English
شنبه ۲۷ تير ۱۴۰۵ ساعت: ۱۱:۰۲
  • صفحه نخست
  • کشورهای هدف
    • افغانستان
    • پاکستان
    • آسیای مرکزی
    • ترکمنستان
    • تاجیکستان
    • قزاقستان
    • قرقیزستان
    • ازبکستان
  • موضوعات
    • سیاسی
    • امنیتی
    • اقتصادی
    • فرهنگ و تمدن
  • انتشارات
    • نشریه تخصصی
    • ویژه‌نامه
    • گاهنامه
    • اینفوگرافیک
گزارش تحلیلی > قرقیزستان
تاریخ انتشار
شنبه ۲۷ تير ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۴۳
جالب است
۰
حضور قرقیزستان در شورای امنیت
تحلیلی بر عضویت غیردائم قرقیزستان در شورای امنیت؛ دلالت‌ها برای ایران
بهروز قزل؛ پژوهشگر
متن پیشِ ‌رو در تلاش است تا نشان دهد انتخاب قرقیزستان به‌عنوان عضو غیردائم شورای امنیت، در فضای پرتنش پس از جنگ آمریکا- صهیونیسم علیه ایران در ماه‌های اخیر، صرفاً یک جابه‌جایی تشریفاتی در ساختار سازمان ملل نیست، بلکه رخدادی با دلالت‌های ژئوپلیتیکی و دیپلماتیک مهم (از جمله برای تهران) است.
تحلیلی بر عضویت غیردائم قرقیزستان در شورای امنیت؛ دلالت‌ها برای ایران
🖊️ نویسنده: «بهروز قزل»؛ پژوهشگر مؤسسۀ مطالعات راهبردی شرق
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 13 دقیقه

  1. مقدمه

  2. قرقیزستان به‌عنوان عضو غیردائم شورای امنیت

  3. حضور قرقیزستان در شورای امنیت و ایران

  4. چشم‌انداز واقع‌گرایانه

  5. جمع‌بندی

تحلیلی بر عضویت غیردائم قرقیزستان در شورای امنیت؛ دلالت‌ها برای ایران

مقدمه

متن پیشِ ‌رو در تلاش است تا نشان دهد انتخاب قرقیزستان به‌عنوان عضو غیردائم شورای امنیت، در فضای پرتنش پس از جنگ آمریکا- صهیونیسم علیه ایران در ماه‌های اخیر، صرفاً یک جابه‌جایی تشریفاتی در ساختار سازمان ملل نیست، بلکه رخدادی با دلالت‌های ژئوپلیتیکی و دیپلماتیک مهم (از جمله برای تهران) است. در شرایطی که شورای امنیت می‌تواند به صحنۀ بازتعریف مشروعیت، مسئولیت و فشار بین‌المللی علیه ایران بدل شود، حضور کشوری از آسیای مرکزی با گرایش اعلامی به چندجانبه‌گرایی، دیپلماسی پیشگیرانه و احتیاط امنیتی، می‌تواند هم‌زمان واجد فرصت و محدودیت ارزیابی شود. در این چشم‌انداز، کوشش شده است تا خوانشی از نسبت میان تحولات شورای امنیت، جایگاه آسیای مرکزی و الزام‌های بازآرایی دیپلماسی ایران ارائه شود.

