English
دوشنبه ۲۹ تير ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۲۳
  • صفحه نخست
  • کشورهای هدف
    • افغانستان
    • پاکستان
    • آسیای مرکزی
    • ترکمنستان
    • تاجیکستان
    • قزاقستان
    • قرقیزستان
    • ازبکستان
  • موضوعات
    • سیاسی
    • امنیتی
    • اقتصادی
    • فرهنگ و تمدن
  • انتشارات
    • نشریه تخصصی
    • ویژه‌نامه
    • گاهنامه
    • اینفوگرافیک
گزارش تحلیلی > افغانستان
تاریخ انتشار
يکشنبه ۲۸ تير ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۳۰
جالب است
۱
تحولات راهبردی «داعش خراسان»
ارزیابی و تحلیل وضعیت «داعش خراسان» در افغانستان
میراحمد مشعل؛ کارشناس افغانستانی
سرکوب گروه «داعش خراسان» در داخل افغانستان، آن را به سمت ایجاد یک شبکۀ غیرمتمرکز، فراملی و تقریباً غیر قابل مهار سوق داده است. این تحلیل نشان می‌دهد که چگونه کاهش حضور آشکار داعش الزاماً به معنای فروپاشی این گروه نیست، بلکه ناشی از اجبار به تغییر راهبرد و جابه‌جایی جغرافیاست.
ارزیابی و تحلیل وضعیت «داعش خراسان» در افغانستان
🖊️ نویسنده: میراحمد مشعل؛ کارشناس افغانستانی
⏱️ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 14 دقیقه

  1. مقدمه

  2. سرکوب «داعش خراسان» توسط طالبان

  3. بازآرایی سازمانی و عملیاتی «داعش خراسان»

  4. خطر عملیاتی شدن داعش در افغانستان با هدایت خارجی

  5. بازسازی برون‌مرزی «داعش خراسان

  6. جمع‌بندی

ارزیابی و تحلیل وضعیت «داعش خراسان» در افغانستان

مقدمه

تحولات افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال 1400، زمینۀ شکل‌گیری آرایش‌های جدیدی از روابط، ائتلاف‌ها و رقابت‌های ژئوپلیتیکی را در آسیای مرکزی و جنوبی فراهم کرده است. در میان این تحولات، گسترش تدریجی روابط سیاسی، امنیتی و نظامی میان روسیه و حکومتیکی از مهم‌ترین معضلات امنیتی در افغانستان مسئلۀ گروه «داعش خراسان» (ISIS-K) است که پیش از سقوط دولت پیشین، به عنوان مرگبارترین گروه تروریستی در افغانستان شناخته می‌شد و با برخورداری از شبکه‌های سازمان‌یافته و پایگاه‌های مستحکم در ولایت‌های شرقی تهدیدی جدی برای امنیت داخلی و منطقه‌ای بود. طالبان که از نخستین سال‌های ظهور داعش در سال ۲۰۱۵ درگیر نبرد با این رقیب ایدئولوژیک بود، پس از استقرار در قدرت، گسترده‌ترین کارزار ضد داعش را آغاز کرد و با عملیات‌های نظامی و اطلاعاتی گسترده، توانست حضور آشکار و ظرفیت سرزمینی داعش را در داخل افغانستان به‌طور چشمگیری کاهش دهد.

با این حال پرسش اساسی این است که آیا این موفقیت میدانی به معنای پایان تهدید داعش علیه طالبان و افغانستان بوده است؟ با توجه به شواهد، به نظر می‌رسد داعش علی‌رغم فروپاشی سازمانی در افغانستان همچنان یک تهدید بزرگ برای طالبان و افغانستان قلمداد می‌شود. این مقاله با بررسی تحولات راهبردی «داعش خراسان» نشان می‌دهد که چگونه سرکوب این گروه در داخل افغانستان، آن را به سمت ایجاد یک شبکۀ غیرمتمرکز، فراملی و تقریباً غیر قابل مهار سوق داده و چه عواملی در این بازآرایی برون‌مرزی به‌ویژه در خاک پاکستان نقش داشته‌ است.

