English
سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ ساعت: ۱۸:۴۰
  • صفحه نخست
  • کشورهای هدف
    • افغانستان
    • پاکستان
    • آسیای مرکزی
    • ترکمنستان
    • تاجیکستان
    • قزاقستان
    • قرقیزستان
    • ازبکستان
  • موضوعات
    • سیاسی
    • امنیتی
    • اقتصادی
    • فرهنگ و تمدن
  • انتشارات
    • نشریه تخصصی
    • ویژه‌نامه
    • گاهنامه
    • اینفوگرافیک
ترجمه > افغانستان
تاریخ انتشار
دوشنبه ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۴۵
جالب است
۰
افغانستان | ترجمه
شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی
منبع: Special Eurasia
«علیرضا بیگدلی» سفیر ایران در کابل به‌طور علنی تأیید کرد که تهران در حال گفت‌وگو دربارۀ طرح شناسایی رسمی احتمالی امارت اسلامی افغانستان است و اینکه در داخل ایران هیچ مانعی برای چنین اقدامی وجود ندارد. او روابط دو طرف را نزدیک و برادرانه توصیف کرد و گفت که با وجود نبود شناسایی رسمی، همکاری‌ها در حوزه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی، رو به گسترش است.
شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی
🖊️ مترجم: زهرا خادمی راد
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 6 دقیقه

شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی

مطالعات شرق | چندی پیش، «علیرضا بیگدلی» سفیر ایران در کابل به‌طور علنی تأیید کرد که تهران در حال گفت‌وگو دربارۀ طرح شناسایی رسمی احتمالی امارت اسلامی افغانستان است و اینکه در داخل ایران هیچ مانعی برای چنین اقدامی وجود ندارد. او روابط دو طرف را نزدیک و برادرانه توصیف کرد و گفت که با وجود نبود شناسایی رسمی، همکاری‌ها در حوزه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی، رو به گسترش است. وی همچنین با هشدار دربارۀ هر نوع مداخلۀ خارجی در افغانستان، همکاری‌های منطقه‌ای را سازوکاری مطلوب برای کاهش خطرات بی‌ثبات‌کننده دانست. هم‌زمان با این پیام‌رسانی‌های دیپلماتیک، تعاملات اقتصادی دو کشور نیز افزایش یافته است.

ایران در حال حاضر بزرگ‌ترین شریک وارداتی افغانستان است و حجم تجارت دوجانبه از ۳.۴ میلیارد دلار آمریکا فراتر رفته است. هم اکنون حجم واردات افغانستان به‌مراتب بیش از صادرات آن است. گذرگاه «دوغارون» در استان خراسان رضوی و مرز «ماهیرود» در خراسان جنوبی به شریان‌های تجاری حیاتی تبدیل شده‌اند. در سال ۲۰۲۳، دوغارون به‌عنوان منطقۀ آزاد تجاری– صنعتی در مرز ایران و افغانستان تعیین شد که به‌طور مستقیم به ولایت هرات افغانستان متصل است.

مقام‌های ایرانی همچنین پیشنهاد ایجاد یک منطقۀ آزاد تجاری یا منطقۀ ویژۀ اقتصادی با مدیریت مشترک در نقطۀ صفر مرزی را مطرح کرده‌اند؛ طرحی که در دست بررسی است اما هنوز به‌طور کامل عملیاتی نشده است. دیپلماسی انرژی نیز از طریق دیدار مقام‌های رده بالای دو کشور پیشرفت کرده است؛ از جمله دیدار «سید علی‌محمد موسوی» معاون وزیر نفت ایران با «نورالدین عزیزی» وزیر تجارت افغانستان و «عبدالرحمن قانت» معاون وزیر معادن و گفت‌وگو دربارۀ گسترش صادرات فرآورده‌های نفتی و گاز مایع، نوسازی پالایشگاه‌ها و سرمایه‌گذاری‌های معدنی. 

در همین حال، مقام‌های طالبان نیز خواهان قیمت‌گذاری ترجیحی و تسهیل ترانزیت شده‌اند. در سطح سیاسی نیز «ذبیح‌الله مجاهد» سخنگوی طالبان، به‌طور علنی اعلام کرد که در صورت وقوع تجاوز خارجی علیه ایران، در کنار این کشور خواهد بود و بدین‌ترتیب هم‌سویی راهبردی دو طرف را نشان داد.

