English
جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ ساعت: ۱۱:۵۹
  • صفحه نخست
  • کشورهای هدف
    • افغانستان
    • پاکستان
    • آسیای مرکزی
    • ترکمنستان
    • تاجیکستان
    • قزاقستان
    • قرقیزستان
    • ازبکستان
  • موضوعات
    • سیاسی
    • امنیتی
    • اقتصادی
    • فرهنگ و تمدن
  • انتشارات
    • نشریه تخصصی
    • ویژه‌نامه
    • گاهنامه
    • اینفوگرافیک
گزارش تحلیلی > افغانستان
تاریخ انتشار
شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۵۷
جالب است
۲
تأثیرات اقتصادی جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران بر افغانستان
تأثیرات اقتصادی «جنگ رمضان» بر افغانستان
ولی‌الله مرادیان؛ کارشناس افغانستانی
تجربه سه ماه گذشته جنگ نشان داد که اقتصاد ایران برخلاف پیش‌بینی‌های بدبینانه، از بنیانی قدرتمند و تاب‌آور برخوردار است. در حالی که بسیاری از کشورها در شرایط بحران نظامی یا تحریم‌های شدید، صادرات خود را متوقف یا محدود می‌کنند، ایران توانست بدون گسست قابل توجه، جریان تأمین کالا به بازار افغانستان را ادامه دهد. مرزهای تجاری باز ماند، صادرات سوخت و کالاهای اساسی قطع نشد و حتی نقش ترانزیتی حفظ شد. این ویژگی «پایایی در بحران» را به سختی می‌توان در دیگر همسایگان افغانستان سراغ گرفت؛ پاکستان مرز را به بهانه‌های سیاسی مکرراً می‌بندد، مسیرهای آسیای مرکزی به زیرساخت‌های محدود وابسته است و امارات صرفاً یک واسطۀ ترانزیتی بدون تولید پایدار است.
تأثیرات اقتصادی «جنگ رمضان» بر افغانستان
🖊️ نویسنده: ولی‌الله مرادیان؛ کارشناس افغانستانی
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 16 دقیقه

  1. مقدمه

  2. ساختار تجارت خارجی افغانستان

  3. ایران؛ شریان اصلی اقتصاد افغانستان

  4. تأثیرات جنگ رمضان بر اقتصاد افغانستان

  5. برآیند کلی

تأثیرات اقتصادی «جنگ رمضان» بر افغانستان

مقدمه

افغانستان به‌ دلیل موقعیت جغرافیایی خود یک کشور محاط به خشکی است و دسترسی مستقیمی به آب‌های آزاد ندارد. همین مسئله باعث شده که اقتصاد این کشور، به‌ویژه در حوزۀ واردات، تجارت خارجی و تأمین کالاهای اساسی، وابستگی شدیدی به مسیرهای ترانزیتی کشورهای همسایه داشته باشد. این مسئله سبب شده که هرگونه اختلال در مسیرهای تجاری منطقه مستقیماً بر بازار و وضعیت اقتصادی این کشور تأثیر بگذارد. در چنین شرایطی، جنگ آمریکا- رژیم صهیونیستی علیه ایران و تحولات ناشی از آن به یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر اقتصاد افغانستان تبدیل شد. این مقاله تلاش می‌کند «تأثیرات اقتصادی جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران بر افغانستان» را بررسی کند.

برای این منظور ابتدا ساختار تجارت خارجی افغانستان و میزان وابستگی این کشور به واردات و مسیرهای ترانزیتی منطقه توضیح داده می‌شود، سپس جایگاه ایران در اقتصاد افغانستان مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت پیامدهای اقتصادی جنگ بر بازار، تجارت و ثبات اقتصادی افغانستان ارزیابی خواهد شد.

