نقطۀ شروع، پیوستن قزاقستان به توافقنامههای ابراهیم در نوامبر ۲۰۲۵ بود. این گام با اعداد و ارقام نیز تقویت میشود: افزایش گردش مالی تجاری قزاقستان با اسرائیل به ۱۶۲ میلیون دلار در سه ماهۀ اول سال ۲۰۲۵؛ دو برابر شدن صادرات مس ازبکستان به اسرائیل؛ افزایش بازدیدهای هیئتهای اسرائیلی از کشورهای منطقه؛ افتتاح سفارت در عشقآباد و استفاده از پهپادهای اسرائیلی در رزمایشهای برگزارشده در قزاقستان.
مقدمه
نقطۀ شروع، پیوستن قزاقستان به توافقنامههای ابراهیم در نوامبر ۲۰۲۵ بود. این گام با اعداد و ارقام نیز تقویت میشود: افزایش گردش مالی تجاری قزاقستان با اسرائیل به ۱۶۲ میلیون دلار در سه ماهۀ اول سال ۲۰۲۵؛ دو برابر شدن صادرات مس ازبکستان به اسرائیل؛ افزایش بازدیدهای هیئتهای اسرائیلی از کشورهای منطقه؛ افتتاح سفارت در عشقآباد و استفاده از پهپادهای اسرائیلی در رزمایشهای برگزارشده در قزاقستان.
اما آیا این «صلح اسرائیلی» واقعاً برای منطقه مفید است؟ یا منافع و جذابیتهای اقتصادی، نقابی میشوند برای پنهان کردن اسب تروا[1] و منطقه را از چند برداری بودن و استقلال راهبردی محروم میکنند؟ مطلب پیشِ رو ضمن بررسی ابزارها، انگیزهها و پیامدهای توسعۀ نفوذ اسرائیل در آسیای مرکزی، تهدیدهای متوجه ایران، روسیه، چین و خود آسیای مرکزی را مورد مطالعه قرار میدهد.
ابزارهای نفوذ: چگونگی ورود اسرائیل به آسیای مرکزی
مسیر اقتصادی: اعداد، معاملات، وابستگیها
اقتصاد، دژکوب[2] اصلی نفوذ اسرائیل در آسیای مرکزی است. تجارت و سرمایهگذاری، شبکهای از منافع ایجاد میکند که دیگر بدون ضرر و زیان نمیتوان آن را شکست. تلآویو گزینشی عمل میکند: بخشهایی را با مزایای فناوری یا لجستیکی انتخاب میکند و اقتصادهای آسیای مرکزی را به سیستم مختصات اسرائیل پیوند میدهد. یعنی این کشورها را در مدار وابستگی و هماهنگی با تلآویو قرار میدهد، طوری که منافع و حرکات اقتصادی آنها در راستای اهداف اسرائیل تعریف شود. در این مسیر نمونههای زیر قابل ذکر هستند:
۱. رد پای مس ازبکستان
در نیمۀ اول سال 2025، صادرات مس ازبکستان به اسرائیل تقریباً دو برابر شد و به 7 میلیون دلار رسید، در حالی که این رقم در مدت مشابه سال 2024، میزان 3.8 میلیون دلار بود. در واقع در این زمینه، ازبکستان در حال جایگزینی با ترکیه است که به دلیل رشد داخلی، عرضۀ مس خود را کاهش داده است. مس یک منبع راهبردی برای صنایع الکترونیک، دفاع و ساخت و ساز است. ازبکستان (شرکت معدن و فرآوری آلمالیک) یک تأمینکنندۀ ایدهآل است: برقراری لجستیک با کیفیت بالا و ساده در سراسر دریای خزر و سیاه و وجود حداقل ریسک سیاسی. قراردادهای مربوطه نیز از طریق تاجران در امارات متحدۀ عربی منعقد شدند تا از برانگیختن حساسیت ایران و ترکیه جلوگیری شود.
۲. وابستگی نفتی قزاقستان
اسرائیل ۹۰ درصد از نفت خود را وارد میکند . قزاقستان ۲۲ تا ۲۵ درصد از واردات نفت خام اسرائیل را تأمین میکند - تقریباً ۲.۸ میلیون تن در سال؛ تا سال ۲۰۲۲، روسیه و آذربایجان تأمینکنندگان اصلی نفت خام اسرائیل بودند. پس از جنگ اوکراین، تلآویو تمرکز خود را به قزاقستان تغییر داد. نفت از طریق کنسرسیوم خط لولۀ خزر به نووروسیسک و سپس با تانکر به حیفا و اشدود ارسال میشود. در نوامبر ۲۰۲۵، تفاهمنامهای بین دو کشور برای افزایش عرضۀ نفت به ۳.۵ میلیون تن در سال از سال ۲۰۲۶ امضا شد. بدین ترتیب، قزاقستان در حال تبدیل شدن به دومین تأمینکنندۀ بزرگ نفت اسرائیل (پس از آذربایجان با سهم تقریبی ۳۰٪) است و روسیه را به جایگاه سوم (کمتر از ۱۵٪) سوق خواهد داد.