سرکوب «داعش خراسان» توسط طالبان

پس از بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱، سرکوب «داعش خراسان» به مهم‌ترین اولویت امنیتی حکومت جدید تبدیل شد؛ زیرا این گروه تنها رقیب مسلحی بود که هم از منظر ایدئولوژیک مشروعیت طالبان را به چالش می‌کشید و هم با برخورداری از شبکه‌های سازمان‌یافته توانایی انجام حملات گسترده علیه اهداف نظامی و غیرنظامی را حفظ کرده بود. «داعش خراسان» پیش از سقوط دولت پیشین به‌ویژه در ولایت‌های ننگرهار و کنر پایگاه‌های مهمی ایجاد کرده و با گسترش شبکه‌های مخفی خود در کابل و سایر شهرها مسئولیت بخش قابل توجهی از مرگبارترین حملات تروریستی افغانستان را بر عهده داشت.

طالبان که از نخستین سال‌های ظهور داعش در سال ۲۰۱۵ درگیر نبرد با این گروه بود، پس از استقرار در قدرت، گسترده‌ترین کارزار ضد داعش خود را آغاز کرد. بر اساس ارزیابی‌های موجود این کارزار به‌تدریج از عملیات‌های فراگیر و عمدتاً سخت‌افزارمحور، به اقدام‌های هدفمندتر اطلاعاتی و امنیتی تغییر یافت و مجموعه‌ای از اقدام‌ها، از جمله انهدام هسته‌های کلیدی، نفوذ اطلاعاتی، قطع مسیرهای تأمین مالی، افزایش ایست‌های بازرسی، عملیات‌های ویژه در مراکز شهری و حتی جذب یا وادار به تسلیم ‌شدن برخی اعضای داعش را در بر گرفت. نتیجۀ این راهبرد، تضعیف محسوس توان عملیاتی داعش در داخل افغانستان بود به‌طوری که تعداد حملات این گروه در مقایسه با سال‌های پایانی جمهوریت، به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافت. بسیاری از فرماندهان و شبکه‌های عملیاتی این گروه از میان رفتند و توانایی داعش برای کنترل قلمرو یا اجرای حملات گسترده و مستمر به‌شدت محدود شد.

این موفقیت صرفاً بازتاب روایت رسمی طالبان نیست، بلکه در ارزیابی‌های نهادهای بین‌المللی نیز تا حدی مورد تأیید قرار گرفته است. چنانچه گزارش‌های سازمان ملل متحد کاهش محسوس حملات داعش در داخل افغانستان را تا حد زیادی ناشی از فشارهای مستمر ضدتروریستی طالبان دانسته‌ است. از همین رو، طالبان این دستاورد را مهم‌ترین موفقیت امنیتی خود پس از تسلط بر افغانستان معرفی می‌کند. فشارهای نظامی و امنیتی طالبان، داعش را ناگزیر کرد به جای اتکا بر ساختارهای متمرکز و حضور آشکار، به تشکیل شبکه‌های مخفی، سازمان‌دهی غیرمتمرکز و الگوهای انعطاف‌پذیرتر و از همه مهم‌تر به تغییر جغرافیا از افغانستان به دیگر کشورها روی آورد.

در نتیجه، اگرچه طالبان توانسته ابتکار عمل را در میدان نبرد به دست گیرد و داعش را از جایگاه یک شورش سازمان‌یافته به یک بازیگر ضعیف‌تر با دامنه انجام عملیات محدود در عرصۀ داخلی تنزل دهند، اما نتوانسته ظرفیت این گروه را برای بازتولید، جذب نیرو و انطباق با شرایط جدید به‌طور کامل از میان ببرد.

داعش خراسان

بازآرایی سازمانی و عملیاتی «داعش خراسان»

هرچند گزارش‌های سازمان ملل متحد، ادارۀ بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان موسوم بهSIGAR  و برخی نهادهای پژوهشی غربی همچنان از تداوم فعالیت هسته‌های مخفی داعش در بخش‌هایی از افغانستان سخن می‌گویند، اما این ارزیابی‌ها عمدتاً بر اطلاعات امنیتی و شاید انگیزه‌های سیاسی استوار بوده و با شواهد میدانی موجود همخوانی کامل ندارد. در مقایسه با سال‌های پیش از ۲۰۲۱ و دو سه سال بعد از آن نشانه‌های آشکار از حضور سازمان‌یافته، کنترل قلمرو یا فعالیت گستردۀ شبکه‌های داعش در داخل افغانستان به‌مراتب محدودتر شده است و چنانچه پیشتر توضیح داده شد عملیات‌های پیوسته اطلاعاتی و نظامی طالبان، بخش عمده‌ای از زیرساخت‌های آشکار داعش را از میان برده و توان این گروه را برای تصرف قلمرو و اجرای حملات گسترده در داخل افغانستان به‌طور محسوسی کاهش داده است.