ساختار تجارت خارجی افغانستان

اقتصاد افغانستان در دهه‌های اخیر به‌صورت فزاینده‌ای به واردات وابسته شده و بخش عمدۀ نیازهای اساسی این کشور از طریق بازارهای خارجی تأمین می‌شود. محدود بودن ظرفیت تولید داخلی، ضعف زیرساخت‌های صنعتی، فرسودگی بخش تولید، تداوم ناامنی و بحران‌های سیاسی و... موجب شده است که افغانستان نتواند بخش بزرگی از نیازهای مصرفی و صنعتی خود را در داخل تولید کند. در نتیجه، واردات به ستون اصلی تأمین نیازهای اقتصادی و معیشتی این کشور تبدیل شده است. بخش عمدۀ کالاهای اساسی مورد نیاز افغانستان، از طریق کشورهای همسایه و قدرت‌های منطقه‌ای وارد می‌شود. همین وابستگی گسترده باعث شده که اقتصاد افغانستان از تحولات سیاسی، امنیتی و ترانزیتی منطقه، آسیب‌پذیری بالایی داشته باشد و هرگونه اختلال در مسیرهای تجاری پیرامونی، مستقیماً بر بازار داخلی این کشور اثر بگذارد.

نقش کشورهای خارجی در ساختار اقتصاد افغانستان

در شرایط کنونی، ایران، امارات متحدۀ عربی، چین و کشورهای آسیای مرکزی مهم‌ترین تأمین‌کنندگان واردات افغانستان محسوب می‌شوند و هرکدام بخش مشخصی از نیازهای بازار افغانستان را پوشش می‌دهند. در میان این کشورها، ایران جایگاه برجسته‌تری دارد و در سال‌های اخیر به بزرگ‌ترین شریک تجاری افغانستان تبدیل شده است. 

بخش قابل توجهی از سوخت و انرژی مورد نیاز افغانستان شامل بنزین، گازوئیل، گاز مایع و قیر از ایران وارد می‌شود. علاوه بر آن، ایران یکی از منابع اصلی تأمین مصالح ساختمانی مانند سیمان، گچ، آهن، فولاد، کاشی و سرامیک به شمار می‌رود و سهم بزرگی نیز در تأمین کالاهای مصرفی، صنایع شیمیایی، مواد پلاستیکی، شوینده‌ها و بخشی از مواد غذایی افغانستان دارد. امارات متحدۀ عربی نیز اگرچه تولیدکنندۀ اصلی بسیاری از کالاهای مصرفی نیست، اما به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز صادرات مجدد و ترانزیت منطقه‌ای نقش کلیدی در تجارت افغانستان ایفا می‌کند. بخش بزرگی از وسایط نقلیه، قطعات یدکی، تجهیزات الکترونیکی، گوشی‌های هوشمند، لوازم خانگی و پوشاک از طریق بازارهای امارات وارد افغانستان می‌شود. این کشور عملاً نقش یک قطب تجاری را برای انتقال کالاهای آسیایی و جهانی به افغانستان برعهده دارد.

چین نیز جایگاه مهمی در ساختار وارداتی افغانستان دارد و بخش عمدۀ ماشین‌آلات، تجهیزات صنعتی، سامانه‌های برقی و سولار (برق خورشیدی)، ابزار ساختمانی، پارچه و کالاهای مصرفی ارزان‌قیمت بازار افغانستان منشأ چینی دارند. وابستگی بازار افغانستان به کالاهای چینی به‌ویژه در بخش تجهیزات صنعتی و لوازم مصرفی طی سال‌های اخیر افزایش یافته است. کشورهای آسیای مرکزی، به‌ویژه ازبکستان، ترکمنستان و قزاقستان نیز در سال‌های اخیر به بازیگران مهم اقتصادی در تجارت افغانستان تبدیل شده‌اند. این کشورها به‌ویژه در حوزۀ انرژی و غلات نقش برجسته‌ای دارند. بخش قابل توجهی از برق وارداتی افغانستان از ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان تأمین می‌شود و قزاقستان نیز یکی از مهم‌ترین صادرکنندگان گندم و آرد به افغانستان محسوب می‌شود. افزون بر اینها، روسیه بخشی از گاز مایع، گندم و روغن نباتی مورد نیاز افغانستان را تأمین می‌کند و هند نیز در صادرات برخی مواد غذایی، ادویه‌جات، دارو و مواد اولیه صنعتی به افغانستان نقش مهمی دارد. هرچند سهم روسیه و هند در مقایسه با ایران یا امارات محدودتر است، اما این دو کشور در برخی حوزه‌های خاص جایگاه قابل توجهی در بازار افغانستان دارند.