ایران به‌صورت ساختاری و از طریق توافق‌های موجود میان منطقۀ آزاد مازندران و منطقۀ تجاری– صنعتی انزلی با مناطق آزاد روسیه در داغستان و آستراخان، به بنادر روسی دریای خزر متصل است. به‌تازگی، نمایندگان روسیه، در جریان یک نشست منطقه‌ای، پیشنهاد تسهیل تجارت افغانستان از طریق آستراخان را مطرح کردند که این می‌تواند روند ادغام نوظهور منطقه‌ای را تقویت کند. شایان ذکر است که روسیه تنها کشوری است که دولت طالبان را به‌طور رسمی، به‌رسمیت شناخته است. سناریوهای ژئوپلیتیکی به‌رسمیت‌شناختن احتمالی امارت اسلامی از سوی تهران باید به‌عنوان بخشی از یک بازآرایی راهبردی گسترده‌تر تفسیر شود، نه صرفاً در قالب یک تصمیم دوجانبه.

تهران در حال حاضر با یک محیط منطقه‌ای دگرگون‌شده‌ مواجه است که شامل عقب‌نشینی راهبردی آن در سوریه، تداوم عملیات‌های پنهانی اسرائیل، تهدید نیروهای افراط‌گرای سنی از کریدورهای شرقی و فشارهای فزاینده ایالات متحده است. در این چارچوب، افغانستان، هم یک آسیب‌پذیری و هم یک فرصت به‌شمار می‌رود.  در حال حاضر، منطق امنیتی بر فضا حاکم است. مرز شرقی ایران در طول تاریخ گذرگاهی برای قاچاق مواد مخدر، نفوذ شبه‌نظامیان و خشونت‌های فرقه‌ای بوده است. تهران با نهادینه‌سازی روابطش با طالبان می‌کوشد تا مرزی را که به‌لحاظ تاریخی بی‌ثبات بوده است، به یک محیط امنیتی مدیریت‌شده بدل کند. در همین راستا، شناسایی رسمی احتمالاً می‌تواند سازوکارهای تبادل اطلاعات، به‌روز کردن کنترل‌های مرزی و هماهنگی‌های ضدتروریستی علیه گروه‌های متخاصم با تهران و طالبان، از جمله «داعش خراسان» را تسهیل کند.

با توجه به حساسیت شدید تهران نسبت به تحرکات جریان‌های افراطی سنی در داخل این کشور، تعامل عمل‌گرایانه با طالبان- با وجود واگرایی ایدئولوژیک- می‌تواند در خدمت اولویت‌های دفاعی فوری قرار گیرد.

در این بین، بافت گسترده‌تر اوراسیا اهمیت دارد. در واقع، شناسایی روسیه سابقه‌ای ایجاد کرده است که انگ‌های پیرامون پذیرش رسمی را تضعیف می‌کند. محاسبۀ مسکو بر مقابله با نفوذ غرب و تثبیت آسیای مرکزی متمرکز است. چین به‌دنبال تضمین‌های امنیتی برای سین‌کیانگ و دسترسی به منابع معدنی است.

ترکیه از طریق زیرساخت‌ها و میانجیگری‌های دیپلماتیک در پی کسب نفوذ است. کشورهای آسیای مرکزی امنیت مرزی و دالان‌های تجاری را در اولویت قرار می‌دهند. هیچ‌یک از این بازیگران از وجود یک دولت ناکام در افغانستان سود نمی‌برند. بنابراین، شناسایی ایران، با روند منطقه‌ای که به‌سوی عادی‌سازی دو‌فاکتو (غیررسمی) است، هم‌خوانی داشته و می‌تواند سبب تقویت یک رویکرد اوراسیامحور برای تثبیت افغانستان شود؛ روندی که چارچوب‌های مشروط‌سازی غربی را به‌حاشیه می‌راند. در این میان، عامل ایالات متحده یک تناقض ایجاد می‌کند. اگر واشنگتن فشار علیه ایران را تا حد تغییر رژیم تشدید کند، یک دولت متمایل به غرب در تهران می‌تواند سیاستی کاملاً متفاوت در قبال افغانستان اتخاذ کرده و احتمالاً برضد طالبان صف‌گیری کند.

