مقدمه
سازمان همکاری شانگهای در وضعیت کنونی، نه یک ائتلاف نظامی متعهد است و نه بازار مشترک اقتصادی؛ بلکه میتوان آن را «بازار قدرتها» و عرصهای برای تنظیم روابط میان چین، روسیه، هند، ایران، پاکستان، کشورهای آسیای مرکزی و بلاروس دانست. جنگ رمضان، اهمیت این سازمان را برای ایران افزایش داده است؛ چراکه پیامدهای آن با امنیت خلیج فارس، بازار انرژی، مسیرهای دریایی، راهگذرهای اوراسیایی، سرمایهگذاری خارجی و رقابت قدرتهای بزرگ پیوند خورده است.
در اجلاس اخیر سران این سازمان در بیشکک، ج.ا.ایران توانست موضوع تجاوز، دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی، مخالفت با تحریمهای یکجانبه و ضرورت تقویت چندجانبهگرایی را در دستورکار سیاسی اعضا قرار دهد. حمایت اعضای سازمان از تمامیت ارضی و وحدت ایران، مخالفت چین با تحریمهای یکجانبۀ آمریکا، تأکید بر نقش سازمان ملل و دیدار رئیسجمهور ایران با دبیرکل این سازمان، مجموعهای از پشتوانههای سیاسی و حقوقی برای تهران فراهم کرده است.
بااینحال، این حمایتها الزاماً بهمعنای تعهد دفاعی، تحمل هزینۀ اقتصادی یا اقدام مشترک فوری نیست. برای ایران، شانگهای در حوزههای کاهش انزوای سیاسی، توسعۀ ترانزیت، انرژی، تجارت، امنیت مرزی، همکاری سایبری و مدیریت مسائل افغانستان فرصتآفرین است. همچنانکه تحقق این فرصتها نیازمند دیپلماسی پویا، تعریف طرحهای مشخص، تبدیل مواضع سیاسی به سازوکارهای اجرایی و پرهیز از وابستگی بیش از حد به هیچ یک از جهتهاست. با همۀ اینها، شانگهای برای ایران، ابزاری برای افزایش انتخابهای ملی و قدرت چانهزنی است.
ترکیب اعضای سازمان شانگهای
شانگهای و افغانستان و مغولستان نیز در جایگاه ناظر قرار دارند. این ترکیب، شانگهای را به یکی از معدود نهادهایی تبدیل کرده است که قدرتهای بزرگ شرقی، کشورهای آسیای مرکزی، قدرتهای جنوب آسیا و بازیگران غرب آسیا را در یک چارچوب گرد هم میآورد. با وجود این، ویژگی این سازمان، تنوع منافع اعضای آن است. چین بر تثبیت محیط پیرامونی، اتصال اقتصادی و امنیت مسیرهای انرژی تمرکز دارد؛ روسیه امنیت، نفوذ ژئوپلیتیکی و مسیرهای اوراسیایی را در اولویت میبیند؛ هند به انرژی، بندر چابهار و راهگذر شمال-جنوب توجه دارد؛ کشورهای آسیای مرکزی نیز در پی حفظ استقلال عمل، جذب سرمایه و تنوعبخشی به شرکای خارجی هستند.
بنابراین، شانگهای، بیش از آنکه نهادی یکدست با ارادۀ راهبردی واحد باشد، عرصهای است که کشورها در آن دربارۀ امنیت، انرژی، راهگذرها، فناوری، تجارت و مشروعیت سیاسی «همکاری» (و همزمان «رقابت») میکنند. این ویژگی برای ایران، هم فرصت و هم محدودیت ایجاد میکند.
تهران میتواند از تفاوت منافع اعضا برای افزایش قدرت مانور بهرهبرداری کند؛ اما نمیبایست انتظار داشته باشد همۀ اعضا در برابر بحرانهایی مانند «تجاوز آمریکا- صهیونیسم» موضعی یکسان اتخاذ کنند. چین، روسیه و هند هرکدام روابط و محاسبات مستقلی دارند و در مواجهۀ با آمریکا، غرب و بحرانهای منطقهای، هزینههای خود را جداگانه ارزیابی میکنند.
