کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

فراتر از دیدارهای سیاسی رئیس‌جمهور در آستانه و عشق‌آباد:

احیای جایگاه آسیای مرکزی در راهبرد «نگاه به شرق» ج.ا.ایران

امید رحیمی؛ پژوهشگر

موسسه مطالعات راهبردی شرق , 11 دی 1404 ساعت 13:28

مولف : امید رحیمی پژوهشگر موسسه مطالعات راهبردی شرق

دستاوردهای سفر دکتر پزشکیان به قزاقستان و ترکمنستان در سطوح سیاسی و کارکردی نسبتاً قابل توجه بود، اما مهم‌ترین برونداد این رویکرد سیاسی سازنده «بازنمایی تصویر سیاست خارجی ایران در نگاه به آسیای مرکزی» بود. این امر اثبات می‌کند که این بروندادها نه صرفاً «دستاورد» و «نتیجه» بلکه یک «نقطۀ شروع» و «فرصتی دوباره» برای ایران است تا رکود ده سالۀ اخیر را در روابط با آسیای مرکزی جبران کند.


🖊️ نویسنده: «امید رحیمی»؛ پژوهشگر مؤسسۀ مطالعات راهبردی شرق 
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 11 دقیقه 

احیای جایگاه آسیای مرکزی در راهبرد «نگاه به شرق» ج.ا.ایران

مقدمه

مطالعات شرق | دکتر پزشکیان، رئیس‌جمهوری کشورمان در بازۀ 19 الی 21 آذرماه سفری منطقه‌ای به آسیای مرکزی داشت. ایشان نخست به دعوت «قاسم ژومارت توکایف»، رئیس‌جمهور قزاقستان سفری به آستانه داشتند که طی آن شماری از اسناد و توافق‌های دوجانبه به دست آمد. پس از آن در تاریخ 20 آذر دکتر پزشکیان عازم عشق‌آباد شد تا در اجلاس بین‌المللی صلح و اعتماد که به مناسبت سالگرد بی‌طرفی دائمی ترکمنستان برگزار شد، شرکت کند.

 در حاشیۀ این اجلاس نیز دیدارهای مهمی با مقام‌های عالی‌رتبۀ ترکمنستان و کشورهای دیگر نظیر روسیه انجام گرفت. در همین زمان با حضور یک هیئت سیاسی از وزارت امور خارجۀ کشورمان هفتمین کمیسیون مشترک کنسولی با تاجیکستان در دوشنبه برگزار شد.

در چنین شرایطی در حالی که بسیاری از رسانه‌های غربی و حتی روسی تلاقی زمانیِ سفر هیئت وزارت امور خارجه و سفرهای رئیس‌جمهور به آسیای مرکزی را پاسخی از سوی ایران به عضویت قزاقستان در پیمان ابراهیم در نظر گرفتند، اما در رویکردی واقع‌گرایانه می‌توان این دیدارها را به‌عنوان یک راهبرد سیاسی ایجابی با محوریت احیاء موقعیت آسیای مرکزی در سیاست راهبردی نگاه به شرق در نظر گرفت. در این برآورد راهبردی تلاش می‌شود تا با نگاهی آسیب‌شناسانه مبتنی بر سفر اخیر دکتر پزشکیان به منطقه، این وضعیت مورد ارزیابی قرار بگیرد.

ارادۀ سیاسی در رأس و فقدان عمل‌گرایی در بدنه

در طول حدوداً 15 ماه فعالیت دولت چهاردهم، به ریاست دکتر پزشکیان، 20 سفر خارجی در عالی‌ترین سطح انجام گرفته که از این میان چهار سفر، شامل دو بازدید از ترکمنستان، یک بازدید رسمی از تاجیکستان و یک سفر رسمی به قزاقستان سهم آسیای مرکزی بوده است که در مجموع برای منطقه‌ای همچون آسیای مرکزی قابل توجه است. در این بازه همچنین سایر مقام‌ها از جمله معاون اول رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه نیز سفرهای متعدد و پرشماری را به آسیای مرکزی داشته‌اند.