قرقیزستان به‌عنوان عضو غیردائم شورای امنیت

انتخاب قرقیزستان به‌عنوان عضو غیردائم شورای امنیت سازمان ملل متحد برای دورۀ ۲۰۲8–۲۰۲7 را نباید صرفاً یک جابه‌جایی عادی در میان کرسی‌های غیرثابت این نهاد تلقی کرد. این رخداد در بستر تحولات پرتنش سال ۲۰۲۶ و به‌ویژه در فضای پس از جنگ آمریکا- صهیونیسم علیه ایران، معنایی بسیار فراتر از یک موفقیت دیپلماتیک برای بیشکک پیدا می‌کند. شورای امنیت در دهه‌های اخیر هم‌زمان با گسترش دامنۀ تهدیدها، از جنگ‌های بین‌دولتی تا تروریسم، اشاعۀ تسلیحات کشتارجمعی، بحران‌های انسانی و حتی موضوع‌های پیوندخورده با امنیت انسانی، به محل اصلی صورت‌بندی «تهدید» در نظام بین‌الملل تبدیل شده است. در عین حال، این شورا با بحران‌های مزمن مشروعیت، نمایندگی و کارآمدی نیز مواجه بوده و بحث اصلاح ترکیب و شیوۀ عمل آن همچنان حل‌نشده باقی مانده است. در چنین فضایی، ورود کشوری کوچک از آسیای مرکزی به این نهاد، آن هم در شرایطی که نظم منطقه‌ای و جهانی پس از جنگ ۲۰۲۶ دستخوش بازآرایی است، از دو جهت مهم است: نخست، به‌عنوان نشانه‌ای از افزایش وزن دیپلماتیک آسیای مرکزی در معادلات جهانی؛ و دوم، به‌عنوان فرصتی محدود اما معنادار برای کشورهایی مانند ایران که در معرض فشار سیاسی، حقوقی و امنیتی فزاینده قرار دارند و هر روزنه‌ای در ساختار تصمیم‌سازی بین‌المللی می‌تواند برای آنها واجد اهمیت عملی باشد.

از منظر ساختار قدرت در سازمان ملل، گرچه اعضای غیردائم فاقد حق وتو هستند، اما این به معنای کم‌اهمیت بودن آنها نیست. پژوهش‌های مرتبط با عملکرد شورای امنیت نشان می‌دهد که اثرگذاری شورا صرفاً در رأی نهایی خلاصه نمی‌شود، بلکه فرآیندهای پیشین تنظیمِ دستورکار، زبان‌پردازی قطعنامه‌ها، مذاکرات غیرعلنی، ائتلاف‌سازی و حتی تعریف مسئله، در تعیین نتایج نقشی قابل توجه دارد. علاوه بر این، شورا صرفاً نهادی برای «تصمیم نهایی» نیست؛ بلکه یک میدان گفتمانی و هنجاری است که در آن مشروعیت‌سازی برای اقدام، تحریم، میانجیگری، یا حتی سکوت جمعی تولید می‌شود. از این ‌رو، حضور قرقیزستان در این شورا به معنای آن است که بازیگری از آسیای مرکزی در یکی از مهم‌ترین موقعیت‌های تولید روایت امنیت بین‌المللی حضور خواهد داشت.

برای ایران که پس از جنگ ۲۰۲۶ ناگزیر است هم‌زمان در چند جبهه از خود دفاع کند (جبهه‌های نظامی، سیاسی، حقوقی و روایی) این نکته اهمیت دارد که چه کشورهایی در حلقۀ شکل‌دهی به این روایت حضور دارند، حتی اگر توان تحمیل ارادۀ نهایی را نداشته باشند.

اهمیت نمادین این انتخاب برای آسیای مرکزی نیز قابل توجه است. آسیای مرکزی در سه دهۀ گذشته از یک «حاشیۀ ژئوپلیتیک» به «چهارراهی ژئواستراتژیک» تبدیل شده است؛ منطقه‌ای که در آن منافع روسیه، چین، آمریکا، اتحادیۀ اروپا (و تا حدودی ترکیه، ایران، هند و دیگر بازیگران منطقه‌ای) بر هم منطبق یا با هم متعارض می‌شود. ادبیات امنیت منطقه‌ای نشان می‌دهد که این منطقه نه صرفاً موضوع رقابت قدرت‌های بزرگ، بلکه محل شکل‌گیری الگوهای خاصی از «امنیت منطقه‌گرا» و سازوکارهای مشورت و تعدیل تنش نیز به‌شمار می‌رود. انتخاب قرقیزستان، به‌ویژه با پشتوانۀ حمایت منطقه‌ای، می‌تواند نشانه‌ای از رشد تدریجی انسجام دیپلماتیک در آسیای مرکزی تلقی شود؛ انسجامی که به کشورهای منطقه امکان می‌دهد به‌جای آنکه صرفاً موضوع سیاست دیگران باشند، تا حدی در مقام فاعل سیاسی نیز ظاهر شوند.