جایگاه شانگهای در نظام بینالملل و ترتیبات منطقهای
سازمان همکاری شانگهای یکی از نشانههای گذار از نظم تکمرکزی به نظمی چندلایه و رقابتی است. این سازمان در کنار بریکس، اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا، سازمان پیمان امنیت جمعی، ابتکار کمربند و راه و دیگر نهادهای آسیایی، بخشی از معماری در حال شکلگیری قدرت در اوراسیا را تشکیل میدهد. هرچند این تحول بهمعنای فروپاشی کامل نظم موجود یا شکلگیری یک نظم جایگزین واحد نیست؛ بلکه بیش از هر چیز، از افزایش مراکز تصمیمگیری، نهادهای موازی و شبکههای همکاری حکایت دارد. چین از شانگهای برای تقویت نوعی موازنۀ نهادی استفاده میکند؛ یعنی بدون ورود به رویارویی مستقیم و همهجانبه با نهادهای غربی، چارچوبهایی ایجاد میکند که کشورهای آسیایی بتوانند قواعد و اولویتهای خود را پیگیری کنند.
در این محیط، شانگهای یکی از عرصههای رقابت میان مدلهای مختلف نظم منطقهای است. بنابراین، این سازمان را نباید نسخۀ شرقی ناتو تلقی کرد. شانگهای فاقد تعهد دفاع جمعی، فرماندهی نظامی مشترک و سازوکار الزامآور برای دفاع از اعضاست. اختلافهای مرزی، رقابت هند و چین، منازعۀ هند و پاکستان، ملاحظات روسیه و تفاوت رویکرد اعضا نسبت به آمریکا و غرب، از موانع شکلگیری یک بلوک متحد است. در چنین دورنمایی، انتظار تضمین امنیتی از سازمان، هم از نظر نهادی غیرواقعبینانه است و هم ممکن است ظرفیتهای واقعیِ اقتصادی و دیپلماتیک آن را تحتالشعاع قرار دهد.
«نشست بیشکک 20026»؛ فرصت سیاسی برای ج.ا.ایران
نشست 2026 شانگهای در بیشکک فرصتی فراهم کرد تا ج.ا.ایران بتواند جنگ رمضان را فراتر از یک بحران دوجانبه، بهعنوان مسئلهای مرتبط با امنیت منطقهای و نظم اوراسیایی ترسیم کند. حمله به زیرساختهای انرژی، محاصره و تهدید مسیرهای دریایی، بیثباتی بازار نفت و گاز و افزایش فشارهای امنیتی در خلیج فارس و ... منافع چین، هند، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین، تأکید ایران بر این بوده است که امنیت ایران، از امنیت انرژی، تجارت و اتصال منطقهای آسیا قابل تفکیک نیست. از این رو، محورهای حمایتکنندۀ ایران در مواضع اجلاس را میتوان چنین صورتبندی کرد:
- حمایت از حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و وحدت ایران؛
- مخالفت با تجاوز نظامی و تغییر مرزها از طریق زور؛
- مخالفت با تحریمهای یکجانبه و اقدامهای تنبیهی خارج از چارچوبهای چندجانبه؛
- تأکید بر برابری حاکمیتی کشورها و نقش منشور ملل متحد؛
- پشتیبانی از چندجانبهگرایی و افزایش نقش کشورهای غیرغربی در تصمیمگیریهای جهانی؛
- تأکید بر حلوفصل بحرانها از مسیر گفتوگو و سازوکارهای رسمی بینالمللی.
حمایت از تمامیت ارضی ایران در سه سطح اهمیت دارد. در سطح حقوقی، بر اصل منع توسل به زور و احترام به حاکمیت کشورها تأکید میکند؛ در سطح امنیتی، نشان میدهد که بیثباتی ایران میتواند بر مسیرهای انرژی، تجارت، مهاجرت، تروریسم و منازعات مرزی در آسیای مرکزی و اوراسیا اثر بگذارد؛ در سطح سیاسی نیز، امکان میدهد تا تهران، روایت «انزوای ایران» را به چالش کشیده و نشان دهد که در نهادهای آسیایی از پشتیبانی سیاسی برخوردار است. دیدار رئیسجمهور ایران با دبیرکل سازمان ملل (افزون بر دیدار با سران کشورهای عضو شانگهای) نیز اهمیتِ مکمل دارد. تهران از این مسیر بر اعتبار منشور ملل متحد، مخالفت با استفادۀ گزینشی از حقوق بینالملل، ضرورت نقشآفرینی سازمان ملل و مقابله با مداخلۀ خارجی تأکید کرده است.
با تمام اینها، اهداف واقعبینانۀ ایران میبایست بر تبدیل حمایت سیاسی به «سطوحی از سازوکارهای عملی» متمرکز شود، از جمله در موضوعهایی مانند:
- گفتوگوی امنیتی دربارۀ خلیج فارس؛
- امنیت راهگذرها و مسیرهای دریایی؛
- حفاظت سایبری و فیزیکی از زیرساختهای حیاتی؛
- مقابله با تروریسم و جرایم سازمانیافته؛
- مدیریت پیامدهای انسانی جنگ؛
- تبادل اطلاعات دربارۀ تهدیدهای فرامرزی.