در چارچوب سفر اخیر رئیس‌جمهور به آستانه، اسناد مهمی به امضای دو کشور رسید. در چارچوب دیدارهای رسمی با مقام‌های قزاقستان تعداد 14 سند همکاری بین دو کشور امضا و تبادل شد که نشانگر ارتقاء محسوس روابط دو کشور است. در عین حال اقدام‌های نمادین مهمی همچون برپایی نمایشگاه اسناد تاریخی مربوط به حضور، تعاملات و مراودات ایرانیان با ساکنان منطقۀ آسیای مرکزی برگزار شد که بازخوردهای فراوانی داشت.

در عین حال در شبکه‌های تلویزیونی، رسانه‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی قزاقستان  نیز سفر رئیس‌جمهور بازخوردهای فراوانی یافت. در ترکمنستان نیز دکتر پزشکیان با «قربانقلی بردی‌محمداف»، رهبر ملی و «سردار بردی‌محمداف»، رئیس‌جمهور ترکمنستان دیدار و گفت‌و‌گو کرد که در این دیدارها نیز موضوع‌های مهمی در خصوص روابط دوجانبه طرح و پیگیری شد.

با وجود این، تجربۀ روابط دوجانبه در سفرهای پیشین و حتی دولت‌های قبل گویای واقعیت‌هایی است که این واقعیت‌ها بعضاً باعث می‌شود این دستاوردها تحت‌الشعاع قرار بگیرند. پیش از این نیز در دیدارهای رؤسای جمهور و سفرهای هیئت‌های عالی‌رتبۀ ایران و آسیای مرکزی اسناد و توافق‌نامه‌های متعددی امضا شده بود. پیش از این در سفرهای شهید رئیسی به تاشکند و دوشنبه به ترتیب 17 و 18 سند همکاری و در سفرهای سال 97 و 93 حجه‌الاسلام روحانی به عشق‌آباد و دوشنبه به ترتیب 13 و 10 سند همکاری امضا شده بود.

با این حال عمدۀ این اسناد و توافقنامه‌های همکاری یا به اجرا نرسیدند، یا در صورت آغاز فرایند اجرایی شدن به طور کامل به دستاوردهای خود نرسیدند و حتی بعضاً در صورت اجرای کامل، نتایج محسوسی در روابط دوجانبه نداشته‌اند. همین امر به‌تدریج نگاهِ کشورهای آسیای مرکزی نسبت به همکاری با ایران را تغییر داده و این رویکرد به‌عنوان یک «مانع ساختاری ذهنی» در روابط ایران با این کشورها ظهور یافته است.

یکی از مهم‌ترین مصادیق این موضوع «نقشۀ راه توسعۀ مبادلات تجاری به 3 میلیارد دلار» است که در سفر اخیر دکتر پزشکیان به «آستانه» آمادۀ اجرا شد. پیش از این، در سال 87 دربارۀ تجارت 10 میلیارد دلاری، در سال 93 در سفرهای وزیر وقت اقتصاد کشورمان و همچنین حجه‌الاسلام روحانی به آستانه و سفر سال 95 نظربایف به تهران در خصوص تجارت 5 میلیارد دلاری و در چارچوب دیدار سال 1401 شهید رئیسی با توکایف در تهران در خصوص مبادلات تجاری 3 میلیارد دلاری بین ایران و قزاقستان گفت‌‌و‌گو و اسنادی امضا شده بود.

 با این حال با گذشت 17 سال از این توافق‌ها و اظهارنظرها بر اساس آمارهای اتاق بازرگانی تهران در سال 1403 مجموع مبادلات تجاری دو کشور تنها 339.7 میلیون دلار بوده است. این نمونۀ موردی از ساده‌ترین سطح توسعۀ روابط دو کشور (تجارت در مقایسه با هم‌گرایی سیاسی یا همکاری‌های امنیتی و دفاعی) به‌وضوح نشان می‌دهد که علی‌رغم وجود اراده در سطح سران سیاسی، در بدنۀ دولت‌های هر دو کشور عمل‌گرایی لازم برای اجرای توافق‌ها وجود نداشته و مهم‌تر از آن، فقدان یک «نظام بازخوردگیری» از اجرای توافق‌های دوجانبه و «عدم تکرار منظم دیدارهای سیاسی سران» مانعی جدی برای اصلاح این وضعیت بوده است.

