English
سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ ساعت: ۱۶:۰۳
  • صفحه نخست
  • کشورهای هدف
    • افغانستان
    • پاکستان
    • آسیای مرکزی
    • ترکمنستان
    • تاجیکستان
    • قزاقستان
    • قرقیزستان
    • ازبکستان
  • موضوعات
    • سیاسی
    • امنیتی
    • اقتصادی
    • فرهنگ و تمدن
  • انتشارات
    • نشریه تخصصی
    • ویژه‌نامه
    • گاهنامه
    • اینفوگرافیک
گزارش تحلیلی > آسیای مرکزی
تاریخ انتشار
سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۱۵
جالب است
۰
کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس و آسیای مرکزی
پویایی مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب خلیج فارس در سایۀ جنگ علیه ایران
«بهروز قزل»؛ پژوهشگر
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که می‌بایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبه‌رو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود به‌عنوان سرمایه‌گذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوع‌بخشی می‌کوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینه‌های مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
پویایی مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب خلیج فارس در سایۀ جنگ علیه ایران
🖊️ نویسنده: بهروز قزل؛ پژوهشگر مؤسسۀ مطالعات راهبردی شرق 
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 15 دقیقه 

  1. مقدمه

  2. منطق جدید خلیج فارس؛ از سرمایه‌گذاری تا ژئواکونومی

  3. آسیای مرکزی در برابر جنگ؛ احتیاط، تنوع‌بخشی و کاهش ریسک

  4. راهگذرها؛ از اتکای ایران‌محور تا شبکه‌های چندمسیره با حفظ محوریت ایران

  5. بُعد سیاسی و امنیتی؛ خلیج فارس به‌مثابه شریک ثبات، ایران به‌مثابه ضرورت جغرافیایی

  6. ایران؛ کاهش انحصار ژئواکونومیک، اما نه حذف از معادله

  7. جمع‌بندی

پویایی مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب خلیج فارس در سایۀ جنگ علیه ایران

مقدمه

مطالعات شرق | جنگ جاری علیه ایران، فراتر از یک ستیزۀ صرفاً نظامی، به تکانه‌ای ژئواکونومیک و ژئوپلیتیکی در سراسر اوراسیا بدل شده است. پیش از جنگ آمریکایی- صهیونی علیه ایران، رابطۀ آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس عمدتاً بر سه محور استوار بود: سرمایه‌گذاری مستقیم، اتصال ترانزیتی و همکاری‌های انرژی و کشاورزی. اما جنگ این معادله را از جهات گوناگون تغییر داده است. در چشم‌اندازی واقع‌گرایانه، ایران در شرایط جنگی، صرفاً یک همسایۀ جنوبی یا یک مسیر بالقوه نیست؛ بلکه خواه‌ناخواه به عرصه‌ای از نااطمینانی (هرچند مقطعی) تبدیل شده که هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه، تجارت و سرمایه‌گذاری را در همۀ پیرامون خود افزایش داده است. با این حال، این نااطمینانی به کرانه‌های شمالی خلیج فارس محدود نمانده است. تنگۀ هرمز که شاهرگ حیاتی ترانزیت منطقه است، با تهدیدهای امنیتی مکرر، افزایش ریسک بیمه و احتیاط شدید شرکت‌های کشتیرانی روبه‌رو شده است و در نتیجه، جذابیت لجستیکی بنادر امارات و دیگر کشورهای عربی نیز به همان نسبت کاهش یافته است. در چنین شرایطی، رویکرد طبیعی دولت‌های آسیای مرکزی حرکت به سمت تنوع‌بخشی در شرکا و مسیرها بوده است؛ امری که با منطق کلی سیاست خارجی این کشورها یعنی «موازنه‌سازی بدون صف‌آرایی» نیز سازگار است.