راهگذرها و ظرفیت ژئواکونومیک ایران در شانگهای
مهمترین ظرفیت ایران در سازمان همکاری شانگهای، موقعیت جغرافیایی آن در اتصال آسیای مرکزی، روسیه و چین به خلیج فارس و اقیانوس هند است. راهگذر بینالمللی شمال- جنوب، شبکۀ ریلی و جادهای، بندر چابهار و مرزهای ایران با ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و جمهوریهای آسیای مرکزی از جمله عواملی است که جایگاه کشور را در زنجیرههای حملونقل اوراسیا ارتقا میدهد.
حال آنکه این موقعیت که میتواند با «ایجاد استانداردهای هماهنگ گمرکی»، «راهاندازی سامانۀ تبادل دادههای حملونقل» و «تشکیل سازوکار منطقهای بیمه و تضمین کالا»، بیش از گذشته نیز تقویت شده و در قالب کاهش زمان توقف در مرزها، هماهنگی تعرفهها و تسهیل عبور و ...، ارزش جغرافیایی ایران را به مزیت اقتصادی (ارزانتر، سریعتر و امنتر از مسیرهای رقیب) تبدیل کند، هماکنون، با تجاوز آشکار آمریکایی- صهیونیستی به ایران، کارشکنی کشورهای عرب حوزۀ خلیج فارس و تداوم محاصره و تهدیدهای آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان، دچار چالش و اختلال شده است.
از سوی دیگر، خواهناخواه، رقابت راهگذری نیز قابل چشمپوشی نیست. چین در حال توسعه و متنوعسازی مسیرهای زمینی و دریایی است؛ روسیه به مسیرهای شمالی و اوراسیایی علاقهمند شده است؛ هند، همچنان به چابهار و مسیر شمال- جنوب علاقهمند بهنظر میرسد، اما کشورهای عربی نیز به تبدیل بنادر خود به مراکز ترانزیتی علاقه نشان میدهند. بنابراین، جنگ رمضان و سیر متناوب تجاوزهای آمریکا و تداوم محاصرۀ بنادر جنوبی ایران، نهتنها مزیتهای جغرافیای را تعلیق کرده است، بلکه بر مزیت مسیرهای رقیب نیز میافزاید.
فرصتهای انرژی، تجارت و فناوری برای ایران
ظرفیت واقعی ایران در حوزۀ انرژی در شانگهای، فراتر از صادرات منابع انرژی، میتواند در سوآپ نفت و گاز، تجارت برق، توسعۀ نیروگاههای مرزی، صادرات خدمات فنی و مهندسی، همکاری در انرژیهای تجدیدپذیر، اتصال شبکههای برق و ... تبلور یابد. چین و هند، متقاضی انرژی پایدار و متنوع هستند و روسیه و آسیای مرکزی نیز به مسیرهای صادراتی جدید علاقهمندند. جایگاه ایران، حتی در کمترین حالت، پیونددهندۀ این نیازها است.
حال آنکه تحریمها و محدودیتهای بانکی، همچنان مانع اصلی نقشآفرینی بهینۀ ایران است. عضویت در شانگهای، هرچند شرکتهای چینی، هندی یا روسی را بهطور خودکار از تحریمهای مستقیم و ثانویۀ آمریکا مصون نمیکند. اما بستری است که احتمال دارد بتواند فرصت چانهزنی و مذاکرۀ چندجانبه را برای محدود کردن دامنههایی از آثار این تحریمها فراهم کند. افزون بر حوزۀ انرژی، در زمینۀ فناوری، امنیت سایبری، دولت الکترونیک، هوش مصنوعی، فناوری حملونقل و حفاظت از زیرساختهای حیاتی نیز برخی فرصتها در چشمانداز شانگهای قابل تصور است.
امنیت مرزی، افغانستان و همکاری سایبری
امنیت ایران با امنیت افغانستان، آسیای مرکزی و مسیرهای ترانزیتی پیوند مستقیم دارد. کنترل قاچاق، افراطگرایی، تروریسم، مهاجرت و ناامنی مرزی، زمینههایی است که میتواند همکاری عملی میان اعضای شانگهای ایجاد کند. فراتر از تلقی امنیت در همکاریهای صرفاً نظامی، تبادل اطلاعات، کنترل مرزی، مدیریت بحران، مقابله با جرایم سازمانیافته و حفاظت از زیرساختهای ارتباطی از نمونههای دیگر همکاری و همگرایی است.
