کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

تنش‌های امنیتی اخیر در مرزهای تاجیکستان

آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید

مصاحبۀ اختصاصی با کارشناس تاجیک

موسسه مطالعات راهبردی شرق , 27 بهمن 1404 ساعت 10:39

مولف : کارگروه آسیای مرکزی موسسه مطالعات راهبردی شرق

بررسی تطبیقی حملات و تنش‌های امنیتی اخیر در مرزهای تاجیکستان با دوره‌های پیشین نشان می‌دهد که این تحولات بر اساس برنامه و اهدافی مشخص دنبال شده‌اند و از چند منظر واجد تفاوت‌های معناداری با موارد گذشته هستند. تحلیل انگیزه‌های این حملات نشان می‌دهد که گروه‌های تروریستی حاضر در افغانستان، تاجیکستان را به‌عنوان گلوگاه اصلی نفوذ به آسیای مرکزی تلقی می‌کنند.


🖊️ مصاحبۀ اختصاصی با کارشناس تاجیک مسائل منطقه و افغانستان
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 6 دقیقه 

آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید

مطالعات شرق | تحولات امنیتی اخیر در تاجیکستان، با هدف قرار دادن نیروهای مرزبانی و شهروندان خارجی، از شکل‌گیری تهدیدی پیچیده خبر می‌دهد که در پس آن، منافع متعارض بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و رقابت‌های ژئوپلیتیکی قابل مشاهده است.

به‌منظور واکاوی این موضوع و پیامدهای احتمالی این تحولات بر ج.ا. ایران، کارگروه آسیای مرکزی مؤسسۀ مطالعات راهبردی شرق در یک مصاحبۀ اختصاصی‌ دیدگاه یکی از کارشناسان تاجیک مسائل منطقه و افغانستان را جویا شده است که به دلیل ملاحظات شخصی کارشناس، نام ایشان ذکر نمی‌شود. متن این گفت‌وگو در ادامه آمده است:

پاسخ: بررسی تطبیقی حملات و تنش‌های امنیتی اخیر در مرزهای تاجیکستان با دوره‌های پیشین نشان می‌دهد که این تحولات بر اساس برنامه و اهدافی مشخص دنبال شده‌اند و از چند منظر واجد تفاوت‌های معناداری با موارد گذشته هستند.

نخست؛ از حیث زمانی، حملات اخیر با افزایش چشمگیر در سرعت تکرار و فشردگی زمانی همراه بوده‌اند که می‌تواند نشانه‌ای از گذار از اقدام‌های پراکنده به یک الگوی عملیاتی منسجم‌تر باشد.

دوم؛ سطح تلفات انسانی در این مرحله افزایش یافته است و برای نخستین بار شهروندان خارجی، به‌ویژه کارگران چینی، در کنار نیروهای مرزبانی تاجیکستان به‌طور مستقیم هدف قرار گرفته‌اند که حاکی از تغییر در انتخاب اهداف و پیام‌های راهبردی مهاجمان است.

سوم؛ در حالی‌که در گذشته بخش عمدۀ موارد نقض مرزهای دو کشور به فعالیت قاچاقچیان مسلح محدود می‌شد، حملات اخیر به‌طور آشکارا دارای ماهیتی تروریستی بوده و همین امر سبب شده است که حتی رسانه‌های رسمی و دولتی تاجیکستان نیز صراحتاً از واژۀ «تروریسم» برای توصیف این رخدادها استفاده کنند.

چهارم؛ شواهد موجود حاکی از آن است که گروه‌های تروریستی در این مرحله، صرفاً در پی ایجاد ناامنی مقطعی نبوده‌اند، بلکه در حال ارزیابی میدانیِ اهداف راهبردی خود هستند. این اهداف می‌تواند شامل بررسی امکان نفوذ از مسیر رودخانۀ آمو، سنجش ظرفیت تحرک و دفاع راهبردی نیروهای تاجیکستان، ارزیابی سطح آمادگی انسانی و فناورانۀ نظام مرزبانی تاجیکستان و نیز توان نیروهای سازمان پیمان امنیت جمعی باشد.

افزون بر این، به نظر می‌رسد تروریست‌ها در این مرحله امکان ایجاد شبکه‌های پشتیبان محلی، پنهان‌سازی عناصر عملیاتی و حتی ذخیره‌سازی تسلیحات برای عملیات‌های آتی را نیز مورد آزمون قرار داده‌اند.

پاسخ: تحلیل انگیزه‌های این حملات نشان می‌دهد که گروه‌های تروریستی حاضر در افغانستان، تاجیکستان را به‌عنوان گلوگاه اصلی نفوذ به آسیای مرکزی تلقی می‌کنند. در حال حاضر، سیاست امنیتی سخت‌گیرانۀ دولت و به‌ویژه موضع قاطع و آشتی‌ناپذیر جناب ‌آقای «امامعلی رحمان»، رئیس‌جمهور تاجیکستان در قبال گروه‌های افراطی و تروریستی، کشور ما را به مانعی جدی در برابر گسترش نفوذ تروریسم در منطقه بدل کرده است.

بر همین اساس، بی‌ثبات‌سازی امنیتی تاجیکستان در مقطع کنونی به اولویت راهبردی این گروه‌ها تبدیل شده و آسیب‌پذیری‌های بالقوۀ این کشور به‌صورت هدفمند مورد مطالعه قرار گرفته است. هرچند در مراحل بعدی ممکن است کشورهای دیگری نظیر قرقیزستان، ازبکستان و قزاقستان نیز در معرض تهدید قرار بگیرند، اما به نظر من در وضعیت فعلی، تاجیکستان محور اصلی اجرای سناریوی نفوذ به آسیای مرکزی محسوب می‌شود.

