ایران شرقی 10 بهمن 1401 ساعت 11:56 https://www.iess.ir/fa/interview/3374/ -------------------------------------------------- اروپا و آسیای مرکزی عنوان : چشم‌انداز روابط اروپا و آسیای مرکزی -------------------------------------------------- اتحادیه اروپا آسیای مرکزی را به عنوان یک منطقه بسیار استراتژیک، که در همسایگی کشورهای قدرتمند و/یا مشکل ساز، مانند روسیه، چین، افغانستان و ایران قرار دارد، می بیند. اکنون بیش از هر زمان دیگری، هدف بروکسل کمک به جمهوری های آسیای مرکزی برای دستیابی به خودمختاری و استقلال در مقابل روسیه و چین است. متن : مطالعات شرق/  مصاحبه با "میشائیل لویستون" کارشناس فرانسوی حوزه روسیه و آسیای مرکزی آسیای مرکزی از قرن 19 به عرصه مبارزه ژئوپلیتیک برای قدرت‌های بزرگ تبدیل شد. غنی‌ترین منابع و موقعیت استراتژیک آن در تقاطع مهم‌ترین مسیرهای تجاری بین‌المللی موجب جلب نظر قدرت‌های بزرگ به این منطقه شده است. اما دوره جدید در مبارزه بر سر نفوذ در آسیای مرکزی که پس از فروپاشی شوروی آغاز شده بود در حال حاضر و با آغاز درگیری روسیه، به عنوان بزرگترین حامی کشورهای آسیای مرکزی، در اوکراین و همچنین به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان (همسایه جنوبی منطقه آسیای مرکزی) به اوج خود رسیده است و اهمیت ژئوپلیتیک فزاینده این منطقه را برای سایر قدرت‌ها در پی داشته است. تحرکات یک سال اخیر اتحادیه اروپا در منطقه آسیای مرکزی که با سفرهای متعدد مقام‌های مختلف این اتحادیه به کشورهای منطقه همراه بوده است، را نیز می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد. به منظور بررسی دقیق‌تر تحولات جاری و چشم‌اندازهای دور جدید مناسبات اتحادیه اروپا و کشورهای آسیای مرکزی، «مؤسسه مطالعات راهبردی شرق» مصاحبه‌ای را با "میشائیل لویستون" کارشناس فرانسوی حوزه روسیه و آسیای مرکزی و پژوهشگر موسسه مطالعاتی فرانسوی روابط بین الملل (Ifri) انجام داده است که در ادامه می‌خوانید:   مطالعات شرق: به نظر می‌رسد نوع نگاه اروپا به آسیای مرکزی بعد از جنگ اوکراین تغییر کرده است. در آخرین بازدیدهای چارلز میشل و جوزپ بورل و هلگا اشمیت از آسیای مرکزی این موضوع در ادبیات آن‌ها مشهود بود. علت این موضوع چیست؟ آیا اروپا آسیای مرکزی را عرصه ای برای رقابت با روسیه می‌بیند و یا نگاهی عمیق‌تر و بلندمدت در سطح تغییر ژئوپلیتیک اوراسیا مورد توجه اروپا است؟ لویستون: اتحادیه اروپا بیش از پیش به توسعه پیوندهای خود با آسیای مرکزی علاقه مند است و البته پیش از آغاز جنگ روسیه در اوکراین در 24 فوریه 2022، نیز همینطور بوده است. برنامه دروازه جهانی که توسط "اورزولا فن در لاین" رئیس کمیسیون اروپا در اواخر سال 2021 ارائه شد، در مجموع علاقه واقعی این کشورها به تأثیرگذاری بیشتر در حوزه‌های حمل و نقل، انرژی و ارتباطات جهان را نشان می دهد. از سوی دیگر، بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در 15 آگوست 2021، نیز پرونده این کشور را به یکی از موضوع‌های اصلی مورد توجه کشورهای اتحادیه اروپا و همچنین کشورهای آسیای مرکزی، از آن زمان تبدیل کرده است. آسیای مرکزی، نه تنها خود را به عنوان عرصه