در مقابل، سهم پاکستان که تا چندی پیش یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری افغانستان محسوب می‌شد، در ماه‌های اخیر تقریباً به صفر رسیده است. به‌دلیل تنش‌های سیاسی میان حکومت طالبان و پاکستان و بسته‌شدن درازمدت مرزها و بنادر خشک میان دو کشور، تجارت رسمی و ترانزیت میان کابل و اسلام‌آباد تقریباً متوقف شده و همین مسئله ساختار تجارت خارجی افغانستان را به‌طور قابل توجهی تغییر داده است. در نتیجه، بخشی از سهم پیشین پاکستان در بازار افغانستان به ایران، آسیای مرکزی و تا حدی هند منتقل شده است.

رتبه‌بندی کشورها در صادرات به افغانستان

براساس برآوردهای موجود و مبتنی بر توصیف کیفی ساختار وارداتی افغانستان، ایران اکنون با حدود ۴۲ درصد بزرگ‌ترین تأمین‌کنندۀ نیازهای وارداتی افغانستان محسوب می‌شود. این جایگاه ناشی از جایگاه ژئواکونومیکی ایران و همچنین نقش این کشور در تأمین کالاهای اساسی و غیراساسی است. علاوه بر این، مسدود شدن تجارت افغانستان با پاکستان، جایگاه ایران را ارتقا داده است. پس از ایران، کشورهای آسیای مرکزی با حدود ۱۸ درصد در جایگاه دوم قرار دارند و نقش مهمی در تأمین برق، غلات، آرد و برخی کالاهای اساسی ایفا می‌کنند. همجواری این کشورها با افغانستان، توجه ویژه حکومت طالبان به کشورهای آسیای مرکزی در راستای تنوع‌بخشی به مقاصد تامین کالا، واگذاری بخشی از سهم پاکستان به این کشورها و توانمندی بالقوه این کشورها در صادرات به افغانستان باعث شده است که آسیای مرکزی در رتبه دوم صادرات به افغانستان قرار گیرد. امارات متحدۀ عربی نیز با حدود ۱۸ درصد همچنان به‌عنوان مرکز اصلی صادرات مجدد کالاهای با ارزش مانند وسایط نقلیه، تجهیزات الکترونیکی و لوازم خانگی برای بازار افغانستان باقی مانده است. چین با حدود ۱۵ درصد، بخش عمدۀ کالاهای صنعتی، تجهیزات برقی، ماشین‌آلات و سیستم‌های سولار (برق خورشیدی) افغانستان را تأمین می‌کند و هند نیز با حدود ۷ درصد سهم، بخشی از مواد غذایی، دارو و مواد اولیۀ صنعتی مورد نیاز افغانستان را پوشش می‌دهد. روسیه نیز با حفظ سهم حدود ۳ درصدی خود همچنان یکی از تأمین‌کنندگان گاز مایع، روغن نباتی و غلات افغانستان به شمار می‌رود.

ایران؛ شریان اصلی اقتصاد افغانستان

مجموع شواهد و داده‌های موجود نشان می‌دهد که ایران در شرایط کنونی به مهم‌ترین بازیگر خارجی در اقتصاد افغانستان تبدیل شده است؛ جایگاهی که تنها به حجم تجارت دوجانبه محدود نمی‌شود بلکه ابعاد گسترده‌تری مانند امنیت انرژی، تأمین کالاهای اساسی، ترانزیت منطقه‌ای و ثبات نسبی بازار افغانستان را نیز در بر می‌گیرد. در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از تشدید تنش‌های سیاسی میان حکومت طالبان و پاکستان و اختلال گسترده در تجارت و ترانزیت میان دو کشور، وابستگی اقتصادی افغانستان به ایران به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است. این تحول سبب شده که نقش ایران از یک شریک تجاری معمولی فراتر رفته و این کشور به یکی از شریان‌های اصلی اقتصاد افغانستان تبدیل شود. 