حضور قرقیزستان در شورای امنیت و ایران

برای ایران، این تحول از آن جهت مهم است که آسیای مرکزی، اکنون نه‌تنها یک حوزۀ پیرامونی، بلکه بخشی از کمربند امنیتی متصل به افغانستان، قفقاز، روسیه، چین و مسیرهای ترانزیتی شرق- غرب و شمال- جنوب است. هر چه صدای این منطقه در نهادهای جهانی بلندتر شود، امکان طرح اولویت‌هایی چون ثبات افغانستان، کنترل افراط‌گرایی، مدیریت مرزها، مبارزه با قاچاق و توسعۀ راهگذرهای اقتصادی نیز بیشتر خواهد شد؛ موضوع‌هایی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با امنیت ملی ایران دارای پیوند است.

با وجود این، برای فهم دقیق‌تر پیامدهای این انتخاب برای ایران، می‌بایست به شرایط ویژۀ پس از جنگ آمریکا- صهیونیسم علیه ایران در سال ۲۰۲۶ توجه کرد. در چنین فضایی، احتمالاً شورای امنیت یکی از اصلی‌ترین میدان‌های منازعۀ سیاسی و حقوقی دربارۀ این جنگ خواهد بود: از موضوع مشروعیت استفاده از زور گرفته تا بحث آتش‌بس، مسئولیت آغاز جنگ، امنیت دریانوردی، ترتیبات بازدارندگی منطقه‌ای، بازگشت احتمالی تحریم‌ها و نیز احیای مناقشات پیرامون برنامۀ هسته‌ای. تجربۀ تاریخی شورا نشان می‌دهد که این نهاد، حتی هنگامی که در جلوگیری از جنگ ناتوان باشد، در مراحل قبل، حین و پس از منازعه می‌تواند نقش «هنجارسازی»، «گفتمان‌سازی» و «بسترسازی قانونی» ایفا کند. به بیان دیگر، حتی اگر جنگی خارج از ارادۀ شورای امنیت آغاز شده باشد، باز هم این شورا می‌تواند از طریق قطعنامه‌ها، بیانیه‌ها و مذاکرات، روایت غالب از جنگ و پیامدهای آن را تحت تأثیر قرار دهد. از این‌ رو، برای ایران مهم است که در ترکیب شورا کشورهایی حضور داشته باشند که نسبت به استفادۀ شتاب‌زده از ابزارهای قهری، امنیتی‌سازی افراطیِ مسائل و کاربرد گزینشی مفاهیمی چون «حمایت از غیرنظامیان» یا «مسئولیت حمایت»، موضعی محتاط‌تر اتخاذ کنند.

قرقیزستان، در همین چشم‌انداز برای ایران اهمیت می‌یابد. این کشور در مواضع اعلامی خود بر دیپلماسی پیشگیرانه، حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها، چندجانبه‌گرایی، خلع سلاح هسته‌ای و ضرورت نمایندگی عادلانه‌تر در شورای امنیت تأکید کرده است. هر چند این مواضع به‌ خودیِ خود به معنای هم‌سویی سیاسی با ایران نیست، اما در فضای قطبی پس از جنگ اخیر می‌تواند به شکل‌گیری یک «فاصلۀ احتیاطی» از روایت‌های تندروانه کمک کند. این فاصلۀ احتیاطی، بخشی از چیزی است که ایران به آن نیاز دارد؛ «نه الزاماً یک متحد آشکار، بلکه یک عضو شورا که به‌سادگی در ائتلاف‌های تندرو حل نشود و بر ضرورت شنیدن روایت‌های متکثر و ترجیح سازوکارهای دیپلماتیک در برابر شتابزدگی حقوقی یا نظامی اصرار ورزد». در ادبیات شورای امنیت نیز روشن شده است که اعضای غیردائم، به‌رغم محدودیت‌های ساختاری، می‌توانند در فرآیند تعریف مسئله و صورت‌بندی تهدید نقش داشته باشند؛ چراکه «امنیت» در شورای مذکور تا حدود زیادی تحت تأثیر گفتار، برچسب‌گذاری و اجماع‌سازی است. از این رو، اگر بیشکک در این شورا بر زبان معتدل، دیپلماسی پیشگیرانه و مخالفت با تشدید تنش پافشاری کند، همین موضع می‌تواند برای ایران واجد ارزش دانسته شود.