از این‌ رو، این احتمال وجود دارد که بخشی از برآوردهای موجود، تحت تأثیر ملاحظات سیاسی برخی بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای، ابعاد تهدید داخلی داعش را بیش از واقعیت میدانی منعکس کرده باشد.

با این حال، در یک برآورد بینابینی می‌توان گفت که از یک طرف داعش با دریافت ضربات از طالبان دچار فروپاشی سازمانی و انسجام تشکیلاتی در داخل افغانستان شده اما با پذیرش بخشی از گزارش‌های سازمان‌ها و نهادها، می‌توان این گونه تصور کرد که کاهش حضور آشکار داعش در داخل افغانستان الزاماً به معنای فروپاشی این گروه نیست، بلکه ناشی از اجبار داعش به تغییر راهبرد و جابجایی جغرافیاست. در این تغییر، «داعش خراسان» از الگوی یک شورش سرزمینی به سمت یک شبکۀ تروریستی غیرمتمرکز و فراملی حرکت کرده و بخشی از ظرفیت فرماندهی، پشتیبانی، جذب نیرو، تأمین مالی و هماهنگی عملیاتی آن به خارج از افغانستان منتقل شده است.

شواهد موجود نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، به‌ویژه در امتداد مرز افغانستان و پاکستان و در برخی مناطق داخل خاک پاکستان، زمینه‌های مناسبی برای بازسازی بخشی از این ظرفیت‌ها فراهم شده است. هرچند اسلام‌آباد وجود پایگاه‌های سازمان‌یافتۀ داعش را در قلمرو خود رد می‌کند، اما الگوی جابه‌جایی اعضای این گروه، مسیرهای شناخته‌شدۀ تردد عناصر آن، بازداشت برخی وابستگان داعش در پاکستان و نقش شبکه‌های مستقر در آن سوی مرز در پشتیبانی از فعالیت‌های این گروه، این فرضیه را تقویت می‌کند که مرکز ثقل بازآرایی داعش بیش از آنکه در داخل افغانستان باشد، به‌تدریج به خارج از مرزهای این کشور منتقل شده است.

حملات فرامرزی منتسب به «داعش خراسان»، از جمله عملیات‌های کرمان و مسکو، نیز مؤید آن است که این بازآرایی صرفاً یک اقدام تدافعی برای بقا نبوده، بلکه ظرفیت عملیاتی این گروه را در سطح منطقه‌ای افزایش داده است. بنابراین، مهم‌ترین تحولِ پس از سرکوب داعش توسط طالبان را نباید صرفاً در تغییر آرایش این گروه در داخل افغانستان جست‌وجو کرد، بلکه باید آن را در انتقال تدریجی مرکز ثقل سازمانی و عملیاتی داعش به شبکه‌های برون‌مرزی دانست؛ تحولی که اگرچه از قدرت سرزمینی این گروه کاسته اما در مقابل، انعطاف‌پذیری و توان آن را برای تداوم فعالیت‌های تروریستی افزایش داده و مهار این گروه را برای طالبان و دیگر بازیگران منطقه‌ای پیچیده‌تر کرده است.

خطر عملیاتی شدن داعش در افغانستان با هدایت خارجی

چنانچه توضیح داده شد یکی از مهم‌ترین پیامدهای بازآرایی سازمانی و عملیاتی «داعش خراسان»، انتقال بخشی از ظرفیت فرماندهی، پشتیبانی و هماهنگی عملیاتی این گروه به خارج از افغانستان بوده است؛ تحولی که توانسته بخشی از دستاوردهای امنیتی طالبان را با چالش مواجه کند. فشارهای گستردۀ نظامی و اطلاعاتی طالبان، هرچند حضور آشکار و توان سرزمینی داعش را در داخل افغانستان تضعیف کرد اما این گروه با گسترش شبکه‌های برون‌مرزی خود، الگوی جدیدی از فعالیت را برگزید که در آن، بخشی از برنامه‌ریزی، تأمین مالی، جذب نیرو، هماهنگی و پشتیبانی عملیاتی از خارج از مرزهای افغانستان انجام می‌شود که حملات کرمان، مسکو و کابل و همچنین کشف شبکه‌های وابسته به این گروه در چند کشور دال بر بازآرایی ظرفیت عملیاتی این گروه است. در چنین الگویی، هسته‌های مخفی باقی‌مانده در داخل افغانستان می‌توانند بدون برخورداری از ساختار فرماندهی متمرکز در داخل کشور از طریق شبکه‌های برون‌مرزی به منابع مالی، ارتباطات امن، پشتیبانی تجهیزاتی و در مواردی هدایت عملیاتی دسترسی پیدا کنند

