امارات متحدۀ عربی را میتوان یکی از بازیگران نوظهور در آسیای مرکزی درنظر گرفت که اهرمسازی و بازیگریِ نیابتی میان قدرتهای بزرگ و منطقهای را در دستور کار خود قرار داده است. این نفوذ چندسطحی در بلندمدت متضمن تهدیدهایی برای ثبات و امنیت این منطقه و بهویژه برای ج.ا.ایران خواهد بود.
مقدمه
امارات متحدۀ عربی را میتوان یکی از بازیگران نوظهور در آسیای مرکزی درنظر گرفت که اهرمسازی و بازیگریِ نیابتی میان قدرتهای بزرگ و قدرتهای منطقهای را در دستور کار خود قرار داده است. این حضور بیحاشیه و مبتنی بر روابط چندلایه، سبب شده است که پس از حدود یک دهه از تثبیت نفوذ این کشور، بتوان امارات را بهعنوان یک بازیگر «اثرگذار» در آسیای مرکزی در نظر گرفت. با این حال این کشور بنا به دلایل مختلف همچنان یک بازیگر راهبردی در آسیای مرکزی به شمار نمیرود، چراکه عرصههای نفوذ آن همچنان تکمیل نشده و خود نیز بهعنوان یک بازیگر منطقهای به بلوغ کافی نرسیده است.
از طرف دیگر با تجربۀ مداخلات اخیر امارات در یمن، سودان، لیبی، سوریه و حتی کشورهایی مثل جیبوتی و سومالی میتوان دریافت که این بازیگری در بازههای خاص و بحرانی میتواند بهعنوان یک متغیر مداخلهگر و عموماً بیثباتکننده بروز و ظهور یابد. بنابراین این نفوذ در بلندمدت در آسیای مرکزی نیز متضمن تهدیدهایی برای ثبات و امنیت این منطقه و بهویژه برای ج.ا.ایران خواهد بود.
نفوذ عمیق و گسترده در حوزۀ ژئواکونومی
انرژی اصلیترین حوزۀ نفوذ امارات در آسیای مرکزی محسوب میشود. در حوزۀ نفتِ ترکمنستان شرکت اماراتی «دراگون اویل[1]» توانسته بهواسطۀ 25 سال حضور در اکتشاف، استخراج و انتقال نفت ترکمنستان به موقعیتی مسلط دست یابد. این شرکت تاکنون حدود 10 میلیارد دلار در میادین نفتی ترکمنستان سرمایهگذاری کرده که نتیجۀ آن استخراج 447 میلیون بشکه انواع هیدروکربن بوده است. امارات در حوزۀ منابع گاز ترکمنستان نیز فعال بوده است. شرکت اماراتی «ایکسآرجی[2]» اخیراً توانست به سهم 38 درصدی در یکی از میادین گازی[3] در حوزۀ دریای کاسپین با ظرفیت تخمینی 7 تریلیون فوت مکعب دست یابد.
شرکت ملی نفت ابوظبی نیز در یک اقدام بیسابقه به یک یادداشت تفاهم همکاری برای توسعۀ فازهای جدید میدان گازی گالکینیش دست یافت. در قزاقستان حضور امارات محدودتر بوده و به ساخت پالایشگاه در آتیرائو و مذاکرۀ شرکت ملی نفت ابوظبی با کازمونایگاز از سال 2025، با هدف سرمایهگذاری در میادین انرژی این کشور، خلاصه شده است.