پاسخ: در پسِ این تحولات، نشانه‌هایی از نقش‌آفرینی غیرمستقیم برخی بازیگران قدرتمند منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مشاهده می‌شود که از طریق تعامل یا اغماض نسبت به فعالیت گروه‌های تروریستی، به‌نوعی زمینۀ مصونیت عملی آنان را فراهم می‌کنند.

هدف قرار گرفتن شهروندان چینی را می‌توان در چارچوب تلاش برای ممانعت از گسترش نفوذ اقتصادی چین و طرح‌های مربوط به پکن در افغانستان و آسیای مرکزی تحلیل کرد.

از این منظر، ناامن‌سازی محیط پیرامونی طرح‌های اقتصادی چین، بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی قدرت‌ها در منطقه تلقی می‌شود. 

افزون بر این، برخی بازیگران نیز نسبت به بهبود روابط میان تاجیکستان و طالبان رویکردی منفی دارند و در این راستا از ایجاد ناامنی به‌عنوان ابزاری برای مهار این روند بهره می‌گیرند.

پاسخ: حملات اخیر مشخصاً بر روابط دوجانبه و چندجانبۀ تاجیکستان با روسیه و چین تأثیرگذار خواهد بود. این دو کشور مهم‌ترین شرکای راهبردی تاجیکستان در حوزه‌های اقتصادی و امنیتی به‌شمار می‌روند و چه در قالب روابط دوجانبه و چه در چارچوب سازمان‌های هم‌گرای منطقه‌ای، به تأمین امنیت مرزهای تاجیکستان با افغانستان کمک می‌کنند.

به نظر می‌رسد حملات اخیر موجب تقویت بیش از پیش همکاری‌ها در این حوزه شود. روشن است که از منظر راهبردی، هدف گروه‌های تروریستی صرفاً تاجیکستان نیست، بلکه در گامِ نخستِ این اهداف، چین و روسیه قرار دارند. از این‌رو، «مسکو» و «پکن» باید به‌طور جدی‌تری به مسائل امنیت مرزهای تاجیکستان توجه نشان دهند.

در عین حال، روسیه و چین روابط کاری و حساب‌شده‌ای را نیز با طالبان برقرار کرده‌اند. با توجه به اینکه این تعامل در راستای منافع راهبردی آنان صورت گرفته است، این کشورها در برخی زمینه‌ها به اصطلاح، «تغافل عارفانه» را ترجیح می‌دهند.

نگرانی بنیادین «مسکو» و «پکن» به گسترش نفوذ آمریکا در منطقه و احتمال بازگشت آن به افغانستان، به‌ویژه در قالب پایگاه‌های نظامی ارتباط دارد. در همین چارچوب، حتی در دورۀ جمهوری افغانستان نیز تلاش می‌شد از طریق تعامل با طالبان، زمینۀ تشکیل حکومتی مشارکتی فراهم و در نهایت خروج نیروهای ناتو تسهیل شود.

برای روسیه و چین روشن است که در شرایط کنونی، حضور گستردۀ گروه‌های تروریستی متنوع در افغانستان، از انصارالله، اویغورها، قزاق‌ها، قرقیزها و قفقازی‌ها گرفته تا «جنبش اسلامی ازبکستان»، «جیش‌العدل»، «تحریک طالبان پاکستان» و دیگر گروه‌ها، تهدیدی مستقیم برای امنیت منطقه‌ای محسوب می‌شود.

راهبرد روسیه و چین در برابر این وضعیت، ترکیبی از کسب برتری اطلاعاتی از مسیر تعامل دیپلماتیک و اقتصادی و نیز تلاش برای ایجاد نفوذ در میان جناح‌های مختلف طالبان است تا در بلندمدت بتوانند معادلات درونی این گروه را مدیریت کنند. در غیر این صورت، با غفلت کشورهای منطقه موج جدید تروریسم می‌تواند با هدف بی‌ثبات‌سازی آسیای مرکزی، هم‌زمان امنیت روسیه و منافع اقتصادی چین را هدف قرار دهد. فعال شدن فرایند «مدرسه‌سازی» در مناطق تاجیک‌نشین، ازبک‌نشین و هزاره‌نشین افغانستان بی‌ارتباط با این موضوع نخواهد بود.

پاسخ: تحولات اخیر نشان می‌دهد که خطر سرریز ناامنی و اقدام‌های تروریستی به مرزهای ایران و افغانستان نیز قابل چشم‌پوشی نیست. گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های ایرانی حاکی از آن است که در جریان ناآرامی‌های داخلی اخیر در این کشور، برخی عناصر وابسته به گروه‌های افراطی و تروریستی وارد این کشور شده‌اند و بخشی از آنان همچنان متواری هستند؛ موضوعی که می‌تواند زمینه‌ساز تهدیدهای امنیتی آتی باشد.

در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران افزون بر تدابیر پیشگیرانۀ داخلی، می‌تواند با اتخاذ رویکردی فعال در سطح منطقه‌ای، در جهت ایجاد یا تقویت سازوکارهای همکاری امنیتیِ جمعی، گام بردارد. در این راستا گسترش تبادل اطلاعات، هماهنگی عملیاتی و اجرای عملیات‌های مشترک ضدتروریستی، به‌ویژه در چارچوب سازمان همکاری شانگهای و نیز در قالب ابتکارهای دوجانبه، می‌تواند نقش مهمی در مهار و پیشگیری از گسترش این تهدیدها ایفا کند.


کد مطلب: 4256

آدرس مطلب :
https://www.iess.ir/fa/interview/4256/

موسسه مطالعات راهبردي شرق
  https://www.iess.ir