جنگ ایران همچنین بهخودی خود ضربۀ دیگری را به اقتصاد افغانستان وارد کرده است؛ اقتصادی که نشانههایی اندک از بهبود را از خود نشان داده است. افغانستان که بهشدت به واردات مواد غذایی وابسته است، اکنون با اختلال در زنجیرههای تأمین مواجه شده و قیمتها در این کشور بهشدت افزایش یافته است؛ موضوعی که خطر گرسنگی را در این کشور بیشتر کرده است. سازمان «ورلد ویژن اینترنشنال» در گزارش ماه مارس خود هشدار داده بود که این افزایش قیمتها «فشار بیشتری را بر خانوادههایی وارد میکند که همین حالا نیز برای زنده ماندن ناچار به قرض گرفتن هستند.»
مقدمه
مطالعات شرق | زمانی که ایالات متحده و اسرائیل حملات نظامی خود علیه ایران را آغاز کردند، دو روز از اعلام «جنگ آشکار» پاکستان علیه افغانستان گذشته بود. تنها چند ساعت پیش از آنکه بمبها بر سر تهران فرود آیند، ایران پیشنهاد داده بود که حاضر است در تنش فزایندۀ میان دو همسایۀ شرقی خود نقش میانجی را ایفا کند.
در طول پنج هفتۀ بعد، پاکستان حملات خود را علیه مراکز شهری مانند کابل، قندهار و اسدآباد ادامه داد؛ از جمله، حمله به یک مرکز ترک اعتیاد که باعث مرگ صدها غیرنظامی شد. اما از آنجا که رسانههای بینالمللی بر مسئلۀ جنگ ایران و نگرانیهای جهانی مربوط به افزایش قیمت انرژی (بهدلیل بسته شدن تنگۀ هرمز) متمرکز بودند، این تحولات چندان مورد توجه قرار نگرفتند.
جنگ ایران همچنین بهخودی خود ضربۀ دیگری را به اقتصاد افغانستان وارد کرده است؛ اقتصادی که نشانههایی اندک از بهبود را از خود نشان داده است. افغانستان که بهشدت به واردات مواد غذایی وابسته است، اکنون با اختلال در زنجیرههای تأمین مواجه شده و قیمتها در این کشور بهشدت افزایش یافته است؛ موضوعی که خطر گرسنگی را در این کشور بیشتر کرده است. سازمان «ورلد ویژن اینترنشنال» در گزارش ماه مارس خود هشدار داده بود که این افزایش قیمتها «فشار بیشتری را بر خانوادههایی وارد میکند که همین حالا نیز برای زنده ماندن ناچار به قرض گرفتن هستند.»
پیش از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، افغانستان بهشدت به کمکهای خارجی وابسته بود اما اکنون آن جریان مالی تقریباً فروپاشیده است؛ بهویژه آنکه دولت ترامپ، افغانستان را بهطور مشخص از برنامههای کمک خارجی آمریکا کنار گذاشته است.
در همین حال، بازگشت بیش از ۵.۲ میلیون افغانستانی از ایران و پاکستان در سال گذشته – وضعیتی که احتمالاً جنگ ایران آن را تشدید خواهد کرد – نیز فشار مضاعفی بر اقتصاد افغانستان وارد کرده است؛ اقتصادی که با فقر گسترده و کمبود مزمن فرصتهای شغلی روبهرو است.
«تامیندری دیسیلوا»، مدیر سازمان «ورلد ویژن» معتقد است که ترکیب جنگ ایران و تشدید درگیریها با پاکستان، وضعیت از پیش دشوار افغانستان– جایی که ۲۱.۹ میلیون نفر (۴۵ درصد جمعیت) نیازمند کمکهای بشردوستانه هستند – را بسیار وخیمتر کرده است؛ واقعیتی که بهنظر میرسد جزو اولویتهای کشورهای کمککننده قرار ندارد.
دیسیلوا در این باره گفت: «هیچ تمایلی به انجام این کار وجود ندارد. ما نمیتوانیم کمکدهندگان اصلی را قانع کنیم که بودجهای را برای بحران افغانستان اختصاص دهند، چون اکنون تمرکز روی لبنان است»؛ جایی که حملات اسرائیل یک میلیون نفر را آواره کرده است. وی با اشاره به اینکه هر روز بودجۀ کمتری به افغانستان اختصاص مییابد، تصریح کرد که 89 درصد از درخواستهای سازمان ملل برای ارائۀ کمکهای بشردوستانه به افغانستان برای سال ۲۰۲۶ همچنان تأمین بودجه نشده است.
