آمریکا و ژئواکونومی جدید ازبکستان
مطالعات شرق | در مطلب پیش رو دکتر «الدور عارفاف»، مدیر مؤسسۀ مطالعات راهبردی و منطقهای تحت نظر ریاستجمهوری ازبکستان در گفتوگو با نشریۀ «تایمز آسیای مرکزی» به بررسی سیاستها و دیدگاههای راهبردی ازبکستان پرداخته است؛ دیدگاههایی که دیپلماسی متوازن، ادغام منطقهای و تعامل سازنده با شرکای آسیای مرکزی و جهانی را در کانون توجه قرار میدهد. در واقع این گفتوگو به موضوعهای بنیادینی میپردازد که میتواند مسیر تازهای برای درک سیاستهای نوین ازبکستان بگشاید.
عارفاف با تأکید بر پیوند میان سرمایهگذاری، ایجاد زیستبومی ژئوپلیتیک باثبات و ضرورت کاهش ریسک در مسائل بالقوۀ مناقشهبرانگیز، رویکرد عملی و آیندهنگر تاشکند را در عرصۀ حکمرانی داخلی و توسعۀ کسبوکار روشنتر میکند.
متن این مصاحبه به شرح زیر است:
-
تایمز آسیای مرکزی: اصطلاح «اول آمریکا» به سیاستهای ایالات متحده اشاره دارد که منافع ملی را در اولویت قرار میدهد و اغلب با عدم مداخلهگرایی، ملیگرایی و تجارت حمایتگرایانه همراه است. با توجه به سیاست خارجی عملگرایانۀ ازبکستان، آیا میتوان از سیاستی تحت عنوان «اول ازبکستان» سخن گفت؟ این سیاست قطعاً انزواطلبانه نیست ــ اما در زندگی روزمره چگونه نمود پیدا میکند؟
عارفاف: آنچه شما بهعنوان «اول ازبکستان» توصیف میکنید، در برداشت ما اساساً به معنای اولویت دادن به منافع ملی است ــ یعنی ثبات و پیشبینیپذیری برای مردم ازبکستان. با این حال، ویژگی منحصربهفرد ازبکستان در این است که منافع ملی ما به مقدار زیادی با منافع کل منطقه درهمتنیده است؛ این بدان معناست که هم در سطح تعاملاتی و هم در سطح راهبردی، منافع مشترک زیادی وجود دارد و نگاه ما بلندمدت است. ما با همۀ کشورهای آسیای مرکزی و همچنین افغانستان مرز مشترک داریم و بنابراین هر مسئلهای ــ امنیت، تجارت، حملونقل یا مدیریت منابع آب ــ مستقیماً به کیفیت روابط ما با همسایگان بستگی دارد.
به نظر من بر همین اساس هم بود که «شوکت میرضیایف» رئیسجمهور ازبکستان از نخستین روزهای آغاز به کار با چشماندازی راهبردی و با توجه به پویاییهای منطقه اعلام کرد که وحدت منطقهای و منافع مشترک، در قلب سیاست خارجی ازبکستان قرار دارد. جوهرۀ دکترین/نظریۀ او این است که هرگونه مسائل تاریخی یا مادی مشکلساز با همسایگان را بهصورت توافقی حلوفصل کند، موانع درک متقابل را برطرف کرده و شرایطی باثبات و قابل پیشبینی را برای همکاریهای سودمند متقابل و جریان آزاد کالاها، اندیشهها و جوامع ایجاد کند. معنای واقعی «اول ازبکستان» همین است: نه انزوا، بلکه گشودگی، پیشبینیپذیری و انسجام منطقهای.
- تایمز آسیای مرکزی: سیاست «اول ازبکستان» در عمل چگونه محقق میشود؟
عارفاف: ازبکستان طی سالهای اخیر با ایجاد پایههای توسعۀ پایدار داخلی و شتاببخشیدن به روند پیوستن به سازمان تجارت جهانی، در حال تقویت اقتصاد خود در داخل و در عرصۀ جهانی است. این امر به معنای گسترش جغرافیا و ترکیب صادرات برای افزایش جذابیت سرمایهگذاری در داخل کشور است. این رویکرد ریشه در منطق توسعۀ پایدار در بستر گستردهتر بینالمللی دارد: منافع ملی بلندمدت زمانی به بهترین شکل تأمین میشوند که ازبکستان در زنجیرههای ارزش و بازارهای جهانی ادغام شود.
نتایج نیز خود گویای این واقعیتاند: در سال ۲۰۲۴، تولید ناخالص داخلی ازبکستان ۶.۵ درصد رشد داشت، سرمایهگذاری مستقیم خارجی بیش از ۵۰ درصد افزایش یافت و به ۱۱.۹ میلیارد دلار رسید. همچنین هدفگذاری شده است که تا سال ۲۰۲۵ حجم سرمایهگذاریها به ۴۲ میلیارد دلار برسد. بنابراین، «اول ازبکستان» نمایانگر الگویی مدرن از رشد باز، پویا و متنوع است که در آن منافع ملی از طریق همکاری تحقق مییابند، نه با انزوا و خودکفایی یا تحت فشار قرار دادن و زورگویی.