۳. تجارت و سرمایهگذاری
در سه ماه اول سال ۲۰۲۵، تجارت بین قزاقستان و اسرائیل به ۱۶۲ میلیون دلار رسید (۳۴ درصد افزایش نسبت به سال ۲۰۲۴). پیشبینی میشود که این رقم تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۷۰۰ تا ۷۵۰ میلیون دلار برسد. از طرفی سرمایهگذاری انباشتۀ اسرائیل در قزاقستان طی ۲۰ سال گذشته تقریباً۵۰۰ میلیون دلار است. این سرمایهگذاریها در زمینۀ مواد اولیه نیست، بلکه در حوزۀ فناوریهای پیشرفته است: آبیاری (نتافیم[3])، امنیت سایبری (چک پوینت دفتری در آلماتی افتتاح کرد) و فناوریهای کشاورزی. این امر منجر به ایجاد شبکهای از نخبگان تجاری وفادار شده است که در راستای منافع اسرائیل لابی میکنند.
۴. شرکتهای اسرائیلی در آذربایجان؛ سکوی پرشی برای گسترش روابط با آسیای مرکزی
۱۲۴ شرکت اسرائیلی در آذربایجان با گردش مالی ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار در سال فعالیت میکنند. بسیاری از آنها که دارای تأسیسات تولیدی (مونتاژ پهپاد و اپتیک) هستند، بهعنوان پایگاهی برای ورود به بازارهای آسیای مرکزی استفاده میشوند. در ژانویۀ ۲۰۲۶، نیز ایجاد یک سرمایهگذاری مشترک اسرائیلی- قزاق برای سیستمهای آبیاری در آستانه، با استفاده از لجستیک آذربایجان، مورد بحث دو طرف قرار گرفت. در واقع باکو در حال تبدیل شدن به مرکزی برای نفوذ اسرائیل در اعماق اوراسیا است.
همکاری نظامی- فنی: نظامیسازی نامرئی
همکاریهای نظامی بین اسرائیل و قزاقستان در سال ۲۰۰۱ آغاز شد (خرید سامانههای موشکی و پهپادها از Elbit Systems[4]، IAI[5] و [6] Rafael). در سال ۲۰۲۱، مونتاژ پهپادهای اسکایلارک آی- لکس (Skylark I-LEX) اسرائیلی در قزاقستان آغاز شد. آنها برای اولین بار به همراه پهپادهای تهاجمی آنکا (Anka) ترکیه، در طول رزمایشهای «Combat Commonwealth-2025» سازمان پیمان امنیت جمعی مورد استفاده قرار گرفتند. توافقنامههای ابراهیم راه را برای گسترش تدارکات نظامی- از سامانههای دفاع هوایی گرفته تا تجهیزات شناسایی - هموار میکند. صادرات تسلیحات اسرائیل به آسیای مرکزی در سالهای ۲۰۲5-۲۰۲4، میزان ۴۰ درصد افزایش یافت (دادههای [7]SIPRI) که یکی از عوامل کلیدی آن افزایش سطح اعتماد تلآویو به ارتشهای قزاقستان و آذربایجان نسبت به ارتشهای مصر یا عربستان است – از نظر تلآویو، آستانه و باکو بهعنوان شرکای قابل اعتماد در رویاروییهای آینده با ایران دیده میشوند.
پیشرفت دیپلماتیک: پیشروی بیسروصدای توافقنامههای ابراهیم به سمت شرق
قزاقستان اولین کشور آسیای مرکزی است که به توافقنامههای ابراهیم میپیوندد (نوامبر ۲۰۲۵). نامزدهای بعدی ازبکستان و آذربایجان هستند. در اکتبر ۲۰۲۵، رئیس کنست از تاشکند بازدید کرد که اولین سفر در این سطح محسوب میشد. در دسامبر ۲۰۲۵، اسرائیل سفارت خود را در عشقآباد افتتاح کرد و ترکمنستان چهارمین کشور آسیای مرکزی (پس از قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان) شد که پذیرای حضور دیپلماتیک اسرائیل بود. به گفتۀ رسانههای اسرائیلی، این سفارتخانه وظایف اطلاعاتی بر عهده دارد و فعالیتهای ایران را رصد میکند.
