کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

مصاحبۀ اختصاصی با «آینور کورمانوف»؛ کارشناس سیاسی قزاقستان

چشم‌انداز همکاری‌های نظامی آسیای مرکزی و آمریکا

دانشوران خراسان (مطالعات شرق) , 4 مهر 1405 ساعت 11:30

مولف : کارگروه آسیای مرکزی موسسه مطالعات راهبردی شرق

در سال‌های اخیر، همکاری‌های ایالات متحده با کشورهای آسیای مرکزی در حوزۀ دفاعی و نظامی به یکی از ابعاد مهم حضور فزایندۀ واشنگتن در این منطقه تبدیل شده است. این همکاری‌ها که از آموزش و ارتقای توانمندی نیروهای نظامی تا انتقال تجهیزات و توسعۀ ظرفیت‌های فنی را دربرمی‌گیرد، در بستر رقابت فزایندۀ قدرت‌های بزرگ در آسیای مرکزی اهمیت بیشتری یافته است. با این حال، میزان ابتکار و انگیزه‌های آمریکا و کشورهای منطقه در پیشبرد این همکاری‌ها و همچنین محدودیت‌های ناشی از تعهدهای امنیتی کشورهای آسیای مرکزی، موضوعی قابل تأمل به‌نظر می‌رسد. به‌منظور بررسی دقیق‌تر این موضوع، «مؤسسۀ مطالعات راهبردی شرق» در گفت‌وگویی اختصاصی با «آینور کورمانوف»؛ کارشناس سیاسی قزاقستانی، ضمن بررسی روند و ماهیت همکاری‌های نظامی آمریکا و کشورهای آسیای مرکزی، انگیزه‌ها و محرک‌های اصلی این همکاری‌ها و پیامدهای احتمالی آن را برای موازنۀ امنیتی منطقه و منافع ایران، مورد بررسی قرار داده است.


🖊️ مصاحبۀ اختصاصی با «آینور کورمانوف»؛ کارشناس سیاسی قزاقستان
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 15 دقیقه 

چشم‌انداز همکاری‌های نظامی آسیای مرکزی و آمریکا

در سال‌های اخیر، همکاری‌های ایالات متحده با کشورهای آسیای مرکزی در حوزۀ دفاعی و نظامی به یکی از ابعاد مهم حضور فزایندۀ واشنگتن در این منطقه تبدیل شده است. این همکاری‌ها که از آموزش و ارتقای توانمندی نیروهای نظامی تا انتقال تجهیزات و توسعۀ ظرفیت‌های فنی را دربرمی‌گیرد، در بستر رقابت فزایندۀ قدرت‌های بزرگ در آسیای مرکزی اهمیت بیشتری یافته است. با این حال، میزان ابتکار و انگیزه‌های آمریکا و کشورهای منطقه در پیشبرد این همکاری‌ها و همچنین محدودیت‌های ناشی از تعهدهای امنیتی کشورهای آسیای مرکزی، موضوعی قابل تأمل به‌نظر می‌رسد.

به‌منظور بررسی دقیق‌تر این موضوع، «مؤسسۀ مطالعات راهبردی شرق» در گفت‌وگویی اختصاصی با «آینور کورمانوف»؛ کارشناس سیاسی قزاقستانی، ضمن بررسی روند و ماهیت همکاری‌های نظامی آمریکا و کشورهای آسیای مرکزی، انگیزه‌ها و محرک‌های اصلی این همکاری‌ها و پیامدهای احتمالی آن را برای موازنۀ امنیتی منطقه و منافع ایران، مورد بررسی قرار داده است.

