English
سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ ساعت: ۱۸:۴۰
  • صفحه نخست
  • کشورهای هدف
    • افغانستان
    • پاکستان
    • آسیای مرکزی
    • ترکمنستان
    • تاجیکستان
    • قزاقستان
    • قرقیزستان
    • ازبکستان
  • موضوعات
    • سیاسی
    • امنیتی
    • اقتصادی
    • فرهنگ و تمدن
  • انتشارات
    • نشریه تخصصی
    • ویژه‌نامه
    • گاهنامه
    • اینفوگرافیک
گزارش تحلیلی > آسیای مرکزی
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۴۵
جالب است
۲
تحلیل رفتاری آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونیستی به ایران
بی‌طرفی نامتقارن؛ الگوی رفتاری آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونی علیه ایران
«بهروز قزل»؛ پژوهشگر
تهاجم آمریکایی- صهیونیستی به ایران در فوریۀ ۲۰۲۶، بسیاری از معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را دگرگون کرد. در این میان، واکنش کشورهای آسیای مرکزی (همسایگان شمال‌شرقی ایران) پدیده‌ای پیچیده و قابل تأمل است. متن پیشِ رو، الگوی رفتاری این پنج کشور را نه «سکوت» محض و نه «بی‌طرفی» کلاسیک، بلکه نوعی «بی‌طرفی نامتقارن» ارزیابی می‌کند. رویکردی که در آن قزاقستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و قرقیزستان، هر یک به فراخور محدودیت‌ها، اولویت‌ها و آسیب‌پذیری‌های خود، در فاصله‌ای نابرابر با طرف‌های جنگ قرار گرفته‌اند.
بی‌طرفی نامتقارن؛ الگوی رفتاری آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونی علیه ایران
🖊️ نویسنده: بهروز قزل؛ پژوهشگر مؤسسۀ مطالعات راهبردی شرق 
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 9 دقیقه 

  1. درآمد

  2. قزاقستان

  3. تاجیکستان

  4. ازبکستان

  5. ترکمنستان

  6. قرقیزستان

  7. شکنندگی راهگذرها؛ اختلال در تنوع ژئواکونومیک

  8. امنیت انسانی و «ترس» از سرریز بحران

  9. انرژی؛ فرصت متناقض خزر در سایۀ جنگ

  10. برآیند

بی‌طرفی نامتقارن؛ الگوی رفتاری آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونی علیه ایران

مطالعات شرق | تهاجم آمریکایی- صهیونیستی به ایران در فوریۀ ۲۰۲۶، بسیاری از معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را دگرگون کرد. در این میان، واکنش کشورهای آسیای مرکزی (همسایگان شمال‌شرقی ایران) پدیده‌ای پیچیده و قابل تأمل است. متن پیشِ رو، الگوی رفتاری این پنج کشور را نه «سکوت» محض و نه «بی‌طرفی» کلاسیک، بلکه نوعی «بی‌طرفی نامتقارن» ارزیابی می‌کند.

رویکردی که در آن قزاقستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و قرقیزستان، هر یک به فراخور محدودیت‌ها، اولویت‌ها و آسیب‌پذیری‌های خود، در فاصله‌ای نابرابر با طرف‌های جنگ قرار گرفته‌اند. این یادداشت می‌کوشد تا با واکاوی ابعاد دیپلماتیک، اقتصادی، امنیتی و انسانی، نشان دهد که چگونه بحران ایران، مفاهیمی چون «سیاست چندبرداری» و «توازن» را در عمل دچار فرسایش کرده و شکنندگی شبکۀ راهگذرها و پیوندهای منطقه‌ای را آشکار کرده است.

