ایران شرقی 1 آذر 1400 ساعت 9:41 https://www.iess.ir/fa/translate/2835/ -------------------------------------------------- طالبان و معضل مبارزه با داعش خراسان عنوان : داعش خراسان؛ چالش طالبان و رویکرد کشورهای منطقه -------------------------------------------------- داعش خراسان در افغانستان همواره به طالبان به چشم دشمن ایدئولوژیک نگریسته و پروژه سیاسی طالبان در افغانستان و برخی اقدامات حاکمیتی آن را کفرآمیز دانسته است. هر چند این احتمال وجود دارد که طالبان بتواند اقدامات آینده داعش خراسان برای کنترل جغرافیایی را خنثی کند اما روندهای تاریخی نشان می‌دهند که این نوع اقدامات، تلفات بالایی در پی داشته و ممکن است منجر به وقوع درگیری‌های طولانی شوند. خیزش دوباره داعش خراسان نگرانی‌های امنیتی را برای بسیاری از بازیگران دولتی منطقه در پی داشته است. حتی اگر آمریکا دست به یک سری عملیات‌های ضد تروریستی بزند، باز هم به واسطه نبود یک رویکرد منطقه‌ای پایدار، دستاوردهای چنین اقدامی احتمالا کوتاه مدت خواهد بود. لذا کشورهای منطقه بهترین نقطه اتکا برای مقابله با خطرات داعش خراسان در افغانستان هستند. هرچند متفق کردن این کشورها حول یک راهبرد امنیتی مشترک دشوار است اما این کشورها می‌توانند بسترهای مشترکی را برای مقابله با تحرکات مرزی شبه نظامیان، عضوگیری‌ها و روند تأمین مالی آنها پیدا کنند. متن : مطالعات شرق/ پس از خروج آمریکا از افغانستان، جنگ شش ساله داعش خراسان علیه طالبان اکنون وارد مرحله جدیدی شده است. حمله 26 آگوست این گروه به فرودگاه کابل و همچنین مجموعه حملات اخیر آن علیه طالبان افغان در ولایت «ننگرهار»، همگی نشان از آن دارند که این مرحله جدید به احتمال زیاد یک دوران خونین خواهد بود. بدتر اینکه، داعش خراسان در افغانستان حالا از چند امتیاز جدید برخوردار است که غلبه بر آنها برای طالبان دشوار خواهد بود. در حمله به فرودگاه کابل که با هدف جلب توجه کشورهای منطقه و جهان انجام شد، داعشی‌ها با هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی، چالاکی و توانایی عملیاتی خود را در افغانستان به رخ کشیدند و علاوه بر این توانستند مشروعیت طالبان را پیش چشم ملت افغانستان و جهانیان تضعیف کنند. به دنبال این تحرکات، ایالات متحده نیز به دفعات حملاتی علیه افراد مختلفی را که گفته می‌شد عناصر تروریستی هستند انجام داد اما این اقدام تنها سبب تسهیل روند تبلیغات داعش خراسان در افغانستان شده و مهر تأییدی بر پیام‌های حق به جانب این گروه زد. از سوی دیگر، حملات ننگرهار نقطه آغاز دوباره درگیری‌های مستقیم بین داعش خراسان و طالبان افغان بوده است. با توجه به توافق صلح طالبان با ایالات متحده و تبدیل این گروه به یک عنصر سیاسی مشروع، داعش خراسان حالا این فرصت را در اختیار دارد تا نه تنها طالبان را به خاطر ارتباطش با دولت پاکستان، نامشروع جلوه دهد بلکه آن را ـ به خاطر ناتوانی در تأمین امنیت و حاکمیت برای ملت افغانستان ـ همکاری نالایق برای غرب جلوه دهد. علاوه بر این، فرار اخیر هزاران