کورمانوف: همکاری نظامی کشورهای آسیای مرکزی و آمریکا در چند سال اخیر یقیناً تقویت شده است. به‌عنوان مثال می‌توان به رزمایش‌های سالانۀ «عقاب استپ» که به‌طور مشترک با واحدهای ناتو برگزار می‌شود و همچنین رزمایش‌های فرماندهی و ستاد در تاجیکستان که در سال جاری برگزار شد، اشاره کرد. همچنین «کازنت»؛ مرکز آموزشی و تربیتی ناتو سال‌هاست که در کاراگاندا فعالیت می‌کند. دو سال پیش، نیز یک مرکز عملیات حفظ صلح در قزاقستان با حضور «دانیل روزنبلوم»، سفیر ایالات متحده در قزاقستان، افتتاح شد که بیانگر اهمیت ایجاد ساختار و سازوکاری برای نظارت و آموزش پرسنل و افسران نظامی قزاق برای آمریکایی‌هاست. از سوی دیگر، ارتش و یگان‌های مرزی کشورهای آسیای مرکزی به‌طور دوره‌ای تجهیزات نظامی از آمریکا دریافت کرده و همچنین در دوره‌های آموزشی شرکت می‌کنند. برای مثال، دفتر همکاری‌های امنیتی نظامی سفارت آمریکا در قزاقستان، به‌همراه سرویس مرزی قزاقستان، آموزش اپراتورهای/کاربران پهپادهای Raven شرکت AeroVironment را در سال 2022 به پایان رساند. طرف قزاق همچنین انواع خاصی از تجهیزات نظامی آمریکایی را نیز خریداری کرده است.

کورمانوف: به اعتقاد من؛ هر دو طرف به‌دنبال توسعۀ همکاری نظامی هستند، زیرا منافع خود را دارند. آمریکایی‌ها در تلاشند تا از این طریق نفوذ خود را در منطقه افزایش دهند و به‌نوعی، تحت پوشش «مراکز آموزشی»، اعزام مشاور و انجام رزمایش، حضور نظامی خود را در منطقه، پس از خروج از افغانستان، احیا کنند. علاوه بر این، برخی از زیرساخت‌های لجستیکی سابق که وظیفۀ تأمین و پشتیبانی از نیروی ناتو را در افغانستان داشتند، همچنان در قزاقستان و ازبکستان باقی مانده است و مهمات و تجهیزات مختلفی که پس از خروج این نیروها باقی مانده بود نیز به نیروهای مسلح این جمهوری‌ها داده شده است.

نخبگان حاکم محلی نیز تمایل دارند چتر نظامی آمریکا را به‌عنوان بخشی از «سیاست چندوجهی» خود حفظ کنند، به‌ویژه از آنجایی که واشنگتن، همواره در جلسات C5+1 و در طول مذاکرات دوجانبه توسط رؤسای جمهور بایدن و ترامپ، تضمین استقلال، تمامیت مرزی و حاکمیت این جمهوری‌ها را اعلام کرده است.

رهبران کشورهای آسیای مرکزی قصد دارند صادرات مواد معدنی استخراج شده - در درجۀ اول فلزات کمیاب و نادر خاکی- را که برای مجتمع‌های نظامی-صنعتی غرب و ساخت تسلیحات ارتش‌های کشورهای ناتو مورد نیاز هستند، افزایش دهند. بر این اساس، توسعۀ همکاری‌های نظامی-فنی به‌عنوان تضمین دیگری برای تقویت جایگاه شرکت‌های معدنی آمریکایی در منطقه تلقی می‌شود. علاوه بر این، «آستانه» و «تاشکند» قصد دارند از این طریق، نفوذ روسیه را خنثی کرده و در مقابل نفوذ چین، موازنه برقرار کنند.

کورمانوف: مهم‌ترین محورهای همکاری نظامی کشورهای ازبکستان، قزاقستان و ترکمنستان با آمریکا طی یک دهۀ اخیر شامل آموزش پرسنل نظامی در مراکز آموزشی و رزمایش‌های مشترک مختلف می‌شود. البته تجهیزات و فناوری‌های جدید نیز توسط آمریکا به این کشورها اهدا می‌شود.
در خصوص اینکه کشورهای آسیای مرکزی دقیقاً بر کدام حوزه‌ها در عرصۀ نظامی تمرکز دارند، به نظر من، بیشتر بر حوزه‌های مربوط به بومی‌سازی تولید یا تهیۀ خودروهای زرهی - معمولاً ساخت ترکیه - و همچنین پهپادها، سیستم‌های دفاع هوایی و راداری و تجهیزات شناسایی فنی و هوایی است. این نیازها تا حدی از طریق چارچوب دفاعی-صنعتی جمعی سازمان کشورهای ترک، در کنار گذار تدریجی به استانداردهای ناتو، برطرف می‌شوند. این نشان‌دهندۀ تمایل به تجهیز نیروها با سخت‌افزارهای غربی در راستای برنامه‌هایی برای گسترش اندازۀ نیروهای مسلح این کشورها است.