براساس آمارهای موجود، ایران اکنون بزرگ‌ترین شریک تجاری افغانستان محسوب می‌شود و حجم تجارت دوجانبۀ ایران و افغانستان در سال ۲۰۲۵ و پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶ به حدود ۳.۵ میلیارد دلار رسیده است که بخش عمدۀ آن را صادرات ایران به افغانستان تشکیل می‌دهد. در عین حال طی ماه‌های اخیر صادرات افغانستان به ایران نیز افزایش یافته و بخشی از کالاهایی که پیش‌تر به پاکستان صادر می‌شد به بازار ایران منتقل شده است. این روند نشان می‌دهد که روابط اقتصادی دو کشور صرفاً یک‌جانبه نبوده بلکه به‌تدریج در حال تبدیل‌شدن به یک پیوند اقتصادی عمیق‌تر و پایدارتر است.

اهمیت ایران برای اقتصاد افغانستان تنها به حجم تجارت دوجانبه محدود نشده و موارد مهم دیگری را نیز شامل می‌شود. نزدیکی جغرافیایی، هزینۀ پایین حمل‌ونقل و پیوند گستردۀ بازارهای دو کشور باعث شده که کالاهای ایرانی حضور گسترده و مداومی در بازار افغانستان داشته باشند. با این حال، مهم‌ترین بُعد نقش ایران برای افغانستان جایگاه ترانزیتی این کشور است. پس از کاهش شدید تجارت افغانستان با پاکستان، مسیرهای ایران و آسیای مرکزی به مهم‌ترین راه‌های اتصال افغانستان به تجارت جهانی تبدیل شدند. در این میان، ایران به‌دلیل دسترسی به آب‌های آزاد، ظرفیت بندری، شبکه جاده‌ای و خطوط ریلی، نقش برجسته‌تری پیدا کرد. بندر چابهار و مسیرهای زمینی و ریلی ایران در سال‌های اخیر به یکی از اصلی‌ترین مجاری انتقال کالا به افغانستان تبدیل شده‌اند و بخش بزرگی از واردات افغانستان از امارات متحدۀ عربی، هند، چین و سایر کشورها از طریق خاک و بنادر ایران وارد این کشور می‌شود. به همین دلیل، ایران اکنون نه‌فقط یک صادرکنندۀ کالا بلکه شاهراه اصلی اتصال افغانستان به بازارهای جهانی محسوب می‌شود.

اثبات نقش حیاتی ایران در جریان جنگ رمضان

اهمیت جایگاه ایران در اقتصاد افغانستان، در جریان جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران بیشتر آشکار شد. در آغاز جنگ این تصور وجود داشت که با توجه به وابستگی شدید افغانستان به واردات و هم‌زمانی آن با بسته ‌بودن مسیر پاکستان، هرگونه اخلال گسترده در صادرات و ترانزیت ایران می‌تواند اقتصاد افغانستان را با بحران عمیق مواجه کند، زیرا بخش بزرگی از سوخت، مواد غذایی، مصالح ساختمانی و کالاهای مصرفی افغانستان از ایران تأمین می‌شود و علاوه بر آن قسمت مهمی از واردات افغانستان از امارات، چین و هند نیز از مسیر ایران عبور می‌کند. با این حال، روند تحولات جنگ نشان داد که برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها، تجارت ایران و افغانستان دچار فروپاشی یا توقف گسترده نشد. مرزهای تجاری دو کشور باز باقی ماند و صادرات ایران به افغانستان ادامه یافت. حتی در برخی حوزه‌ها حجم تجارت دوجانبه افزایش پیدا کرد و ایران بخشی از سهم خالی‌شده پاکستان در بازار افغانستان را در هر دو زمینۀ صادرات و واردات جذب کرد.