تصویرِ بازنمایی شده از سفرهای رئیس‌جمهور به منطقه

با وجود این ضعف ساختاری و مهم باید به این موضوع اشاره داشت که شرایط کنونی جمهوری اسلامی ایران پس از بن‌بست در مذاکرات هسته‌ای با غرب و در نتیجۀ پیامدهای تجاوز 12 روزۀ رژیم صهیونیستی، باعث شده است تا در سطح کلان به‌مثابه یک «الزام اجتناب‌ناپذیر» و در دولت چهاردهم به‌عنوان یک «راهبرد اجرایی» همچنان «نگاه به آسیای مرکزی» در چارچوب «سیاست همسایگی» به‌عنوان یک «جهت‌گیری عمل‌گرایانه» مورد توجه قرار بگیرد.

این موضوع سبب شده است تا ضمن رویکردهای اصلاحی در داخل، یک تصویر بازنمایی شدۀ مهم در سطح بیرونی شکل گرفته و اثرگذاریِ «مانع ساختاری ذهنی» فوق‌الذکر را حداقل در کوتاه‌مدت تقلیل دهد. سفرهای رسمی دکتر پزشکیان به دوشنبه در سال گذشته، به ترکمنستان به‌منظور شرکت و سخنرانی در کنفرانس زبان و تمدن به‌مناسبت سالگرد تولد «مختومقلی فراغی» و اخیراً در چارچوب سفرها به «آستانه» و عشق‌آباد بازخوردهای سیاسی و بین‌المللی متعددی داشته است.

بخش مهمی از این بازخوردها از سوی غرب و با هدف ایجاد چالش و حواشی (نظیر ارتباط دادن این سفرها به عضویت قزاقستان در پیمان ابراهیم) انجام گرفت و بخش مهم‌ترِ این بازخوردها به‌واسطۀ نگاهِ بومیِ میزبانان در آسیای مرکزی در سطح نخبگان و به‌ویژه در سطح افکار عمومی محقق شد.

این بازخوردها به‌وضوح اثبات کرده است که نخبگان و افکار عمومی این منطقه و حتی جامعۀ بین‌المللی راهبرد «نگاه به آسیای مرکزی» را از سوی ایران پذیرفته‌اند و آن را کماکان عمل‌گرایانه در نظر می‌گیرند. البته این رویکرد همواره در بازۀ شروع به کار دولت‌های جدید در ایران محقق شده، اما در شرایط فعلی به‌دلیل مسائل بین‌المللی و موقعیت حساس منطقه‌ای ابعاد کیفی‌تری یافته است. بنابراین یک فرصت مجدد برای اصلاح ساختار روابط ایران و آسیای مرکزی به وجود آمده و در این فرصت جبران رکود حدوداً یک دهه‌ای در روابط دوجانبۀ ایران و آسیای مرکزی امکان‌پذیر شده است.

ضرورت پیوست گفتمانی به سیاست نگاه به شرق

یکی از مهم‌ترین آسیب‌های موجود در سیاست راهبردی نگاه به شرق در ایران رویکرد «تقلیل‌گرایانه»،  «خاص‌گرایانه» و «سلبی» نسبت به آن است. در حالی که بازیگران مهمی در منطقه و جهان همچون هند، امارات متحدۀ عربی، عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان و حتی رژیم صهیونیستی نیز سیاست نگاه به شرق را با رویکردهای متفاوت و با روندهای راهبردی مختلف در دستور کار خود قرار داده‌اند و عمدۀ این سیاست‌ها در «تعاملات با روسیه و چین» با یکدیگر تلاقی می‌کنند، رویکرد خاص‌گرایانۀ ایرانی نمی‌تواند نتیجه‌بخش باشد. دومین آسیب در این زمینه رویکرد تقلیل‌گرایانه است.