نفر از اعضای داعش از زندان نیز به نفع این گروه تمام شده است. این گروه موقعیت خوبی دارد تا بتواند از تنش‌های موجود بین طالبان حنفی مسلک و افغان‌های سلفی (که به آنها وهابی گفته می‌شود) نیز بهره‌برداری کند. به علاوه، این گروه توجه خود را معطوف به حفظ شبکه کانون‌های حملات شهری‌اش در افغانستان و همچنین حفظ اتحاد عملیاتی خود با دیگر گروه‌های جهادی منطقه کرده است. به طور خلاصه باید گفت که هرچند داعش خراسان طی سال‌های گذشته، به واسطه از دست دادن اراضی و تلفات وارد آمده به نیروی انسانی و کادر رهبری‌اش تا حد زیادی تضعیف شده است اما هنوز فاکتورهای زیاد دیگری دارد که می‌توانند به نفع این گروه تمام شوند.       مقامات اطلاعاتی ارشد آمریکا اخیرا گزارش دادند که هرچند داعش خراسان (مثل القاعده) ممکن است انگیزه‌هایی برای حمله به منافع ایالات متحده داشته باشد اما با توجه به تلفات اخیر وارد شده به این گروه و کاهش ظرفیت‌های آن، خطر این اقدام، در کوتاه مدت، اندک است. اظهارات سخنگوی سیاسی طالبان و برخی تحلیلگران غربی نیز حکایت از آن دارد که طالبان می‌تواند به تنهایی از پس داعش خراسان در افغانستان برآید. اما اگر به نحوه شکل‌گیری و تکامل این گروه و همچنین موفقیت‌ها و ناکامی‌های آن در جریان نبرد با طالبان نگاهی بیندازیم، مشخص می‌شود که این باور چندان درست نیست. واشنگتن به جای آنکه منتظر باشد تا طالبان به تنهایی داعش خراسان را شکست دهد باید به شکلی فعال‌تر، یک راهبرد جامع و منطقه‌ای را در پیش گیرد. این راهبرد باید شامل متفق کردن کشورهایی چون چین، روسیه، پاکستان و حتی ایران باشد؛ کشورهایی که در ثبات اجتماعی ـ سیاسی افغانستان و جلوگیری از رشد داعش در افغانستان ذی نفع هستند. از بین بردن تحرکات مرزی، روند عضوگیری، اتحادها و منابع مالی شبه نظامیان، از جمله اهداف مهمی هستند که این کشورها می‌توانند حول آن جمع شوند.    خاستگاه و اهداف داعش خراسان در افغانستان اوایل سال 2015، داعش خراسان برای اولین بار توجه جهانیان را به خود جلب کرد، زمانی که این گروه خود را به عنوان سربازان آماده خلیفه در منطقه به اصطلاح خراسان معرفی کرد. از لحاظ تاریخی، به بخش‌هایی از شرق ایران، افغانستان و آسیای مرکزی امروز، «خراسان» گفته می‌شود اما منظور داعش از خراسان، شامل پاکستان و بخش‌هایی از هند نیز می‌شود. هرچند این منطقه وسیع همچنان بخشی از نگاه راهبردی داعش خراسان است اما این گروه در ابتدا، تمرکز عملیاتی خود را معطوف به افغانستان و پاکستان کرد و از پاکستان بیشتر به عنوان یک قطب لجستیک استفاده کرد. هسته اولیه داعش خراسان، شماری از اعضای طالبان پاکستان، طالبان افغانستان، القاعده، جنبش اسلامی ازبکستان و دیگر گروه‌های جهادی بودند که تحت رهبری یک از فرماندهان برجسته سابق طالبان پاکستان به نام «حافظ سعید خان» گرد هم آمدند. حافظ سعید خان اولین امیر (یا والی) این گروه بود که توسط ابوبکر البغدادی رهبر وقت داعش شامات به این سمت منصوب شد و وظیفه یافت تا زمینه گسترش دامنه فعالیت این گروه را در منطقه افغانستان