چشم‌انداز واقع‌گرایانه

با این حال (و به‌رغم فرصت‌های اشاره شده)، نمی‌بایست دچار خوش‌بینی افراطی نیز شد. چراکه قرقیزستان نه یک قدرت مستقل بزرگ، بلکه کشوری است که در محیطی شدیداً متأثر از رقابت‌های چندلایۀ قدرت عمل می‌کند. تحلیل‌های مربوط به امنیت آسیای مرکزی نشان می‌دهد که این منطقه در معرض شکل خاصی از هژمونی چندسطحی قرار دارد؛ جایی که روسیه، چین، آمریکا و دیگر بازیگران، هر یک در سطوح مختلفِ نفوذ و موازنه، حضور دارند. از این جهت، انتظار اینکه قرقیزستان در شورای امنیت به‌طور آشکار در کنار ایران قرار گیرد، ضرورتاً با واقعیت‌های سیاست خارجی این کشور سازگار نیست. بیشکک احتمالاً خواهد کوشید رابطۀ خود را با همۀ طرف‌ها حفظ کرده، از قرار گرفتن در خط مقدم تقابل‌های بزرگ پرهیز کند و نقش خود را بیشتر به‌عنوان یک میانجیِ گفت‌وگومحور (یا صدای میانه‌رو) تعریف کند. البته که همین احتیاط نیز برای ایران مفید است. در شرایطی که برخی اعضای شورا ممکن است در پی تبدیل پروندۀ ایران به موضوعی کاملاً امنیتی و تنبیهی باشند، هر صدای میانه‌رو که خواستار زمان بیشتر، ترجیح گفت‌وگو، حقیقت‌یابی، یا تنظیم زبان متوازن‌تر در اسناد شورا باشد، می‌تواند از شدت فشار بکاهد.

از زاویه‌ای دیگر، انتخاب قرقیزستان برای ایران حامل یک پیام ژئوپلیتیکی مهم نیز به‌شمار می‌رود: آسیای مرکزی در حال افزایش ظرفیت چانه‌زنی بین‌المللی خود است و ایران نمی‌تواند نسبت به این تحول منفعل بماند. در سال‌های اخیر، بسیاری از دولت‌های این منطقه کوشیده‌اند سیاست خارجی چندبرداری، متوازن و غیرانحصاری را پیش ببرند. این رویکرد با منطق «امنیت منطقه‌گرا» و حفظ حاشیۀ مانور در برابر قدرت‌های بزرگ همخوانی دارد. در نتیجه، ایران اگر بخواهد از حضور قرقیزستان در شورا بهره‌برداری کند، می‌بایست این کشور را نه فقط به‌عنوان «یک رأی در نیویورک»، بلکه به‌عنوان بخشی از «یک منطقۀ در حال خودآگاهی دیپلماتیک» ببیند. این به معنای آن است که تهران می‌بایست سیاست خود را در قبال آسیای مرکزی از سطح مناسبات تشریفاتی فراتر برده و آن را با موضوع‌های واقعی مورد علاقۀ این کشورها گره بزند. موضوع‌هایی از قبیل ثبات افغانستان، امنیت مرزی، حمل‌ونقل بین‌المللی، راهگذرهای تجاری، انرژی، آب و نیز مقابله با افراط‌گرایی و قاچاق.

در ادبیات امنیتی منطقه نیز پیوند میان بی‌ثباتی افغانستان، شبکه‌های قاچاق و تهدیدهای فراملی برای آسیای مرکزی بارها برجسته شده است. بنابراین، هرگونه هم‌گرایی ایران با قرقیزستان (و آسیای مرکزی) در این زمینه‌ها می‌تواند ترجمۀ سیاسی خود را در شورای امنیت نیز نمایش دهد.