در حوزۀ ترانزیت نیز اگرچه جنگ و ناامنی در خلیج فارس موجب افزایش هزینۀ حمل‌ونقل، بیمه و کندشدن روند انتقال کالا شد، اما مسیرهای زمینی و ریلی ایران همچنان فعال باقی ماند و بخش عمدۀ تجارت خارجی افغانستان از این مسیر ادامه یافت. این مسئله نشان داد که ایران تلاش کرده تجارت با افغانستان را تا حد ممکن از تنش‌های نظامی و فشارهای منطقه‌ای جدا نگه دارد. با این حال، تداوم تجارت مستقیم ایران با افغانستان به این معنا نبود که اقتصاد افغانستان از پیامدهای جنگ مصون مانده است. در واقع، مهم‌ترین اثر جنگ نه در توقف کامل صادرات ایران به افغانستان بلکه در اختلال شبکه ترانزیتی و دریایی منطقه، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و شکل‌گیری فضای روانی تورمی ظاهر شد. به بیان دیگر، اگرچه بخش عمدۀ کالاهای صادراتی ایران همچنان وارد افغانستان می‌شد، اما واردات کالاهایی که منشأ آنها امارات متحدۀ عربی، چین، هند و سایر بازارهای جهانی بود و از مسیر بنادر و راهگذرهای ترانزیتی ایران عبور می‌کردند، با اختلال جدی‌تری مواجه شد و همین مسئله فشار تورمی قابل توجهی بر بازار افغانستان وارد کرد. بنابراین، تجربۀ جنگ نشان داد که ایران برای افغانستان صرفاً یک بازار یا مسیر موقت تجاری نیست بلکه بخشی از ساختار ژئواکونومیک و ثبات اقتصادی این کشور محسوب می‌شود. همچنین تحولات اخیر نشان داد که ایران در عمل به ستون اصلی حفظ تداوم تجارت خارجی افغانستان تبدیل شده و حتی در شرایط جنگی نیز کوشیده است جایگاه خود را به‌عنوان شاهراه ترانزیتی افغانستان حفظ کند؛ موضوعی که اهمیت ژئواکونومیک ایران را برای اقتصاد افغانستان بیش از پیش برجسته می‌کند.

تأثیرات جنگ رمضان بر اقتصاد افغانستان

با وجود آنکه در جریان جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران، صادرات مستقیم ایران به افغانستان متوقف نشد و حتی در برخی بخش‌ها تجارت دوجانبه رشد نیز پیدا کرد، اما بازارهای افغانستان، به‌ویژه در کابل، با افزایش قابل توجه قیمت کالاها مواجه شد و بهای بسیاری از اقلام بین ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش یافت. در نگاه نخست، این وضعیت ممکن است متناقض به نظر برسد؛ زیرا انتظار می‌رود تا زمانی که تجارت ادامه دارد، بازار نیز ثبات نسبی خود را حفظ کند. اما واقعیت این است که در اقتصادهای وابسته و شکننده‌ای مانند افغانستان، افزایش قیمت‌ها لزوماً ناشی از توقف کامل تجارت نیست، بلکه حتی در شرایط تداوم واردات نیز صرف افزایش احتمال خطر‌های ژئوپلیتیکی، اختلال در شبکه‌های ترانزیتی، افزایش هزینۀ حمل‌ونقل و شکل‌گیری انتظارات تورمی می‌تواند به جهش قابل توجه قیمت‌ها منجر شود.

افغانستان به‌دلیل وابستگی شدید به واردات و ضعف ساختار تولید داخلی، ظرفیت محدودی برای جذب شوک‌های منطقه‌ای دارد و بازار این کشور به‌سرعت نسبت به تحولات سیاسی و امنیتی واکنش نشان می‌دهد. در جریان جنگ، فضای روانی ناشی از احتمال گسترش بحران، نگرانی تاجران نسبت به آینده مسیرهای تجاری و ترس مصرف‌کنندگان از کمبود کالا، خود به یکی از عوامل افزایش قیمت‌ها تبدیل شد. در چنین شرایطی، حتی بدون توقف کامل جریان کالا، بازار وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی روانی و انتظار تورمی شد. تاجران و واردکنندگان با تصور دشوارشدن تأمین مجدد کالا، قیمت‌ها را افزایش دادند و بخشی از بازار نیز به سمت احتکار و خریدهای احتیاطی حرکت کرد.

