English
دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ ساعت: ۱۶:۵۴
  • صفحه نخست
  • کشورهای هدف
    • افغانستان
    • پاکستان
    • آسیای مرکزی
    • ترکمنستان
    • تاجیکستان
    • قزاقستان
    • قرقیزستان
    • ازبکستان
  • موضوعات
    • سیاسی
    • امنیتی
    • اقتصادی
    • فرهنگ و تمدن
  • انتشارات
    • نشریه تخصصی
    • ویژه‌نامه
    • گاهنامه
    • اینفوگرافیک
ترجمه > آسیای مرکزی
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۰۹
جالب است
۳
راهبرد جدید آمریکا در آسیای مرکزی
آسیای مرکزی و راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا
منبع: نشریۀ تحلیلی « global affairs»
غیبت آسیای مرکزی در راهبرد جدید آمریکا، در آنِ واحد، هم چالش است و هم فرصت. چالش از این جهت که به نظر می‌رسد یکی از بازیگران خارجی قدمی به عقب برداشته است. اما فرصت از آن روست که فضای بیشتری برای توسعۀ مستقل و سریع منطقه فراهم می‌شود؛ توسعه‌ای که بر شرکای دیرینه و پایدار، یعنی روسیه و چین، تکیه دارد.
آسیای مرکزی و راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا
🖊️ مترجم: الهام چرمگی
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 9 دقیقه

آسیای مرکزی و راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا

مطالعات شرق | در واپسین روزهای سال ۲۰۲۵، انتشار راهبرد جدید امنیت ملی ایالات متحده توجه زیادی را در جهان به خود جلب کرد. این سند نه‌تنها مسیر آیندۀ سیاست خارجی بزرگ‌ترین قدرت جهان را مشخص می‌کند، بلکه موجی از واکنش‌های متفاوت را در میان متحدان و رقبای واشنگتن برانگیخته است.

در کشورهایی که به‌طور سنتی روابط نزدیکی با واشنگتن داشته‌اند، راهبرد تازه بیش از هر چیز حس ناامیدی، سردرگمی و حتی خشم را برانگیخت. در سوی دیگر، دولت‌هایی که تا همین اواخر در اسناد راهبردی آمریکا به‌عنوان رقیب یا چالش‌های ساختاری برای رهبری ایالات متحده معرفی می‌شدند، لحن جدید را با خوش‌بینی محتاطانه‌ای پذیرفته‌اند و آن را فرصتی بالقوه برای ازسرگیری تعاملات عمل‌گرایانه تلقی می‌کنند.

در این میان، آسیای مرکزی عملاً در یک خلأ تحلیلی قرار گرفته است. سند تازۀ ۲۹ صفحه‌ای همچنان به‌دقت توسط کارشناسان در حال بررسی است، اما اینکه هیچ اشاره‌ای به آسیای مرکزی در آن وجود ندارد، موضوعی پرسش‌برانگیز و قابل تأمل است.

این امر به این دلیل، عجیب به نظر می‌رسد که حدود یک ماه پیش، رئیس‌جمهور ایالات متحده آشکارا نه‌فقط بر تمایل، بلکه بر ضرورت تقویت همکاری با کشورهای آسیای مرکزی در نشستی در واشنگتن که در قالب C5+1 در تاریخ ۶ نوامبر ۲۰۲۵ برگزار شد، تأکید کرده بود؛ رویدادی که به‌عنوان نشانه‌ای روشن از علاقۀ آمریکا به منطقه مورد ارزیابی قرار گرفت.

با این حال، آسیای مرکزی در متن راهبرد جدید امنیت ملی ایالات متحده کاملاً نادیده گرفته شده است. در این مقطع تنها می‌توان در خصوص انگیزه‌های واشنگتن از این اقدام‌ها حدس و گمان‌هایی را مطرح کرد؛ انگیزه‌هایی که احتمالاً به اولویت‌های جهانی و منطق تازه‌ای برمی‌گردد که دولت دونالد ترامپ تلاش می‌کند در سیاست خارجی خود وارد کند.

غفلت بی‌اهمیت یا تعمد در ناگفته‌گذاشتن؟

نادیده گرفتن برخی مناطق در یک سند راهبردی الزاماً به معنای بی‌اهمیت بودن آنها نیست. حذف کامل آسیای مرکزی از چنین سندی به‌سختی می‌تواند تنها یک اشتباه یا غفلت ساده باشد. این موضوع بیشتر نشان‌دهندۀ محاسبات سیاسی تازۀ واشنگتن است؛ محاسباتی که با هدف بازنگری در ابعاد حضور جهانی آمریکا انجام می‌شود.

