کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

حزب تحریک انصاف پاکستان (PTI)

پوپولیسم در پاکستان؛ آیا حزب تحریک انصاف پاکستان می‌تواند از جای برخیزد؟

منبع: فرایدی تایمز

موسسه مطالعات راهبردی شرق , 20 بهمن 1404 ساعت 12:09

هر موج پوپولیستی با یک زمزمه شروع می‌شود: «این بار فرق می‌کند.»
برای تحریک انصاف پاکستان (PTI) و رهبرش عمران‌ خان، این زمزمه خیلی زود به غرش تبدیل شد. سال‌ها، تجمع‌های PTI بیشتر شبیه گردهمایی سیاسی نبود؛ بیشتر شبیه یک «تخلیۀ روانی جمعی» بود؛ جایی که جوانان تحصیل‌کرده، دانشجویان و رأی‌دهندگان شهری، از سیاست موروثی، فساد و نهادهایی می‌گفتند که گویی همیشه علیه آنها چیده شده‌اند.


🖊️برگردان: ماشاءالله شاکری کارشناس ارشد حوزۀ پاکستان
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 7 دقیقه

پوپولیسم در پاکستان؛ آیا حزب تحریک انصاف پاکستان می‌تواند از جای برخیزد؟

مطالعات شرق | هر موج پوپولیستی با یک زمزمه شروع می‌شود: «این بار فرق می‌کند.» برای تحریک انصاف پاکستان (PTI) و رهبرش عمران‌ خان، این زمزمه خیلی زود به غرش تبدیل شد. سال‌ها، تجمع‌های PTI بیشتر شبیه گردهمایی سیاسی نبود؛ بیشتر شبیه یک «تخلیۀ روانی جمعی» بود؛ جایی که جوانان تحصیل‌کرده، دانشجویان و رأی‌دهندگان شهری، از سیاست موروثی، فساد و نهادهایی می‌گفتند که گویی همیشه علیه آنها چیده شده‌اند. عمران‌ خان توانست به این خشم، زبان بدهد؛ کاری که از دست هر سیاستمداری برنمی‌آید. او نارضایتی را به امید تبدیل کرد، امید را به وفاداری، و وفاداری را به قدرت سیاسی.

اما صعود PTI ، هرچند هم‌جهت با موج‌های جهانی پوپولیسم، از «خوان پرون» در آرژانتین تا «دونالد ترامپ»، «رجب طیب اردوغان» و «نارندرا مودی» خیلی زود نشان داد که در سیاست ویژۀ پاکستان، صرفِ کاریزما سقف مشخصی دارد.

پوپولیسم را با بلندیِ اوج‌گیری‌اش نمی‌سنجند؛ با آنچه پس از پیروزی به آن تبدیل می‌شود، داوری‌اش می‌کنند.

به «پرونیسم» نگاه کنید؛ الگوی کلاسیکِ پوپولیسمِ ماندگار. خوان پرون فقط طبقۀ کارگر آرژانتین را هیجان‌زده نکرد؛ دولت را حول آنها بازآرایی کرد. اتحادیه‌ها حاشیه نبودند؛ ستون فقرات بودند. رفاه اجتماعی «صدقه» نبود؛ «هویت» بود. «پرونیسـم» چنان در زندگی روزمره جا افتاد که حتی مخالفان «پرون» هم ناچار بودند زیر سایه‌اش حکومت کنند. هشت دهه بعد، هنوز سیاست آرژانتین را تعریف می‌کند.

PTI هرگز به چنین مرحله‌ای نرسید.

عمران‌ خان، وفاداریِ سوزان ساخت، اما وفاداریِ بی‌ساختار، شکننده است. پایگاه اجتماعی PTI از نظر عاطفی پرحرارت بود، اما از نظر اجتماعی پراکنده: دانشجویان، حرفه‌ای‌های شهری، پاکستانی‌های خارج از کشور و رأی‌دهندگان تازه‌وارد. پیوندشان بیشتر «نارضایتی مشترک» بود تا «منافع اقتصادی مشترک». وقتی PTI به دولت رسید، با اقتصادی روبه‌رو شد که از قبل نیمه‌جان بود، با قید و شرط‌های صندوق بین‌المللی پول و با دیوان‌سالاری‌ای که انگیزه‌ای برای درونی‌کردن چشم‌انداز آن نداشت. شعارها پرقدرت ماندند، اما «ماشین حکمرانی» شکل نگرفت.

