مقدمه
مطالعات شرق | مارک روبیو وزیر خارجه آمریکا در یک نشست خبری در پاسخ به پرسشی دربارۀ احتمال مشارکت نیروهای پاکستان در غزه فاش کرد که آمریکا از اعلام آمادگی پاکستان برای بررسی امکان مشارکت قدردانی میکند. وی افزود: «پاکستان در صورت موافقت، میتواند بازیگر کلیدی باشد. اما پیش از رسیدن به آن مرحله، لازم است پاسخهای بیشتری ارائه شود.» «طاهر اندرابی» سخنگوی وزارت خارجۀ پاکستان چندی قبل در نشست خبری در واکنش به پرسشها دربارۀ احتمال مشارکت این کشور در «نیروی امنیت بینالملل برای غزه» اعلام کرد تاکنون هیچ تصمیمی در این خصوص اتخاذ نشده است.
شایان ذکر است این نیرو در چارچوب طرح صلح غزه است که شامل تشکیل یک نیروی صلح ثباتبخش بینالمللی یا «هیئت صلح» برای ادارۀ دورۀ گذار غزه پس از جنگ است که تحت قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت مجاز شده است. پاکستان در 25 آذر در کنفرانسی در قطر شرکت کرد تا در مورد ساختار فرماندهی نیروی بینالمللی صلح و سایر مسائل عملیاتی حل نشده بحث کند. باتوجه به حساسیت موضوع، واشنگتن از فیلدمارشال عاصم منیر، فرماندهِ ارتش پاکستان، دعوت کرده تا در هفتههای آتی برای سومینبار در شش ماه گذشته به ایالات متحده سفر کند.
محور اصلی این دیدار، بررسی طرح 20 مادهای ترامپ برای غزه و اعزام نیروهای حافظ صلح است. با توجه به حساسیتهای حضور این نیروها در غزه، این حضور میتواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد که به برخی از آنها در ادامه اشاره میشود.
پیامدهای سیاسی داخلی
افزایش فشار سیاسی بر دولت پاکستان: مشارکت پاکستان در غزه میتواند انتقادهای تند احزاب مخالف و گروههای فعال سیاسی از دولت را موجب شود، چرا که میتواند کشور را درگیر بحران منطقهای پرخطر کند. این فشارها بهویژه برای حزب حاکم و ارتش حساس خواهد بود، چرا که هنوز مسائل اقتصادی داخلی و اعتراضهای مردمی پابرجا هستند.
تحریک احساسات ضد غرب و ضد اسرائیل: هرگونه مشارکت نظامی پاکستان در نوار غزه احتمالاً با اعتراضهای عمومی و سیاسی مواجه خواهد شد. حزب تحریک انصاف (PTI) و سایر احزاب ملیگرا میتوانند این موضوع را ابزار تبلیغاتی قرار دهند و دولت را به «خیانت به ملت» متهم کنند.
تغییر ترکیب آرای جوانان: بخش بزرگی از جمعیت پاکستان را جوانان و طبقۀ متوسط شهری تشکیل میدهند که دیدگاههای ضدمداخله در غزه دارند. مشارکت نیروها میتواند باعث کاهش محبوبیت دولت در میان رایدهندگان جوان و طبقۀ متوسط شود و PTI از این موقعیت برای تقویت شعارهای ضد دولت و ضد ارتش بهره خواهد برد.
زیرسئوال رفتن احتمالی مشروعیت دولت: در صورت اعلام رسمی اعزام نیروها، دولت شهباز شریف و وزرای مرتبط با سیاست خارجی و دفاع ممکن است با کاهش مشروعیت در سطح داخلی مواجه شوند. حتی حمایت سیاسی کوتاهمدت از سوی آمریکا و غرب نمیتواند جایگزین افکار عمومی منفی در پاکستان شود.