درآمد

از آغاز تهاجم آمریکایی-صهیونیستی به ایران در ۲۸ فوریۀ 2026 تاکنون (روزهای پایانی آوریل)، به نظر نمی‌رسد که بتوان واکنش آسیای مرکزی به این جنگ را با مفاهیم ساده‌ای چون «سکوت»، «بی‌طرفی» یا «احتیاط» بازشناخت؛ بلکه الگوی رفتاری این کشورها، بیش از هر چیز، نشان‌دهندۀ نوعی «بی‌طرفی نامتقارن» است! همۀ دولت‌های منطقه در سطح رسمی از ورود علنی به صف‌بندی جنگی پرهیز کردند، اما در سطح لحن دیپلماتیک، ترتیب تماس‌ها، میزان همدلی با ایران، نحوۀ ارائۀ کمک‌های انسانی و حتی در مدیریت تبعات اقتصادی و ترانزیتی، رفتارهای متفاوت و نابرابر بروز دادند.

همین تفاوت‌ها نشان می‌دهد که بی‌طرفی در آسیای مرکزی نه یک اصل ثابت حقوقی، بلکه راهبردی انعطاف‌پذیر برای بقا در محیطی پرهزینه بوده است؛ راهبردی که برای هر کشور معنایی متفاوت دارد؛ برای قزاقستان حفظ توازنِ رو به فرسایش، برای تاجیکستان همدلی فرهنگی بدون ورود به تقابل، برای ازبکستان محافظت از مسیر توسعه، برای ترکمنستان صیانت از حاشیۀ امن و برای قرقیزستان مهار بازتاب‌های اجتماعی بحران.

قزاقستان

در این نگاه، قزاقستان برجسته‌ترین مورد برای فهم «نامتقارن» بودنِ بی‌طرفی است. سیاست خارجی آستانه در سال‌های گذشته بر منطق «چندبرداری» استوار بوده است؛ یعنی، حفظ روابط متوازن با روسیه، چین، غرب، جهان ترک، خلیج فارس و همسایگان منطقه‌ای.

اما جنگ علیه ایران نشان داد که این سیاست «چندبرداری»، در شرایط بحران، لزوماً به توازن واقعی منتهی نمی‌شود. «قاسم ‌ژومارت توکایف» در پیام‌رسانی رسمی، به‌سرعت همبستگی خود را با رهبران عربی خلیج فارس ابراز کرده و حملات به خاک آنان را نیز محکوم کرد، در حالی که پیام به ایران در سطحی پایین‌تر و از مجرای وزارت امور خارجه باقی ماند! (و حتی هم‌اکنون، این کشور میزبان رئیس رژیم صهیونیستی است که در قالب سفری رسمی به قزاقستان سفر کرده است). 

این تفاوت صرفاً یک امر جزئی تشریفاتی به شمار نمی‌رود، بلکه می‌توان آن را بازتابی از جابه‌جایی اولویت‌ها در ذهن سیاست‌گذاران قزاقستان دانست. قزاقستان تمایل نداشت در ائتلاف ضدایرانی دیده شود، اما هم‌زمان نمی‌خواست هزینۀ نمادین نزدیکی به تهران را در زمانی بپردازد که مناسباتش با بازیگران عربی، غربی و سرمایه‌گذاران خارجی اهمیت بیشتری یافته است. از این‌رو، بی‌طرفی آستانه بیش از آنکه به معنای فاصلۀ برابر از طرف‌های درگیر باشد، به معنای «مدیریت نابرابر فاصله‌ها» قابل استنباط است. همین نکته نیز سبب می‌شود تا از «فرسایش دیپلماسی چندبرداری» سخن گفته شود؛ چرا که در لحظۀ جنگ، سیاست «چندبرداری»، از یک مدل متوازن به نوعی سلسله‌مراتب اولویت‌ها تبدیل شده است.

