کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

از شب‌نامه تا جنگ اطلاعاتی

نگاهی به ساختار جنگ رسانه‌ای طالبان

منبع: پایگاه خبری ORF

پایگاه خبری ORF , 17 شهريور 1405 ساعت 13:30

مترجم : زهرا خادمی راد

طالبان افغانستان که زمانی شبکه‌های اجتماعی را حرام اعلام کرده و عکاسی، سینما و تلویزیون را به‌طور کامل ممنوع کرده بود، حالا یک دستگاه رسانه‌ای پیچیده و چندزبانه را اداره می‌کند. این تحول، نه تصادفی است و نه صرفاً واکنشی؛ بلکه محصول دو دهه تجربۀ ارتباطی در دوران شورش است که در شرایط جنگی تکامل یافت و پس از بازگشت طالبان به قدرت نهادینه شد.


🖊️ مترجم: زهرا خادمی راد
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 11 دقیقه

نگاهی به ساختار جنگ رسانه‌ای طالبان

طالبان افغانستان که زمانی در نخستین دورۀ حکومت خود بین سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱، شبکه‌های اجتماعی را حرام اعلام کرده و عکاسی، سینما و تلویزیون را به‌طور کامل ممنوع کرده بود، حالا یک دستگاه رسانه‌ای پیچیده و چندزبانه را اداره می‌کند که شامل شبکه‌های تلویزیونی، خبرگزاری‌های رسمی، ایستگاه‌های رادیویی اطلاعاتی و سکو‌های مخفی نفوذ دیجیتال است که به زبان‌های پشتو، دری، فارسی، عربی، اردو، انگلیسی، چینی و ترکی محتوا منتشر می‌کند. این تحول، نه تصادفی است و نه صرفاً واکنشی؛ بلکه محصول دو دهه تجربۀ ارتباطی در دوران شورش است که در شرایط جنگی تکامل یافت و پس از بازگشت طالبان به قدرت در آگوست ۲۰۲۱، نهادینه شد.

این مقاله نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج از وجود یک نظام تبلیغاتی یکپارچۀ دولتی در امارت اسلامی، نظام رسانه‌ای طالبان براساس یک ساختار سه‌لایه‌ طراحی‌شده است. لایۀ نخست، رسانه‌های رسمی دولتی هستند که برای مدیریت پیام‌های مربوط به حاکمیت داخلی و شکل‌دهی به تصویر بین‌المللی طالبان ایجاد شده‌اند؛ لایۀ دوم شامل سکوهای رسانه‌ای و دیجیتالی مرتبط با دستگاه اطلاعاتی طالبان است که برای اجرای عملیات‌های اطلاعاتی هدفمند علیه مخاطبان یا مخالفان مشخص طراحی شده‌اند و لایۀ سوم این ساختار، گسترده‌ترین، پیچیده‌ترین و در عین حال قابل انکارترین بخش است: منطقۀ خاکستری جنگ اطلاعاتی. رسانۀ «المرصاد» نمونه‌ای از این دست است. نظام‌های رسانه‌ای طالبان می‌توانند بستر مناسبی را برای انکار عملیات‌های اطلاعاتی انجام شده علیه مخالفان این گروه، فراهم کنند.

از شب‌نامه تا شهامت

برای درک بهتر پیچیدگی فضای رسانه‌ای کنونی طالبان، لازم است تا سیر تحول راهبرد رسانه‌ای این گروه را در سه مرحلۀ متمایز بررسی کرد.

در نخستین دورۀ حکومت طالبان در دهۀ ۱۹۹۰، رابطۀ این گروه با رسانه‌ها، مبتنی بر ممنوعیت و کنترل بود: استفاده از رادیو تنها برای برنامه‌های مذهبی مجاز بود، عکاسی ممنوع بود، سالن‌های سینما تخریب می‌شدند و وزارت امر به معروف و نهی از منکر، این محدودیت‌ها را از طریق مجازات‌های عمومی مانند شلاق زدن، اجرا می‌کرد. در این دوران، ارتباط با مردم عمدتاً محدود به شب‌نامه‌ها، خطبه‌های نماز جمعه و توزیع نوارهای ویدیویی حاوی محتوای ایدئولوژیک بود.