در سطح کلان‌تر، این انتخاب با بحث قدیمی اصلاح شورای امنیت نیز پیوند دارد. یکی از بحران‌های اصلی شورا، شکاف میان ترکیب قدرت پس از ۱۹۴۵ و واقعیت‌های جهان معاصر است. از همین رو، بحران اعتبار شورا صرفاً ناشی از وتوی قدرت‌های بزرگ نیست، بلکه به نمایندگی ناکافی مناطق و دولت‌های خارج از حلقۀ قدرت نیز مربوط می‌شود. هم‌زمان، اگرچه تغییرات ساختاری بزرگ (مانند گسترش عضویت دائم) همچنان دشوار به‌نظر می‌رسد، اما فشار برای نمایندگی بیشتر از سوی کشورهای متوسط و مناطق «کمترنمایندگی‌شده» تداوم دارد. قرقیزستان با تأکید بر نمایندگی عادلانه‌تر و شنیده شدن صدای کشورهای کوچک، عملاً در حال پیشروی در همین شکاف گفتمانی است. برای ایران که سال‌ها از تبعیض ساختاری در نظم بین‌المللی و استانداردهای دوگانه در اجرای حقوق بین‌الملل سخن گفته است، این هم‌سویی گفتمانی می‌تواند مفید باشد (هرچند که این هم‌سویی نباید با ائتلاف سیاسی خودکار اشتباه گرفته شود، اما دست‌کم امکان می‌دهد تا تهران برخی مواضع خود را نه فقط از زاویۀ منافع ملی، بلکه در چارچوب گسترده‌ترِ دفاع از «چندجانبه‌گرایی غیرانحصاری» و نقد تمرکز قدرت در نظام بین‌الملل طرح کند).

نکتۀ مهم دیگر آن است که عضویت در شورای امنیت، خود بر رفتار و موقعیت کشورها نیز تأثیر می‌گذارد. کرسی غیردائم شورا تنها یک امتیاز نمادین نیست، بلکه می‌تواند الگوهای رفتار خارجی، سطح تعهدها، هزینه‌های سیاسی و حتی تعاملات قدرت‌های بزرگ با دولت عضو را تغییر دهد. همچنان که خودِ فرایند انتخاب شدن برای شورا و رقابت برای کسب این کرسی، دولت‌ها را به سطوحی از انطباق، نمایش مسئولیت‌پذیری و مدیریت تصویر بین‌المللی سوق می‌دهد. این مسائل دربارۀ قرقیزستان نیز معنا دارد. بیشکک برای حفظ اعتبار خود در شورا، احتمالاً خواهد کوشید تا چهره‌ای مسئول، متوازن، صلح‌گرا و حقوق‌محور از خود ارائه کند. این الزام رفتاری سبب می‌شود که قرقیزستان به‌سادگی وارد صف‌بندی‌های بسیار تند نشود (مگر آنکه هزینۀ بی‌طرفی برایش «بیش از اندازه» افزایش یابد). برای ایران، این وضعیت یک فرصت دیپلماتیک است؛ اگر تهران (کمافی‌السابق) بتواند مواضع خود را با زبانی سازگار با حقوق بین‌الملل، امنیت منطقه‌ای و منطق تنش‌زدایی عرضه کند، احتمال بیشتری وجود دارد که کشورهایی مانند قرقیزستان، دست‌کم در جهت تعدیل یا نرم‌سازی مواضع شورای امنیت حرکت کنند.

نتیجۀ عملی این شرایط برای سیاست خارجی ایران چنین است: اهمیت انتخاب قرقیزستان برای تهران، نه در «وزن بالای» این کشور، بلکه در «کارکرد نرم» آن نهفته است. داشتن انتظار معجزه (یا تغییرات بزرگ) از این کرسی واقع‌گرایانه نیست؛ اما می‌توان آن را بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر برای جلوگیری از تعمیق انزوا در نهادهای چندجانبه دانست. این راهبرد مستلزم گفت‌وگوی زودهنگام و پیوسته با بیشکک، فعال‌سازی کانال‌های دوجانبه و منطقه‌ای، استفاده از سازوکارهای اسلامی و آسیایی و نیز پیوند دادن روابط سیاسی با همکاری‌های اقتصادی و ترانزیتی است.

به‌ویژه در دوره‌ای که «شورای امنیت ممکن است دوباره به محل صورت‌بندی فشار علیه ایران بدل شود»، تهران می‌بایست «اعضای غیردائم شورای امنیت را به‌عنوان گره‌های دیپلماتیک مهمی ببیند که می‌توانند در مرحلۀ تنظیم زبان، کاهش دامنۀ اجماع یا گشودن مسیرهای میانجیگرانه اثر بگذارند».