بلکه این وضعیت تا حدی بازتاب بازآرایی سازمانی و تغییر راهبردی عملیاتی این گروه از «تمرکز بر کنترل قلمرو» به «اتکا بر شبکه‌های فرامرزی» است. به همین دلیل، یکی از چالش‌های نوظهور حکومت طالبان مقابله با تهدیدی است که منشأ آن دیگر صرفاً در داخل افغانستان نیست بلکه از طریق شبکه‌های مستقر در خارج از کشور نیز قابلیت سازمان‌دهی، پشتیبانی و در مواردی هدایت عملیات علیه اهداف و منافع طالبان را حفظ کرده است. 

از این منظر، بازآرایی برون‌مرزی «داعش خراسان» نه‌تنها به بقای این گروه کمک کرده بلکه دامنۀ اقدام‌های عملیاتی آن را نیز افزایش داده و مهار کامل آن را برای طالبان به‌مراتب پیچیده‌تر کرده است.

مطالب پیشنهادی:

جنایات بین‌المللی «داعش خراسان» در افغانستان
«داعش خراسان» و تحریف مفهوم تاریخی- تمدنی «خراسان»

بازسازی برون‌مرزی «داعش خراسان»

چنانچه بیان شد، در نتیجۀ فشارهای نظامی و اطلاعاتی مستمر طالبان، «داعش خراسان» مرکز ثقل سازمانی و عملیاتی خود را به خارج از افغانستان منتقل کرده است. بررسی‌های اندیشکده‌های امنیتی و اعلام رسمی «داعش خراسان»، این نظریه را تایید می‌کند.

در این میان، طبق برخی نظرها، قلمرو پاکستان بیش از سایر کشورها، به‌عنوان محتمل‌ترین بستر بازسازی بخشی از ظرفیت‌های «داعش خراسان» مطرح است. دولت پاکستان همواره وجود پایگاه‌های سازمان‌یافتۀ «داعش خراسان» را در قلمرو خود رد کرده است اما برخی قرائن از جمله دستگیری عناصر وابسته به داعش، مسیرهای شناخته‌شده جابه‌جایی نیروها، فعالیت شبکه‌های تسهیل‌کننده در مناطق مرزی و برخی ارزیابی‌های بین‌المللی، نشان می‌دهد که این گروه توانسته است از محیط امنیتی پیچیده و شکنندۀ ایالت‌های خیبرپختونخوا و بلوچستان پاکستان برای بازسازی خود بهره ببرد. با این حال، پرسش اساسی این است که آیا این روند صرفاً نتیجۀ بهره‌برداری «داعش خراسان» از شکاف‌های امنیتی و ضعف حکمرانی در برخی مناطق پاکستان بوده است یا آنکه بخشی از ساختار قدرت در پاکستان نیز به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در شکل‌گیری چنین فضایی نقش داشته است.

هرچند طالبان مدعی شراکت بین حکومت پاکستان و «داعش خراسان» بوده و در این خصوص حتی مدارک و شواهد نیز ارائه کرده است اما گذشته از ادعای حکومت طالبان، شواهد عمومی و متقن برای اثبات نقش مستقیم و سازمان‌یافتۀ دولت پاکستان در حمایت از داعش وجود ندارد و این ادعا در حد یک واقعیت کاملاً اثبات‌شده هنوز پذیرفتنی نیست. با وجود این، می‌توان آن را به‌عنوان یک فرضیۀ تحلیلی یا فراتر از آن، یک امر در حال شکل‌گیری بررسی کرد. در بستر این رویکرد، این قابل طرح است که برخی بازیگران در ساختار امنیتی پاکستان با هدف تأمین ملاحظات ژئوپلیتیکی از محدود کردن کامل «داعش خراسان» خودداری کرده باشند.