کورمانوف: این یک مدل همکاری مطلوب است که توسط واشنگتن تحمیل می‌شود. این مدل نه‌تنها به‌صورت عمودی، بلکه به‌صورت افقی نیز از طریق همکاری با آژانس‌های مختلف و حتی با واحدهای گارد ملی ایجاد می‌شود.

ایدۀ پشت چنین روابطی، تقویت تعامل است؛ پرسنل آژانس‌ها، شاخه‌ها و واحدهای مختلف نظامی با یکدیگر آشنا می‌شوند و ارتباط برقرار می‌کنند. در طول این جلسات، اهداف تبلیغاتی ایالات متحده نیز به «بهترین شیوه‌ها» به نمایش گذاشته می‌شود و از هیأت‌های کشورهای آسیای مرکزی در مورد روش‌ها و تاکتیک‌های ضد تروریسم و ضد شورش نیروهای مسلح این جمهوری‌ها، که عمدتاً توسط ارتش روسیه به آنها منتقل می‌شوند، اطلاعات استخراج می‌شود.

بنابراین، پنتاگون دید کاملی نسبت به ساختار، روش‌های آموزشی، پرسنل و برنامه‌های ارتش‌های جمهوری‌های شوروی سابق دارد و از طریق انتقال نرم‌افزارها و تبادل تجربیات، نیز به‌تدریج یک سیستم کنترل و مدیریت خارجی را در این کشورها ایجاد می‌کند.

کورمانوف: از زمان تعلیق عضویت در سازمان پیمان امنیت جمعی در دوران «اسلام کریم‌اف»، تاشکند سیاست فاصلۀ برابر و بی‌طرفی را در پیش گرفته است؛ اما در واقع، می‌خواهد نفوذ نظامی-فنی روسیه را در این کشور، به حداقل برساند و پیشرفت چین را محدود کند. نخبگان حاکم ازبکستان از تبدیل شدن به عروسک خیمه‌شب‌بازی پکن یا افتادن دوباره در آغوش مسکو می‌ترسند. توسعۀ روابط نظامی-سیاسی با ایالات متحده و همچنین ناتو (به طور غیرمستقیم از طریق ترکیه)، بخشی از طرح ایجاد چنین موانعی برای روسیه و چین است.

نباید نفوذ فزایندۀ طرح «ادغام ترک‌ها» را از طریق تبدیل سرزمین‌های متحد به یک بلوک نظامی-سیاسی تمام‌عیار و ایجاد یک مجتمع نظامی-صنعتی واحد فراموش کنیم. تاشکند به‌دنبال این است که از طریق باکو و آنکارا، استانداردهای ناتو را اتخاذ کند. ریشه‌های این رویکرد در اروپامحوری نخبگان حاکم بر ازبکستان و همچنین قزاقستان نهفته است که با افزایش شدید سهم سرمایه‌های آمریکایی، بریتانیایی و اروپایی در اقتصادهای خود، به‌دنبال ادغام هرچه بیشتر خود در سیستم غربی هستند. تاشکند در این مورد از آستانه کپی‌برداری زیادی می‌کند.