ـ پاکستان مهیا کند. مدت اندکی پس از تشکیل رسمی داعش خراسان، این گروه کنترل ارضی خود را در شماری از مناطق روستایی شمال شرق افغانستان تثبیت کرد. به مرور زمان، فرماندهان جدا شده از طالبان و دیگر گروه‌ها تلاش کردند تا جبهه‌های مشابهی را در دیگر ولایات افغانستان ایجاد کنند که در مواردی نیز موفق به انجام این کار شدند. از حدود 7 سال پیش تا کنون، داعش خراسان حملات مرگباری را در شهرهای مهم و اطراف آنها انجام داده و توانسته است نهادها و پرسنل دولتی را هدف قرار قرار دهد. داعش خراسان علاوه بر حمله به کارکنان سازمان‌های کمک رسان بین المللی و خبرنگاران، یک راهبرد خشونت فرقه‌ای را نیز (مشابه با داعش شامات) در دستور کار خود قرار داده و گروه‌های اقلیتی چون هزاره‌های افغان، سیک‌ها و جامعه صوفی‌ها و ذکری‌های پاکستان را هدف قرار داده است. تا سال 2018، داعش خراسان یکی از 4 سازمان تروریستی مرگبار در جهان بود. اما با گذشت زمان، عملیات‌ نیروهای ائتلافی تحت رهبری آمریکا و نیروهای طالبان افغان (که گاهی به صورت یک همکاری تاکتیکی انجام می‌شد) توانست بخش عمده اراضی تحت کنترل داعش خراسان را آزاد کرده و تلفات سنگینی به نیروهای عادی و کادر رهبری آن وارد کند. این گروه در سال 2019 مجبور شد عقب نشینی‌های آشکاری انجام دهد. رهبری هسته مرکزی داعش در شامات، هیئتی را برای کنار گذاشتن «مولوی ضیاء الحق» امیر ناموفق این گروه و معرفی امیر جدید اعزام کرد. این هیئت همچنین با ایجاد ولایات جداگانه‌ای برای داعش در پاکستان و هند، تلاش کرد این جنبش را سازماندهی مجدد کند (شاید هدف از این کار، تسهیل مدیریت و جلوگیری از بروز اختلاف‌های داخلی در جنبش بود). در اواخر همان سال، حدود صدها تن از جنگجویان داعشی به همراه خانواده‌های خود تسلیم دولت افغانستان شدند که تعداد آنها تا اوایل سال 2020 به حدود 1500 تن رسید. این وضعیت به گونه‌ای بود که حتی برخی کارشناسان، شکست این سازمان را اعلام کردند.   اما به رغم این تلفات، داعش خراسان در افغانستان توانست زنده بماند، جایگاه خود را دوباره تثبیت کرده و حالا خیزش مجددی را آغاز کند. اتحادهای عملیاتی داعش خراسان با دیگر گروه‌های مجرب منطقه‌ای و توانایی آن در جذب اعضای دیگر سازمان‌ها همچنان توانسته است به تقویت ظرفیت عملیاتی این گروه کمک کند. هرچند صفوف داعش خراسان در افغانستان در ابتدا مملو از جنگجویان ناراضی طالبان پاکستان بود اما این گروه توانسته است فراتر از طالبان پاکستان مبادرت به عضوگیری کند. برای مثال، سازمان‌هایی چون گروه فرقه‌ای «لشکر جهنگوی العالمی»، نه تنها به افزایش دانش محلی داعش خراسان کمک کردند بلکه روند عضوگیری این گروه را از ایالت بلوچستان پاکستان تسهیل کردند. هزاران نفر از نیروهای جذب شده به داعش خراسان نیز از بین طالبان افغان و سلفی‌های تندرو شمال شرق افغانستان و همچنین جوانان افغان شهرنشین و جنگجویان ساکن در مناطق قبایلی پاکستان در مرز افغانستان بوده‌اند. در گذشته، داعش خراسان در افغانستان، حمایت‌های مالی و لجستیکی قابل توجهی از هسته