انگیزه‌های احتمالی می‌تواند شامل افزایش فشار بر طالبان در واکنش به تنش‌های فزایندۀ کابل و اسلام‌آباد، محدود کردن آزادی عمل تحریک طالبان پاکستان، تأثیرگذاری بر معادلات امنیتی بلوچستان یا استفاده ابزاری از تهدید داعش در تعاملات منطقه‌ای باشد. در سطحی کلان‌تر نیز می‌توان پذیرفت که رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، به‌طور غیرمستقیم بر تداوم فعالیت «داعش خراسان» اثر گذاشته باشد. با اینکه تاکنون شواهد علنی و قابل اتکایی که نقش هدایت‌کننده یا حمایتی دولت‌های مشخصی را اثبات کند در دست نیست اما از سیاق عملیات‌های داعش می‌توان نتیجه گرفت که ضربه زدن به منافع چه کشورهایی در راستای اهداف و منافع کدام کشورها نهفته است.

به هر حال، آنچه مهم است این است که انتقال بخش مهمی از ظرفیت‌های «داعش خراسان» به خارج از افغانستان مقابله با این گروه را از یک مسئلۀ صرفاً داخلی به یک چالش امنیتی فرامرزی برای حکومت طالبان تبدیل کرده است؛ چالشی که اگر فرض حمایت حکومت پاکستان و برخی از کشورهای دیگر درست باشد، می‌تواند برای طالبان تهدیدی بسیار کلان و جدی ارزیابی شود.

جمع‌بندی

برآیند تحولات امنیتی پس از بازگشت طالبان به قدرت نشان می‌دهد که سرکوب گستردۀ «داعش خراسان» در داخل افغانستان اگرچه توان سرزمینی و ظرفیت این گروه را برای سازمان‌دهی آشکار عملیات در داخل کشور به میزان قابل توجهی کاهش داده اما منجر به حذف کامل تهدید آن نشده است و حتی می‌توان گفت که فشارهای نظامی و اطلاعاتی طالبان، داعش را به بازآرایی راهبردی و انتقال بخش مهمی از ظرفیت‌های فرماندهی، پشتیبانی، تأمین مالی و هماهنگی عملیاتی خود به خارج از افغانستان سوق داده است. از این منظر، مهم‌ترین تحول در ماهیت تهدید داعش، نه تداوم حضور گستردۀ آن در داخل افغانستان، بلکه «برون‌مرزی شدن ساختار سازمانی و عملیاتی» آن است؛ تغییری که موجب شده این گروه از حوزۀ نظارت و کنترل مستقیم طالبان تا حد زیادی خارج شود و توان خود را برای بازتولید ظرفیت عملیاتی حفظ کند.

در چارچوب فرضیۀ این پژوهش، قلمرو پاکستان محتمل‌ترین کانون این بازآرایی برون‌مرزی به شمار می‌رود. این فرضیه بر مجموعه‌ای از قرائن استوار است؛ از جمله ادعاهای مکرر طالبان دربارۀ استقرار عناصر و مراکز داعش در خاک پاکستان، حملات اخیر طالبان علیه اهداف ادعا شدۀ وابسته به داعش در آن سوی مرز، برخی گزارش‌های بین‌المللی دربارۀ فعالیت عناصر این گروه در پاکستان و نیز ویژگی‌های جغرافیایی و امنیتی مناطق مرزی که امکان تحرک و سازمان‌دهی مجدد گروه‌های مسلح را فراهم می‌کند.

دولت پاکستان این ادعاها را بارها رد کرده است اما هم‌زمانی این شواهد با تشدید تنش‌های سیاسی و امنیتی میان کابل و اسلام‌آباد این فرضیه را تقویت می‌کند که احتمالاً بخشی از نهادهای امنیتی پاکستان، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از روند حضور و فعالیت داعش در پاکستان چشم‌پوشی کرده یا آن را در راستای ملاحظات ژئوپلیتیکی خود تحمل کرده است. استفاده از داعش به‌عنوان ابزاری برای افزایش فشار بر طالبان، محدود کردن آزادی عمل تحریک طالبان پاکستان، تأثیرگذاری بر معادلات امنیتی بلوچستان و حفظ اهرم فشار در روابط با حکومت طالبان، از جمله انگیزه‌های قابل تصور برای چنین رویکردی است.