تاجیکستان

تاجیکستان در نقطه‌ای متفاوت از این طیف قرار گرفت. نزدیکی زبانی، فرهنگی و تاریخی دوشنبه با ایران موجب شد که فضای اجتماعی و حتی لحن رسمی آن نسبت به دیگر دولت‌های آسیای مرکزی گرم‌تر باشد. تاجیکستان در کمک‌های انسانی به ایران فعال‌تر ظاهر شد و «امامعلی رحمان» نیز بر همبستگی با «ملت دوست و برادر ایران» تأکید کرد. اما در عین‌حال، این همبستگی، به محکوم کردن مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی منجر نشد. در طرف تاجیکی، این رویکرد بیش از آنکه تعارض یا دوگانگی باشد، بیانگر محدودیت‌های ساختاری سیاست خارجی تاجیکستان است. دوشنبه از یک‌سو نمی‌تواند پیوند فرهنگی با ایران را نادیده بگیرد و از سوی دیگر، به دلیل آسیب‌پذیری اقتصادی، وابستگی امنیتی به روسیه و چین، و نگرانی دائمی از سرریز ناامنی از افغانستان، قادر نیست این همدلی را به موضع‌گیری پرهزینۀ ضدآمریکایی یا ضداسرائیلی تبدیل کند. بنابراین، تاجیکستان هرچند ابراز «همدلی» کرد، اما از «هم‌پیمانی» دور ماند. این تمایز نشان می‌دهد که در آسیای مرکزی، همدلی یا «بیان همبستگی»، ضرورتاً به صف‌بندی میدانی منتهی نمی‌شود؛ زیرا دولت‌های این منطقه، بیش از هر چیز، در پی جلوگیری از کشیده شدن بحران به داخل مرزهای خود هستند.

ازبکستان

ازبکستان نیز رویکردی توسعه‌محور و خطر‌گریز اتخاذ کرد. تاشکند نه در پی نمایش همدلی برجسته با ایران برآمد و نه مایل بود در صف خصومت با تهران قرار گیرد. بر این اساس، به نظر می‌رسد که خروجی اصلی سیاست ازبکستان (که بر منطقِ اولویتِ ثبات داخلی، اصلاحات اقتصادی، جذب سرمایه و استمرار گشایش‌های منطقه‌ای استوار است) بر اخذ مواضعی مانند دعوت به خویشتن‌داری، کاهش تنش و حفاظت از مسیرهای تجاری متمرکز بوده است. این موضع‌گیری محتاطانه، در واقع برآیندِ طبیعیِ آسیب‌پذیری اقتصادی منطقه است (تا جایی که، بازارهای داخلی ازبکستان نیز از اختلال زنجیره تأمین با ایران متأثر شده و برخی کالاهای وارداتی، افزایش قابل توجه قیمت را تجربه کرده است). از این منظر، بی‌طرفی ازبکستان را نه بی‌تفاوتی، بلکه می‌توان احتیاطی توسعه‌محور ارزیابی کرد؛ با این هدف که «جنگی در جنوب»، طرح اصلاح و رشد در داخل را مختل نکند. چرا که در الگوی ازبکی، امنیت ملی نه صرفاً با تهدید نظامی، بلکه با قطع مسیرهای لجستیکی، افزایش تورم و تزلزل فضای سرمایه‌گذاری تعریف می‌شود.

ترکمنستان

ترکمنستان اما پیچیده‌ترین و در عین حال آسیب‌پذیرترین نمونه است. عشق‌آباد به‌طور سنتی بر اصل «بی‌طرفی دائمی» تکیه می‌کند و در بحران ایران نیز کم‌صداترین موضع رسمی را به خود اختصاص داد. با این حال، بی‌طرفی ترکمنستان بیش از آنکه نمایش توانایی باشد، نشان‌دهندۀ آسیب‌پذیری آن است. داده‌های موجود تصریح می‌کند که این کشور از همان روزهای نخست جنگ، از اختلال در مرزها، توقف کامیون‌ها و جهش قیمت کالاهای وابسته به واردات از ایران، نابسامانی آشکاری را تجربه کرده است. در عین حال، گزارش‌های تحلیلی دربارۀ جایگاه ترکمنستان تأکید می‌کند که این کشور هرچند از بازیگران مستقیم این جنگ به شمار نمی‌رود، اما می‌بایست آن را «فضایی حساس در پیرامون بحران» تلقی کرد؛ فضایی که اهمیت ژئوپلیتیکی آن افزایش یافته است، بدون آنکه سند قاطعی از مشارکت میدانی آن وجود داشته باشد! مبتنی بر این تمایز، ترکمنستان برای بازیگران بیرونی ممکن است «گذرگاه»، «حائل» یا «کانال ارتباطی» بالقوه باشد، اما منطق سیاست خارجی آن اقتضا می‌کند که نه تهران را تحریک کند و نه فرصت ارتباط با دیگر قدرت‌ها را از دست بدهد. بنابراین، بی‌طرفی عشق‌آباد در این بحران را می‌توان نوعی «ابهام راهبردیِ تدافعی» دانست: سکوتی که در عین رسمی بودن، زیر فشار شدید اقتصادی و جغرافیایی قرار دارد.