مطالعات مربوط به آسیای مرکزی نشان می‌دهد که این منطقه در برابر رقابت قدرت‌های بزرگ معمولاً به‌جای انتخاب یک محور، راهبردی چندبُرداری و احتیاط‌آمیز در پیش می‌گیرد و به نظر می‌رسد در شرایط جنگ کنونی نیز این «احتیاطِ فعال» تشدید شده است؛ از یک‌سو هیچ‌یک از جمهوری‌های آسیای مرکزی مایل نیست رابطۀ خود را با ایران تخریب کند، زیرا ایران همچنان یک مسیر مستقیم و یکی از کوتاه‌ترین راه‌های دسترسی به آب‌های آزاد است و از سوی دیگر این کشورها مایل نیستند منافع تجاری و مالی خود را بیش از حد در معرض نااطمینانی‌های ناشی از جنگ قرار دهند. در نتیجه، کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس نه به‌عنوان یک «جایگزین کامل»، بلکه به‌مثابه یک «گزینۀ مکمل» در سبد تنوع‌بخشی اقتصادی و ترانزیتی آسیای مرکزی اهمیت بیشتری یافته‌اند.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ رمضان، بازآرایی مناسبات میان آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس است. این رابطه که در سال‌های اخیر بر پایۀ اقتصاد، سرمایه‌گذاری، ترانزیت، انرژی، غذا و فناوری رو به گسترش بوده، اکنون زیر سایۀ جنگ، معنایی تازه یافته است. حوزۀ جنوبی خلیج فارس برای دولت‌های آسیای مرکزی، در حال تبدیل‌شدن از یک «شریک مالی» به «ضامن تنوع‌بخشی راهبردی» است. حال‌آنکه، ایران که پیش‌تر یکی از گذرگاه‌های اصلی اتصال جنوب اوراسیا به‌شمار می‌رفت، با هزینۀ ریسک فزاینده‌ای روبه‌رو شده است. با این همه، این جنگ نه‌تنها موقعیت ایران، بلکه شبکه‌های لجستیکی کرانه‌های جنوبی خلیج فارس را نیز دستخوش بی‌ثباتی کرده است و واقعیت جغرافیایی ایران، همچنان مسیر دسترسیِ بخش بزرگی از آسیای مرکزی به آب‌های گرم به‌شمار می‌رود.

منطق جدید خلیج فارس؛ از سرمایه‌گذاری تا ژئواکونومی

کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحدۀ عربی و عربستان سعودی، در سال‌های اخیر سیاستی فراتر از «صرفاً سرمایه‌گذاری» در پیش گرفته و در تلاش برای تدارک شبکه‌هایی از نفوذ ژئواکونومیک در قالب بنادر، مناطق آزاد، خطوط هوایی، خدمات مالی، فناوری، زنجیره‌های غذایی، انرژی‌های پاک و لجستیک برآمده‌اند. از این‌رو، این دولت‌ها، آسیای مرکزی را نه فقط بازاری برای سرمایه، بلکه عرصه‌ای برای تثبیت موقعیت خود به‌عنوان یک مرکز مستقل سیاست خارجی و اقتصادی می‌بینند. تا پیش از آغاز جنگ، کشورهای حوزۀ خلیج فارس بیش از ۱۶ میلیارد دلار در طرح‌های انرژی، زیرساخت، لجستیک و بانکداری در کشورهای آسیای مرکزی سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

در حالی‌که جنگ علیه ایران، این منطق را به‌طور متناقضی هم تقویت و هم تضعیف کرده است. از یک‌سو با افزایش ریسک عبور از مسیر ایران، راهگذرهای دریایی و لجستیکی خلیج فارس می‌توانند خود را به‌عنوان «هاب/قطب امن‌تر» به دولت‌های آسیای مرکزی عرضه کنند. اما از سوی دیگر، خود این هاب‌ها نیز از پیامدهای جنگ مصون نمانده‌اند. برای مثال، بندر جبل‌علی که زمانی قطب اصلیِ بازصادرات به ایران و آسیای مرکزی شناخته می‌شد، با اختلال در فعالیت‌ها و کاهش شدید تردد کشتی‌ها روبه‌رو شده است. ایران نیز با اجرای سیاست‌های تشدیدِ کنترل و محدودسازی عبور، عملاً نشان داده که امنیت مسیرهای دریایی جنوب خلیج فارس به همان اندازۀ کرانه‌های شمالی آن آسیب‌پذیر است. بنابراین، برخلاف برخی تحلیل‌ها که بنادر عربی خلیج فارس را «پناهگاه امن لجستیکی» در شرایط جنگی می‌داند، واقعیت میدانی از «شکنندگی دوجانبۀ همۀ کرانه‌ها» حکایت دارد.