از منظر کابل، حفظ همبستگی راهبردی با نظام کنونی ایران نوعی بیمه به‌شمار می‌رود. اظهارات مجاهد دربارۀ همبستگی با تهران نشان می‌دهد که طالبان ایران را نه‌تنها یک همسایه، بلکه شریکی در مقاومت در برابر مداخله‌گرایی‌های غرب می‌داند. در این بین، شناسایی تهران می‌تواند شکلی رسمی به این هم‌سویی ضمنی بدهد. با این حال، این تصمیم با مخاطراتی همراه است. اگر تهران به‌عنوان یک عنصر مشروعیت‌بخش به یک حکومت سرکوبگر دیده شود، این مسئله ممکن است نفوذ دیرینۀ ایران را در میان جوامع شیعۀ افغانستان تضعیف کند.

همچنین این مسئله ممکن است باعث کاهش اعتبار تهران در میان بخش‌هایی از جامعۀ ایران شود که نسبت به نحوۀ رفتار با پناهندگان افغان و روایت‌های همبستگی فرقه‌ای حساس هستند. افزون بر این، شناسایی آشکار ممکن است موازنه‌گری تهران با کشورهای عربی خلیج فارس را پیچیده‌تر کند؛ کشورهایی که برخی از آنها تعامل محتاطانه با طالبان دارند اما از تأیید رسمی آن پرهیز می‌کنند. از سوی دیگر، شناسایی رسمی حکومت طالبان توسط ایران احتمالاً پویایی‌های عادی‌سازی را برای بازیگران منطقه‌ای تسریع خواهد کرد.

مطالب پیشنهادی:

گذار احتمالی افغانستان از نظم جنوب آسیا به نظم اوراسیایی
تاثیر «شناسایی رسمی» حکومت طالبان توسط روسیه بر بلوک‌بندی‌ منطقه‌ای

کشورهای آسیای مرکزی ممکن است در گسترش همکاری‌های فنی خود احساس اطمینان بیشتری کنند. چین می‌تواند این اقدام را تضمینی مضاعف برای ثبات محیط پیرامونی غربی خود تلقی کند. در مقابل، دولت‌های غربی ممکن است این اقدام را تحکیم یک بلوک ضدغربی بدانند که روند قطبی‌سازی ژئوپلیتیکی را تقویت خواهد کرد. جمع‌بندی بررسی طرح شناسایی رسمی امارت اسلامی طالبان توسط ایران، بازتنظیم عمل‌گرایانه‌ای است که بیش از آنکه مبتنی بر هم‌گرایی ایدئولوژیک باشد، ریشه در الزامات امنیتی، فرصت‌های اقتصادی و بازآرایی منطقه‌ای دارد. در شرایطی که ایران در معرض فشارهای خارجی فزاینده، آسیب‌پذیری‌های مرز شرقی و تغییر موازنه‌های قدرت در اوراسیا قرار دارد، به‌نظر می‌رسد تهران آماده است تا ثبات مدیریت‌شده را بر مشروط‌سازی‌های هنجاری اولویت دهد.

در صورت محقق شدن روند شناسایی طالبان، این اقدام نشانۀ تثبیت یک اجماع منطقه‌ای است؛ اجماعی که نشان می‌دهد تثبیت افغانستان باید از مسیر تعامل و نه انزوا، حاصل شود. این حرکت ساختار امنیتی شرق ایران را تقویت می‌کند، وابستگی‌های متقابل اقتصادی را تعمیق کرده و افغانستان را بیش از پیش وارد مدار ژئوپلیتیکی غیرغربی می‌کند. در عین حال، این اقدام هزینه‌های اعتباری و بده‌بستان‌های راهبردی‌ را به همراه دارد که به‌نظر می‌رسد تهران آماده شده است تا در ازای پیش‌بینی‌پذیری و کسب نفوذ، آنها را بپذیرد.