مرکزی داعش در عراق و سوریه دریافت کرده بود. سال گذشته، یک امیر جدید به نام «شهاب المهاجر» به عنوان رهبر جدید داعش منصوب شد که وظیفه وی، نظارت بر راهبرد بازخیزش این سازمان بود. گفته می‌شود که المهاجر یک متخصص جنگ شهری است که هم تجربه کار به عنوان یکی از فرماندهان شبکه حقانی را دارد و هم عضو القاعده بوده است. هدف وی در ابتدا این بوده است تا با افزایش حملات فرقه‌ای علیه اقلیت‌های آسیب پذیر، این سازمان را از این دوره نزول نسبی خارج کرده و سپس جنگ دوباره‌ای ‌را علیه طالبان افغان آغاز کند. به دنبال فعالیت داعش خراسان تحت رهبری جدید، هسته مرکزی داعش در تبلیغات خود، از داعش افغانستان به عنوان یکی از شاخه‌های کارآمد خود نام برده است که توانسته عملیات‌های پیچیده و خبرسازی را انجام دهد، مثل محاصره 20 ساعته زندان جلال آباد در آگوست 2020.   طالبان: یک رقیب لازم داعش خراسان در افغانستان همواره به طالبان افغان به چشم دشمن ایدئولوژیک خود نگاه کرده و پروژه سیاسی طالبان در افغانستان و برخی اقدامات حاکمیتی آن را کفرآمیز دانسته است. در سال 2015، «ابو محمد عدنانی» سخنگوی وقت داعش عراق و سوریه، اظهارات تند و تیزی علیه طالبان ایراد کرد که زمینه‌ای برای درگیری‌های بعدی شد. اخیرا، داعش افغانستان تبلیغات خود را برای بدنام کردن طالبان،  به روز کرده و این گروه را همدست ایالات متحده دانسته است. برای مثال، در یک پست تلگرامی که 26 آگوست 2021 منتشر شد، چنین آمده است: «تاریخ ثبت خواهد کرد که این طالب‌های مزدور تبدیل به حامیان، سربازان و جاسوسان آمریکا شده‌اند! آیا چیزی حقارت‌بارتر از این وجود دارد؟» پس از حمله کابل، داعش با انتشار مقاله‌ای در هفته نامه رسمی خود موسوم به «النبأ»، از حامیان طالبان و القاعده خواست تا توبه کرده و به سوی گروه‌های جهادی «ناب» بیایند. رقابت مستمر بین این دو گروه تا حد زیادی ریشه در اهداف متفاوت آنها داشته و به ایجاد فضا برای داعش خراسان در چشم انداز مملو از شبه نظامی افغانستان کمک می‌کنند. اهداف طالبان فی نفسه محدود هستند. آنها در وهله اول به دنبال بیرون راندن نیروهای غربی از افغانستان و ایجاد دولت شریعت محور خود در این کشور بودند. اما داعش خراسان نه تنها مثل طالبان به دنبال تسلط بر این خطه بوده است بلکه به شکل فعالی به عضوگیری از سایر گروه‌های شبه نظامی پرداخته، القاعده را به چالش کشیده، خشونت‌های فرقه‌ای را ترویج کرده و بازیگران دولتی مختلف را هدف قرار می‌دهد. یکی از دلایل مهمی که سبب رقابت طالبان با داعش خراسان می‌شود، بحث جدا شدن اعضای طالبان از این گروه است. داعش خراسان از زمان آغاز فعالیت خود در افغانستان، صدها تن از فرماندهان و نیروهای عادی طالبان را جذب خود کرده است. طبق بررسی‌های ما، تاکنون ده‌ها تن از فرماندهان رده میانی تا رده ارشد طالبان، پرچم سفید را با پرچم سیاه معاوضه کرده‌اند که حدود 30 تن از آنها بعدها کشته یا دستگیر شده یا اینکه خود را به نیروهای افغانستانی تحت رهبری آمریکا تسلیم کردند. برخی از این رهبران در مقایسه با دیگران