آسیای مرکزی در برابر جنگ؛ احتیاط، تنوع‌بخشی و کاهش ریسک

دولت‌های آسیای مرکزی در مواجهه با بحران‌های بین‌المللی معمولاً به‌دنبال تبدیل تهدید به فرصت‌اند. آنچه اکنون رخ داده است نیز، از همین الگو پیروی می‌کند. افزایش تماس‌های سطح بالا با دولت‌های عربی حاشیۀ خلیج فارس، امضای تفاهم‌نامه‌های سرمایه‌گذاری، فعال‌سازی مسیرهای جدید ترانزیتی و تلاش برای جذب سرمایه در بخش‌های انرژی، کشاورزی و لجستیک، همگی می‌توانند مصادیق الگوی مذکور دانسته شوند. مصادیقی که نه ضرورتاً نشانۀ هم‌سویی ایدئولوژیک، بلکه تجلی نوعی عقلانیت بقا یا «منطق اقتصادی» است.

در واقع، جنگ علیه ایران به دولت‌های آسیای مرکزی یادآوری کرده است که وابستگی به یک مسیر یا یک شریک واحد، چه از نظر ترانزیت و چه از نظر انرژی، می‌تواند بسیار پرهزینه باشد. به همین دلیل، اولویتِ راهبردی تنوع‌بخشی به مسیرها، بیش از پیش آشکار شده است؛ درعین‌حال که این تنوع‌بخشی، لزوماً به معنای حذف ایران نیست. گزارش‌ها و اخبار مربوط به «راهگذرها، خطوط لوله و برق» نشان می‌دهد که دولت‌های آسیای مرکزی در حال گسترش روابط اقتصادی خود از طریق سازوکارهایی هستند که صرفاً بر مبادلۀ کالا مبتنی نبوده، بلکه توأمان شامل شبکه‌های زیرساختی و انرژی است. در این میان، کرانۀ جنوبی خلیج فارس یکی از کانون‌های مهم این تنوع‌بخشی است، اما نه به قیمت (یا امکان) کنارگذاشتن کامل ایران.

راهگذرها؛ از اتکای ایران‌محور تا شبکه‌های چندمسیره با حفظ محوریت ایران

مهم‌ترین پیامد جنگ برای رابطۀ آسیای مرکزی و خلیج فارس، تغییر در هندسۀ راهگذرهاست. پیش‌تر، ایران در بسیاری از طرح‌های اتصال، نقش حلقۀ میانی را داشت؛ چه در مسیرهای شمال- جنوب، چه در دسترسی به خلیج فارس، و چه در اتصال شرق- غرب. درحالی‌که اکنون، بی‌ثباتی ناشی از جنگ، ذهنیت بازیگران را تحت‌تأثیر قرار داده و بازاندیشی در خصوص مسیرهای جایگزین را جذاب‌تر کرده است. بنابراین، حداقل دو روند در این زمینه برجسته است:

  1. کاهش موقت ضریب اطمینان به مسیرهای عبوری از ایران، بدون آنکه جایگزین راهبردی پایداری برای همۀ کشورها پدید آمده باشد.
  2. تقویت جایگاه مسیرهای ترکیبی از دریای خزر، قفقاز جنوبی و ترکیه (از جمله «راهگذر میانی»)؛ به‌عنوان گزینه‌های مکمل (نه جایگزین کامل).