قرقیزستان

قرقیزستان در این میان، منفعل‌تر از دیگران ظاهر شده است. هرچند انفعال آن را نیز می‌توان معنادار دانست. چرا که در برخی دوره‌های بحران، گاه اهمیت اصلی نه در موضع رسمی، بلکه در شکاف میان دولت و جامعه نهفته است. گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که در سطح افکار عمومی منطقه، همدلی با ایران در همۀ کشورها یکسان نبوده (یا یکسان منعکس نشده) است. در تاجیکستان و بخش‌هایی از ازبکستان، به دلیل پیوندهای تاریخی-فرهنگی و نیز حضور عناصر هویتی و مذهبی، همدلی بیشتری دیده شده است؛ در حالی که در جوامع «تورانی‌تر» مانند قزاقستان و بخش‌هایی از قرقیزستان شمالی، این همدلی ضعیف‌تر ظاهر شده است و حتی به نظر می‌رسد که برخی محافل ملی‌گرا از تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی حمایت کرده‌اند! از این منظر، سکوت قرقیزستان، نه‌صرفاً انفعال (یا فقدان سیاست)، بلکه احتمالاً تلاشی برای دور نگه داشتن ابعاد بحران خارجی از جامعه‌ای است که آمادگی بالایی برای قطبی‌شدن در موضوع‌های فراملی دارد. از سوی دیگر، این نمونه نشان می‌دهد که «بی‌طرفی نامتقارن»، صرفاً در سطح روابط بین دولت‌ها عمل نمی‌کند، بلکه در نسبت میان نخبگان، افکار عمومی و رمزگان هویتی نیز بازتاب می‌یابد.

شکنندگی راهگذرها؛ اختلال در تنوع ژئواکونومیک

اما فراتر از موضع‌گیری‌های سیاسی، مهم‌ترین ضربۀ این جنگ در حوزۀ اقتصاد و راهگذرها قابل بررسی است. آسیای مرکزی در سال‌های اخیر کوشیده است تا از طریق تنوع‌بخشی به مسیرها، وابستگی تاریخی خود را به یک یا دو راهگذر اصلی کاهش دهد. راهگذر میانی، مسیرهای خزر، ارتباط با خلیج فارس و مشارکت در راهگذر شمال-جنوب، همگی بخشی از این راهبرد به شمار می‌رود. اما جنگ علیه ایران نشان داد که این تنوع هنوز در سطح ظرفیت واقعی تثبیت نشده است. چراکه با اختلال در مسیرهای عبوری از ایران، ظرفیت‌های مربوط به مسیر شمال-جنوب و حتی شاخۀ جنوبی راهگذر شرق-غرب، عملاً فلج شده و بسته شدن (یا ناامن ‌شدن) حوزۀ هرمز، مسیر کالا از بنادر عربی به ایران و سپس به آسیای مرکزی را دچار فروپاشی کرده است. در چنین شرایطی، مسیرهای شمالی نیز زیر سایۀ جنگ اوکراین و تحریم‌ها با محدودیت روبه‌رو است و مسیر افغانستان-پاکستان نیز همچنان ناامن و غیرقابل اتکاست.