امروز ایالات متحده تمرکز خود را بر حوزه‌هایی گذاشته است که نویسندگان این راهبرد، آن را برای رفاه و امنیت آمریکا حیاتی می‌دانند: منطقۀ هند و اقیانوس آرام، حفظ برتری فناورانه، مدیریت توازن راهبردی در برابر روسیه و پیشبرد رقابت راهبردی با چین.

در شرایط کنونی، آسیای مرکزی برای ایالات متحده بیشتر تبدیل به منطقه‌ای شده است که زیر نظر قرار دارد، اما در اولویت جدی سیاست خارجی واشنگتن نیست. به نظر می‌رسد آمریکا ترجیح می‌دهد ضمن حفظ حضور خود در منطقه، از ورود مستقیم به رقابت آشکار پرهیز کند. پس از نشست اخیر C5+1 در کاخ سفید نیز این برداشت تقویت شد که کشورهای منطقه نمی‌خواهند آسیای مرکزی به میدان رویارویی قدرت‌های بزرگ بدل شود. رهبران پنج کشور آسیای مرکزی تلاش می‌کنند این منطقه را به فضایی برای صلح، شکوفایی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی تبدیل کنند. برای رسیدن به چنین هدفی، آسیای مرکزی بیش از آنکه به «بازی بزرگ-۲» نیاز داشته باشد، به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ نیازمند است.

با این حال، در نظم جهانی جدید، ایالات متحده به‌سختی حاضر است منابعی را هم‌سطح با روسیه یا چین برای حضور در آسیای مرکزی اختصاص دهد. این موضوع وقتی جالب‌تر می‌شود که به برخی تضادهای موجود نگاه کنیم: ازبکستان اعلام کرده است در طول سیزده سال آینده نزدیک به ۱۳۵ میلیارد دلار در بخش‌های کلیدی اقتصاد آمریکا سرمایه‌گذاری خواهد کرد؛ رقمی که برداشت سنتی را از اینکه چه کسی سرمایه‌گذار است و چه کسی دریافت‌کننده، کاملاً تغییر می‌دهد.

در عین حال، سکوت دربارۀ آسیای مرکزی در این راهبرد می‌تواند نشان‌دهندۀ نوعی بلاتکلیفی موقت باشد. به نظر می‌رسد واشنگتن هنوز الگوی نهایی حضور خود را در آسیای مرکزی پس از نشست نوامبر مشخص نکرده است.

شاید موضوع بسیار ساده‌تر باشد و پاسخ در خودِ سند آمده باشد؛ جایی که به‌صراحت تأکید شده است: «ایالات متحده هرچند بخشنده‌ترین کشور تاریخ است، اما نمی‌تواند به همۀ مناطق و همۀ مشکلات جهان به یک اندازه توجه کند.»
در هر صورت، پرسش مهم همچنان پابرجاست: آیا پس از سکوت موجود در سند، فصل تازه‌ای از گفت‌وگوی راهبردی  C5+ ایالات متحده شکل خواهد گرفت و این فصل چه ویژگی‌هایی خواهد داشت؟

جغرافیای منافع

گاهی انتخابِ آنچه در یک سند گنجانده نمی‌شود، مهم‌تر از آن چیزی است که در آن درج می‌شود. تصمیم آمریکا برای نادیده گرفتن منطقه در متن این راهبرد می‌تواند چند توضیح داشته باشد:

اول اینکه، واشنگتن تلاش می‌کند خطر درگیری مستقیم با روسیه و چین را در مناطق نزدیک به حوزۀ نفوذ آنها کاهش دهد. آسیای مرکزی از نگاه این دو قدرت، بخشی طبیعی از منافعشان محسوب می‌شود و حضور پررنگ آمریکا در آنجا تنها می‌تواند سطح تنش‌ها را بیشتر کند.

دوم اینکه، سیاست آمریکا بسیار عمل‌گرایانه و گزینشی شده است. شعار «آمریکا را دوباره عظیم کنیم» نشان می‌دهد که منابع باید در حوزه‌هایی صرف شوند که نتیجۀ سریع و ملموس دارند. نمونۀ روشن آن سیاست تعرفه‌ای ترامپ است. در چنین چارچوبی، آسیای مرکزی به‌وضوح در اولویت‌های درجۀ ‌اول واشنگتن قرار نمی‌گیرد.

سوم اینکه، واشنگتن بیشتر به همکاری‌های محدود و موضوعی علاقه نشان می‌دهد. در مورد آسیای مرکزی، همان‌طور که در نشست C5+1 مطرح شد، این همکاری‌ها عمدتاً بر فلزات نادر و دیگر منابع طبیعی متمرکز است که در منطقه فراوان یافت می‌شوند. آمریکا با قزاقستان توافق کرده است تا یکی از بزرگ‌ترین ذخایر تنگستن جهان را به‌طور مشترک توسعه دهد. ازبکستان نیز برنامه دارد با شرکت‌های آمریکایی در زمینۀ تولید عناصر کمیاب همکاری کند. قرقیزستان و تاجیکستان هم منابع شناخته‌شده‌ای در این حوزه دارند.