از سوی دیگر، ایجاد یک قالب 6+2C (آسیای مرکزی و آمریکا + اسرائیل و آذربایجان) در مورد فلزات خاکی کمیاب و امنیت در دست بررسی است. این یک ابتکار اسرائیلی با حمایت ایالات متحده است. در صورت اجرا، اسرائیل حضوری نهادی در دستور کار منطقهای، همتراز با روسیه، چین و ایالات متحده، به دست خواهد آورد.
انگیزههای راهبردی اسرائیل: تلآویو واقعاً به چه چیزی نیاز دارد؟
نفوذ اسرائیل در آسیای مرکزی یک راهبرد سیستماتیک مبتنی بر سه انگیزه است: مهار ایران، غلبه بر انزوای دیپلماتیک و دسترسی به منابع.
عامل ایران محرک اصلی است. تلآویو آسیای مرکزی را بهعنوان «جبهۀ شمالی» حاشیۀ ایران میبیند. افتتاح سفارت در ترکمنستان با تشدید نظارت اطلاعاتی در امتداد مرز ایران و ترکمنستان (نظارت بر برد موشکها و راهگذرهای حمل و نقل) همراه است. حمایت از اقلیتهای قومی ایران (کردها، بلوچها، اهوازیها) از طریق واسطهها در امارات متحدۀ عربی و پاکستان نیز ابزاری برای بیثباتسازی این کشور است.
کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان در حال کنار گذاشتن دستور کار ضد اسرائیلی تهران هستند: در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در آستانه (ژوئیۀ 2025)، ابتکار عمل ایران در محکومیت اسرائیل نتوانست حمایت لازم را کسب کند. این امر نفوذ ایران در جبهۀ شمالی را تضعیف میکند.
مشروعیت دیپلماتیک: جنگ غزه (2025-2023) اسرائیل را بیش از پیش منزوی کرده است. آسیای مرکزی در حال تبدیل شدن به سکوی پرشی برای بازیابی مشروعیت این رژیم است. قزاقستان و ازبکستان - تنها کشورهای منطقه که در اسرائیل سفارت دارند - در حال کمک به اسرائیل هستند.
قرقیزستان و تاجیکستان نیز در حال بحث در مورد افتتاح مأموریتهای دیپلماتیک در اسرائیل هستند. گفتنی است که سفر رئیس کنست به ازبکستان در میان سکوت دیپلماتیک ایران انجام شد.
گسترش منابع: فناوریهای اسرائیلی (آبیاری، نمکزدایی، امنیت سایبری) از طریق آژانس ماشاو (MASHAV) در حال اجرا هستند - از سال 2024، تعداد 12 طرح در قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان راهاندازی شده است. اما علاقۀ اصلی تلآویو منابع است: قزاقستان در زمینۀ اورانیوم رتبۀ اول جهان (12٪ از کل جهان) و در طلا و عناصر خاکی کمیاب جزو 10 کشور برتر است. ازبکستان نیز یکی از تولیدکنندگان عمدۀ طلا است. دسترسی به این منابع از طریق قراردادهای بلندمدت، یک اولویت راهبردی برای اسرائیل است.
اسرائیل برای چه کشورهایی «اسب تروا» است؟
برای ایران، افزایش حضور اسرائیل در آسیای مرکزی ضربهای به جناح شمالی آن است. حضور اسرائیل در ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان یک محیط اطلاعاتی ایجاد میکند. سفارت این رژیم در عشق آباد پایگاهی برای نظارت بر برد موشکهای ایران است. همچنین قرار است یک رادار هشدار اولیه در سال 2026 در قزاقستان مستقر شود - تهدیدی مستقیم برای پدافند هوایی ایران. از سوی دیگر، حمایت از اقلیتهای قومی و کنار گذاشتن دستور کار ضد اسرائیلی کشورهای آسیای مرکزی، نیز تهران را تضعیف میکند.
برای روسیه، افزایش حضور اسرائیل در آسیای مرکزی به منزلۀ از دست دادن «خارج نزدیک» آن است. پیوستن قزاقستان به توافقنامههای ابراهیم، اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی را تضعیف میکند. سرمایهگذاریهای اسرائیل (500 میلیون دلار) و تماسهای نظامی در حال انجام این کشور در منطقه، یک ابزار نفوذ جایگزین هستند. از سوی دیگر، طرحهای نفت و گاز با دور زدن خطوط لولۀ روسیه در منطقه مورد بحث قرار میگیرند - رقبایی برای گازپروم و روسنفت. مسکو در حال حاضر فاقد هرگونه اقدام متقابل واقعی است.
