هنگامی که طالبان در تابستان 2021 در افغانستان به قدرت بازگشتند، گمان میرفت که در بین همسایگان خود، گرمترین روابط را با پاکستان برقرار کنند. بهویژه زمانی که فیض حمید، فرمانده وقت آیاسآی پاکستان، در نخستین روزهای پس از تسلط طالبان بر قدرت در افغانستان دیده شد، این فرضیه جدیتر به نظر میرسید. اما گذر زمان خلاف این فرضیه را نشان داد. امارت اسلامی افغانستان به مرور زمان، مسیری را در پیش گرفت که مطلوب پاکستان نبود و سرانجام، اختلافهای طرفین از درگیریهای سیاسی و برخوردهای محدود مرزی فراتر رفت و طی یک سال اخیر چند بار به صورت جدی با هم درگیر شدهاند.
بهنحوی که اکنون میتوان منازعۀ افغانستان و پاکستان را یکی از منازعات جدی و خطرناک منطقه در نظر گرفت که بازیگران منطقه ای و فرامنطقهای باید هر چه زودتر در پی چارهجویی برای آن باشند. یکی از راه حلهایی که برای منازعاتی از این دست در علم روابط بینالملل و مطالعات امنیت بینالمللی مورد تاکید قرار میگیرد، میانجیگری است. میانجیگری مستلزم لوازم، شرایط و بازیگرانی است که مهمترین آنها وجود بازیگر میانجی است. هدف نوشتار حاضر این است که ظرفیتهای ایران برای میانجیگری در این منازعه بررسی شود. در ادامه، شرایط میانجیگری و ظرفیتهای ایران در این زمینه، مورد به مورد، بررسی میشود.
میانجیگری یکی از مشهورترین و دیرپاترین روشهای مسالمتآمیز حل منازعه در سطوح گوناگونِ مناسبات اجتماعی از جمله سطح بینالمللی است. در میانجیگری عملاً سه بازیگر حضور دارند که دو طرف آن طرفین منازعه هستند و میانجی بهعنوان بازیگر ثالث مداخله میکند. برای اینکه روند میانجیگری توام با موفقیت باشد لازم است ساختار منازعه، طرفین منازعه و توانمندیهای بازیگر ثالث مورد توجه قرار گیرد؛ چون هدف اصلی در اینجا بررسی ظرفیتهای ایران در میانجیگری بین افغانستان و پاکستان است عمدتاً بر خصلتها و توانمندیهای بازیگر ثالث تمرکز میشود. این خصلتها و توانمندیها عبارتند از:
الف) بیطرفی: روشهای گوناگونی برای حل مسالمتآمیز اختلافها وجود دارد که یک دسته از آنها نظیر میانجیگری، قضاوت و حکمیت مبتنی بر مداخله طرف ثالث است. شرط اساسی موفقیت در این گونه روشها، بیطرفی بازیگر ثالث است. بازیگر میانجی زمانی میتواند موفق باشد یا حتی اقدام به میانجیگری کند که بیطرف بوده یا این گونه به نظر برسد. از این حیث، در مورد منازعۀ پاکستان و افغانستان، ایران از ظرفیت میانجیگری بالایی برخوردار است. زیرا هم روابط مطلوبی با هر دو طرف منازعه دارد (و عملا میتوان گفت طرفین منازعه در بین تمام همسایگانشان بهترین روابط را با ایران دارند) و هم طرفین منازعه احتمالا ایران را بیطرف مینگرند. از لحاظ معنایی و هویتی، نگرش و ذهنیت طرفین منازعه در مورد میانجی (بیطرف دیدن یا ندیدن میانجی) از نفس بیطرف بودن میانجی نیز مهمتر است. به نظر میرسد که روابط ایران با افغانستان و پاکستان طی سالهای اخیر بهنحوی بوده است که آن را بیطرف خواهند دید.
ب) انگیزه: بدیهی است که میانجیگری مانند هر فعل بینالمللی دیگری مستلزم صرف زمان و منابع است. بنابراین، بازیگر میانجی باید از انگیزۀ کافی برای این کار برخوردار باشد. این شرط در کنار شرط بالا (بیطرفی میانجی) پایههای اصلی شکلگیری ایدۀ میانجیگری برای حل یک منازعه خاص است. در مورد منازعۀ پاکستان و افغانستان، به نظر میرسد که ایران از انگیزه کافی برای میانجیگری برخوردار است. فارغ از اینکه ایران از گذشته دغدغۀ میانجیگری در منازعات همسایگان را داشته است (مانند تلاش برای میانجیگری در منازعۀ ارمنستان و آذربایجان در دهۀ 1990)، در این مورد خاص از انگیزه بیشتری برخوردار است.