در ازبکستان و قزاقستان حضور امارات عموماً در زمینۀ انرژیهای سبز بوده است. در ازبکستان، امارات تاکنون توانسته است چهار طرح نیروگاه خورشیدی یا فتوولتائیک (قشقادریا، شیرآباد، نور- بخارا و گذر) در مجموع به ظرفیت بیش از 1200 مگاوات، سه طرح نیروگاه بادی (زرافشان، مینگبولاک و کونگراد) را به ظرفیت حدوداً 3.5 گیگاوات و همچنین چند طرح ذخیرهسازی انرژی را به مرحلۀ عملیاتیسازی و یا احداث برساند. این طرحها با ارزشی بالغبر 10 میلیارد دلار عموماً توسط صندوقهای سرمایهگذاری همچون شرکت انرژی آیندۀ ابوظبی[4] (مصدر) یا آمئا پاور[5] اجرا شدهاند. برنامهریزی شده است که این طرحها حداقل یکسوم برق ازبکستان را تا سال 2030 تأمین کنند.
طرح نیروگاه بادی یک گیگاواتی ژامبیل در قزاقستان نیز یکی از بزرگترین طرحهای انرژی آسیای مرکزی محسوب میشود که با سرمایهگذاری حدوداً 1.5 میلیارد دلاری مصدر انجام میشود. شرکتهای بزرگ اماراتی در تاجیکستان نیز 5 طرح از جمله یک نیروگاه 500 مگاواتی و در قرقیزستان نیز 3 طرح شامل یک نیروگاه 200 مگاواتی فتوولتائیک تعریف کردهاند. توسعۀ این طرحها در یک دهۀ آینده بخش مهمی از تولید برق این کشورها را ذیل نفوذ امارات متحدۀ عربی قرار میدهد.
در حوزۀ ترانزیت نیز امارات اقدامهای نسبتاً تأثیرگذاری داشته است. مهمترین محور تمرکز سرمایهگذاریهای امارات در آسیای مرکزی راهگذر میانی بوده است. امارات که پیش از این توانسته بود 49 درصد از سهام منطقۀ ویژۀ اقتصادی آکتائو را به دست بیاورد، در سال 2025 هم توسط گروه بنادر ابوظبی[6] به یک توافق 775 میلیون دلاری در زمینۀ توسعۀ ترمینال جدید چندمنظوره دست یافت.
همچنین، گروه بنادر ابوظبی، علاوه بر توافق با قزاقستان برای تقویت ناوگان کشتیرانی در خزر، در زمینۀ ساخت شیپ یارد[7] برای ساخت و تعمیر/نگهداری کشتی در سواحل قزاقستان نیز توافقهایی را در سال 2024 به دست آورده است. شرکتهای اماراتی همچنین با کسب سهام 51 درصدی در منطقۀ ویژۀ اقتصادی خورگوس توانستهاند بخشی از نبض ترانزیتی چین و آسیای مرکزی را در چارچوب ابتکار کمربند و راه به دست بگیرند.
گروه بنادر ابوظبی همچنین در مشارکت با شرکت دولتی «کازمورترانس فلوت[8]» (زیرمجموعۀ شرکت ملی نفت قزاقستان) یک ابتکار مشترک در دریای خزر در زمینۀ کشتیرانی شامل مالکیت و اجارۀ کشتی، حمل بار، لجستیک فراساحلی و خدمات زیرِ دریا با سرمایهگذاری 130 میلیون دلاری راهاندازی کرده است. در ازبکستان بزرگترین طرح در چارچوب مرکز لجستیکی تاشکند شکل گرفته است. این طرح 288 میلیون دلاری شامل بندر خشک، تأسیسات گمرکی، انبارداری و سایر زیرساختها شده و با سهم 85 درصدی گروه بنادر ابوظبی توسعه یافته است.
تعاملهای امنیتی- نظامی
اگرچه مهمترین بخش از تحرکات امارات در آسیای مرکزی ماهیت اقتصادی داشته است، اما نمیتوان ابعاد راهبردی امنیتی آن را نادیده گرفت. ترکمنستان تنها کشور در آسیای مرکزی است که قرارداد رسمی خرید تسلیحاتی با امارات داشته است. وزرای دفاع ترکمنستان و امارات در سالهای 2017 و 2018 دیدار و گفتوگو داشتند. در این دیدارها توافقهایی به دست آمد که تحویل خودروهای زرهی بخشی از آن بود. طبق گزارش مؤسسۀ تحقیقات صلح استکهلم[9]، امارات در سالهای 2016 و 2020 به ترتیب 12 عدد خودروی زرهی نیمر[10]2 و 10 خودروی زرهی از نوع تایتان[11] به ترکمنستان تحویل داده است. در سفر رسمی سال 2022 بردیمحمداف به امارات نیز دیدارها و توافقهایی با وزیر دفاع امارات صورت گرفت.