عامل مهم‌تر، اختلال در بخش ترانزیتی و دریایی تجارت منطقه بود. هرچند صادرات مستقیم ایران به افغانستان عمدتاً ادامه یافت و کالاهای ایرانی همچنان وارد بازار افغانستان می‌شد، اما واردات بخش بزرگی از کالاهای مصرفی، تجهیزات الکترونیکی، لوازم خانگی، قطعات وسایط نقلیه و برخی مواد غذایی که منشأ اصلی آنها امارات متحدۀ عربی، چین و هند بوده و از طریق بنادر و مسیرهای ترانزیتی ایران وارد افغانستان می‌شدند، دچار وقفه و اختلال شد. بنابراین، جنگ و ناامنی در خلیج فارس بیش از آنکه تجارت مستقیم ایران و افغانستان را فلج کند، بر شبکۀ ترانزیتی منطقه اثر گذاشت. این وضعیت به‌ویژه در کابل بیشتر محسوس بود؛ زیرا پایتخت افغانستان بیش از سایر شهرها به شبکۀ گستردۀ واردات و توزیع کالا وابسته است و اثر کوچک‌ترین اختلال در زنجیرۀ تأمین، به‌سرعت در بازار آن دیده می‌شود. علاوه بر این، افزایش قیمت سوخت و بالا رفتن هزینۀ حمل‌ونقل نیز به گسترش موج تورمی در بازار افغانستان کمک کرد. در اقتصادی که بخش عمدۀ کالاها وارداتی است، هرگونه افزایش هزینۀ انتقال کالا مستقیماً بر قیمت نهایی اجناس اثر می‌گذارد. به همین دلیل، حتی در شرایطی که صادرات مستقیم ایران به افغانستان ادامه داشت و از رکود کامل تجارت جلوگیری شد، اقتصاد افغانستان همچنان تحت تأثیر شوک‌های ناشی از جنگ قرار گرفت و بازار داخلی با تورم، افزایش قیمت و کمبود مقطعی برخی کالاها مواجه شد.

مطالب پیشنهادی:

تحلیل رفتاری حکومت طالبان در قبال منازعۀ آمریکا با ایران
ظرفیت‌‌های افغانستان و ایران برای «دیپلماسی استانی» خراسان

برآیند کلی

بررسی ساختار تجارت خارجی افغانستان و روند تحولات طی جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران به یک یافته راهبردی منجر می‌شود. اتکای اقتصادی افغانستان به ایران برخلاف سایر همسایگان و شرکای تجاری از جنس «اتکای به یک منبع چندمنظوره، پایدار و قابل اعتماد» است نه صرفاً یک رابطۀ با وابستگی ساده. در حالی که سهم حدود ۴۰ درصدی ایران از بازار واردات افغانستان به تنهایی رقم قابل توجهی است، اما آنچه ایران را از سایر تأمین‌کنندگان مانند امارات (صادرات مجدد)، چین (کالاهای صنعتی) یا پاکستان (مرزهای ناپایدار سیاسی) متمایز می‌کند، ترکیبی از سه ویژگی منحصربه‌فرد است.

۱. تنوع کالایی بی‌نظیر

ایران برخلاف بسیاری از شرکا که تنها یک یا دو گروه کالایی (مثلاً چین در ماشین‌آلات یا آسیای مرکزی در برق و غلات) را پوشش می‌دهند، به طور هم‌زمان تأمین‌کننده سوخت، گاز مایع، مصالح ساختمانی، مواد غذایی، دارو، کالاهای مصرفی و مواد اولیه صنعتی افغانستان است. این تنوع به معنای آن است که افغانستان برای تأمین طیف وسیعی از نیازهای اساسی خود تنها به یک شریک متکی می‌شود، نه چند شریک پراکنده و آسیب‌پذیر.

۲. نقشِ محوریِ ترانزیتی

ایران تنها تأمین‌کننده کالا نیست، بلکه شاهراه ورود کالاهای سایر کشورها (امارات، هند، چین) به افغانستان نیز محسوب می‌شود. این ویژگی دووجهی (تأمین مستقیم + ترانزیت) باعث می‌شود که حتی در شرایط اختلال در منابع دیگر، مسیر ایران بتواند تا حد زیادی جریان کالا را حفظ کند.