راهگذرها و زیرساخت‌ها در منطقۀ آسیای مرکزی صرفاً ابزارهای اقتصادی نیستند، بلکه نقاط تمرکز رقابت ژئوپلیتیکی نیز محسوب می‌شوند. بنابراین، جنگ علیه ایران نه فقط مسیرهای موجود را مختل کرده، بلکه معیارهای ارزیابی ریسک را نیز تغییر داده است. با این حال، باید توجه داشت که مسیر دسترسی اصلی کشورهای آسیای مرکزی به بنادر خلیج فارس کماکان از خاک ایران عبور می‌کند. به سخن دیگر، ایران نه‌تنها یک مقصد ترانزیتی، بلکه راهگذر ضروری دسترسی به کرانه‌های جنوبی خلیج فارس است و این واقعیت جغرافیایی، با هیچ جنگ یا تحریمی از میان نمی‌رود.

بُعد سیاسی و امنیتی؛ خلیج فارس به‌مثابه شریک ثبات، ایران به‌مثابه ضرورت جغرافیایی

یکی از دلایل مهم گرایش آسیای مرکزی به کشورهای عربی خلیج فارس، نقش سیاسی و امنیتی این کشورهاست. دولت‌های آسیای مرکزی معمولاً به‌دنبال شرکایی بوده‌اند که بدون درگیرکردن آنها در ائتلاف‌های سخت، بتوانند سرمایه، فناوری و مشروعیت دیپلماتیک فراهم کنند. از منظر تاریخی نیز امنیت در خلیج فارس و آسیای مرکزی همواره به‌هم پیوند خورده است. در شرایط جنگ علیه ایران، این پیوندها بار دیگر برجسته شده‌اند. بی‌ثباتی ایران می‌تواند بر قاچاق، تحرکات غیررسمی، شبکه‌های مالی و حتی ادراک تهدید در آسیای مرکزی اثر بگذار.

. با این وصف، برخلاف تصوری که جنوب خلیج فارس را «جزیرۀ امن» در برابر «ایران بی‌ثبات» می‌پندارد، شواهد نشان می‌دهد که جنگ، موقعیت امنیتی همۀ کرانه‌های خلیج فارس را به یک اندازه شکننده کرده است. استفادۀ ایران از حق دفاع مشروع و حملات تلافی‌جویانه، هشدارهای امنیتی به ساکنان مناطق نزدیک به بنادر امارات و خروج حجم قابل توجهی از سرمایه‌ها از منطقه، همگی گواه آن است که امنیت در خلیج فارس بیش از هر زمان دیگر یک «کالای مشترک» است فلذا یا ثبات برای همه است و یا بی‌ثباتی دامان همه را می‌گیرد.

ایران؛ کاهش انحصار ژئواکونومیک، اما نه حذف از معادله

برای ایران، مهم‌ترین پیامد این تحول آن است که انحصار نسبی آن در اتصال آسیای مرکزی به جنوب و آب‌های آزاد، خواه‌ناخواه تحت تأثیر قرار گرفته است. تاکنون، موقعیت جغرافیایی ایران آن را به گذرگاه طبیعی بسیاری از طرح‌های ترانزیتی بدل کرده بود. اما تداوم شرایط جنگی، تحریم‌ها و ریسک‌های سیاسی، در حال «مشروط» کردن این مزیت است. پیامدهای این وضعیت برای ایران چندگانه است:

  • کاهش موقت درآمد و نفوذ ترانزیتی؛
  • تضعیف نسبی مزیت ایران در راهگذرهای شمال- جنوب و شرق- غرب؛
  • کاهش تمایل شرکای آسیای مرکزی به وابستگی بلندمدت (یا انحصاری) به مسیرهای ایرانی؛
  • دشوارتر شدن بازگشت سریع به وضعیت پیش از جنگ، بدون بازسازی اعتماد و کاهش محسوس ریسک.