رقابت با روسیه برای اتحادیه اروپا، بلکه به عنوان یک تامین کننده مواد خام برای این کشورها که می تواند (و باید تا حدی) جایگزین روسیه شود (که نفت و گاز آن تحت تحریم اتحادیه اروپا و آمریکا قرار دارد) ، معرفی می کند. مطالعات شرق: لطفا در خصوص نگاه ژئوپلیتیکی اروپا به آسیای مرکزی به خصوص بعد از جنگ اوکراین بیشتر توضیح بدهید. لویستون: اتحادیه اروپا آسیای مرکزی را به عنوان یک منطقه بسیار استراتژیک، که در همسایگی کشورهای قدرتمند و/یا مشکل ساز، مانند روسیه، چین، افغانستان و ایران قرار دارد، می بیند. از دیدگاه بروکسل در پس‌زمینه جنگ روسیه در اوکراین، دو دسته منافع اصلی در آسیای مرکزی وجود دارد: _ منافع اقتصادی؛ زیرا این منطقه نه تنها می تواند مواد خام مورد نیاز اتحادیه اروپا را تامین کند، بلکه به عنوان پل ارتباطی کشورهای این اتحادیه با چین، یکی از شرکای تجاری اصلی آن، نیز عمل می کند. _ منافع استراتژیک؛ با توجه به وضعیت افغانستان که در صورت بدتر شدن، می تواند خطرهای زیادی (از جمله تروریسم، مهاجرت، قاچاق مواد مخدر و اسلحه و ...) را برای مناطق زیادی از جهان از جمله اروپا، ایجاد کند. مطالعات شرق: اتحادیه اروپا 12 سال بعد از سال 2007 و در سال 2019 راهبرد جدید خود در قبال آسیای مرکزی را منتشر کرد که تغییرات عمیقی نسبت به راهبرد پیشین داشت. اکنون که دو تحول بسیار مهم همچون به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان و تغییر در دینامیسم روابط روسیه و اروپا در نتیجه جنگ اوکراین روی داده، آیا اروپا همچنان متعهد به این استراتژی خواهد بود یا تغییراتی را در استراتژی آن شاهد خواهیم بود؟ لویستون: کلمه کلیدی راهبرد جدید اتحادیه اروپا برای آسیای مرکزی، تاب‌آوری و انعطاف‌پذیری کشورهای این منطقه است. اکنون بیش از هر زمان دیگری، هدف بروکسل کمک به جمهوری های آسیای مرکزی برای دستیابی به خودمختاری و استقلال در مقابل روسیه و چین است. اما آیا این برنامه برای کشورهایی که به شدت به روسیه و/یا چین، چه از نظر اقتصادی (حواله های ارسالی از روسیه یک سوم تولید ناخالص داخلی تاجیکستان و قرقیزستان را تشکیل می دهد) و چه از نقطه‌نظر نظامی (کشورهای تاجیکستان، قرقیزستان و همچنین قزاقستان عضو سازمان روس محور پیمان امنیت جمعی (CSTO) هستند) وابسته‌اند، واقع‌بینانه است؟ مطالعات شرق: لطفا توضیحات بیشتری در این خصوص بدهید که چرا این برنامه واقع‌بینانه نیست؟ و اینکه آیا اروپا پاسخی برای این عدم واقع‌بینانه بودن استراتژی خود دارد یا خیر؟ لویستون: من فقط در اینجا می‌توانم بگویم که با توجه به وابستگی اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی به روسیه و چین، در حال حاضر برای اتحادیه اروپا افزایش انعطاف پذیری و تاب‌آوری این کشورها بسیار مهم است، همانطور که در استراتژی جدید آنها برای آسیای مرکزی این موضوع ذکر شده است. البته این کار زمان می برد و (بیشتر از آن) به جایگزین های معتبری نیاز دارد. از سوی دیگر، روند تأمل‌برانگیزی که از ابتدای جنگ در اوکراین شاهد آن هستیم، افزایش مهاجران کارگری از آسیای مرکزی در برخی از کشورهای اروپایی مانند انگلیس و یا آلمان است. در حال حاضر، به نظر می رسد که