مقایسه با «ترامپیسم» نکته‌های روشنی دارد. ترامپ، مثل خان، یک چهرۀ مشهورِ بیرون از ساختار بود که وقتی نهادها در برابرش ایستادند، آنها را دشمن گرفت. هوادارانش هم، مثل هواداران PTI، هر پروندۀ قضایی را، نشانۀ توطئه می‌دانستند. اما «ترامپیسم» بعد از شکست هم دوام آورد، چون بر یک سازوکار موجود سوار شد: حزب جمهوری‌خواه. شبکۀ حامیان مالی، قضات، اکوسیستم رسانه‌ای و سازمان‌های محلی حزب، حتی وقتی «سر» جنبش ضربه خورد، به آن «بدن» دادند .PTI چنین پشتوانه‌ای نداشت. هم‌زمان باید حزب می‌ساخت و دولت‌داری می‌آموخت و در هر دو، کم آورد.

مسیر اردوغان، درسِ تیره‌تری است. او ابتدا یک پوپولیستِ اصلاح‌طلب بود که علیه نخبگان سکولار ترکیه ایستاد. اما پس از تثبیت قدرت، با حوصله جلو رفت: تصرف دادگاه‌ها، بازآرایی ارتش، مهار رسانه‌ها و پاداش‌دادن به وفاداران. پوپولیسم به اقتدارگرایی سخت بدل شد. اردوغان چیزی را فهمیده بود که عمران ‌خان هرگز به‌طور کامل درنیافت: نهادها با سخنرانی فرو نمی‌ریزند؛ با تصرفِ آرام و پیگیر فرومی‌افتند.

PTI می‌توانست موجِ خشم تولید کند، اما خشم، خودبه‌خود، نهاد نمی‌سازد.

صعود مودی در هند مسیر دیگری داشت. کاریزما مهم بود، اما بر دهه‌ها زمینه‌سازی ایدئولوژیکِ RSS و یک حزب کادرمحور و منضبط استوار بود. یک جهان‌بینی، یک حافظۀ تاریخی و یک سازمان آماده وجود داشت که احساس را به تداوم تبدیل کند. PTI هیچ‌کدام را نداشت: ایدئولوژی‌اش بیشتر اخلاقی بود تا ساختاری؛ واکنشی بود تا برنامه‌محور. با این حال، انداختن همه تقصیرها گردن PTI هم ساده‌سازی است.

پاکستان از اساس با «پوپولیسمِ پرون‌گونه» سازگار نیست. آشکارترین مانع، قدرتی است که «لباس نظامی» به تن دارد. در آرژانتین، پرون از درون دولت برخاست و آن را به سمت نیروی کار خم کرد. در پاکستان، دولت از قبل مرکز ثقل خود را دارد و آن مرکز، غیرنظامی نیست. رهبر پوپولیست یا باید با این واقعیت کنار بیاید یا با آن تصادم کند. عمران‌ خان هر دو را تجربه کرد: ابتدا از حمایت ساختار قدرت بهره برد و بعد، وقتی قدرت از دست رفت، با آن چالش کرد. نتیجه تا حدی قابل پیش‌بینی بود.

