شکل داده است چنان‌که اقدام‌ها علیه لیبی، ایران و یا بمباران تاسیسات هسته‌ای سوریه در سال 2007 را می‌توان بخشی از آن تلقی کرد.

دورۀ جدید راهبرد متقابل هسته‌ای پاکستان و رژیم صهیونیستی

شاخصه‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد پاکستان و رژیم صهیونیستی به عصر جدیدی از تعاملات و راهبردهای متقابل هسته‌ای ورود پیدا کرده‌اند. بر این اساس، مهمترین شاخصه‌ها را می‌توان در چهارچوب موارد زیر مورد ارزیابی قرار داد:

1. توافقنامۀ راهبردی دفاع متقابل پاکستان و عربستان

امضای این توافقنامه می‌تواند شاخص مهمی در ورود به عصر جدید تعاملات هسته‌ای پاکستان و اسرائیل تلقی شود. اگر چه در این توافق‌نامه اشارۀ صریحی به همکاری‌های اسلام‌آباد و ریاض در حوزۀ هسته‌ای نشده است، اما از مفاد توافق و برخی اظهارات مقام‌های دو کشور می‌توان این گونه استنباط کرد که این توافق به احتمال قوی شامل همکاری‌های هسته‌ای نیز می‌شود.
اما از منظر اسرائیل این توافق از چند جنبه دارای اهمیت است. اول آنکه برای تل‌آویو مهم است که چنین توافقی در این زمان به شکل علنی از سوی اسلام‌آباد و ریاض اعلام شده است. با توجه به اینکه تعهد امنیتی پاکستان نسبت به عربستان پیش از این هم وجود داشته و حتی گمانه‌زنی‌هایی در مورد بحث گسترش چتر هسته‌ای پاکستان بر سر عربستان نیز پیش از این تا حدی وجود داشت، می‌توان پرسید که آیا ممکن است هدف از اعلام آشکار تعهد امنیتی دو کشور در قالب توافقنامۀ راهبردی، رسمیت بخشیدن به انتقال علنی فناوری‌ها به‌ویژه در حوزۀ هسته‌ای، میان دو کشور و یا حتی در سطح خاورمیانه باشد؟
نکتۀ دوم، در مورد جامعۀ هدف این توافقنامه است. تا پیش از علنی شدن توافق راهبردی متقابل، تقریباً این باور وجود داشت که همکاری‌های امنیتی و چتر هسته‌ای اسلام‌آباد بر سر ریاض در بستر مهار ایران انجام می‌گیرد. اما در شرایط فعلی منطقه، به‌خصوص پس از حملۀ اسرائیل به قطر، این گمانه‎زنی تقویت شد که اسرائیل در مرکز ثقل و یا حداقل در یکی از کانون‌های اصلی این توافقنامه جای گرفته است. در نهایت مهمترین وجه، از نظر اسرائیل نه همکاری دوجانبۀ عربستان و پاکستان، بلکه احتمال گسترش این همکاری‌ها به سطحی چندجانبه است که می‌تواند سپر هسته‌ای را در بافت امنیتی خاورمیانه مطرح کند.

2. پاکستان هسته‌ای در مرکز بلوک‌بندی‎های جدید خاورمیانه

در شرایطی که پاکستان پیش از این تاکید داشته است که دکترین هسته‌ای این کشور برای بازدارندگی در جنوب آسیا برنامه‌ریزی شده است، پذیرش امکان توسعۀ توافقنامۀ دفاع راهبردی متقابل ریاض و اسلام‌آباد و تبدیل آن به یک توافق چندجانبۀ امنیتی و احتمالاً با ظرفیت هسته‌ای از سوی پاکستان، می‌تواند چشم‌اندازی از تغییرات احتمالی در  ماهیت دکترین هسته‌ای پاکستان ارائه دهد. چنین تحولی می‌تواند برای اسرائیل یک دگرگونی مهم و اساسی در حوزۀ خاورمیانه تلقی شود کما اینکه «نفتالی بنت» نخست وزیر پیشین اسرائیل، در کنفرانس روسای سازمان‌های یهود دربارۀ این همکاری و تشکیل یک محور سُنیِ متخاصم این‌گونه هشدار می‌دهد: «محور اخوان‌المسلمین که توسط سلاح‌های هسته‌ای پاکستان پشتیبانی و توسط ترکیه رهبری می‌شود...» تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که قرار گرفتن قدرت مالی عربستان، توانایی هسته‌ای و موشک‌های بالستیک پاکستان و تجربۀ نظامی و صنعت دفاعی پیشرفتۀ ترکیه در کنار یکدیگر، ممکن است بتواند نظم جدیدی را برای خاورمیانه رقم بزند.