امکانات موجود برای مهاجران کاری آسیای مرکزی در روسیه، بسیار محدود شده است و در طولانی مدت این امکانات پاسخگو نخواهد بود. اینها همان مسائلی هستند که اتحادیه اروپا نیاز دارد که روی آنها کار کند تا بتواند هدف سیاسی خود را در جهت استقلال آسیای مرکزی از روسیه با توجه به شرایط عدم اطمینان اقتصادی جامه عمل بپوشاند. مطالعات شرق: کشورهای آسیای مرکزی روند رو به رشدی از استقلال نسبت به روسیه و چین را از سال 2017 به بعد تجربه کرده‌اند. طبیعتا چنین روندی مورد استقبال اروپا است. با این حال حمایت‌های اروپا از اپوزیسیون کشورهای آسیای مرکزی و تقویت فعالیت‌های آن‌ها عاملی در جهت تضعیف این استقلال گرایی و گرایش مجدد این کشورها به سمت روسیه بوده است. اروپا چگونه به این تناقض پاسخ می‌دهد؟ لویستون: اتحادیه اروپا آنقدرها هم حمایت نمی‌کند! آنچه امروزه مهم است، دیپلماسی اقتصادی است. عاملی که باعث شد "ترهی هاکالا"، نماینده ویژه اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی، در بهار گذشته با "سردار بردی محمداف"، رئیس جمهور تازه انتخاب شده ترکمنستان دیدار کند.  در حال حاضر، از آنجایی که روسیه در پرتو تحریم هایی که اقتصاد این کشور را هدف قرار داده، به نوعی به یک «شریک اقتصادی سمی» برای کشورهای آسیای مرکزی تبدیل شده است، فرصت های اقتصادی زیادی در این منطقه وجود دارد که مشتاقانه به روی سرمایه گذاران جدید باز است. مطالعات شرق: اروپا علی رغم پرونده های اقتصادی متعدد، میزبان آبلیازوف است. حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و گروه 24 را نیز در قالب پناهندگی سیاسی میزبانی می کند و بستری برای فعالیت آنها علیه دولت‌هایشان به وجود آورده است. این موضوع منجر به اعتراض دولت‌های اقتدارگرای آسیای مرکزی بوده است. آیا شما فکر می‌کنید در حال حاضر کشورهای اقتدارگرای منطقه از موضوع‌های سیاسی به نفع دیپلماسی اقتصادی چشم‌پوشی کرده‌اند؟ لویستون: آیا انتقاد شدیدی از سوی اروپایی‌ها نسبت به قزاقستان در جریان بحران ژانویه 2022 شنیده‌اید؟ امروزه منافع اقتصادی برای کشورها بیشترین اهمیت را دارد: آسیای مرکزی سرشار از نفت، گاز، اورانیوم و فلزات کمیاب است و چهارراهی بین روسیه، چین، ایران و ترکیه است (البته دور از دسترس‌تر از آنها). علاوه بر این، «پرونده افغانستان» نیز همچنان عامل مشترک نگرانی کشورهای اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی است و در صورت از دست رفتن شبکه‌های ارتباطی موجود، چیزهای زیادی در خطر است و بروکسل و کشورهای آسیای مرکزی به طور فزاینده‌ای روی این موضوع کار می‌کنند. به طوریکه حتی "دونالد لو" معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی در سفر رسمی خود به منطقه در نوامبر 2022 از سهم ترکمنستان در "ثبات در آسیای مرکزی" سخن گفت! مطالعات شرق: روسیه فرایندی از هسته‌ای شدن آسیای مرکزی را آغاز کرده است. توافق احداث نیروگاه با ازبکستان، مذاکره با قزاقستان برای طراحی و مطالعات امکان‌سنجی در قرقیزستان انجام گرفته است. باتوجه به مشارکت احتمالی فرانسه در برخی از این پروژه‌ها، نگاه اروپا به هسته‌ای شدن آسیای مرکزی چیست؟ لویستون: روس‌اتم در حال ساخت یک نیروگاه بزرگ در منطقه جیزخ (یکی از استان‌های شمالی ازبکستان) است. "قاسم جومارت توکایف" رئیس جمهور قزاقستان نیز تصمیم دارد یک نیروگاه در کشورش احداث کند، اما این برای کشوری که شوروی بین سال های 1949 تا 1989 صدها آزمایش هسته‌ای در آن انجام داده، یک موضوع سیاسی بسیار منطقی است. من واقعاً شک دارم که روس‌اتم، با در نظر گرفتن این زمینه تاریخی، دست برتر را در قزاقستان داشته باشد. مطالعات شرق: آیا اروپا موافق هسته ای شدن آسیای مرکزی صرف نظر از آن که چه کسی نیروگاه‌ها را بسازد است؟ یا در صورتی که شرکت هایی غیر از روس اتم آن را بسازند ممکن است با آن موافق باشد؟ لویستون: فرانسه طی سال گذشته هیئتی به سرپرستی وزیر انرژی قزاقستان را پذیرفته است. آنها از یک نیروگاه در کشورمان بازدید کردند. تجارت، تجارت است! من همچنان شک دارم که روسیه جزو اولین گزینه های قزاقستان در این زمینه باشد. فرانسه، چین و کره جنوبی ظاهراً در موقعیت بهتری قرار دارند. سنگینی بار آزمایش‌های هسته‌ای در دوره شوروی همچنان در قزاقستان احساس می‌شود. مطالعات شرق: در طول یک سال اخیر روابط فرانسه و آسیای مرکزی به نحو محسوسی توسعه یافته است. پاریس میزبان سفر مقام‌های عالی‌رتبه آسیای مرکزی بود و مذاکرات مهمی شکل گرفت. این تعاملات متراکم به دلیل راهبرد جدید در سیاست خارجی فرانسه است یا تحولات منطقه‌ای چنین روندی را موجب شده است؟ لویستون: "امانوئل مکرون"، رئیس جمهور فرانسه، در اواخر نوامبر 2022 میزبان همتایان خود "شوکت میرضیایف" و "قاسم ژومارت توکایف" از ازبکستان و قزاقستان بود. در این بین، وی تلفنی با "امامعلی رحمان"، رئیس جمهور تاجیکستان، که در اکتبر 2021 به پاریس سفر کرده بود، نیز گفتگو کرد. پس بدون شک، در فرانسه شاهد یک «شتاب به سمت آسیای مرکزی» هستیم. البته پاریس در هر یک از کشورهای این منطقه به دنبال منافع متفاوتی است. مثلا در مورد قزاقستان، فرانسه به پتانسیل اقتصادی این کشور به عنوان یک کشور بزرگ غنی از نفت و اورانیوم اهمیت می‌دهد. دیپلماسی چندوجهی آستانه نیز برای پاریس، به عنوان یکی از معدود کشورهایی که، بدون توجه به آنچه در جبهه اوکراین می‌گذرد، همچنان از گفتگو با فدراسیون روسیه حمایت می‌کند، بسیار مورد توجه است. در مورد ازبکستان، فرانسه تلاش می‌کند تا موقعیت خود را در بازاری که روز به روز بیشتر به روی سرمایه‌گذاران غربی باز می‌شود، تقویت کند. روابط بین رؤسای جمهور فرانسه و ازبکستان نیز عالی به نظر می‌رسد. سیاست افغانستان، که رئیس‌جمهور میرضیایف از سال 2016 در پیش گرفته است، برای فرانسه (و ایالات متحده) نیز جذاب است، هر چند که پاریس برخلاف تاشکند، با رژیم طالبان گفتگو نمی‌کند. در رابطه با وضعیت افغانستان، دوشنبه خصمانه‌ترین موضع را در بین تمام کشورهای منطقه دارد، که یک ویژگی مشترک با اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها است و فضایی برای نزدیک شدن تاجیکستان به قدرت‌های دوردست است. (به عنوان مثال، ایالات متحده اخیراً پیشنهاد داده است که 60 میلیون دلار برای محافظت از مرزهای مشترک تاجیکستان با افغانستان به دوشنبه اختصاص دهد، و اهدا کردن پهپادهای PUMA را نیز فراموش نکنید). انتهای مطلب/