- تایمز آسیای مرکزی: بسیاری در آسیای مرکزی توجه فزایندۀ ایالات متحده به این منطقه را نشانهای از حمایتی میدانند که فراتر از شعار و گفتوگوهای سطحی است. این رویکرد جدید آمریکا چگونه نمود پیدا میکند؟ با توجه به اینکه برخی ناظران در غرب تعامل با آسیای مرکزی را بخشی از یک رقابت ژئوپلیتیک بزرگتر تلقی میکنند، آیا انتظار دارید منافع ایالات متحده بهطور ملموس تحقق یابد؟
عارفاف: نه ازبکستان و نه هیچ کشوری در آسیای مرکزی علاقهای به احیای منطقِ «بازی بزرگ» ندارد. این امر برخلاف منافع ماست. انتخاب ما همکاری است، نه تقابل؛ شراکت است، نه رقابت. البته رقابت در منطقه وجود دارد، اما ما میکوشیم آن را سالم و در خدمت توسعه نگه داریم. آنچه بیش از همه اهمیت دارد، دسترسی به فناوری، سرمایهگذاری و استانداردهای نوین آموزش و حکمرانی است. این نیازهای عملی ــ نه مانورهای ژئوپلیتیک ــ دلیل پویایی فزایندۀ روابط ما با ایالات متحده است. تعامل ما با ایالات متحده رویکردی کاملاً عملی دارد؛ از برنامههای توسعۀ سرمایه انسانی و ابزارهای تضمین اعتباری گرفته تا نوسازی زیرساختها، همکاری در حوزۀ انرژی و مدیریت منابع آب و همچنین بهرهگیری از فناوریهای نوین کشاورزی.
- تایمز آسیای مرکزی: پاسخ شما به کسانی که میکوشند کشورهای آسیای مرکزی را از مسیر دیپلماسی متوازن و غیرایدئولوژیک منحرف کرده و به جانبداری در رقابتهای ژئوپلیتیک دیگران سوق دهند، چیست؟
عارفاف: هرچند من تنها از جانب ازبکستان سخن میگویم، اما واقعیت آن است که کشورهای آسیای مرکزی بر اساس ملاحظات ایدئولوژیک یا وابستگیهای بلوکی هدایت نمیشوند. آنان مسیر عملگرایانهای را برگزیدهاند که بر عقلانیت، توازن و متنوعسازی استوار است. اصل بنیادین این رویکرد، ژئواکونومیک عملگرایانه در برابر ژئوپلیتیک ایدئولوژیک است؛ بهترین شیوه برای کاهش ریسکهای وابستگی و بیشینهسازی منافع مشترک. در همین راستا نیز این منطقه بهطور مستمر پایبندی خود را به هنجارها و تعهدهای بینالمللی نشان داده و همکاری با متحدان دیرینه را تقویت کرده است. هرگونه تلاش برای کشاندن آسیای مرکزی به ژئوپلیتیک تقابلی بیاساس بوده و با منطق و شیوۀ تفکر ما در تضاد است.
- تایمز آسیای مرکزی: با توجه به حضور راهبردی روسیه و چین در آسیای مرکزی، آیا این روابط مانعی برای ازبکستان در تعمیق مناسبات خود با ایالات متحده یا اتحادیۀ اروپا ایجاد نمیکند؟
عارفاف: روسیه و چین بزرگترین شرکای تجاری و سرمایهگذاری در آسیای مرکزی هستند که حدود نیمی از تجارت خارجی منطقه را به خود اختصاص دادهاند. آنها نقشهایی محوری در حوزههای حملونقل، انرژی و زیرساختهای صنعتی در منطقه ایفا میکنند. شرکای غربی کاملاً این واقعیت را به رسمیت میشناسند. جایگزینی نه امکانپذیر است و نه مطلوب. بهطور قطع، ما به تعامل با این قدرتها بر اساس رویکرد حاصلجمع صفر باور نداریم.
- تایمز آسیای مرکزی: منظور شما از حاصلجمع صفر چیست؟
عارفاف: ازبکستان سیاست خارجی خود را نه بر منطق «دوست یا دشمن» و نه بر اساس «برد یا باخت»، بلکه بر پایۀ رویکرد «شریک ـ شریک» یا همان نگرش «برد-برد» بنا کرده است. با این حال، ما دارای یک راهبرد سه محوری هستیم که شامل: تنوعبخشی به شرکای اقتصادی و فناورانه؛ عدم همپیمانی با بلوکهای نظامی ـ سیاسی؛ و دیپلماسی عملگرایانه و طرحمحور مبتنی بر منافع توسعۀ ملی است. این نکته باید کاملاً روشن باشد. چنین مدلی تابآوری و خودمختاری راهبردی ما را تقویت کرده و فضایی برای تعامل عمیقتر و پربارتر با شرکای شرقی و غربی ایجاد میکند.