کورمانوف: من نمی‌توانم این نظریه را تأیید یا رد کنم، زیرا اطلاعات کاملی در مورد این موضوع ندارم. با این حال، آنچه مشهود است این است که مدتی است که فاصله‌گیری تدریجی از نیروهای مسلح روسیه و سازمان پیمان امنیت جمعی در حال انجام است - روندی که در زمان کریم‌اف آغاز شد و اکنون سرعت گرفته است. محرک اصلی احتمالاً وضعیت افغانستان بوده است و نه اوکراین. تاشکند روابط قوی و دوستانه‌ای با دولت طالبان برقرار کرده است، بنابراین در مورد مرز جنوبی خود احساس امنیت می‌کند و دیگر به چتر نظامی مسکو متکی نیست.

کورمانوف: به نظر من، سازمان پیمان امنیت جمعی در حال حاضر به یک انجمن رسمی تبدیل شده است که بیشتر بر روی کاغذ وجود دارد. زمانی، نخبگان محلی منطقه، روسیه را به‌عنوان فرصتی برای دریافت کمک‌های نظامی-فنی و یک چتر حمایتی رایگان، به‌ویژه به‌دلیل نزدیکی به افغانستان، می‌دیدند. پس از به قدرت رسیدن طالبان و ایجاد روابط حسنۀ همسایگی با این جنبش توسط نخبگان منطقه‌ای (شاید به‌جز تاجیکستان)، اهمیت سابق روسیه و سازمان پیمان امنیت جمعی برای رهبران منطقه به‌شدت کاهش یافته است. علاوه بر این، آنها «ادغام ترک‌ها» و پیوستن به غرب از طریق ترکیه را در اولویت قرار داده‌اند. بر این اساس، نقش سازمان پیمان امنیت جمعی، به‌ویژه پس از توقف مشارکت ارمنستان و راه‌اندازی راهگذر زنگزور یا «مسیر ترامپ»، بیشتر کاهش خواهد یافت.

کورمانوف: توکایف به‌عنوان یک دیپلمات، بارها اظهارات متناقضی در مورد سیاست داخلی این کشور داشته است. برای مثال، دو سال پیش، اعلام کرد که دیگر هیچ اصلاحیه‌ای در قانون اساسی جمهوری قزاقستان، یا تمدید دورۀ تصدی او یا «بازنشانی» دوره‌های ریاست جمهوری قبلی‌اش اعمال نخواهد شد. با این حال، امسال همه‌پرسی برای تصویب قانون اساسی جدید برگزار شد و متعاقباً دادگاه قانون اساسی دوره‌های قبلی ریاست جمهوری وی را «بازنشانی» کرد. به‌عبارت دیگر، همین رویکرد در اینجا نیز اعمال می‌شود: مبهم کردن و پنهان کردن هرچه بیشتر ماهیت واقعی فرآیند ادغام در سازمان کشورهای ترک، حتی با وجود اینکه اجلاس‌ها حاوی لفاظی‌هایی خلاف این هستند و اقدام‌هایی برای ایجاد یک مجتمع نظامی-صنعتی واحد، بومی‌سازی تولید سلاح‌های ترکیه‌ای، آموزش افسران در آکادمی‌های نظامی ترکیه و انجام رزمایش‌های مشترک انجام می‌شود.

کورمانوف: این امر را نمی‌توان در بلندمدت رد کرد، زیرا «وضعیت بی‌طرف» ترکمنستان در سازمان کشورهای ترک‌زبان نیز به‌تدریج در حال تغییر است و این کشور به‌طور فعال از طریق باکو به «ادغام ترک‌ها» و مدار اتحادیۀ اروپا و ایالات متحده کشیده می‌شود. البته در حال حاضر، بحث بر گسترش روابط اقتصادی و تأمین گاز و مواد معدنی متمرکز است، اما این همکاری‌ها معمولاً به‌سرعت به مسائل نظامی-سیاسی نیز کشیده می‌شود. فعلاً تنها چیزی که عشق‌آباد را عقب نگه می‌دارد، نفوذ اقتصادی پکن و فشار دیپلماتیک مداوم چین است. بنابراین، اثربخشی و تداوم این عامل، در میزان و سرعت نزدیکی ترکمنستان به ایالات متحده و غرب تعیین‌کننده خواهد بود.