برای چین، نیز این موضوع یک منبع نگرانی است. پکن فعالیتهای اسرائیل را زیر نظر دارد و از رصد طرحهای زیرساختی چین (ابتکار «یک کمربند، یک جاده») بیم دارد. از سال ۲۰۲۵، رسانههای چینی شروع به صحبت در مورد «عامل موساد» و اظهار نگرانی کردند. اسرائیل ادعای مالکیت اورانیوم قزاقستان و طلای ازبکستان را دارد - منابعی که چین آنها را راهبردی میداند. بیثباتی در امتداد مسیرهای ترانزیتی به دلیل درگیریهای نیابتی، خطرهایی را برای لجستیک چین ایجاد میکند.
تا کنون هیچ یک از این سه بازیگر نتوانستهاند پاسخی یکپارچه ارائه دهند و این امر دریچههایی از فرصت را برای اسرائیل ایجاد کرده است. اما کشورهای آسیای مرکزی در معرض خطر تبدیل شدن به میدان نبرد هستند - و این تهدید اصلی است.
تهدیدها برای آسیای مرکزی: چرا وقت آن رسیده است که از «صلح اسرائیلی» بترسیم؟
- کشیده شدن به یک جنگ نیابتی: تأسیسات اسرائیل در قزاقستان و ترکمنستان اهداف مشروعی برای انتقام ایران هستند. در سال 2025، ایران به آستانه و عشقآباد در مورد «نامطلوب بودن» میزبانی از زیرساختهای اسرائیلی هشدار داد. مقامهای آسیای مرکزی، نزدیکی به اسرائیل را بهعنوان وزنۀ تعادل در برابر اسلامگرایان توجیه میکنند، اما این یک «بازی با آتش» است: طبق نظرسنجی گالوپ آسیای مرکزی (2025)، 68 درصد از قزاقها و 72 درصد از ازبکها دیدگاه منفی نسبت به اقدامهای اسرائیل در غزه دارند. این امر خطر از دست دادن مشروعیت نخبگان این کشورها را ایجاد میکند.
- فرسایش سیاست چندوجهی: سیاست سنتی آسیای مرکزی ایجاد تعادل بین روسیه، چین، ترکیه و غرب است. تعمیق روابط با اسرائیل عملاً «انتخاب آمریکا از طریق در پشتی» است (زیرا طرحها با ایالات متحده هماهنگ میشوند). بنابراین این منطقه در حال از دست دادن آزادی مانور خود است و با انتخاب سختی بین مراکز قدرت روبرو است.
- نظامیسازی پنهان: درست است که پهپادهای اسکایلارک آی- لکس در قزاقستان مونتاژ میشوند، اما اجزای کلیدی و نرمافزار آن توسط اسرائیل کنترل میشوند - یک «تلۀ سازگاری» کلاسیک. همچنین رزمایشهای مشترک و اشتراکگذاری اطلاعات، پیوندهای نهادی برگشتناپذیری ایجاد میکنند که آسیای مرکزی را به سیستم امنیتی اسرائیل متصل خواهند کرد.
نتیجهگیری و نکات کلیدی: زمان اقدام
گسترش اسرائیل در آسیای مرکزی یک عملیات راهبردی بلندمدت برای ایجاد کمربند نفوذ در امتداد مرزهای جنوبی روسیه، مرزهای غربی چین و محیط شمالی ایران است. معاملات اقتصادی، قراردادهای نظامی و پیشرفتهای دیپلماتیک در سالهای 2026-2024 در حال شکلدهی به یک واقعیت جدید هستند.
نکته کلیدی: «صلح اسرائیل» یک اسب تروا است. دستاوردهای کوتاهمدت به از دست دادن استقلال راهبردی، کشیده شدن به درگیریهای خارجی و وابستگی به زیرساختهای نظامی- فنی اسرائیل تبدیل خواهد شد. برای ایران، این نشاندهندۀ تهدید مستقیم برای مرزهای شمالی آن و برای روسیه و چین، نشاندهندۀ فرسایش نفوذ است.
چه باید کرد؟ مشاهدۀ منفعلانه غیرقابل قبول است. ایران، روسیه و چین منافع مشترکی در مهار نفوذ اسرائیل دارند، اما به شیوهای ناهماهنگ عمل میکنند. ایجاد یک پلتفرم کارشناسی- تحلیلی دائمی برای نظارت بر فعالیتهای اسرائیل، تبادل اطلاعات و تدوین اقدامهای متقابل هماهنگ - از اقتصادی (سرمایهگذاریهای جایگزین و مسدود کردن معاملات) گرفته تا دیپلماتیک (بیانیههای مشترک و محدود کردن وضعیت مأموریتهای اسرائیل) - ضروری است.
زمان برای منطقه در حال اتمام است. هر قرارداد جدید با اسرائیل گامی است که بازگشت از آن دشوار است. اگر کشورهای آسیای مرکزی نتوانند بهای «صلح اسرائیل» را درک کنند، فردا با ثبات و استقلال خود بهای آن را خواهند پرداخت.