پس از سال ۲۰۰۱، زمانی که طالبان به مناطق کوهستانی هم‌مرز با پاکستان و روستاهای قندهار عقب‌نشینی کرد، این گروه نه تنها خود را به‌عنوان یک شورش نظامی علیه نیروهای آیساف و دولت افغانستان بازسازی کرد، بلکه توانایی‌های رسانه‌ای قابل‌توجهی نیز به‌دست آورد. در این دوره، طالبان به‌صورت سازمان‌یافته از ابزارهایی چون کانال‌های رادیویی اف‌.ام، توزیع دی.‌وی‌.دی‌های حاوی پیام‌های ویدیویی و تصاویر میدان نبرد و همچنین وب‌سایت‌ها استفاده کرد؛ مهم‌ترین این وب‌سایت‌ها، سایت «صدای جهاد» (شهامت) بود که در سال ۲۰۰۵ راه‌اندازی شد و هدف آن دسترسی به مخاطبان داخلی و جهانی بود. با ظهور سکو‌های جدید در دهۀ ۲۰۱۰، طالبان ابزارهایی مانند واتس‌اپ، تلگرام و توییتر را پذیرفت و در نهایت شروع به انتشار مقاله در روزنامه‌ها کرد. تا سال ۲۰۲۱، این جنبش در زمینۀ جنگ اطلاعاتی مدرن، دو دهه تجربه کسب کرده بود.

با بازگشت طالبان به قدرت در آگوست ۲۰۲۱، ماشین تبلیغاتی این گروه، از یک ابزار شورشی برای کسب مشروعیت به یک ابزار حکومتی تبدیل شده است؛ ابزاری که ضمن تثبیت کنترل داخلی، تصویر افغانستان در خارج را نیز مدیریت می‌کند. در نتیجه، طالبان یک ساختار رسانه‌ای چندلایه ایجاد کرده که بر دو هدف اصلی استوار است: نخست، مدیریت روایت‌های داخلی و کنترل جریان اطلاعات در افغانستان و دوم، ارائۀ تصویر یک حکومت قانونی، مشروع و باثبات به مخاطبان بین‌المللی که بر رشد و توسعه تمرکز دارد، با این هدف که بتواند شناسایی دیپلماتیک به‌دست آورد.

ساختار رسانه‌ای طالبان

دستگاه رسانه‌ای طالبان شامل یک نظام سه لایه است که هر لایه دارای کارکرد راهبردی مشخص، مخاطبان خاص و میزان متفاوتی از پذیرش در سطح رسمی است. در رأس این ساختار، وزارت اطلاع‌رسانی و فرهنگ قرار دارد که معاون آن «ذبیح‌الله مجاهد»، سخنگوی اصلی طالبان طی دو دهۀ گذشته، است.

لایه‌های سه‌گانۀ این ساختار به شرح زیر قابل ترسیم هستند:

لایۀ اول: رسانه‌های رسمی دولتی

نخست شامل رسانه‌هایی است که به‌صورت عمومی شناخته‌شده و آشکار هستند و عمدتاً بر مسائل حاکمیتی داخلی و ارائه روایت‌های رسمی دولت تمرکز دارند. این رسانه‌ها برای هر بیننده و شنونده‌ای قابل دسترسی بوده و با ارائۀ جدول زمانی پخش برنامه‌ها و انتشار اعلامیه‌های حکومتی، برنامه‌های مذهبی و گزارش‌های توسعه‌ای، در مجموع چهرۀ عمومی طالبان را نشان می‌دهند.

رسانه‌های رسمی دولتی

لایۀ دوم: پلتفرم‌های مرتبط با بخش اطلاعات طالبان

سطح دوم، هم از نظر عملکردی و هم طراحی، تفاوت اساسی با رسانه‌های رسمی دارد. این سکو‌ها بر ارتباطات روزمرۀ حکومتی تمرکز ندارند، بلکه ابزارهایی برای نفوذ هدفمند هستند که برای پیش‌برد برخی اهداف راهبردی مشخص استفاده می‌شوند، از جمله مقابله با روایت‌های خصمانه و همچنین مدیریت نوع نگاه مخاطبان خارجی به طالبان.

پلتفرم‌های مرتبط با بخش اطلاعات طالبان

در کنار این ساختار، یک شبکۀ سازمان‌یافته برای انتشار اطلاعات نادرست وجود دارد. این شبکه شامل افرادی است که برای تولید محتوا ماهانه بین ۶۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ افغانی (تقریباً ۹۳ تا ۱۵۶ دلار) دریافت می‌کنند. این افراد حساب‌های شبکه‌های اجتماعی را مدیریت می‌کنند تا حمایت‌های مردمی تصنعی ایجاد کنند، منتقدان را هدف قرار دهند و گزارش‌های منفی را کاهش دهند. فعالیت‌های این شبکه میان چهار دفتر مربوط به ادارۀ اطلاعات طالبان  هماهنگ می‌شود و شاید مهم‌ترین بخش عملیاتی و در عین حال، کم‌نمایان‌ترین جزء ساختار اطلاعاتی طالبان باشد.