زیرا، نخست، با توجه به مرزهای طولانی ایران با افغانستان و پاکستان، هر گونه منازعه در روابط این دو کشور و ناامنی در آنها میتواند به ایران نیز سرایت کند. دوم، پاکستان و افغانستان طی تجاوزهای اخیر اسرائیل و امریکا به ایران حسن نیت خود را نشان دادهاند و میانجیگری ایران در منازعۀ آنها میتواند پاسخی مناسب به رفتار آنها باشد. سوم، یکی از مزایای همسایگی ایران با پاکستان و افغانستان روابط اقتصادی با این دو کشور است و فضای صلحآمیز در روابط این دو کشور به گسترش این مناسبات بیشتر کمک میکند. چهارم، در شرایطی که ایران به لحاظ بینالمللی بهشدت تحت فشار است، مساعی جمیله ایران برای تسهیل صلح بین افغانستان و پاکستان میتواند برای تهران اعتبار اخلاقی و منزلت بینالمللی ایجاد کند.
ج) قابلیت پذیرش: برای شروع روند میانجیگری باید طرفین منازعه مداخله بازیگر ثالث به عنوان میانجی را بپذیرند. پذیرش میانجی توسط طرفین منازعه به ذهنیت آنها نسبت به میانجی، بیطرفی میانجی، کیفیت رابطۀ آنها با میانجی، اعتبار میانجی و ... بستگی دارد. جمهوری اسلامی ایران به اعتبار پیشینۀ روابط خود با افغانستان و پاکستان و کیفیت مناسبات جاریاش با این دو کشور از قابلیت پذیرش در نقش میانجی برخوردار است. یعنی در صورت اعلام آمادگی ایران برای میانجیگری در این زمینه و مبادرت به اقدامهای عملی، بعید است که افغانستان و پاکستان مخالفتی داشته باشند.
د) ابتکار: یکی از مهمترین عوامل حل منازعه در فرایند میانجیگری به ابتکارهای میانجی برمیگردد. از این رو لازم است که میانجی از کم و کیف منازعه اطلاع دقیق داشته باشد و گزینههای مختلفی برای نزدیک کردن دیدگاه طرفین منازعه در دست داشته باشد. این مورد عملا برآمده از نوعی علم و تکنیک است که مستلزم صرف وقت و دانش زیادی از سوی دیپلماتهای کشور میانجی است. برخی بازیگران و سازمانهای بینالمللی که ید طولائی در میانجیگری دارند این امر را به مثابه یک رشته علمی میآموزند و در باب آن پژوهش میکنند. از این منظر، به نظر میرسد ایران سابقۀ زیادی در این زمینه ندارد اما این نقیصه را میتواند با شناخت گسترده از شرایط میدانی افغانستان و پاکستان و ارتباطات صمیمانه با تصمیم گیران این دو کشور برطرف کند. علاوه بر این، ایران میتواند فهرستی از اولویتهای افغانستان و پاکستان تهیه کرده و احتمالات مختلف در مورد نزدیک کردن این اولویتها را استخراج کند. این امر میتواند پایهای برای ابتکارهای ایران در روند میانجیگری احتمالی بین افغانستان و پاکستان باشد.
هـ) پشتکار: هنگامی که میانجی در پی ایجاد صلح میان طرفین منازعه است نباید با یک یا چند شکست ناامید شود. یکی از عوامل اصلی موفقیت میانجیگری در منازعات بینالمللی، پشتکار میانجی است. اگر بخواهیم این عامل را در مورد ظرفیت ایران برای میانجیگری در منازعه افغانستان و پاکستان بسنجیم، باید به سابقۀ دیپلماسی ایران و آیندۀ میانجیگری احتمالی بپردازیم. سابقۀ دیپلماسی ایران نشاندهنده صبر و پشتکار آن در رسیدن به اهدافش است و اگر همین رویه را در میانجیگری احتمالی در منازعه مورد بحث بهکار گیرد میتوان به موفقیت آن امید داشت.
و) بوروکراسی: یکی از خصلتهای میانجی بهعنوان بازیگر ثالث در حل منازعات بینالمللی این است که از ابزار، سازوکار، پرسنل و فضای کافی برای برگزاری جلسات مذاکره میان طرفین منازعه برخوردار باشد. با توجه به اینکه معمولا طرفین منازعه علاقهای به ارتباطات دوجانبه ندارند اماکن دیپلماتیک میانجی در کشورهای متخاصم نمیتوانند گزینه خوبی باشد. در این زمینه، ایران برای میانجیگری بین افغانستان و پاکستان میتواند از طرفین منازعه در ایران یا اماکن دیپلماتیک خود در سایر کشورها میزبانی کرده و سعی کند دیدگاههای آنها را به هم نزدیک کند.
در مجموع، علاوه بر شروط بالا، میانجیگری موفق به عوامل بسیار زیادی بستگی دارد که برخی از آنها منحصر به یک منازعۀ خاص و توانمندیهای میانجی است. در منازعه مورد بررسی در اینجا، ایران با توجه به شرایط بالا از ظرفیت مناسبی برای میانجیگری برخوردار است و در صورت موفقیت در این زمینه میتواند به اعتبار بینالمللی دست یابد. در روند میانجیگری احتمالی ایران در منازعۀ افغانستان و پاکستان بهویژه نفوذ ایران در این دو کشور و سابقۀ روابط مسالمتآمیز با هر دو طرف منازعه، عامل بسیار اثرگذاری است.
کد خبر:4354