با این حال، حذف ایران از این معادله نیز، نه محتمل است و نه ممکن. موقعیت چهارراهی ایران، دسترسی به خلیج فارس و دریای عمان و اتصال مستقیم به شبکۀ ریلی آسیای مرکزی، مزیت‌هایی ساختاری هستند که با هیچ جنگ یا تحریمی از میان نمی‌روند. حتی اگر کشورهای آسیای مرکزی به‌دنبال استفاده از بنادر امارات یا عمان باشند، باز هم بخش مهمی از مسیر خشکی آنان از ایران می‌گذرد. به‌بیان دیگر، ایران نه فقط یک مسیر، بلکه دروازۀ الزامی دسترسی به کرانه‌های جنوبی خلیج فارس است.

جمع‌بندی

جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که می‌بایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبه‌رو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود به‌عنوان سرمایه‌گذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوع‌بخشی می‌کوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینه‌های مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.

ایران نیز با چالشی جدی در بازسازی نقش خود در حوزه‌های ترانزیتی و انرژی مواجه است، اما همچنان، برگ‌های برندۀ جغرافیایی و زیرساختی قابل توجهی در اختیار دارد. در عین‌حال که در چنین شرایطی، بازسازی اعتماد، کاهش ریسک و ارائۀ دوبارۀ ظرفیت‌های خود به‌عنوان یک مسیر امن، کارآمد و پیش‌بینی‌پذیر، شرط لازم برای ایران، با هدف جلوگیری از هرگونه حاشیه‌نشینی ژئواکونومیک در جنوب اوراسیا است.

کد خبر:4294

اشتراک گذاری
مولف : بهروز قزل پژوهشگر موسسه مطالعات راهبردی شرق
مرجع : موسسـه مطالعـات راهبـردی شـرق وابسـته بـه دانـشوران خراسـان
  • عناوین مرتبط
رفتارشناسی آسیای مرکزی در قبال تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایران
بی‌طرفی نامتقارن؛ الگوی رفتاری آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونی علیه ایران
ریسک‌های ژئوپلیتیکی آسیای مرکزی در 2026
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

 

مقاله

پویایی مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب خلیج فارس در سایۀ جنگ علیه ایران
پویایی مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب خلیج فارس در سایۀ جنگ علیه ایران
ظرفیت‌ها و موانع همکاری پاکستان و ج.ا.ایران در شرایط پساجنگ
ظرفیت‌ها و موانع همکاری پاکستان و ج.ا.ایران در شرایط پساجنگ
رفتارشناسی آسیای مرکزی در قبال تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایران
رفتارشناسی آسیای مرکزی در قبال تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایران
تحول الگوی منازعۀ افغانستان و پاکستان و پیامدهای آن برای ایران
تحول الگوی منازعۀ افغانستان و پاکستان و پیامدهای آن برای ایران

مصاحبه

آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
​بازخورد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران در آسیای مرکزی
​بازخورد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران در آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی

ترجمه

افغانستان و پاکستان در آستانه «جنگ باز»؛ ضرورت کاهش تنش
افغانستان و پاکستان در آستانه «جنگ باز»؛ ضرورت کاهش تنش
آسیای مرکزی و راهبرد امریکا در سایۀ بحران خاورمیانه
آسیای مرکزی و راهبرد امریکا در سایۀ بحران خاورمیانه
مجلس عسکری کاروان: ظهور آرام اما هوشمندانۀ یک جناح انعطاف‌پذیر طالبان
مجلس عسکری کاروان: ظهور آرام اما هوشمندانۀ یک جناح انعطاف‌پذیر طالبان
شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی
شناسایی احتمالی امارت اسلامی افغانستان از سوی ایران؛ چشم‌انداز راهبردی
🟥 526مین نشریه تخصصی "مطالعات شرق" منتشر شد.
 
'
  • پيوندها
  • ارتباط با ما
  • دربارۀ ما
  • آرشيو
جستجوی پيشرفته
نقل و نشر مطالب با ذکر منبع آزاد است
توليد شده توسط نرم افزار جامع ”استوديو خبر“