لایۀ سوم: منطقۀ خاکستری؛ المرصاد

سومین و مهم‌ترین سطح راهبردی، بخشی است که بیشترین فاصله را از تأیید رسمی دارد. «المرصاد» که در سال ۲۰۲۳ راه‌اندازی شد، به‌طور رسمی با شبکۀ «سراج‌الدین حقانی»، وزیر داخلۀ طالبان، مرتبط است و تحت نظر ادارۀ اطلاعات فعالیت می‌کند.

تفاوت اصلی المرصاد با سایر رسانه‌ها تنها در ماهیت مخفی آن نیست، بلکه در طراحی عملیاتی آن است. در حالی که «رادیو تلویزیون افغانستان» (RTA) از طریق گزارش‌های حکومتی به مخاطبان داخلی دسترسی دارد و «رادیو صدای شریعت» نیز مشروعیت اسلامی حکومت طالبان را تقویت می‌کند، المرصاد برای پیام‌رسانیِ هدفمند، چندزبانه و مذهبی علیه دشمنان خاص طراحی شده است. این رسانه به زبان‌های انگلیسی، اردو، پشتو، عربی، دری و هندی تولید محتوا کرده و مطالب آن در تلگرام، تیک تاک، یوتیوب و واتساپ قابل دسترس است.پ

وب‌سایت رسمی این رسانه دارای یک بخش اینفوگرافی اختصاصی است که شامل تصاویر آمادۀ انتشار، داده‌ها و محتوای روایی قالب‌بندی‌شده برای توزیع در سکو‌های مختلف است. المرصاد با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی تلاش می‌کند تا دامنۀ دسترسی به این رسانه را تا محافل سیاست‌گذاری غربی، مخاطبان عرب‌زبان خلیج فارس (که طالبان در حال توسعۀ روابط مالی و دیپلماتیک با آنها است)، جوامع مهاجر در اروپا و جامعۀ مدنی پاکستان گسترش دهد.

تحلیل کارزارهای عملیاتی المرصاد

مهم‌ترین و ساختاریافته‌ترین کارزاری که توسط المرصاد اجرا شده است، کارزار ضدپاکستانی بود که در دسامبر ۲۰۲۴ و پس از حملات هوایی پاکستان در ولایت پکتیکا آغاز شد. در این کارزار، پاکستان به‌عنوان یک عنصر متجاوز علیه حاکمیت سرزمینی افغانستان معرفی و از واژۀ پشتوی «بزدل» برای توصیف آن استفاده شد؛ یک انتخاب واژۀ عمدی که به‌طور هدفمند برای مخاطبان پشتون در دو سوی خط دیورند تنظیم شده بود تا بتواند از چارچوب پشتونوالی به‌عنوان ابزاری برای بسیج اجتماعی بهره ببرد.

المرصاد با انتشار مقاله‌ای با عنوان «فرزندان ابدالی و غزنوی در دفاع از ملت خود استوار ایستاده‌اند» نشان داد که چگونه از شخصیت‌های تاریخی برای مشروعیت‌بخشی به حکومت طالبان استفاده می‌کند. امارت اسلامی افغانستان با اشاره به «احمدشاه ابدالی»، بنیان‌گذار امپراتوری درانی و «محمود غزنوی»، سلطان امپراطوری غزنوی، خود را وارث حقیقی تمدن افغانستان معرفی می‌کند. این روایت، برداشت ملی پاکستان از تاریخ خود را نیز به چالش می‌کشد؛ زیرا این دو شخصیت در حافظۀ تاریخی پاکستان نیز دارای اهمیت هستند. این رسانه در مقالۀ دیگری با عنوان «پرورش داعش برای رژیم نظامی پاکستان، بیشتر هزینه دارد تا دستاورد»، ارتش پاکستان را متهم می‌کند که از «داعش خراسان» علیه منافع افغانستان استفاده ابزاری کرده و همچنین علیه مردم خود دست به خشونت می‌زند.