3. تهاجم به ایران و محدودیت ظرفیت‌های امنیتی آمریکا در خاورمیانه

تهاجم به ایران باعث شد تا محدودیت‌های چتر امنیتی آمریکا بر خاورمیانه بیش از پیش روشن شده و کشورهای منطقه را به بازنگری در ترتیبات امنیتی خود وادار کند. از این منظر، توافقنامۀ دفاع راهبردی متقابل ریاض و اسلام‌آباد نوعی ارسال پیام به واشنگتن در مورد ضعف چتر امنیتی آن در منطقه بود. عربستان که مدت‌ها در پشت «استاندارد طلایی» هسته‌ای ایالات متحده متوقف شده بود، ترجیح داد تا با اتکا به پاکستان هسته‌ای، مسیر جدیدی را مورد آزمایش قرار دهد. اما برای اسرائیل این پیامی هشدارآمیز است که باید خود را برای نقش‌آفرینی جدید در خاورمیانه بدون آمریکا و یا احتمالاً با مشارکت امنیتی کم رنگ آن، مهیا کند. از نظر اسرائیل زمینه‌سازی برای مشارکت هند به عنوان یک قدرت هسته‌ای‌ در تحولات خاورمیانه شاید بتواند تا حدی این خلا را پر کند، به‌ویژه آنکه می‌تواند بازدارندگی لازم را در برابر قدرت هسته‌ای پاکستان ایجاد کند.‌‌

4. تغییر ذهنیت‌ پاکستان و رژیم صهیونیستی در قبال تهدیدهای هسته‌ای متقابل

روند تحولات خاورمیانه در چند سال اخیر به گونه‌ای پیش رفته که ذهنیت مبتنی بر تعامل و همزیستی هسته‌ای را در هر دو طرف بسیار کم رنگ کرده است. در این چارچوب، اکنون رسانه‌های اسرائیلی بیش از گذشته به تهدیدهای یک پاکستان هسته‌ای برای اسرائیل توجه نشان می‌دهند و مقام‌های سیاسی نیز سخنان هشدار آمیزی در مورد نقش پاکستان در اشاعۀ هسته‌ای در خاورمیانه و در میان کشورهای اسلامی مطرح می‌کنند. در مقابل در پاکستان بحث‌های بیشتری در مورد سیاست‌ها و استاندارهای دوگانه در قبال مسائل هسته‌ای مطرح می‌شود کما اینکه خواجه آصف وزیر دفاع پاکستان به صراحت بر این نکته تاکید می‌کند که «جهان باید نسبت به قدرت هسته‌ای اسرائیل که به هیچ یک از مقررات بین‌المللی هسته‌ای و معاهدۀ منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان پی تی) پایبند نیست و یا هیچ توافق الزام‌آور دیگری را امضاء نکرده است، محتاط و نگران باشد.» جنایات اسرائیل در غزه و تهاجم به کشورهای اسلامی همچون سوریه، لبنان و ایران نیز افکار عمومی را در داخل پاکستان به سمت خروج پاکستان از انفعال در برابر اسرائیل، حتی در چارچوب بازدارندگی اتمی سوق داده است. اظهارات «ثروت فاطمه» نمایندۀ مجلس پاکستان در مورد اینکه تسلیحات هسته‌ای پاکستان نمایشی نیست و درخواست وی از دولت برای استفاده از این تسلیحات در راستای بازدارندگی و هشدار به اسرائیل برای توقف جنگ در غزه، می‌تواند مصداقی از شرایط افکار عمومی ارزیابی شود. البته این مواضع اکنون فاصله زیادی با مواضع رسمی پاکستان دارد ولی در همین حد هم می‌تواند تهدیدی قابل توجه برای اسرائیل باشد.