بنابراین، هرچند اعضای سازمان شانگهای ممکن است دربارۀ برخی سیاستهای جاری در منطقه و برخی روندهای آینده توافق نداشته باشند، اما منافع مشترک همگی آنها در جلوگیری از سرریز ناامنی، مقابله با افراطگرایی، مدیریت قاچاق و مهار تهدیدهایی از این دست، احتمالاً حداکثری است. افزون بر آنکه در حوزههایی مانند «همکاری سایبری»، ایجاد هنجارهای منطقهای مبتنی بر حاکمیت دولتها و حفاظت از زیرساختهای حیاتی، با منافع ایران سازگار است (هرچند که این همکاریها میبایست بر آموزش، تبادل تجربه، ارتقای استانداردهای دفاعی و توسعۀ توان داخلی استوار باشد و از وابستگی فناورانه به هر یک از شرکای خارجی جلوگیری کند).
توصیهها برای ج.ا.ایران
نخستین پیشنهاد (با اذعان به ضروری بودن همکاری راهبردی با چین و روسیه در شرایط جاری)، توجه به موازنۀ فعال میان اعضاست. هند، با وجود رقابت با چین و روابط گسترده با آمریکا، برای چابهار و راهگذر شمال- جنوب شریک مهمی است. کشورهای آسیای مرکزی نیز بازیگرانی مستقل با منافع ویژهاند و نباید صرفاً دریافتکنندۀ سیاست ایران تلقی شوند. پیشنهاد دیگر، تبدیل محورهای بیانیه به طرحهای اختصاصی است که در قالب آن، برای هر عضو سازمان، بستۀ همکاری ویژه طراحی شود، برای نمونه:
- چابهار، حملونقل و راهگذر شمال- جنوب با محوریت هند؛
- انرژی، ترانزیت و فناوری با محوریت چین؛
- سوآپ، راهآهن و تجارت مرزی با روسیه؛
- دسترسی به آبهای آزاد، خدمات فنی و بازار با کشورهای آسیای مرکزی؛
- همکاری مرزی، امنیتی و مدیریت مهاجرت با پاکستان و افغانستان.
سومین پیشنهاد، اولویتدادن به طرحهای قابل اجرا است؛ مانند امنیت راهگذرها، بیمۀ حملونقل، اتصال ریلی، سوآپ انرژی، تجارت مرزی، تبادل دادههای گمرکی و همکاری سایبری.
پیشنهاد چهارم، توجه به بهینهسازی داخلی است. چراکه بدون بهینهسازی مقررات، نظام بانکی چابک، گمرک یکپارچه، بیمۀ حملونقل، امنیت قراردادها و...، تبدیل ابتکارهای دیپلماتیک به دستاوردهای پایدار دشوار است. در این مسیر، تعیین شاخصهای زمانی، مالی و اجراییِ مشخص برای هر طرح میتواند کارساز باشد.
جمعبندی
سازمان همکاری شانگهای، در حال حاضر یکی از مهمترین «بازارهای قدرت» در اوراسیا است؛ بازاری که در آن چین، روسیه، هند، ایران، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی، همزمان باهم همکاری و رقابت میکنند. این سازمان، نه ائتلافی با تعهد نظامی است و نه نهادی تشریفاتی؛ اما حمایت اعضای آن از تمامیت ارضی و وحدت ایران، مخالفت با تجاوز و تحریمهای یکجانبه، تأکید بر حاکمیت ملی و پشتیبانی از چندجانبهگرایی، سرمایهای مهم برای شکستن انزوای سیاسی و افزایش قدرت چانهزنی ایران بهشمار میرود.
اهمیت شانگهای، در فراهمکردن بستر گفتوگو، نهادمندسازی همکاری، پیوند حوزههای امنیتی و اقتصادی و اتصال ایران به شبکههای ترانزیتی اوراسیا نهفته است. هرچند که حمایت سیاسی میبایست به سازوکارهای عملی در امنیت راهگذرها، انرژی، تجارت، فناوری و حفاظت از زیرساختهای حیاتی تبدیل شود.
همچنین در یک برآیند کلی، حضور ایران در شانگهای نمیبایست صرفاً بهمعنای «پناهگرفتن در شرق» باشد، بلکه در نهایت باید به ابزاری برای افزایش انتخابهای ملی و کاهش آسیبپذیری کشور تبدیل شود. در این راستا، راهبرد مطلوب، موازنۀ فعال، طرحمحور کردن همکاریها، حفظ ارتباط با همۀ اعضا، استفادۀ مکمل از سازمان ملل و بهینهسازی زیرساختهای مرتبط داخلی است. در چنین چشماندازی، شانگهای میتواند از یک عنوان دیپلماتیک به سکویی برای افزایش قدرت، امنیت اقتصادی و ارتقای جایگاه منطقهای تبدیل شود.




