المرصاد همچنین ستونی با عنوان «خوارج دوران مدرن» دارد؛ اصطلاحی که در اسلام سنی دارای بار معنایی قوی است و از نظر تاریخی، به نخستین گروهی اشاره دارد که از جامعۀ مسلمانان جدا شد، دیگر مسلمانان را تکفیر و علیه خلافت حاکم شورش کرد. این عنوان مدت‌ها است که توسط بازیگران جریان اصلی و گروه‌های جهادی، برای بی‌اعتبار کردن گروه‌های رقیب، به‌کار می‌رود و این ستون به‌طور مشخص آن را علیه «داعش خراسان» به کار می‌گیرد. طالبان در این ستون، عملیات خود علیه «داعش خراسان» را بر اساس سه روایت هم‌زمان مطرح می‌کند: «روایت دینی» که «داعش خراسان» را به‌لحاظ دکترینی نامشروع معرفی می‌کند؛ «روایت ژئوپلیتیکی» که «داعش خراسان» را نیروی نیابتی اطلاعاتی پاکستان می‌داند و «روایت رقابتی» که این گروه را چالشی مستقیم علیه اقتدار طالبان معرفی می‌کند. این رسانه مقالاتی با عناوینی مانند «داعش: مفیدترین پروژۀ آمریکا»، «وارثان خوارج» و یا «یک عضو داعش خراسان مرتبط با آی.‌اس‌.آی در اورکزی کشته شد» منتشر کرده است که نشان‌دهندۀ انضباط پایدار این سازمان برای حفظ این روایت است.

طالبان همچنین از این سکو برای نمایش موفقیت‌های خود در حوزۀ حکمرانی استفاده می‌کند. برای نمونه، المرصاد گزارش داد که «سرگئی شویگو»، دبیر شورای امنیت روسیه، از امارت اسلامی افغانستان به دلیل تعهد آن برای کاهش «تولید و صادرات مواد مخدر صنعتی» تمجید کرده است. چنین روایت‌هایی هم اهداف داخلی و هم اهداف بین‌المللی را دنبال می‌کنند؛ به‌نحوی که از یک سو، کشورهای همسایه را به تعامل عمیق‌تر با افغانستان ترغیب می‌کنند و از سوی دیگر، به مخاطبان داخلی نشان می‌دهند که اقدام‌های طالبان در سطح جهانی مورد توجه و تأیید قرار گرفته است.

المرصاد همچنین با استفاده از میم‌ها، هشتگ‌ها و روایت‌های تصویری، پیچیدگی عملیاتی این کارزارها را افزایش داده است؛ محتوایی که از طریق شبکه‌ای هماهنگ از سخنگویان رسمی، کارشناسان رسانه‌ای، فعالان، شبکه‌های جوانان و جوامع مهاجر توزیع می‌شود.

نتیجه‌گیری

می‌توان استدلال کرد که المرصاد صرفاً یک رسانۀ تبلیغاتی نیست، بلکه بیشتر به‌عنوان یک عملیات جنگ اطلاعاتی در منطقۀ خاکستری عمل می‌کند؛ عملیاتی که با دقت و توجه بسیار بالا، انضباط پایدار در حوزۀ تولید محتوا و همچنین زیرساخت‌های اختصاصی برای تولیدات رسانه‌ای مشخص می‌شود. در واقع، محتوای این رسانه را نباید  بازتابی از افکار عمومی دانست، بلکه باید آن را نوعی ابزار ارتباطیِ راهبردی و رسمی تلقی کرد که با دقت، گزینش و به‌صورت هدفمند منتشر می‌شود.

با دقت در فضای کلان فعالیت المرصاد، می‌توان وجود یک ساختار و معماری رسانه‌ای بسیار پیچیده را مشاهده کرد. در واقع، محتوای این رسانه را نباید به‌عنوان یک بازتاب از افکار عمومی افغانستان، یک گزارش سادۀ خبرنگاری و یا نمودی کامل از مباحث داخلی طالبان در نظر گرفت. بلکه باید آن را نوعی بیانیۀ رسمی دانست که منعکس‌کنندۀ اهداف راهبردی امارت اسلامی افغانستان است؛ بیانیه‌ای که پس از بررسی‌های دقیق تنظیم شده و با اهداف مشخصی منتشر می‌شود.

«این متن در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران و منابع مختلف منتشر شده است و انتشار آن الزاما به معنای تأیید تمامی محتوا از سوی "موسسه مطالعات راهبردی شرق" نیست.»


کد مطلب: 4351

آدرس مطلب :
https://www.iess.ir/fa/translate/4351/

موسسه مطالعات راهبردي شرق
  https://www.iess.ir