در عین حال، آسیای مرکزی در حال تجربۀ دگرگونی‌های بزرگ اقتصادی، زیرساختی و سیاسی است. با گسترش مسیرهای ترانزیتی، طرح‌های انرژی و رویکرد آگاهانۀ کشورهای منطقه به همکاری‌های چندجانبه آسیای مرکزی به فضایی پر از فرصت‌های تازه تبدیل شده است. این موضوع در هفتمین نشست مشورتی سران کشورهای آسیای مرکزی که در ۱۶ نوامبر ۲۰۲۵ در تاشکند برگزار شد، نیز مورد بررسی قرار گرفت.

بنابراین، می‌توان گفت که غیبت آسیای مرکزی در راهبرد جدید آمریکا، در آنِ واحد، هم چالش است و هم فرصت. چالش از این جهت که به نظر می‌رسد یکی از بازیگران خارجی قدمی به عقب برداشته است. اما فرصت از آن روست که فضای بیشتری برای توسعۀ مستقل و سریع منطقه فراهم می‌شود؛ توسعه‌ای که بر شرکای دیرینه و پایدار، یعنی روسیه و چین، تکیه دارد.

مطالب پیشنهادی:

آغاز یک «بازی بزرگ» با «پیمان ابراهیم» در آسیای مرکزی
امکان‌سنجی فعال‌شدن مجدد سازوکارهای امنیتی آمریکا در آسیای مرکزی

افسانه یا واقعیت: آیا روحِ بازی بزرگ-۲ هنوز زنده است؟

تاریخ بیشتر با لحن‌ها تکرار می‌شود تا با واژه‌ها. مفهوم «بازی بزرگ» هنوز ذهن سیاست‌مداران را به خود مشغول می‌کند، هرچند شکل امروزی آن تفاوت زیادی با نسخۀ کلاسیک آن دارد. اگر در آغاز قرن بیست‌ویکم نشانه‌هایی از «بازی بزرگ-۲» با حضور آمریکا، اتحادیۀ اروپا، چین و روسیه دیده می‌شد، امروز شرایط تغییر کرده است. بر اساس راهبرد جدید، ایالات متحده تمایلی به ورود فعال به رقابت ژئوپولیتیک در آسیای مرکزی ندارد.

در مقابل، روسیه و چین حضور خود را در آسیای مرکزی تقویت می‌کنند، اما بیشتر در قالب همکاری‌های راهبردی. نمونۀ روشن این رویکرد، سازمان همکاری شانگهای است؛ نهادی که در سال ۲۰۰۱ با ابتکار چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان تأسیس شد.

رقابت میان مسکو و پکن، اگر هم وجود داشته باشد، نرم، قابل‌کنترل و بدون ایجاد شرایط برای رویارویی مستقیم باقی می‌ماند. منافع آنها در آسیای مرکزی بیشتر مکمل هم است تا اینکه با هم برخورد داشته باشد. این امر به‌ویژه در همکاری مشترک آنها برای مقابله با چالش‌ها و تهدیدهای معاصر آشکار است.

از اینجا پرسشی طبیعی مطرح می‌شود: آیا «بازی بزرگ-۲» می‌تواند مانند گذشته شکل بگیرد؟ پاسخ بیشتر منفی است تا مثبت. همان‌طور که می‌دانیم، تغییرات ژئوپولیتیک معمولاً بدون نشانه‌های آشکار رخ می‌دهند، اما ترکیب کنونی قدرت‌ها نشان می‌دهد که اجرای نسخۀ کلاسیک «بازی بزرگ» در آسیای مرکزیِ امروزی، بسیار بعید است.

چرخۀ تازۀ چندجانبه‌گرایی

آسیای مرکزی وارد مرحلۀ بلوغ دیپلماتیک و تثبیت حاکمیت خود شده است. چه واشنگتن سیاستش را تغییر دهد یا نه، یک نکته مشخص است: کشورهای منطقه حق و توانایی دارند که راهبرد توسعۀ خود را طراحی و اجرا کنند. اجماعی که میان آنها شکل گرفته است نشان می‌دهد که در حال حاضر موانع خارجی برای تقویت همکاری‌های درون‌منطقه‌ای بسیار کمتر از گذشته است.