با وجود رویکردهای غالب غرب‌گرایانه در گفتمان‌های سیاسی داخلی ایران و رویکردهای غرب‌گرایانۀ درونی در سیاست خارجی، سیاست راهبردی نگاه به شرق به صرف «گرایش به شرق» و یا حتی در رویکردی تقلیل‌گرایانه‌تر به «بهبود و توسعۀ روابط با روسیه و چین» تنزل یافته و محدود شده است. این در حالی است که حداقل در سطح گفتمانیِ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، سیاست راهبردی نگاه به شرق به‌معنای یک «غیرغرب‌گرایی ساختاری» در روابط است، به‌نحوی که در داخل توازن جریانِ غالب غرب‌گرایی در روابط شکل بگیرد و در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی هم سطحی از موازنه و در واقع «مقاومت ایجابی» در مقابل جریانِ هژمونیک قدرتمندِ غرب‌محور محقق شود.

سومین آسیب نیز تمرکز بر وجوه سلبی با تمرکز بر راهبرد پرهزینۀ «ضدغرب‌گرایی» با رفتارهای «تجدیدنظرطلبانه» و «شالوده‌شکن» است که اساساً در تعارض با سیاست نگاه به شرق است. واقعیت آن است که جهانِ غیرغربیِ در حال ظهور در ساختارهایی نظیر بریکس یا سازمان همکاری شانگهای به‌دنبال ارتقاء موقعیت جهان غیرغربی در چارچوب نظم کنونی است که توسط خودِ غرب ایجاد شده و مهم‌ترین چالشِ آن در این فرایند اقدام‌های «خودتخریبی غرب» است. به بیان دیگر قدرت‌های غیرغربی نظیر روسیه و چین در صدد حفظ ساختار کنونی نظم جهانی در مقابل اقدام‌های آمریکا و اروپا برای تخریبِ آن هستند که مصادیق آن در رویکردهای غرب برای بی‌اعتبارسازی شورای امنیت و یا از بین بردن نظم‌های تجاری مبتنی بر سازمان تجارت جهانی توسط ترامپ قابل مشاهده است.

در این میان یک نکتۀ قابل توجه که کمتر به آن پرداخته شده تلاقی این سه آسیب در آسیای مرکزی به‌عنوان یک پیوست گفتمانی راهبردی به سیاست نگاه به شرق در ایران است. سیاستِ عمل‌گرایانه و راهبردی، در قالب «نگاه به آسیای مرکزی» می‌تواند هر سه آسیب را تاحدود زیادی اصلاح کند.

نخست آنکه در چارچوب احیاء موقعیت ایران در رقابت‌های نوظهور قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در آسیای مرکزی و الگوهای دوستی و رقابت جدید شکل گرفته در این منطقه، ذیل مفهوم «بازی بزرگ چندوجهی»، می‌توان ماهیت خاص‌گرایانۀ این سیاست را کاهش داد.

دوم، ایران به‌واسطۀ حضور و ایجاد یک عمق راهبردی در آسیای مرکزی می‌تواند علاوه‌بر عدم محدودسازی سیاست نگاه به شرق به چین و روسیه (در واقع تعریف آسیای مرکزی به‌عنوان یک وجه کلیدی راهبردی آن)، یک فرایند «اهرم‌سازی» در مقابل قدرت‌های نوظهور شرقی برای روابط متوازن‌تر در آینده داشته باشد.

