مقدمه
امضای توافقنامۀ مکه توسط عربستان، پاکستان و ترکیه که اخیرا رخ داد، تحولی مهم را در معماری امنیتی در حال تحول غرب آسیا، نشان میدهد. شش ویژگی اصلی در توافق مکه به چشم میخورد که عبارتند از چارچوب بازدارندگی و دفاع جمعی، تعهد دفاع جمعی، وضوح تعهدهای نظامی، شفافیت محدود در مقایسه با ناتو، عدم قطعیت در مورد مداخلۀ نظامی خودکار و ارادۀ سیاسی به عنوان کلید اعتبار.
این ویژگیها با وجود فاش نشدن مفاد اصلی، نشان میدهد که این توافقنامه، بر حملۀ مسلحانه، متمرکز است و بهطورکلی اثربخشی این پیمان در نهایت به تعهد سیاسی، آمادگی نظامی و منافع راهبردی اعضای آن بستگی دارد.
مواضع و پیامدهای توافق برای اعضا
این توافق عمدتاً متوجه ایران، ترکیه، اسرائیل، عربستان، هند، چین و پاکستان است.
- ایران به عنوان یک نگرانی امنیتی ضمنی در این توافق عنوان شده است و اساساً تنها حلقۀ مفقوده در این توافق است و این امر باید برای ایران حائز اهمیت و قابل توجه باشد. ازاینرو، این توافق در بحبوحۀ آسیبپذیریهای امنیتی خلیج فارس، تهدیدهای موشکی و پهپادی و رقابتهای منطقهای، برای ایران اهمیت دارد.
- اسرائیل بهعنوان یک عامل راهبردی گستردهتر در نظر گرفته شده است. از دیدگاه ترکیه، بهنظر میرسد که این پیمان به طور فزایندهای با حضور نظامی و راهبردی رو به رشد اسرائیل در منطقه مرتبط است. بنابراین، رقابت راهبردی نوظهور ترکیه و اسرائیل همراه با تضعیف نفوذ ایران در سوریه میتواند رقابت بین منافع ترکیه و اسرائیل را تشدید کند که موجبات مخالفت ترکیه با اقدامهای نظامی اسرائیل را فراهم میکند. انتقاد آنکارا از عملیات اسرائیل در غزه، لبنان و سوریه، بُعد سیاسی و راهبردی را به رقابت آنها افزوده است.
- این توافق چارچوب امنیتی منطقهای گستردهتری برای ترکیه فراهم میکند. این توافق میتواند با تشدید رقابت آنکارا با اسرائیل، فضای راهبردی بیشتری را برای آنکارا فراهم کند؛ چرا که اسرائیل اکنون به عنوان محرک راهبردی بلندمدت در این برهه نقشآفرینی میکند. در حالی که ایران همچنان یک نگرانی امنیتی مهم است، اسرائیل ممکن است عامل راهبردی بلندمدت مهمتری در پشت این پیمان، به ویژه برای ترکیه، باشد. ترکیه بهدنبال تبدیل شدن به یک قدرت منطقهای مستقل با نفوذ در مدیترانه، خلیج فارس و جنوب آسیاست. همکاری با عربستان به ترکیه دسترسی به منابع مالی و یک بازار بزرگ دفاعی را میدهد، در حالی که پاکستان یک شریک نظامی و راهبردی توانمند است و این توافق میتواند فرصتهایی را برای ترکیه ایجاد کند تا صادرات پهپادها، هواپیماهای جنگنده و سایر فناوریهای دفاعی پیشرفته به عربستان سعودی را گسترش دهد. این پیمان موقعیت راهبردی ترکیه را در مقابل اسرائیل تقویت میکند و نقش آن را در شکلدهی به معماری امنیتی در حال تحول غرب آسیا افزایش میدهد. به طور کلی، این توافق هم جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی ترکیه و هم منافع دفاعی- صنعتی آن را پیش میبرد.
- در این بین، عربستان با پیگیری خوداتکایی نظامی بهدنبال کاهش وابستگی سنتی خود به فناوری نظامی و تضمینهای امنیتی غربی؛ بهویژه آمریکایی، است. درگیریهای مکرر، آسیبپذیریها در زیرساختهای حیاتی، محدودیتهای تکیه انحصاری بر تأمینکنندگان امنیتی خارجی را برای این کشور آشکار کرده است و به پدیدار شدن ارادۀ ایجاد یک صنعت دفاعی بومی در این کشور کمک کرده است. این توافق میتواند از جاهطلبی عربستان سعودی برای توسعۀ یک مجتمع نظامی-صنعتی داخلی قویتر پشتیبانی کند. ترکیه با تخصص خود در پهپادها، هواپیماهای جنگی و فناوریهای دفاعی، همراه با تجربۀ پاکستان در تولید دفاعی، فرصتهایی را برای تنوعبخشی به فناوری، به ریاض ارائه میدهند.
- چین بهعنوان یک عامل زمینهای راهبردی، با مشارکتهای رو به رشد دفاعی- صنعتی، همراه با پاکستان و عربستان، مطرح است و با وجود اینکه عضو رسمی این پیمان نیست، بُعد راهبردی دیگری به آن میافزاید. این توافق میتواند به عربستان کمک کند تا منابع فناوری نظامی خود را گسترش داده و وابستگی بیش از حد به ایالات متحده را کاهش دهد.