این شناسایی، به‌منزلۀ مانع پیش‌دستانه‌ای در برابر سناریوهای بی‌ثبات‌سازی خارجی عمل می‌کند. تهران به‌خوبی آگاه است که افغانستان در طول تاریخ به‌عنوان صحنۀ رقابت‌های نیابتی مورد استفاده قرار گرفته است. هشدار «بیگدلی» دربارۀ مداخلۀ خارجی بازتاب این نگرانی است که بازیگران متخاصم (احتمالاً شامل سرویس‌های غربی یا اسرائیلی) بتوانند از قلمرو افغانستان برای تضعیف جمهوری اسلامی بهره‌برداری کنند. گزارش‌های اخیر دربارۀ بازگرداندن اتباع افغان از ایران، به‌دلیل ادعای جذب آنها از سوی سرویس‌های اطلاعاتی خارجی، مویدی بر آسیب‌پذیری تهران است. بدین ترتیب، شناسایی طالبان می‌تواند به سازوکاری برای وارد کردن کابل به یک پیمان ضمنی عدم‌خصومت تبدیل شود.

در این میان، محرک‌های اقتصادی نیز نقش محوری دارند. از آنجا که افغانستان بازاری وابسته به واردات انرژی است، لذا گسترش صادرات نفت و گاز هم می‌تواند استان‌های مرزی ایران را از نظر اقتصادی تثبیت کند و هم جریان‌های درآمدی مقاومی در برابر تحریم ایجاد کند. علاوه بر این، علاقۀ بخش خصوصی ایران به بخش معادن افغانستان (به‌ویژه مس، آهن و لیتیوم)، با اهداف تهران برای تنوع‌بخشی و گسترش مشارکت‌های اقتصادی خود به‌سمت شرق همسو است. از نظر کابل، تهران مسیرهای ترانزیتیِ در دسترس و تخصص فنی ارائه می‌دهد و از نظر ایران نیز افغانستان عمق راهبردی و اهرم اقتصادی فراهم می‌کند. از این ‌رو، داده‌های تجاری اهمیت راهبردی دارند.

وابستگی ساختاری افغانستان به واردات از ایران، به تهران اهرم نفوذ می‌دهد و کابل را از نظر اقتصادی در استان‌های مرزی شرق ایران ادغام می‌کند. منطقۀ آزاد تجاری– صنعتی دوغارون صرفاً یک تأسیسات تجاری نیست؛ بلکه ابزاری ژئواقتصادی برای نهادینه‌سازی یکپارچگی فرامرزی است. اگر منطقۀ ویژۀ اقتصادی مشترک در نقطۀ صفر مرزی عملیاتی شود، در آن‌صورت یک فضای اقتصادی نیمه‌یکپارچه ایجاد خواهد شد که در آن امور گمرکی، لجستیکی و فرآوری صنعتی می‌تواند به‌صورت مشترک مدیریت شود، هزینه‌های مبادله کاهش پیدا کرده و وابستگی متقابل تعمیق شود. چنین یکپارچگی‌ای احتمال بی‌ثباتی مرزی را کاهش می‌دهد و نقاط اصطکاک تاریخی- مانند مناقشات آبی و دالان‌های قاچاق- را به دارایی‌های اقتصادی مدیریت‌شده تبدیل می‌کند. در سطح کلان‌ ‌منطقه‌ای، اتصال موجود ایران با بنادر روسی خزر، به‌ویژه آستراخان، به افغانستان امکان می‌دهد تا بدون نیاز به پاکستان بتواند به خروجی‌های دریایی شمالی دسترسی پیدا کند. دولت پیشین افغانستان، به‌منظور تنوع‌بخشی تجاری، توافقنامۀ سه‌جانبه‌ای را برای استفاده از بندر چابهار امضا کرده بود.