نباید از یاد برد که آسیای مرکزی محل تلاقی منافع راهبردی و حتی حیاتی روسیه و چین در سطوحی نظیر امنیت ملی است و دستیابی به عمق راهبردی در این منطقه می‌تواند تضمینی برای پایداری روابط با این کشورها و تعدیل رفتارهای واگرایانه و توازنی آنها در قبال کشورهای دیگر نظیر مواضع آنها در قبال جزایر سه‌گانۀ ایرانی باشد. و در نهایت آسیای مرکزی مهم‌ترین مصداقِ یک توازنِ پایدار از سیاست خارجی چندجانبه‌گرا در سطح جهان است و بهبود روابط با این کشورها و حتی مشارکتِ آنها در فرایندهای سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی (به‌ویژه در تعامل با غرب) می‌تواند وجوه ایجابی سیاست نگاه به شرق ایران را تقویت و وجوه سلبی آن‌ را کمرنگ کند.

جمع‌بندی

دستاوردهای سفر دکتر پزشکیان به قزاقستان و ترکمنستان در سطوح سیاسی و کارکردی نسبتاً قابل توجه بود، اما مهم‌ترین برونداد این رویکرد سیاسی سازنده «بازنمایی تصویر سیاست خارجی ایران در نگاه به آسیای مرکزی» بود.

این امر اثبات می‌کند که این بروندادها نه صرفاً «دستاورد» و «نتیجه» بلکه یک «نقطۀ شروع» و «فرصتی دوباره» برای ایران است تا رکود ده سالۀ اخیر را در روابط با آسیای مرکزی جبران کند. یک راهکار تداوم و تقویت این روند اصلاحی و افزایش سطح عمل‌گرایی در روابط با آسیای مرکزی پیوست گفتمانی این سیاست به راهبرد نگاه به شرق است. تهران ناگزیر است آسیای مرکزی را پلی راهبردی برای متوازن‌سازی و تضمین پایداری مشارکت راهبردی خود با مسکو و پکن در بلندمدت ببیند.

از این منظر ایجاد یک عمق راهبردی در آسیای مرکزی به‌مثابه یک «الزام اجتناب‌ناپذیر» در سیاست نگاه به شرق ایران محسوب می‌شود. در صورت عدم اجرای چنین راهبردی و ایجاد این عمق راهبردی برای رقبایی همچون ترکیه، امارات متحدۀ عربی و حتی رژیم صهیونیستی باید شاهد ناپایداری بیشتر در روابط ایران با روسیه و چین در آینده‌ای نه‌چندان دور بود.از این‌رو لازم است تهران چند رویکرد کلیدی را در دستور کار قرار دهد.

  • نخست، آسیای مرکزی به اولویت‌های سیاست خارجی ایران اضافه شود؛
  • دوم، منابع لازم برای این موقعیت جدید چه در سطوح مادی و چه در ابعاد نرم‌افزاری تخصیص یابد؛
  • سوم، در سطح سیاسی گفت‌و‌گوهای دوجانبه در سطح سران به‌طور منظم تعریف شده و فراتر از تشریفات، در قالب دیپلماسی شخصی و به‌عنوان وجهی ساختاری از سیاست خارجی تداوم یابد؛
  • چهارم، یک مکانیزم آسیب‌شناسی و اصلاحی در روابط در سطح کلان با محوریت نهادهای بالادستی نظیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شکل بگیرد تا روند «پایدارسازی رشد روابط با آسیای مرکزی» را دنبال کند؛
  • و پنجم، در سطح بدنۀ دولت و به‌ویژه مدیران میانی گفتمان‌سازی برای توسعۀ روابط با آسیای مرکزی انجام پذیرد تا تناقضِ موجود در سیاست خارجی ایران از نگاه آسیای مرکزی تقلیل یابد.

در چنین شرایطی می‌توان انتظار داشت که فرصتِ طلایی کنونی در روابط با آسیای مرکزی حفظ شده و پیامدهای آن به مرور در دستاوردهای آتی دولت و ساختارهای دیگر حاکمیتی بروز و ظهور یابد. 


کد مطلب: 4221

آدرس مطلب :
https://www.iess.ir/fa/analysis/4221/

موسسه مطالعات راهبردي شرق
  https://www.iess.ir