موفقیت بیشتری به دست آوردند. «قاری حکمت» (حکمت الله) یکی از فرماندهان ازبک سابق طالبان بود که به همراه نیروهای خود به داعش خراسان پیوست و برای مدتی، رهبری پروژه مناطق شمالی این گروه را در ولایت «جوزجان» بر عهده داشت. اما دیگر فرماندهان سابق طالبان، مثل «سعد اماراتی» (که اقدامات نوپای وی در ولایت لوگر در مدت چند هفته از بین رفت)، به سرعت کشته یا دستگیر شده یا مجبور به فرار شدند. حتی برخی از آنها، پس از دریافت پیشنهاد عفو از سوی طالبان، دوباره به این گروه پیوستند. با توجه به مزایایی که به واسطه جذب اعضای طالبان در گذشته نصیب داعشی‌ها شده است، احتمال دارد که داعش خراسان برای یافتن اعضای جدید، روی بحث ایجاد اختلاف در درون صفوف طالبان سرمایه گذاری کند.   بعد نظامی البته رقابت داعش خراسان با طالبان در افغانستان، شکل‌های خشن‌تری نیز داشته است. تصویر (1)، تعداد درگیری‌ها و تلفات وارد شده به دو گروه را بین سال‌های 2015 تا 2020 نشان می‌دهد. به طور کلی، این داده‌ها حکایت از آن دارند که درگیری‌ها (درگیری مسلحانه که دست کم یک مورد تلفات داشته است) از سال 2016 تا 2018 افزایش قابل توجهی داشته و سپس از سال 2019 تا 2020 روند نزولی داشته است. به رغم اینکه داعش خراسان با حملات نیروهای طالبان و همچنین حملات هوایی و عملیات‌های زمینی آمریکا و نیروهای افغان مواجه بوده است اما این گروه توانست در سال 2017 تقریبا به اندازه طالبان، آغازگر حملات باشد. اما در سال 2017، کاهش چشمگیری هم در تعداد حملات و هم در میزان مرگباری این حملات دیده می‌شود. این مسئله ممکن است نتیجه تلفات وارد شده به این گروه طی عملیات‌های نیروهای آمریکایی و افغان بوده باشد.     تصویر (2)، پراکندگی درگیری‌ها را در ولایات مختلف افغانستان، از سال 2015 تا 2020، نشان می‌دهد. به لحاظ جغرافیایی، داعش خراسان و طالبان دست کم در 16 ولایت با یکدیگر درگیر شده‌اند که شدیدترین آنها در ولایات «ننگرهار»، «کنر» و «خوست» رخ داده است. باید توجه داشت که این ولایات، مناطقی هستند که شاهد بیشترین اقدامات داعش در حوزه تثبیت و گسترش حوزه فعالیت بوده‌اند و به تبع آن، نیروهای ائتلافی آمریکایی و افغان نیز به شدیدترین شکل این گروه را در این ولایات هدف قرار داده‌اند. البته این بدان معنا نیست که بسیج جنگجویان طالبان و یگان‌های ویژه تأثیری در سرکوب داعش در این مناطق نداشته است بلکه به طور کلی باید گفت که این اقدامات عمدتا مقارن با عملیات‌های دولتی انجام شده بر ضد داعش خراسان بوده است. برای مثال، طالبان توانست در اوایل سال 2015 داعش خراسان را در ولایات هلمند، زابل و دیگر مناطق سرکوب کند اما این موفقیت‌ها، با کمک حملات تاکتیکی آمریکا که موجب حذف رهبران ارشد این گروه شد محقق شدند. به طور کلی، طالبان نشان داده است که می‌تواند در محدود کردن اقدامات داعش خراسان در زمینه گسترش قلمرو تا حدودی موفق عمل کند اما در همین حال، ماهیت این درگیری‌ها نشان می‌دهد که طالبان از کمک نیروی هوایی نیروهای ائتلافی و حملات مستقیم آنها نیز بهره برده