۳. پایایی و تداوم تجارت در شرایط بحرانی مهم‌ترین ویژگی ممتاز 

تجربه سه ماه گذشته جنگ نشان داد که اقتصاد ایران برخلاف پیش‌بینی‌های بدبینانه، از بنیانی قدرتمند و تاب‌آور برخوردار است. در حالی که بسیاری از کشورها در شرایط بحران نظامی یا تحریم‌های شدید، صادرات خود را متوقف یا محدود می‌کنند، ایران توانست بدون گسست قابل توجه، جریان تأمین کالا به بازار افغانستان را ادامه دهد. مرزهای تجاری باز ماند، صادرات سوخت و کالاهای اساسی قطع نشد و حتی نقش ترانزیتی حفظ شد. این ویژگی «پایایی در بحران» را به سختی می‌توان در دیگر همسایگان افغانستان سراغ گرفت؛ پاکستان مرز را به بهانه‌های سیاسی مکرراً می‌بندد، مسیرهای آسیای مرکزی به زیرساخت‌های محدود وابسته است و امارات صرفاً یک واسطۀ ترانزیتی بدون تولید پایدار است. در مجموع، در حالی که وابستگی شدید افغانستان به واردات ذاتاً موجب آسیب‌پذیری است، اما اتکای هوشمندانه به ایران به دلیل چندمنظوره بودن، تنوع کالایی، نقش ترانزیتی و مهم‌تر از همه، تاب‌آوری اثبات‌شده در شرایط جنگی نه یک نقطۀ ضعف، بلکه یک گزینۀ راهبردی منطقی و قابل اعتماد برای تأمین امنیت اقتصادی و ثبات بازار مصرفی افغانستان محسوب می‌شود. این سطح از قابلیت اتکا، ایران را در میان تمام همسایگان افغانستان به یک شریک منحصربه‌فرد و بی‌بدیل تبدیل کرده است.

کد خبر:4302

اشتراک گذاری
مولف : ولی‌الله مرادیان کارشناس افغانستانی
مرجع : مطالعـات راهبـردی شـرق وابسـته بـه دانـشوران خراسـان
  • عناوین مرتبط
سایۀ جنگ ایران بر بحران افغانستان
تأثیرات جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر افغانستان
شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

 

مقاله

بررسی توافقنامه دفاع متقابل راهبردی پاکستان و عربستان از منظر بازدارندگی هسته‌ای
بررسی توافقنامه دفاع متقابل راهبردی پاکستان و عربستان از منظر بازدارندگی هسته‌ای
تأثیرات اقتصادی «جنگ رمضان» بر افغانستان
تأثیرات اقتصادی «جنگ رمضان» بر افغانستان
پیامدهای ژئوپلیتیکی طرح آمریکایی S7+ برای ایران
پیامدهای ژئوپلیتیکی طرح آمریکایی S7+ برای ایران
دورنمای رفتار متقابل آمریکا و حکومت طالبان در پساجنگ رمضان
دورنمای رفتار متقابل آمریکا و حکومت طالبان در پساجنگ رمضان

مصاحبه

آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
​بازخورد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران در آسیای مرکزی
​بازخورد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران در آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی

ترجمه

نقش فزایندۀ «دالان واخان» در تعاملات آسیای مرکزی، افغانستان و چین
نقش فزایندۀ «دالان واخان» در تعاملات آسیای مرکزی، افغانستان و چین
چالش‌های آسیای مرکزی در دوران آشفتگی جهانی
چالش‌های آسیای مرکزی در دوران آشفتگی جهانی
سایۀ جنگ ایران بر بحران افغانستان
سایۀ جنگ ایران بر بحران افغانستان
افغانستان و پاکستان در آستانه «جنگ باز»؛ ضرورت کاهش تنش
افغانستان و پاکستان در آستانه «جنگ باز»؛ ضرورت کاهش تنش
🟥 527مین نشریه تخصصی "مطالعات شرق" منتشر شد.
 
'
  • پيوندها
  • ارتباط با ما
  • دربارۀ ما
  • آرشيو
جستجوی پيشرفته
نقل و نشر مطالب با ذکر منبع آزاد است
توليد شده توسط نرم افزار جامع ”استوديو خبر“