در نتیجه، آنچه بر روی نقشه «تنوع ژئواکونومیک» به نظر می‌رسید، در عمل، به شبکه‌ای شکننده از گزینه‌های ناقص تبدیل شد. جنگ ایران این واقعیت را برملا کرد که مدل توسعۀ راهگذرمحور آسیای مرکزی بدون ثبات در جنوب (و به‌طور ویژه در ایران) و بدون سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های جایگزین، با هر شوک پیرامونی می‌تواند دچار اخلال ساختاری شود.

امنیت انسانی و «ترس» از سرریز بحران

بُعد انسانی و امنیتی بحران نیز برای دولت‌های آسیای مرکزی بسیار مهم است. برخلاف تصور رایج، ایران برای آسیای مرکزی صرفاً یک همسایۀ ژئوپلیتیکی نیست؛ بلکه هم‌زمان بخشی از شبکۀ مبادله و تجارت خرد، تردد آموزشی، گردشگری پزشکی و پیوندهای اجتماعی است. بر همین اساس، با گسترش جنگ، دولت‌های منطقه ناچار شدند تخلیۀ اتباع خود از ایران و ارسال کمک‌های اضطراری را در اولویت قرار دهند. قزاقستان و ازبکستان مسیرهای خروج زمینی از طریق آذربایجان، ترکمنستان و گذرگاه‌های مرزی را فعال کردند و اتباع این کشورها از این مسیرها خارج شدند. این تحرکات نشان می‌دهد که این جنگ نه‌تنها بر سیاست کلان، بلکه بر ابعادی از امنیت انسانی منطقه نیز تأثیر فوری گذاشته است. افزون بر این، نگرانی از سرریز بحران در محاسبات امنیتی دولت‌های منطقه افزایش یافت (هرچند این محاسبات، با فضای واقعی و تحولات میدانی جنگ نسبتی نداشته و برآمده از دغدغۀ داخلی و مبتنی بر شناخت ناکافی و سوءبرداشت این کشورها بوده است). در این معنا، ایران برای آسیای مرکزی هم‌زمان «منبع ریسک/احتمال خطر» و «سد امنیتی» به شمار می‌رود (در نگاهِ شتابزدۀ این کشورها، این گونه استنباط می‌شود) و تضعیف آن، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت برخی بازیگران را خشنود کند، اما در میان‌مدت و بلندمدت، در راستای اهداف توسعه و امنیت این کشورها دانسته نمی‌شود.

انرژی؛ فرصت متناقض خزر در سایۀ جنگ

در حوزۀ انرژی، تحولات تنگۀ هرمز موجب شد تا اهمیت خزر و ذخایر هیدروکربنی آسیای مرکزی بار دیگر برجسته شود. با افزایش بهای نفت و بالا رفتن ریسک در خلیج فارس، توجه بین‌المللی به ظرفیت‌های قزاقستان و ترکمنستان بیشتر شد و بحث امکان احیای «اتصال گاز ترکمنستان به راهگذرهای فرامرزی»، به‌ویژه از مسیر خزر، دوباره قوت گرفت. با این حال، این فرصت برای همۀ کشورها یکسان و بی‌هزینه نیست. قزاقستان ممکن است از رشد قیمت نفت منتفع شود، اما محدودیت‌های صادراتی و وابستگی به برخی مسیرهای موجود، از سرعت تبدیل این فرصت به مزیت واقعی می‌کاهد. ترکمنستان نیز اگرچه در کوتاه‌مدت از جنگ متأثر شده، اما در چشم‌انداز زمانی فراخ‌تر، مجدداً به‌عنوان دارندۀ ذخایر بزرگ گاز در مرکز توجه قرار گرفته است. بنابراین، جنگ ایران دو تأثیر متضاد بر ژئوپلیتیک انرژی آسیای مرکزی داشته است: از یک‌سو فشار تورمی، اختلال تجاری و ناامنی مسیرها را تشدید کرده و از سوی دیگر، ارزش راهبردی خزر و راهگذرهای غیرهرمزی را بالا برده است.