جمع‌بندی

در مجموع، انتخاب قرقیزستان به‌عنوان عضو غیردائم شورای امنیت را می‌بایست در متن منطقه و جهانِ پس از جنگ ۲۰۲۶ فهمید؛ جهانی که در آن رقابت قدرت‌های بزرگ تشدید شده، شورا با بحران نمایندگی و کارآمدی روبه‌روست و منازعات منطقه‌ای به‌سرعت در سطح جهانی بازنمایی و امنیتی می‌شود. این انتخاب برای خود قرقیزستان یک جهش حیثیتی بوده و برای منطقۀ آسیای مرکزی نشانه‌ای از ارتقای جایگاه دیپلماتیک است؛ اما برای ایران معنایی فوری‌تر دارد: ظهور یک پنجرۀ محدود اما واقعی در نهادی که احتمالاً یکی از صحنه‌های اصلی فشار بر تهران خواهد بود!

قرقیزستان نه متحد طبیعی ایران است و نه قادر به تغییر یک‌جانبۀ موازنه‌ها؛ با این حال، به دلیل گرایش اعلامی به چندجانبه‌گرایی، دیپلماسی پیشگیرانه، نمایندگی عادلانه‌تر و احتیاط در مواجهه با بحران‌ها، می‌تواند در مقام یک عضو میانه‌رو، مانع یک‌دست شدن کامل فضای شورا علیه ایران شود. در سیاست بین‌المللِ امروز، گاه همین «روزنه‌های کوچک» بیش از هر چیز دیگری اهمیت می‌یابد و هنر دیپلماسی ایران در دورۀ پیشِ رو آن خواهد بود که این روزنه‌ها را به فرصت‌های واقعی برای کاهش فشار، بازکردن باب گفت‌وگو و جلوگیری از تثبیت روایت‌های خصمانه در شورای امنیت تبدیل کند.

کد خبر:4329

اشتراک گذاری
مولف : بهروز قزل پژوهشگر موسسه مطالعات راهبردی شرق
مرجع : موسسه مطالعات راهبردی شرق (دانشوران خراسان)
  • عناوین مرتبط
آسیای جنوبی و تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی در آسیای مرکزی؛ از افغانستان تا راهگذرهای جایگزین
پویایی مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب خلیج فارس در سایۀ جنگ علیه ایران
بی‌طرفی نامتقارن؛ الگوی رفتاری آسیای مرکزی در قبال تهاجم آمریکایی-صهیونی علیه ایران
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

 

مقاله

تحلیلی بر عضویت غیردائم قرقیزستان در شورای امنیت؛ دلالت‌ها برای ایران
تحلیلی بر عضویت غیردائم قرقیزستان در شورای امنیت؛ دلالت‌ها برای ایران
بازآرایی ژئواکونومیک ایران و افغانستان؛ فرصت‌ها، چالش‌ها و الزامات راهبردی
بازآرایی ژئواکونومیک ایران و افغانستان؛ فرصت‌ها، چالش‌ها و الزامات راهبردی
فرصت‌ها و چالش‌های راهگذر CPEC برای ج.ا.ایران
فرصت‌ها و چالش‌های راهگذر CPEC برای ج.ا.ایران
آسیای جنوبی و تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی در آسیای مرکزی؛ از افغانستان تا راهگذرهای جایگزین
آسیای جنوبی و تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی در آسیای مرکزی؛ از افغانستان تا راهگذرهای جایگزین

مصاحبه

آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
​بازخورد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران در آسیای مرکزی
​بازخورد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران در آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی

ترجمه

راهبرد دوگانۀ روسیه در افغانستان و محدود شدن فضای مانور پاکستان
راهبرد دوگانۀ روسیه در افغانستان و محدود شدن فضای مانور پاکستان
نقش فزایندۀ «دالان واخان» در تعاملات آسیای مرکزی، افغانستان و چین
نقش فزایندۀ «دالان واخان» در تعاملات آسیای مرکزی، افغانستان و چین
چالش‌های آسیای مرکزی در دوران آشفتگی جهانی
چالش‌های آسیای مرکزی در دوران آشفتگی جهانی
سایۀ جنگ ایران بر بحران افغانستان
سایۀ جنگ ایران بر بحران افغانستان
🟥 529مین نشریه تخصصی "مطالعات شرق" منتشر شد.
 
'
  • پيوندها
  • ارتباط با ما
  • دربارۀ ما
  • آرشيو
جستجوی پيشرفته
نقل و نشر مطالب با ذکر منبع آزاد است
توليد شده توسط نرم افزار جامع ”استوديو خبر“