- پاکستان بهدلیل توانایی هستهای، تجربۀ نظامی و روابط دیرینه با عربستان، اهمیت بیشتری در معماری امنیتی خلیج فارس پیدا میکند. پاکستان میتواند از طریق ارائۀ زیرساختها، آموزش و یک چارچوب سهجانبۀ بالقوه، همکاریهای دفاعی خود را با عربستان و ترکیه تعمیق بخشد. روابط امنیتی قویتر با عربستان میتواند نفوذ دیپلماتیک پاکستان را در بحبوحۀ محدودیتهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن افزایش دهد. با این حال، پاکستان به دنبال متعادل کردن روابط خود با ایران نیز هست؛ بهویژه بهدلیل نزدیکی جغرافیایی و پیامدهای بالقوۀ رویارویی منطقهای، پاکستان میتواند به بازو و اهرم دیپلماتیک قوی تبدیل شود.
- مهمترین پیامد همگرایی راهبردی عربستان -پاکستان-ترکیه - برای هند، احتمال ادغام راهبردی عمیقتر بین عربستان، پاکستان و ترکیه است که چین بهعنوان یک شریک خارجی مهم در آن فعالیت میکند. ترکیه از نظر تاریخی روابط دفاعی نزدیکی با پاکستان داشته و اغلب در مسائلی مانند جامو و کشمیر مواضعی مغایر با منافع هند اتخاذ کرده است. بنابراین، همکاری نظامی بیشتر عربستان با پاکستان و ترکیه میتواند یک محیط راهبردی دشوارتر برای دهلینو ایجاد کند. هند در طول دهۀ گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی در روابط خود با عربستان انجام داده است. روابط اقتصادی، امنیت انرژی، سرمایهگذاری، همکاری ضد تروریسم و روابط مردم با مردم بهطور قابل توجهی گسترش یافته است. از نظر تاریخی، عربستان تلاش کرده است تا حدی تعادل بین هند و پاکستان را حفظ کند. با این حال، اگر وابستگی امنیتی ریاض به پاکستان افزایش یابد، اسلام آباد میتواند اهرم فشار بیشتری بر تصمیمگیریهای راهبردی عربستان سعودی بهدست آورد. این امر میتواند تلاشهای هند برای تعمیق مشارکتش با ریاض را پیچیده کند. نگرانیهای دفاعی و فناوری- این توافق ممکن است توسعۀ یک اکوسیستم/زیستبوم دفاعی- صنعتی منطقهای شامل ترکیه، پاکستان، عربستان و چین را تسریع کند. این موضوع برای هند اهمیت دارد زیرا دستیابی پاکستان به فناوریهای دفاعی پیشرفته ترکیه و چین میتواند تعادل نظامی در جنوب آسیا را تغییر دهد. تجربۀ هند از همکاری دفاعی ترکیه با پاکستان در طول درگیری هند و پاکستان در سال 2025 نیز بر لزوم هوشیاری بیشتر تأکید میکند.
تغییر معماری امنیتی غرب آسیا
این که کشورهای خلیج فارس به طور فزایندهای به دنبال مشارکتهای راهبردی چندگانه هستند بهجای اینکه صرفاً به ایالات متحده وابسته باشند، برای ایران قابلتوجه است. همچنین، تعامل فزایندۀ عربستان با چین، ترکیه و پاکستان نشان دهندۀ روند گستردهتری به سمت تنوع راهبردی است. برای هند، این بدان معناست که تعامل آن با غرب آسیا باید فراتر از دیپلماسی سنتی انرژی و دیپلماسی متمرکز بر مهاجران به سمت همکاریهای راهبردی و دفاعی عمیقتر حرکت کند. از سوی دیگر ایران میبایست نسبت به تعمیق همکاری راهبردی هند و عربستان در حوزۀ انرژی، دفاع، سرمایهگذاری، فناوری و همکاری در زمینۀ مبارزه با تروریسم، همچنین تقویت روابط با امارات و عربستان و تأمین امنیت دریای عرب و غرب اقیانوس هند حساس باشد.
حفظ تعامل عملگرایانه و دیپلماتیک با اعضای پیمان، ضمن توجه قاطع به مواضع اعضا نسبت به ایران، به پاکستان کمک میکند تا سیاست متعادلتری را در غرب آسیا با مشارکت عربستان، امارات، ایران و سایر بازیگران منطقهای پیگیری کند.
جمعبندی
بعید است توافق مکه نظم امنیتی غرب آسیا را یک شبه تغییر دهد، اما گامی مهم در جهت نهادینه کردن یک همکاری جدید امنیتی و دفاعی- صنعتی منطقهای است. بنابراین، پاسخ مناسب ایران نه رویارویی، بلکه تعامل عمیقتر، تنوع راهبردی، نوسازی دفاعی و توسعۀ دیپلماتیک پایدار است. هدف ایران باید این باشد که اطمینان حاصل کند که معماری امنیتی در حال تحول غرب آسیا، مزاحمتی برای منافع ایران نخواهد داشت و نباید اجازه دهد که این توافق در قالب یک ترتیبات راهبردی مخالف این کشور شکل بگیرد.




