اقتصاد هم یک محدودیت سخت است. پرونیسـم بر کارخانه‌ها، اتحادیه‌ها و کارگرانی بنا شد که می‌شد سازمان‌دهی‌شان کرد، بسیج‌شان کرد و به آنها منفعت داد. اقتصاد پاکستان اما غیررسمی، پراکنده و کم‌اتحادیه است. بدون گروه‌های سازمان‌یافته‌ای که «سود مادی» لمس کنند نه فقط «رضایت اخلاقی» پوپولیسمِ پایدار، ساخته نمی‌شود. PTI خشم تولید می‌کرد، اما خشم نهادینه نمی‌شود.
واقعیت انتخاباتی این مسئله را تشدید می‌کند. سیاست پاکستان هنوز روی مدارِ روابط حمایتی، پیوندهای خویشاوندی (برادری) و قدرت‌داران محلی می‌چرخد. PTI برای رسیدن به قدرت، همان «الکتبل‌ها» را جذب کرد که زمانی محکوم‌شان می‌کرد. این سازش فقط تاکتیکی نبود؛ از درون فرساینده بود. پرون رابطه‌بازی را با هویت توده‌ای جایگزین کرد؛ PTI ناچار شد با رابطه‌بازی کنار بیاید و همین، وعدۀ ضدنخبه‌گرایانه‌اش را تهی کرد.

و در نهایت، پرسشی که PTI هنوز پاسخش را روشن نکرده: بعد از عمران خان چه؟

پرونیسم پس از پرون زنده ماند. ترامپیسم فراتر از ترامپ ادامه دارد. اردوغانیسم و مودی‌گرایی امروز «سیستم» هستند، نه «شخص». اما PTI هنوز به یک نفر گره خورده: کاریزما، رنجش‌ها و روایتِ خیانتِ عمران ‌خان. همین، آن را در خیابان قدرتمند می‌کند، اما در تاریخ شکننده.

با این همه، سیاست همیشه آنجا که تحلیل‌گران دوست دارند پایان نمی‌یابد. عمران‌ خان زنده است، از نظر سیاسی اثرگذار است و در حبس، بیشتر از آنکه مدیر باشد، به «نماد» تبدیل شده است. زندان او را از سازش‌های حکمرانی دور کرده، اما روایت اخلاقی‌اش را دست‌نخورده نگه داشته است. برای بسیاری از هواداران، تصویر او در لحظه‌ای از ایستادگی ثابت مانده؛ نه در لحظه‌ای از شکست.

این واقعیت محدودیت‌های ساختاری PTI را حذف نمی‌کند، اما یک مسیر باریک را باز می‌گذارد. اگر PTI بتواند از شخص‌محوری فاصله بگیرد، نارضایتی را به سیاستِ ملموس و مادی تبدیل کند و به‌جای تلاش برای شکست‌دادن نهادها در یک لحظه انتخاباتی، صبرِ کارِ تدریجی با نهادها را یاد بگیرد، شاید بتواند در شکلی تازه بازگردد. این مسیر آرام‌تر است، کم‌هیاهوتر است و بسیار نامطمئن‌تر اما شاید پایدارتر.

PTI دیگر لازم نیست ثابت کند می‌تواند نظم سیاسی پاکستان را بلرزاند؛ این کار را کرده است.

پرسشِ باز این است که آیا می‌تواند از «لحظۀ خود» عبور کند و به چیزی باثبات‌تر از اعتراض و جدی‌تر از نمایش تبدیل شود یا نه؟

پاکستان پوپولیسم را تجربه کرد و نظام دوام آورد. اینکه آیا پوپولیسمِ بازسازی‌شده و پخته‌تر، می‌تواند یاد بگیرد چگونه در پاکستان دوام بیاورد، همچنان پرسشی باز و ناتمام است.

نویسنده: سعد حافظ

«این متن در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران و منابع مختلف منتشر شده است و انتشار آن الزاما به معنای تأیید تمامی محتوا از سوی "موسسه مطالعات راهبردی شرق" نیست.»

ماشاالله شاکری

ماشاالله شاکری
کارشناس ارشد مسائل پاکستان
سابقه فعالیت دیپلماتیک در کشورهای ژاپن، پاکستان (سفیر) و بوسنی هرزگوین (سرپرست سفارت)


کد مطلب: 4251

آدرس مطلب :
https://www.iess.ir/fa/translate/4251/

موسسه مطالعات راهبردي شرق
  https://www.iess.ir