شناسایی رسمی امارت اسلامی از سوی ایران می‌تواند این چارچوب را دوباره فعال کرده و آن را گسترش دهد؛ به‌گونه‌ای که چابهار از جنوب به اقیانوس هند متصل شود و هم‌زمان از طریق خزر به روسیه در شمال پیوند یابد. چنین هم‌سویی‌ می‌تواند افغانستان را در «دالان بین‌المللی حمل‌ونقل شمال– جنوب» ادغام کند؛ شبکه‌ای چندوجهی که روسیه، قفقاز، آسیای مرکزی، ایران و در ادامه هند را به یکدیگر متصل می‌کند. اگر کابل از طریق قلمرو ایران و تسهیل‌گری روسیه از مسیر آستراخان در این دالان ادغام شود، افغانستان از یک کشور محصور در خشکیِ مسئله‌دار به یک گره ترانزیتی در زنجیرۀ لجستیکی اوراسیا تبدیل خواهد شد. این وضعیت، از نظر مسکو، می‌تواند اهرم‌های غرب را بر مسیرهای تأمین منطقه‌ای کاهش ‌دهد؛ از نظر تهران، می‌تواند جغرافیا را در شرایط تحریم به یک منبع درآمد تبدیل ‌کند و از نظر کابل، می‌تواند انزوای ناشی از شناسایی رسمی محدود را کاهش ‌دهد.

تغییر در رویکرد ایران همچنین بازتابی از عمل‌گرایی ایدئولوژیک است. در دورۀ رئیسی، اصرار تهران بر تشکیل دولت فراگیر در افغانستان با روایت سنتی آن دربارۀ دفاع از اقلیت‌های شیعه و مشارکت چندقومیتی، همسو بود. اما سکوت دولت کنونی دربارۀ بحث فراگیری نشان می‌دهد که ثبات دولت-به-دولت بر موضع‌گیری‌های هنجاری اولویت یافته است. البته این امر لزوماً به معنای بی‌تفاوتی نسبت به وضعیت انسانی افغانستان نیست، بلکه بیانگر این محاسبه است که انزوا نتوانسته است رفتار طالبان را تعدیل کند. لذا ممکن است که تعامل، در مقایسه با فاصله‌گذاری‌های لفظی، اهرم‌های بیشتری را ایجاد کند.

«این متن در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران و منابع مختلف منتشر شده است و انتشار آن الزاما به معنای تأیید تمامی محتوا از سوی "موسسه مطالعات راهبردی شرق" نیست.»

کد خبر:4276

اشتراک گذاری
مترجم : زهرا خادمی راد
مرجع : Special Eurasia
  • عناوین مرتبط
گفتمان شهید «امام خامنه‌ای» در قبال افغانستان و پاکستان
تحلیل رفتاری حکومت طالبان در قبال منازعۀ آمریکا با ایران
روابط ج.ا.ایران و حکومت طالبان؛ ارزیابی چهار سال گذشته و سناریوهای آینده
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

 

مقاله

رفتارشناسی آسیای مرکزی در قبال تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایران
رفتارشناسی آسیای مرکزی در قبال تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایران
تحول الگوی منازعۀ افغانستان و پاکستان و پیامدهای آن برای ایران
تحول الگوی منازعۀ افغانستان و پاکستان و پیامدهای آن برای ایران
تأثیرات جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر افغانستان
تأثیرات جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر افغانستان
بی‌طرفی نامتقارن؛ الگوی رفتاری آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونی علیه ایران
بی‌طرفی نامتقارن؛ الگوی رفتاری آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونی علیه ایران

مصاحبه

واکاوی و آسیب‌شناسی روابط ج.ا.ایران و قرقیزستان
واکاوی و آسیب‌شناسی روابط ج.ا.ایران و قرقیزستان
آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی

ترجمه

مجلس عسکری کاروان: ظهور آرام اما هوشمندانۀ یک جناح انعطاف‌پذیر طالبان
مجلس عسکری کاروان: ظهور آرام اما هوشمندانۀ یک جناح انعطاف‌پذیر طالبان
شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی
شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی
فناوری پهپادی/ضدپهپادی و تقویت شبه‌نظامیان در عصر جنگ‌های نوین
فناوری پهپادی/ضدپهپادی و تقویت شبه‌نظامیان در عصر جنگ‌های نوین
«بازی انتظار» چین در افغانستان
«بازی انتظار» چین در افغانستان
🟥 526مین نشریه تخصصی "مطالعات شرق" منتشر شد.
 
'
  • پيوندها
  • ارتباط با ما
  • دربارۀ ما
  • آرشيو
جستجوی پيشرفته
نقل و نشر مطالب با ذکر منبع آزاد است
توليد شده توسط نرم افزار جامع ”استوديو خبر“