- تایمز آسیای مرکزی: در گزارش اخیر ایالات متحده آمده است که رؤسایجمهور ترامپ و میرضیایف اعلام کردند ازبکستان آمادگی دارد میلیاردها دلار در ایالات متحده و شرکتهای آمریکایی سرمایهگذاری کند. چه گامهای مشخصی برای تحقق این چشمانداز برداشته میشود؟
عارفاف: موضوع تنها به سرمایهگذاری ازبکستان در ایالات متحده محدود نمیشود؛ به همان اندازه، سرمایهگذاریهای آمریکایی در ازبکستان، انعقاد توافقهای تجاری تازه، دسترسی به فناوریهای پیشرفته، همگرایی با استانداردهای حکمرانی جهانی و توسعۀ ظرفیتهای تولیدی نوین در داخل کشور اهمیت دارد. برای تحقق این اولویتها، معماری روشنی در حال شکلگیری است. در همین چارچوب، شورای کسبوکار و سرمایهگذاری آمریکا ـ ازبکستان بهعنوان زیرساخت جدیدی برای تقویت همکاریهای تجاری و سرمایهگذاری دوجانبه تأسیس شده است. ریاست این شورا بهطور مشترک بر عهدۀ رئیس ادارۀ ریاستجمهوری ازبکستان و نمایندۀ ویژۀ رئیسجمهور ایالات متحده خواهد بود.
- تایمز آسیای مرکزی: این امر چه زمانی محقق خواهد شد؟
عارفاف: از سال ۲۰۲۶، آزادسازی عملیات مالی فرامرزی این امکان را فراهم خواهد ساخت که شرکتهای ازبکستانی بتوانند در خارج سرمایهگذاری و شرکتهای آمریکایی نیز با آزادی بیشتری در ازبکستان فعالیت کنند. در همین راستا، ظرفیت دیپلماتیک و هماهنگی طرحها در حال تقویت است: در سفارت ازبکستان در واشنگتن، سمت تازهای تحت عنوان وزیر-مشاور نمایندۀ ادارۀ ریاستجمهوری ایجاد شده است تا طرحهای بزرگ سرمایهگذاری و تجاری را هدایت کند. حمایت نهادی نیز رو به گسترش است ــ بانک صادرات-واردات آمریکا و شرکت مالی توسعۀ بینالمللی ایالات متحده هم فرصتهایی برای تأمین مالی در مقیاس کلان فراهم میکنند. همزمان، ایالات متحده به بازاری رو به رشد برای منسوجات، مس، مواد شیمیایی، داروها و پلیمرهای ازبکستان بدل میشود. بدین ترتیب، همکاری دوجانبه از سطح گفتوگوی سیاسی فراتر رفته و به شراکتی عمیق در حوزههای فناورانه و صنعتی تبدیل خواهد شد؛ تحولی امیدبخش که چشمانداز تازهای برای آیندۀ روابط دو کشور ترسیم میکند.
- تایمز آسیای مرکزی: هفتمین نشست مشورتی سران کشورهای آسیای مرکزی در تاریخ ۱۶ نوامبر ۲۰۲۵ در تاشکند برگزار شد. ازبکستان و آذربایجان چگونه میتوانند شراکت خود را تقویت و در عین حال انتظارهای بازیگران بزرگ منطقهای را نیز متوازن کنند؟
عارفاف: تصمیم آذربایجان برای پیوستن به قالب مشورتی رهبران آسیای مرکزی رویدادی تاریخی و نقطۀ عطفی در روابط منطقهای است. همانگونه که رئیسجمهور میرضیایف تأکید کرد، این اقدام پلی راهبردی میان آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی بنا نهاده است؛ پلی که برای آیندۀ منطقه اهمیتی بنیادین دارد. چالش اصلی آسیای مرکزی همچنان در حوزۀحملونقل و لجستیک نهفته است: محصور بودن در خشکی موجب میشود کالاهای وارداتی با هزینههای غیرعادی مواجه شوند، بهگونهای که گاه بیش از نیمی از قیمت نهایی را هزینۀ حملونقل تشکیل میدهد.
در این میان، آذربایجان نقشی محوری در «راهگذر میانی» ایفا میکند و مسیر دسترسی آسیای مرکزی به بازارهای اروپایی را میگشاید. هرچه تجارت و سرمایهگذاری فعالتر شود و زیرساختهای مشترک توسعه یابد، تابآوری کل منطقه افزایش خواهد یافت. در این چارچوب، پیشنهاد میرضیایف برای تبدیل نشستهای مشورتی به «جامعۀ آسیای مرکزی» اهمیت ویژهای دارد؛ ساختاری بالغ و نهادینه که توانایی شکلدهی به قواعد، استانداردها و برنامههای توسعۀ بلندمدت را خواهد داشت. اطمینان دارم که مسیر آیندۀ منطقه به سوی چنین همگرایی و نهادینه شدنی پیش میرود.




