روسیه و چین، به‌عنوان متحدان و شرکای راهبردی پنج کشور آسیای مرکزی، هیچ‌گاه صراحتاً با همکاری این کشورها با آمریکا، اتحادیۀ اروپا یا دیگر قدرت‌ها مخالفت نکرده‌اند. برعکس، آنها از دیپلماسی منطقه‌ای که بر منافع ملی، عمل‌گرایی و چندجانبه‌گرایی استوار است، حمایت کرده‌اند.

در سال‌های اخیر، آسیای مرکزی در حال پشت سر گذاشتن دوران تازه‌ای از شکوفایی است. در این شرایط، روشن شده است که چه کشورهایی واقعاً آماده‌اند شریک قابل اعتماد این منطقه در مسیر توسعه باشند و چه کشورهایی تنها نقش ناظران موقت یا بازیگران مزاحم را در صحنۀ ژئوپولیتیک دارند.

در نهایت، ادامۀ گفت‌وگوی راهبردی آمریکا با آسیای مرکزی به این بستگی دارد که واشنگتن بتواند به‌جای سخنان کلی، برنامه‌های مشخص و عملی ارائه کند؛ برنامه‌هایی که با راهبردهای توسعۀ ملی کشورهای منطقه هماهنگ باشد. با وجود اینکه در حال حاضر، راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا این موضوع را بی‌پاسخ گذاشته، اما یک واقعیت مهم برجسته شده است: آیندۀ همکاری‌ها در منطقه، نه با بیانیه‌های قدرت‌های بزرگ، بلکه با تقویت حاکمیت و وحدت کشورهای آسیای مرکزی رقم خواهد خورد.

نویسنده: رشید علیم‌اف، دکترای علوم سیاسی، استاد آکادمی مدیریت دولتی وابسته به ریاست‌جمهوری تاجیکستان و دبیرکل سازمان همکاری شانگهای (۲۰۱۶-۲۰۱۸).

«این متن در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران و منابع مختلف منتشر شده است و انتشار آن الزاما به معنای تأیید تمامی محتوا از سوی "موسسه مطالعات راهبردی شرق" نیست.»

کد خبر:4224

اشتراک گذاری
مترجم : الهام چرمگی
مرجع : نشریۀ تحلیلی « global affairs»
  • عناوین مرتبط
آمریکا و ژئواکونومی جدید ازبکستان
آسیای مرکزی محل تلاقی محورهای کلیدی سند راهبردی امنیت ملی ترامپ
ترامپ، آسیای مرکزی و بازتعریف نفوذ در اوراسیا
دورنمای سطح جدید روابط آمریکا و آسیای مرکزی
ج.ا.ایران و راهبردهای متعارض قدرت‌های بزرگ در آسیای مرکزی
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

 

مقاله

تحلیل رفتاری حکومت طالبان در قبال منازعۀ آمریکا با ایران
تحلیل رفتاری حکومت طالبان در قبال منازعۀ آمریکا با ایران
نقش و جایگاه دیپلماسی مهاجران کاری در آسیای مرکزی
نقش و جایگاه دیپلماسی مهاجران کاری در آسیای مرکزی
جنگ چهار روزۀ پاکستان و هند؛ الگویی برای نبردهای نظامی پسامدرن
جنگ چهار روزۀ پاکستان و هند؛ الگویی برای نبردهای نظامی پسامدرن
فرصت‌ها و چالش‌های گردشگری پزشکی ایران در جذب گردشگران ترکمنستان
فرصت‌ها و چالش‌های گردشگری پزشکی ایران در جذب گردشگران ترکمنستان

مصاحبه

آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
​بازخورد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران در آسیای مرکزی
​بازخورد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران در آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی

ترجمه

درگیری افغانستان و پاکستان؛ یک نگرانی راهبردی برای آمریکا
درگیری افغانستان و پاکستان؛ یک نگرانی راهبردی برای آمریکا
تحلیل وضعیت «داعش خراسان» در 2025
تحلیل وضعیت «داعش خراسان» در 2025
پوپولیسم در پاکستان؛ آیا حزب تحریک انصاف پاکستان می‌تواند از جای برخیزد؟
پوپولیسم در پاکستان؛ آیا حزب تحریک انصاف پاکستان می‌تواند از جای برخیزد؟
«جبهه مقاومت ملی افغانستان» در محاسبات پاکستان
«جبهه مقاومت ملی افغانستان» در محاسبات پاکستان
🟥 523مین نشریه تخصصی "مطالعات شرق" منتشر شد.
 
'
  • پيوندها
  • ارتباط با ما
  • دربارۀ ما
  • آرشيو
جستجوی پيشرفته
نقل و نشر مطالب با ذکر منبع آزاد است
توليد شده توسط نرم افزار جامع ”استوديو خبر“