دیسیلوا که از هرات – ولایتی هممرز با ایران – با ما صحبت میکرد، تأکید کرد که افغانستان پیش از آغاز جنگ ایران نیز از پیامدهای اقتصادی ناشی از حملات نظامی پاکستان و همچنین بسته شدن مسیرهای تجاری حیاتی مرزی (از ماه اکتبر به بعد) رنج میبرده است.
ماهها فشار اقتصادی فزاینده
پیش از آغاز جنگ ایران در ۲۸ فوریه نیز افغانستان با افزایش دو رقمی قیمت کالاهای اساسی روبهرو بود. «عبدالهادی»، مسئول خرید یک شرکت خصوصی در هرات، عنوان کرد که وقتی پاکستان مسیرهای تجاری را بست، افغانستان بلافاصله با یک افزایش قیمت 40 درصدی مواجه شد، بهنحوی که مثلاً قیمت یک کیسۀ ۱۰ کیلویی برنج، از ۲۲ دلار به ۳۹ دلار رسید.
این وضعیت، با رکود اقتصادی جهانی که پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ایجاد شده، بدتر نیز شده است. از آنجا که سود فروش کالاهای اساسی برای کسبه، تنها یک تا دو درصد است، این افزایش قیمتها تأثیر بزرگی بر کسبوکارهای محلی نیز گذاشته است.
برای مثال، «عبدالرحمان»، فروشندۀ محلی که هفت سال است با چرخ دستی در هرات سبزی میفروشد، میگوید: «تا همین اواخر، کسبه میتوانستند بهخاطر نزدیکی هرات به ایران، دستکم بخشی از کمبودها و گرانیهای ناشی از بسته شدن مرز پاکستان را جبران کنند؛ اما اکنون دیگر چنین امکانی وجود ندارد و فروشندگان ناچار به افزایش قیمتها شدهاند». به گفتۀ وی، این یک اصل سادۀ تجاری است: «وقتی کالا زیاد وارد شود، قیمتها پایین میآید.»
اما این ضربۀ اقتصادی، برای کشوری مانند افغانستان اهمیت بیشتری دارد؛ کشوری که تقریباً ۵۱ درصد تولید ناخالص داخلی آن را واردات تشکیل میدهد. عبدالرحمان با اشاره به اینکه سیبزمینی، گوجهفرنگی و فلفل همگی از ایران میآیند، توضیح داد که چگونه قیمت این سه قلم کالا طی ۴۰ روز گذشته تقریباً دو برابر شده است.
البته وابستگی افغانستان به همسایگانش فقط به کالاهای اساسی محدود نمیشود. اگرچه حکومت طالبان در ماههای اخیر تلاش کرده است تا تولید داخلی دارو را افزایش دهد و بر همین اساس، برخی اقلام پزشکی در داخل کشور در دسترس قرار گرفتهاند، اما کارکنان بخش درمان در هرات میگویند که تقریباً تمام تجهیزات تخصصی، از جمله ابزارهای تشخیصی، همچنان باید از پاکستان و ایران وارد شوند.
«محمد رفیع» که حدود ده سال در آزمایشگاههای پزشکی هرات کار کرده است، در این باره میگوید: «ما دارو و سرنگ را بدون مشکل پیدا میکنیم اما بسیاری از تجهیزات تخصصی فنی که از پاکستان و ایران میآمدند، حالا بهشکل خطرناکی رو به اتمام هستند.» به گفتۀ رفیع، کمبود این تجهیزات باعث شده است تا بیماران مجبور شوند حتی برای انجام آزمایشهای ساده، از یک درمانگاه به درمانگاه دیگر بروند.
البته افغانستان تنها کشوری نیست که از افزایش قیمتها و کمبود کالا رنج میبرد. برای مثال، در پاکستان دولت ناچار شده است تا هزینههای توسعهای را کاهش دهد، مدارس را ببندد و سهمیهبندی مصرف سوخت را اعمال کند.