5. تغییر برخی ظرفیت‌های هسته‌ای پاکستان

دکترین هسته‌ای پاکستان در تاکید بر توان بازدارندگی در مقابل هند موجب شده بود تا ظرفیت‌های نظامی هسته‌ای این کشور نیز بر همین مبنا پایه‌ریزی شود. اتکا بر تسلیحات اتمی تاکتیکی و موشک‌های کوتاه برد و میان برد در برنامۀ هسته‌ای پاکستان دقیقا در چنین چارچوبی جای می‌گرفت. با این حال، برنامه‌ریزی‌ها و تولیدات موشکی سال‌های اخیر پاکستان تردیدهایی را در این زمینه ایجاد کرده است. آزمایش موشک بالستیک شاهین2 و 3 با برد بیش از 2000 کیلومتر و با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای که می‌تواند محدودۀ سرزمین‌های اشغالی و سراسر خاورمیانه را پوشش دهد، با حساسیت زیادی از سوی امریکا و اسرائیل مواجه شده است. اگر چه پاکستان ادعا می‌کند که این موشک‌ها را با هدف بازدارندگی در عمق خاک هند برنامه‌ریزی شده‌اند، با این حال گمانه‌زنی‌هایی در مورد بازدارندگی آنها در قبال کشورهایی غیر از هند مطرح می‌شود.

چشم‌انداز تعاملات راهبردی پاکستان و رژیم‌صهیونیستی در حوزۀ هسته‌ای

سیر تحولات مرتبط با راهبردهای متقابل هسته‌ای پاکستان و رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که با توجه به ایفای تقش جدید پاکستان در حوزۀ خاورمیانه، ممکن است رژیم صهیونیستی پاکستان را تهدیدی جدی‌تر و حتی در حد جایگزینی برای تهدید هسته‌ای ایران در خاورمیانه ارزیابی کند. این تهدید به‌ویژه در شرایط ورود اسلام‌آباد در یک اتحاد امنیتی چندجانبه با کشورهای منطقه و به‌ویژه ترکیه، تشدید شده و ممکن است یک تهدید موجودیتی برای تل‌آویو ارزیابی شود. در این بین، سابقۀ پاکستان در انتقال فناوری هسته‌ای به دیگر کشورها و احتمال بازگشت این کشور به تئوری «بمب اسلامی» هم ماهیت راهبرد متقابل هسته‌ای دو کشور را پیچیده‌تر خواهد کرد.

با وجود این، احتمال وقوع یک تقابل و یا تنش هسته‌ای شدید میان دو طرف در آینده‌ای نزدیک کم است. شرایط خاص دکترین هسته‌ای پاکستان که بر «حداقل بازدارندگی معتبر» اتکا داشته است، زمینۀ حضور و نقش‌آفرینی هم‌زمان هسته‌ای این کشور در جنوب آسیا و خاورمیانه را دشوار می‌کند، اگر چه پشتوانۀ مالی عربستان و ظرفیت صنعتی نظامی ترکیه شاید بتواند در بلندمدت تغییری در موقعیت و دکترین هسته‌ای پاکستان ایجاد کند.

اما در طرف مقابل، رژیم صهیونیستی نیز تمایلی برای تقابل با یک قدرت هسته‌ای بدون پشتوانه‌ای قوی همچون امریکا ندارد، چنان‌‌که در دورۀ تاریخی تقابل و تهدید نیز عدم همراهی هند، تل‌آویو را از تهاجم نظامی به تاسیسات هسته‌ای پاکستان منصرف کرد. با وجود این می‌توان پیش‌بینی کرد که تحرکات رژیم‌صهیونیستی برای ایجاد اختلال در برنامۀ همکاری‌های هسته‌ای پاکستان با کشورهای خاورمیانه همچون عربستان افزایش خواهد یافت. این احتمال هم مطرح است که با بالا گرفتن تنش هسته‌ای در منطقه، تل‌آویو به اقداماتی مشابه با ایران، یعنی بروز ناامنی و آشوب داخلی در پاکستان متوسل شود، موضوعی که یکی از خطوط قرمز هسته‌ای پاکستان و مبنایی برای استفاده پیش‌دستانۀ پاکستان از تسلیحات هسته‌ای در نظر گرفته شده است.


کد مطلب: 4336

آدرس مطلب :
https://www.iess.ir/fa/analysis/4336/

موسسه مطالعات راهبردي شرق
  https://www.iess.ir