در صورت تایید صحت این فرضیه، طالبان با تهدیدی روبه‌رو است که ماهیت آن با گذشته تفاوت اساسی دارد. در گذشته، داعش عمدتاً یک بازیگر شورشی مستقر در داخل افغانستان بود و هدف عملیات‌های مستقیم طالبان قرار می‌گرفت اما اکنون بخش مهمی از چرخۀ تصمیم‌گیری، پشتیبانی و بازتولید ظرفیت این گروه می‌تواند خارج از قلمرو تحت کنترل حکومت طالبان انجام شود. چنین وضعیتی، مزیت اطلاعاتی و امنیتی طالبان را کاهش داده و این گروه را با چالشی مواجه کرده است که صرفاً از طریق ابزارهای نظامی و اطلاعاتی داخلی قابل مدیریت نیست. در نتیجه، حتی اگر طالبان بتوانند برتری امنیتی خود را در داخل افغانستان حفظ کند تا زمانی که بسترهای بازسازی برون‌مرزی داعش از میان نرود امکان احیای ظرفیت‌های عملیاتی این گروه همچنان پابرجا خواهد بود. از این رو، تهدید اصلی داعش برای طالبان دیگر صرفاً در حضور آن در داخل افغانستان خلاصه نمی‌شود بلکه در توانایی این گروه برای بهره‌گیری از محیط‌ و امکانات پیرامونی و تبدیل آنها به پایگاه بازسازی و صدور تهدید، نهفته است که در صورت موفقیت، می‌تواند معادلات امنیتی افغانستان و منطقه را در سال‌های آینده به‌طور جدی تحت تأثیر قرار دهد.

کد خبر:4330

اشتراک گذاری
مرجع : موسسه مطالعات راهبردی شرق (دانشوران خراسان)
  • عناوین مرتبط
تحلیل وضعیت «داعش خراسان» در 2025
«داعش خراسان»؛ تحلیلی بر شبکه‌های تروریستی نوین
ارزیابی وضعیت و عملکرد 4 سال حکمرانی طالبان
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

 

مقاله

ارزیابی و تحلیل وضعیت «داعش خراسان» در افغانستان
ارزیابی و تحلیل وضعیت «داعش خراسان» در افغانستان
تحلیلی بر عضویت غیردائم قرقیزستان در شورای امنیت؛ دلالت‌ها برای ایران
تحلیلی بر عضویت غیردائم قرقیزستان در شورای امنیت؛ دلالت‌ها برای ایران
بازآرایی ژئواکونومیک ایران و افغانستان؛ فرصت‌ها، چالش‌ها و الزامات راهبردی
بازآرایی ژئواکونومیک ایران و افغانستان؛ فرصت‌ها، چالش‌ها و الزامات راهبردی
فرصت‌ها و چالش‌های راهگذر CPEC برای ج.ا.ایران
فرصت‌ها و چالش‌های راهگذر CPEC برای ج.ا.ایران

مصاحبه

آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
آزمون امنیت منطقه‌ای در تاجیکستان؛ تروریسم، بازیگران پنهان و معادلات جدید
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
چشم‌انداز روابط ایران و ازبکستان در شرایط جدید منطقه‌ای و بین‌المللی
​بازخورد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران در آسیای مرکزی
​بازخورد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران در آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی
پیامدهای استقرار دولت جولانی در سوریه بر آسیای مرکزی

ترجمه

راهبرد دوگانۀ روسیه در افغانستان و محدود شدن فضای مانور پاکستان
راهبرد دوگانۀ روسیه در افغانستان و محدود شدن فضای مانور پاکستان
نقش فزایندۀ «دالان واخان» در تعاملات آسیای مرکزی، افغانستان و چین
نقش فزایندۀ «دالان واخان» در تعاملات آسیای مرکزی، افغانستان و چین
چالش‌های آسیای مرکزی در دوران آشفتگی جهانی
چالش‌های آسیای مرکزی در دوران آشفتگی جهانی
سایۀ جنگ ایران بر بحران افغانستان
سایۀ جنگ ایران بر بحران افغانستان
🟥 529مین نشریه تخصصی "مطالعات شرق" منتشر شد.
 
'
  • پيوندها
  • ارتباط با ما
  • دربارۀ ما
  • آرشيو
جستجوی پيشرفته
نقل و نشر مطالب با ذکر منبع آزاد است
توليد شده توسط نرم افزار جامع ”استوديو خبر“