موج تازهای از نیازمندیها؟
«برنامۀ جهانی غذا» هشدار داده است که هرگونه افزایش شمار بازگشتکنندگان از ایران، نیازهای بشردوستانه در افغانستان را وارد مرحلۀ تازهای از بحران خواهد کرد. طبق اعلام سازمان ملل، شمار بازگشتکنندگان افغانستانی، از ماه فوریه بدینسو، رو به افزایش بوده است. در سال جاری، بیش از ۱۵۰ هزار افغانستانی به کشور بازگشتهاند که ۸۰ درصد آنان بهاجبار اخراج شدهاند. همچنین از زمان آغاز جنگ تاکنون، دستکم ۲۶ هزار نفر اخراج شدهاند.
طبق اعلام «برنامۀ جهانی غذا»، برای بسیاری از بازگشتکنندگان، «بازگشت به افغانستان به معنای فقر، بیکاری، گرسنگی و بیثباتی بیشتر خواهد بود». عبدالهادی، مسئول خرید هراتی، گفت که در طول پنج هفته درگیری اخیر، تقریباً همۀ ساکنان هرات بستگانی داشتهاند که از ایران بازگشتهاند. عبدالهادی تصریح کرد: «افراد زیادی در حال بازگشت هستند، چون کار تقریباً متوقف شده است و تقریباً هیچکس دیگر هیچچیز تولید نمیکند.»
به گفتۀ وی، بیشتر افغانستانیها در تهران و اصفهان (دو شهری که بیشترین حملات را شاهد بودهاند) در بخش ساختمانسازی و در کارخانهها و کارگاهها مشغول به کار بودند؛ لذا در این شرایط، ماندن در ایران (جایی که قیمتها بهشدت افزایش یافته و تولید تقریباً متوقف شده) تقریباً ناممکن شده است.
علاوه بر این، با توجه به وجود ۱.۴ میلیون افغانستانی فاقد مدرک در ایران، خطر اخراج، حتی در زمان جنگ، همچنان بسیار بالاست. در اوایل مارس، تخمین زده شد که روزانه حدود ۱۷۰۰ افغانستانی از ایران بازمیگردند.
در حالی که نرخ بیکاری در افغانستان حدود ۱۳ درصد است، کارگران روزمزد میگویند که بیشترین آسیب را از موج بازگشتها متحمل شدهاند. «رشید»، گچکار ۲۲ ساله، در این باره گفت: «حالا هر طرف را نگاه میکنی، چهار برابر بیشتر، کارگر هست اما حتی نصفِ قبل هم کار وجود ندارد.»
به گفتۀ رشید و چند کارگر روزمزد دیگر که در یکی از چهارراههای هرات جمع شده بودند، برخلاف کابل که شاهد رونق طرحهای ساختمانی است، کار در هرات تقریباً بهطور کامل متوقف شده است. با توجه به اینکه دو کارخانۀ بزرگ فولاد ایران در چندین نوبت هدف حملات هوایی آمریکا و اسرائیل قرار گرفتهاند و همچنین سطح کلی تولید، بهدلیل حمله به شهرهای اصلی، کاهش یافته لذا کارهای ساختمانی بسیار کمی در هرات باقی مانده است.رشید گفت: «قبلاً حداقل روزی یک کار گیرمان میآمد. اما حالا ساعتها اینجا میایستیم و آخرش هم دست خالی برمیگردیم.»
به گفتۀ دیسیلوا، مسئول سازمان «ورلد ویژن افغانستان»، افزایش شمار بازگشتکنندگان همچنین به معنای کاهش شدید حوالههای مالی است؛ حوالههایی که رقم آنها بهطور میانگین ماهانه حدود ۱۲۹ دلار بوده است. برای میلیونها خانوادهای که با فقر مزمن روبهرو هستند – بهویژه آنهایی که خارج از شهرهای بزرگی مانند هرات زندگی میکنند – این پولها یک راه حیاتی برای تأمین غذا، خدمات درمانی و آموزش به شمار میروند.
دیسیلوا تصریح کرد که تمام این مسائل فقط بر چالشهای افغانستان میافزایند؛ البته اگر کسی متوجه آنها باشد. او گفت: «هرچند با گذشت زمان، پیامدهای این وضعیت بیشتر و بیشتر خواهد شد اما بهنظر میرسد که سازمان ملل و دیگران، وضعیت این کشور را چندان جدی نمیگیرند.»