در دسامبر 2024 «روسلان ژاکسیلیکوف»، وزیر دفاع قزاقستان در صدر یک هیأت عالیرتبۀ دفاعی سفری رسمی به امارات متحدۀ عربی داشت که طی آن بازدیدهایی از مراکز صنعتی تولیدات تسلیحاتی این کشور انجام گرفت. کمتر از یک سال پس از آن نیز وزیر دفاع امارات در سپتامبر 2025 بازدیدی رسمی از آستانه داشت که در آن توسعۀ تعاملات امنیتی و دفاعی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین در سپتامبر 2024 وزیر دفاع امارات سفری دو روزه به تاشکند داشت که در آن با میرضیایف و مقامهای دفاعی ازبکستان دیدار کرد و برخی توافقهای جدید برای همکاری در حوزۀ دفاعی و امنیتی به دست آمد. در نمایشگاه دفاعی آیدکس [12]2025 در ابوظبی نیز هیأتهایی عالیرتبه از آسیای مرکزی، ازجمله ازبکستان و قزاقستان حضور یافتند.
در مناسبات دفاعی با تاجیکستان، راهاندازی خط مونتاژ خودروهای زرهی در شهر تورسونزاده یکی از مهمترین ابعاد همکاری دفاعی بوده است. این مجموعۀ صنعتی دفاعی توسط «گروه سپر» راهاندازی شده است که تجهیزات و قطعات را از شرکتهای مستقر در امارات دریافت میکند و قادر به مونتاژ 120 خودروی زرهی در سال است. درعینحال تعاملات امنیتی هم بین تاجیکستان و امارات جریان داشته است. در سال 2019 و به درخواست دولت تاجیکستان، دولت امارات «خواجه کریماف»، از فرماندهان جنگ داخلی را بازداشت و در سال 2020 به تاجیکستان مسترد کرد.
در شرایطی که تعاملات دفاعی با قرقیزستان نسبتاً کمرنگتر بوده و به بازدید وزیر دفاع قرقیزستان از آیدکس 2023 محدود شده است، گفتوگوهای امنیتی در چارچوب دیدار رئیس کابینۀ وزرای قرقیزستان با وزیر کشور امارات جریان داشته است. همچنین گزارشهایی مبنی بر نقش قرقیزستان بهعنوان قطب اصلی در راهگذر انتقال تجهیزات ماهوارهای استارلینک از امارات به اوکراین وجود دارد که نشاندهندۀ وجود سطحی از نقشآفرینی پنهان امنیتی در این زمینه است.
بازیگری در سطح نظام الیگارشی
با وجود تعاملات گسترده در حوزههای ژئواکونومیک، سیاسی، امنیتی و دفاعی، بهنظر میرسد اصلیترین تسهیلگرِی در بخش مهمی از روابط امارات با آسیای مرکزی در سطح الیگارشها شکل گرفته است. این تعاملات اگرچه پنهانی و غیررسمی هستند، اما سطح اثرگذاری بیشتر و سریعتری دارند. گزارشهای متعددی وجود دارد مبنی بر آنکه املاک دوبی، یکی از بسترهای مهم برای ذخیرهسازی ثروت الیگارشهای قزاق بوده است.
این اقدامها در چارچوب سازوکارهای پنهانی با مخفی کردن این منابع از طریق شرکتهای واسطهای و دور زدن قوانین مبارزه با پولشویی انجام گرفته است. معروفترین نمونه، همکاریِ «تیمور کولیبایف» با الیگارشهای اماراتی نظیر «حسین سجوانی»، الیگارش معروفِ مرتبط با ترامپ، در امارات است. گفته میشود چنین افراد ذینفوذی عنصر کلیدی در دور زدن قوانین در امارات محسوب میشوند.