است. هرچند این احتمال وجود دارد که طالبان بتواند اقدامات آینده داعش خراسان برای کنترل جغرافیایی را خنثی کند اما روندهای تاریخی نشان می‌دهند که این نوع اقدامات، تلفات بالایی در پی داشته و ممکن است در نبود عملیات‌های زمینی و حملات هوایی نیروهای ائتلافی، منجر به وقوع درگیری‌های طولانی شوند. اما جلوگیری از تصرفات جغرافیایی داعش خراسان در افغانستان تنها یکی از چالش‌های پیش روی طالبان است. دست کم در حال حاضر، چنین به نظر می‌رسد که راهبرد داعش خراسان در افغانستان، اولویت دادن به درگیری‌های پرهزینه برای تصرفات ارضی نیست. در عوض، این گروه تمرکز خود را معطوف به استفاده از امکانات عملیاتی، با هدف حمله به طالبان کرده است تا بدین ترتیب بتواند ضمن نشان دادن عزم و اراده گروه، روند دسترسی و عضوگیری خود را نیز تقویت کند. حال سئوالی که مطرح می‌شود این است که آیا طالبان قادر خواهد بود تا حین حکومت بر کشور، درگیر اقدامات ضدتروریستی طویل المدت شود. داعش خراسان در افغانستان مانند داعش شامات، از روش شورشی استفاده کرده است که مبتنی بر یک رقابت ضد دولتی است. این روش عبارت است از  نفوذ به داخل نهادهای حاکمیتی، عضوگیری و سیاست بازی‌های پشت پرده به منظور تشکیل اتحادها، ترور مخالفان میانه‌رو در بین جوامعی که مستعد تأمین نیرو برای داعش هستند و همچنین انجام حملات علیه جوامع اقلیت و اهداف دولتی. حالا که طالبان بر مسند قدرت است، این پرسنل و نهادهای طالبان هستند که در کنار غیرنظامیان، باید بار راهبرد داعش خراسان را در افغانستان متحمل شوند.     چشم انداز آینده هرچند طالبان دیگر با خطر تحلیل منابع خود از طریق شورش مواجه نیست اما باید با مشکلات دیگری دست و پنجه نرم کند، از جمله مسایل ناشی از تبدیل شدن به یک بازیگر سیاسی، مهار مخالفان حکومت و گسترش حاکمیت خود در تمام نقط افغانستان، آن هم در زمانی که این کشور با فشارها و کمبودهای زیادی در حوزه انسانی و اقتصادی رو به رو است. در حال حاضر، طالبان زیر بار سنگین اداره کشور قرار گرفته و فاقد منابع لازم برای تأمین امنیت مردم افغانستان است. در چنین شرایطی، هر نوع اقدام برای مقابله با داعش خراسان توسط طالبان، طولانی مدت و مرگبار بوده و ممکن است موجب ایجاد بی ثباتی در سطوح ملی و منطقه‌ای شود. از سوی دیگر، با خارج شدن نیروهای آمریکایی، ناتو و نیروهای امنیتی افغان از صحنه، داعش خراسان در افغانستان می‌تواند بخش اعظمی از منابع عملیاتی (به خصوص عملیات‌های به شدت مرگبار و پرتلفات) خود را مستقیما روی طالبان متمرکز کند، به جای اینکه این منابع را به صورت پراکنده صرف مقابله با بازیگران مختلف و متعدد کند. در حالی که کارشناسان عمدتا بر این باورند که توانایی ایالات متحده برای انجام عملیات‌های ضد تروریستی از راه دور محدود است، فضا ممکن است به سرعت به نفع داعش خراسان تغییر کند، به نحوی که این گروه بتواند عملیات‌های ترور خود را طی روزهای پیش رو از سر بگیرد. اما این وضعیت چگونه ایجاد خواهد شد؟ اول اینکه، از تبلیغات اخیر داعش خراسان مشخص است که این گروه به احتمال زیاد به برنامه خود برای جذب نیروهای جدا شده از سایر گروه‌ها، به خصوص طالبان، ادامه خواهد داد. اگر طالبان در مقام حاکم کشور، کمترین سستی یا امتیازدهی را در حوزه مسایل ایدئولوژیک داشته باشد، ممکن است نیروهای خود را از دست داده و آنها را به سمت گروه رقیب بکشاند. اگر این تصور به وجود آید که طالبان پیاده سرباز قدرت‌های خارجی است (بخصوص به واسطه همکاری با ایالات متحده یا دیگر کشورها در حوزه مبارزه با تروریسم) آنگاه ممکن است بار دیگر با خطر از دست دادن جنگجویان خود مواجه شود. هر سطحی از همکاری ضدتروریستی با ایالات متحده ممکن است آتش اختلافها را در درون طالبان شعله‌ور کرده و جذابیت داعش را برای اعضای ناراضی گروه افزایش دهد. نیروهای جدا شده از طالبانِ افغان همچنین می‌توانند یک منبع اطلاعاتی خوب برای گروه رقیب بوده و بدین ترتیب، زمینه انجام حملات پیچیده‌تر را فراهم کنند. خیزش احتمالی دوباره داعش خراسان در افغانستان، نگرانی‌های امنیتی را نه تنها برای ایالات متحده بلکه برای بسیاری از بازیگران دولتی منطقه مثل ایران، پاکستان، چین و روسیه به وجود می‌آورد. حتی اگر آمریکا دست به یک سری عملیات‌های ضد تروریستی بزند، باز هم به واسطه نبود یک رویکرد منطقه‌ای پایدار، دستاوردهای چنین اقدامی احتمالا کوتاه مدت خواهد بود. در حال حاضر، کشورهایی چون چین، روسیه، پاکستان و حتی ایران که سهم زیادی در آینده افغانستان داشته و امیدوارند بتوانند منافع ژئواقتصادی خود را در این کشور دنبال کنند، در بهترین جایگاه هستند تا بتوانند به طور مشترک به مقابله با خطرات داعش خراسان در افغانستان برخیزند. هرچند متفق کردن این کشورها حول یک راهبرد امنیتی مشترک قطعا چالش برانگیز خواهد بود اما آنان می‌توانند به طور بالقوه بسترهای مشترکی را برای مقابله با تحرکات مرزی شبه نظامیان، عضوگیری‌ها و روند تأمین مالی آنها پیدا کنند. برای مثال، گروه‌هایی چون داعش خراسان در افغانستان، متکی به جنگجویان خارجی هستند. در چنین شرایطی، همکاری‌های منطقه‌ای و تبادل اطلاعاتی، به دولت‌ها اجازه خواهد داد تا بهتر بتوانند تحرکات و جابجایی جنگجویان خارجی را بین مناطق درگیر رصد کنند. این همکاری‌ها همچنین می‌تواند حول محور شناسایی و منحل کردن اتحادهای مرزی باشد؛ اتحادهایی که یکی از منابع مهم برای تأمین ظرفیت‌های عملیاتی داعش خراسان در افغانستان می‌باشد. این کشورها همچنین می‌توانند مسیرهای مهم را در حوزه قاچاق فراملی مواد مخدر، الوار و مواد معدنی شناسایی کنند. پاکستان، چین، روسیه و ایران، همگی حساب زیادی روی رابطه آینده خود با طالبان باز کرده‌اند. لذا واشنگتن می‌تواند از این موقعیت استفاده کند تا مطمئن شود که همه این کشورها حمایت‌های لازم را برای شکست دادن داعش خراسان در افغانستان به طالبان ارائه خواهند کرد.      انتهای مطلب/   «این متن در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران و منابع مختلف منتشر شده است و انتشار آن الزاما به معنای تأیید تمامی محتوا از سوی "موسسه مطالعات راهبردی شرق" نیست.»