برآیند

می‌توان مدعی بود که آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران، نه به ائتلاف جنگ پیوست و نه از بی‌طرفی متقارن و خالص پیروی کرد. قزاقستان، با فاصله‌گذاری نمادین و فرسایش چندبرداری، تاجیکستان با همدلی فرهنگی و احتیاط امنیتی، ازبکستان با محافظه‌کاری توسعه‌محور، ترکمنستان با سکوت رسمی و آسیب‌پذیری اقتصادی و قرقیزستان با بی‌صدایی کنترل‌گرانه در برابر شکاف‌های اجتماعی، همگی در قالبی از بی‌طرفی نامتقارن عمل کردند. این الگو نشان می‌دهد که در شرایط جنگ مستقیم، مفاهیمی چون سیاست چندبرداری، موازنۀ نرم و بی‌طرفی حقوقی، به‌سرعت تحت فشار واقعیت‌های سخت ژئوپلیتیکی بازتعریف می‌شود. آسیای مرکزی کوشید تا خود را از میدان جنگ دور نگه دارد، اما اقتصاد، راهگذرها، بازارها، افکار عمومی و امنیت انسانی آن، نشان داد که فاصلۀ جغرافیایی ضرورتاً به‌معنای مصونیت راهبردی نیست و «سازگاری» هر یک از دولت‌های منطقه نیز با شکنندگی خاص خود مواجه است. 

کد خبر:4280

اشتراک گذاری
مولف : بهروز قزل پژوهشگر موسسه مطالعات راهبردی شرق
مرجع : مرکز مطالعات راهبردی شرق
  • عناوین مرتبط
رفتارشناسی آسیای مرکزی در قبال تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایران
آسیای مرکزی پس از ژئوپلیتیک: رقابت قدرت‌ها در میدان اقتصاد
گفتمان چندوجهی مقام معظم رهبری در قبال آسیای مرکزی
راهبرد تأمین امنیت آسیای مرکزی در شرایط فروپاشی نظم جهانی
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

 

مقاله

رفتارشناسی آسیای مرکزی در قبال تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایران
رفتارشناسی آسیای مرکزی در قبال تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایران
تحول الگوی منازعۀ افغانستان و پاکستان و پیامدهای آن برای ایران
تحول الگوی منازعۀ افغانستان و پاکستان و پیامدهای آن برای ایران
تأثیرات جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر افغانستان
تأثیرات جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر افغانستان
بی‌طرفی نامتقارن؛ الگوی رفتاری آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونی علیه ایران
بی‌طرفی نامتقارن؛ الگوی رفتاری آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونی علیه ایران

مصاحبه

واکاوی و آسیب‌شناسی روابط ج.ا.ایران و قرقیزستان
واکاوی و آسیب‌شناسی روابط ج.ا.ایران و قرقیزستان
آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی

ترجمه

مجلس عسکری کاروان: ظهور آرام اما هوشمندانۀ یک جناح انعطاف‌پذیر طالبان
مجلس عسکری کاروان: ظهور آرام اما هوشمندانۀ یک جناح انعطاف‌پذیر طالبان
شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی
شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی
فناوری پهپادی/ضدپهپادی و تقویت شبه‌نظامیان در عصر جنگ‌های نوین
فناوری پهپادی/ضدپهپادی و تقویت شبه‌نظامیان در عصر جنگ‌های نوین
«بازی انتظار» چین در افغانستان
«بازی انتظار» چین در افغانستان
🟥 526مین نشریه تخصصی "مطالعات شرق" منتشر شد.
 
'
  • پيوندها
  • ارتباط با ما
  • دربارۀ ما
  • آرشيو
جستجوی پيشرفته
نقل و نشر مطالب با ذکر منبع آزاد است
توليد شده توسط نرم افزار جامع ”استوديو خبر“