از طرف دیگر امارات نگاهی ویژه به خانوادۀ رهبران آسیای مرکزی داشته است. در بین رهبران آسیای مرکزی، خانوادۀ میرضیایف نزدیکترین روابط غیررسمی را با اعضای خانوادۀ «آل مکتوم» و «آل نهیان» در امارات برقرار کردهاند. تصاویر و گزارشهای زیادی از مهمانیهای خانوادگی با حضور دامادهای میرضیایف و چهرههای مطرح خاندان حاکم امارات وجود دارد. در حوزۀ داراییها وکسبوکارهای خانوادگی رهبران نیز امارات یک نقطۀ کلیدی محسوب میشود. کمیتۀ درآمد دولت قزاقستان در بررسیهایی که سال 2024 منتشر کرد تصریح کرد که بیش از 60 ملک به نام مقامهای دولتی و یا همسرانشان در امارات شناسایی کرده است. برخی گزارشهای دیگر تصریح کردهاند که بیش از 100 نفر از مقامهای قزاق دارای املاک و داراییهایی در دوبی هستند
پیامدهای راهبردی
حضور و نفوذ چندسطحی امارات متحدۀ عربی در آسیای مرکزی دارای تأثیرهای جدی بر موقعیت و منافع ج.ا.ایران در آسیای مرکزی است. اهم این پیامدها به شرح ذیل قابل ذکر است:
- راهبرد میانمدت امارات با سرمایهگذاری در انرژیهای سبز یک «تلۀ بدهی» بر اساس لیبرالیزاسیون[13] محسوب میشود. انرژیهای سبز هزینۀ راهاندازی بسیار بالاتری داشته و در میانمدت برق تولید شده توسط این نیروگاهها قیمت بالاتری در مقایسه با نیروگاههای سیکل ترکیبی دارند. این وضعیت میتواند در بازۀ بازگشت سرمایه، موجب افزایش قیمت انرژی و در نتیجه افزایش تورم شود. آسیبپذیری اقتصاد این کشورها از تورم میتواند پیشزمینهای برای بیثباتیهای اقتصادی- اجتماعی شده و سایر گسلهای این منطقه را در مدلی مشابه تحولات ژانویۀ 2022 قزاقستان فعال کند. تلۀ بدهیها در شرایط رکود اقتصادی در آینده میتواند منجر به ارائۀ امتیازهای خاص ژئوپلیتیکی به امارات شود؛
- امارات با حضور در گلوگاههای راهبردی ترانزیتی در آسیای مرکزی نظیر پایانۀ لجستیکی خورگوس، بندر آکتائو و بنادر ترکمنستان دو کارکرد ضدایرانی را میتواند اجرا کند. نخست، کاهش تدریجی مزیت ژئواکونومیکی ایران برای دسترسی آسیای مرکزی از طریق تقویت راهگذر میانی که به موازات طرح «امنیتیسازی راهگذرهای مبتنی بر ایران» در خلال جنگهای اخیر دنبال میشود؛ و دوم، ظرفیتسوزی از راهبرد اتصال غیردریایی به چین از طریق آسیای مرکزی بهویژه در انتقال نفت و کالاهای اساسی با حضور و نفوذ در خورگوس. برونداد کلان این دو کارکرد تشدید خفگی ژئواکونومیکی ایران در آسیای مرکزی خواهد بود؛
- ایران برای مدتها جهت تأمین فشار گاز در شمال شرق نیازمند واردات انرژی از ترکمنستان بوده است. با تشدید اختلافهای فنی و سیاسی بین تهران و عشقآباد در دهۀ 1390 این واردات متوقف شده است. طرح راهبردی ایران در این زمینه واردات گاز از میدان گازی گالکینیش است که در فاصلۀ کوتاهی از مرزهای شمال شرق ایران قرار دارد. با این حال ورود امارات به فاز جدید توسعهای در گالکینیش در کنار چین، میتواند این چشمانداز را تضعیف کرده و همچون تجربۀ ورود دراگون اویل به عرصۀ نفت ترکمنستان، در این حوزه نیز کاهش و حتی حذف بازیگری ایران در حوزۀ گاز ترکمنستان را موجب شود. این بازیگری منجر به توسعه و تقویت طرحهایی نظیر تاپی و تضعیف احتمال مشارکت ایران در آن خواهد شد.