کورمانوف: به نظر من، ایالات متحده با کشاندن ترکمنستان به «ادغام ترکی»، تلاش می‌کند تا موازنۀ قدرت را به نفع خود تغییر دهد. شواهد غیرمستقیم این امر را می‌توان در نشست اخیر سران کشورهای آسیای مرکزی در قرقیزستان، با حضور رئیس‌جمهور ترکمنستان به‌عنوان عضو کامل و رئیس‌جمهور آذربایجان، مشاهده کرد. این نشان‌دهندۀ یک گام مشخص به‌سوی ادغام ترک‌ها به‌طور خاص از طریق این قالب است.

کورمانوف: حضور ایالات متحده در دریای خزر - از طریق ترکمنستان یا آذربایجان - موازنۀ قدرت را در منطقه و حوزۀ این دریا به‌شدت تغییر خواهد داد و به نفع جناح‌های طرفدار غرب در درون نخبگان حاکم این کشورها خواهد بود. این امر انتقال ارتش‌های آنها را به استانداردهای ناتو تسریع کرده و آنها را به مدار کشورهای اقماری ایالات متحده خواهد کشاند. بدیهی است که رهبری ترکمنستان نیز با فشار ترکیه برای اتخاذ «انتخاب درست» از طریق هم‌سویی با سازمان کشورهای ترک و ایالات متحده روبرو است. هدف اصلی غرب، ایجاد یک کمربند انزوا در اطراف ایران از شمال، قطع مسیرهای لجستیکی و از بین بردن پل‌های ژئواستراتژیک به روسیه است. با راه‌اندازی «مسیر ترامپ» که در حال تبدیل شدن به ستون فقرات راهگذر ترانس خزر است و جمهوری‌های ترک آسیای مرکزی را به غرب متصل می‌کند، انگیزۀ خاصی نیز ایجاد شده است.

کورمانوف: همان‌طور که قبلاً اشاره کردم، این همکاری در سطوح مختلفی در جریان است و همچنین از طریق ترکیه و آذربایجان، اتحادیۀ اروپا و پادشاهی‌های عرب و اخیراً نیز، اسرائیل که به‌عنوان اقمار واشنگتن و اساساً با اهداف مشترک و هماهنگ عمل می‌کنند، نیز دنبال می‌شود. بنابراین، باید به این موضوع از دریچۀ تقویت کلی نفوذ «غرب جمعی» در آسیای مرکزی، نگریست.

برای روسیه، چین و ایران، این امر تهدیدهای وجودی ایجاد می‌کند زیرا جمهوری‌های آسیای مرکزی را به‌سمت برنامه‌های امپریالیستی ایالات متحده برای گسترش شعله‌های جنگ و بی‌ثباتی سوق خواهد داد. واشنگتن و متحدانش در تلاشند تا زنجیره‌ای از کشورهای متخاصم و حتی یک «کمربند بهداشتی[1]» یا «منطقۀ حائل» ایجاد کنند، پل‌های ژئواستراتژیک بین مسکو، پکن و تهران را قطع کنند و آسیای مرکزی را از یک منطقۀ ترانزیتی به منطقه‌ای بن‌بست تبدیل کنند که صرفاً برای صادرات مواد اولیۀ راهبردی و ایجاد سکوی پرشی برای تجاوز بیشتر علیه دشمنانشان مورد استفاده قرار بگیرد.


[1] اصطلاح «کمربند بهداشتی» در ژئوپلیتیک عبارتست از یک راهبرد سیاسی برای ایجاد یک منطقۀ حائل از کشورهای کوچک برای منزوی کردن یک قدرت بزرگتر و متخاصم و جلوگیری از گسترش نفوذ آن. این اصطلاح برای اولین بار پس از جنگ جهانی اول به‌طور گسترده برای اشاره به کشورهایی (لهستان، فنلاند، کشورهای بالتیک) که روسیه شوروی را از بقیۀ اروپا جدا می‌کردند، مورد استفاده قرار گرفت.


کد مطلب: 4383

آدرس مطلب :
https://www.iess.ir/fa/interview/4383/

موسسه مطالعات راهبردي شرق
  https://www.iess.ir