- توسعۀ تعاملات دفاعی و امنیتی امارات با کشورهای آسیای مرکزی در مقایسه با الگوی رفتاری امارات در این زمینه در مناطق دیگر نظیر آفریقا یا خاورمیانه نشان میدهد که برای این مناسبات میتوان چشماندازی از تکمیل پازل شبکۀ دفاعی پیرامونی ایران و حتی تشدید اقدامهای بیثباتکننده را تصور کرد. بهویژه گره خوردن منافع امارات به فعالیت گروههای شبه نظامی در شمال افغانستان میتواند شرایط دشواری را برای ایران به وجود آورد. در عین حال امارات نشان داده است که میتواند قابلیت زیادی برای ایفای نقش یک بازیگر نیابتی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی داشته باشد. از این حیث توسعۀ تعاملات امنیتی- دفاعی با آسیای مرکزی میتواند متضمن تهدیدهایی در بلندمدت برای ایران باشد.
- امارات با شبکهسازی در سطح الیگارشهای آسیای مرکزی قابلیت زیادی برای توسعۀ یک شبکۀ فعالیت اقتصادی ضدایرانی را در این منطقه خواهد داشت. سالها اهرمسازی در این حوزه در دوبی و ابوظبی باعث شده است که اهرمهای قدرتمندی در این زمینه شکل گرفته و علاوه بر حوزههایی نظیر صرافیها و تجارت در قلمرو سرزمینی امارات، حوزههای دیگری را نیز در بر بگیرد
جمعبندی
حضور امارات متحدۀ عربی در آسیای مرکزی، متضمن شکلگیری تهدیدهای جدید علیه ج.ا.ایران و تقویت احتمال بیثباتی در این منطقه است. امارات بهوضوح در حال اهرمسازی در این منطقه برای اجرای یک طرح راهبردی در آینده است که هم دارای وجوهی ضدایرانی است و هم متضمن اهرمسازی مقابل چین و روسیه در چارچوب سیاست نگاه به شرق است.
بدیهی است تحقق اهداف امارات در این دو حوزه در آسیای مرکزی، منجر به تضعیف مزیتهای راهبردی ایران در این منطقه و افزایش هزینهها در محیط پیرامونی خواهد شد. بنابراین لازم است با بهرهگیری از سازوکارهای مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و بهویژه فرهنگی- اجتماعی، بسترهای این بازیگری تضعیف شود و یا توازنی هم سطح با آن و یا حتی اقدامهایی در سطحی بالاتر از آن، شکل بگیرد. همچنین لازم است تهران نگاهی ویژه به ائتلافسازی رژیم صهیونیستی و آمریکا در آسیای مرکزی، توسط بازیگرانی همچون امارات و جمهوری آذربایجان داشته باشد.
[1] Dragon Oil
[2] XRG
[3] condensate
[4] Abu Dhabi Future Energy Company (Masdar)
[5] AMEA Power
[6] AD Ports Group
[7] . کارخانۀ کشتیسازی- تعمیرگاه کشتی
[8] Kazmortransflot
[9] Stockholm International Peace Research Institute
[10] Nimr-2
[11] Titan
[12] IDEX 2025
[13] . لیبرالیزاسیون یا آزادسازی حرکتی از سمت انحصار، کنترل و محدودیت به سمت رقابت، آزادی انتخاب و بازار آزاد است.