فشار بر ارتش پاکستان: مشارکت در نیروی بینالمللی، نیازمند هماهنگی مستقیم ارتش با وزارت دفاع و وزارت امور خارجه است. با این حال اعزام نیرو در غزه، در حالی که پاکستان با چالشهای امنیتی داخلی مواجه است، میتواند فشار عملیاتی و لجستیکی بر ارتش وارد کند. این مسأله احتمالاً باعث تضعیف تمرکز ارتش بر امنیت داخلی و مرزهای شرقی و غربی میشود. همچنین مشارکت احتمالی در غزه میتواند به ارتباطات مستقیم و فشار آمریکا برای هماهنگی با سیاستهای منطقهای منجر شود که برخی تحلیلگران آن را کاهش استقلال راهبردی ارتش میدانند. از سوی دیگر، حضور نظامی در منطقهای پرتنش و نزدیک به مناطق تحت کنترل حماس و گروههای مسلح دیگر میتواند تهدید امنیتی مستقیم برای نیروهای پاکستان ایجاد کند. هرچند دولت پاکستان اعلام کرده حضور در غزه به معنی مشارکت درخلع سلاح حماس نخواهد بود. با این حال در صورت بروز درگیری، فشار بر دولت برای اعزام نیروهای پشتیبانی و حفظ امنیت آنان نیز افزایش خواهد یافت.
واکنش رسانهها و افکار عمومی: بخش قابل توجهی از جامعۀ پاکستان، حساسیت بالایی نسبت به مشارکت در امور فلسطین دارد، اما همزمان با وجود گرایشهای اسلامی و همبستگی با مردم غزه، مشارکت نظامی مستقیم به احتمال بسیار زیاد با مخالفت عمومی مواجه خواهد شد. هرچند پیامدهای داخلی این اقدام پاکستان، میتواند در تقویت دولت در برابر بحران اقتصادی و اصلاحات ساختاری نقش داشته باشد، اما اگر با بحثهای سیاسی حساس مانند غزه گره بخورد، احتمال بروز اعتراض عمومی و انتقادهای سیاسی نیز وجود دارد
پیامدهای اقتصادی
امتیاز دیپلماتیک برای دریافت کمکهای مالی: مشارکت پاکستان میتواند به عنوان«چراغ سبز» آمریکا و نهادهای بینالمللی عمل کند (گفته میشود اعطای 700 میلیون دلار کمک اخیر بانک جهانی در 29 آذر 1404 در این راستا بوده) و یا کمکهای مالی بینالمللی را تسهیل کند. همچنین این امر میتواند بخشی از فشارهای مالی و بدهیهای پاکستان را کاهش دهد، اما وابستگی اقتصادی به تصمیمهای واشنگتن افزایش مییابد. با این حال، به گفتۀ برخی کارشناسان پاکستانی از جمله «حامد میر»، امکان گروکشی ترامپ از پاکستان در صورت هرگونه مخالفتش با پیوستن به نیروی بینالمللی صلح وجود دارد. اسلامآباد ممکن است با اهرم فشار ترامپ دربارۀ صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و حتی چرخش آمریکا دربارۀ مسائل شبهقارۀ هند مواجه شود. به گفتۀ وی «پاکستان باید محتاطانه عمل کند. نیروهای این کشور، تجربۀ خوبی از ماموریتهای خارجی مانند مشارکت در صلحبانی سازمان ملل کسب کردهاند... هرگونه مشارکت نظامی در غزه را باید مطابق با مطالبات مردم غزه و ضمن جلوگیری از هرگونه ضربه زدن به جنگجویان فلسطینی مانند حماس که از حمایت اکثریت در نوار غزه برخوردارند، انجام دهیم.»
تأثیر بر سرمایهگذاری خارجی: اعلام رسمی مشارکت نظامی پاکستان در غزه، ممکن است برای سرمایهگذاران منطقهای و بینالمللی ابهام ایجاد کند، بهویژه در بخشهایی که امنیت فیزیکی سرمایهگذاری اهمیت دارد. از سوی دیگر، نشان دادن همکاری با آمریکا و متحدان، ممکن است اعتماد سرمایهگذاران غربی را افزایش دهد.
پیامدهای امنیتی و نظامی
تعمیق همکاری با آمریکا و متحدانش: مشارکت پاکستان میتواند باعث تقویت روابط نظامی و اطلاعاتی با آمریکا و کشورهای منطقهای شود، بهویژه در چارچوب پیمانهای امنیتی منطقهای و مقابله با تهدیدهای مشترک.
چالشهای عملیاتی و ماموریتی: به باور برخی تحلیلگران، پاکستان نیاز دارد تا دستور کار دقیق، ساختار فرماندهی و مسئولیتها را روشن کند تا نیروهایش درگیر مواجهۀ مستقیم با گروههای مسلح فلسطینی نشوند. تجربۀ گذشته نشان داده که هر گونه درگیری مستقیم با گروههای مسلح، هزینههای انسانی و سیاسی بالایی دارد.
تقویت نقش ارتش در سیاست خارجی: مشارکت در ماموریت بینالمللی، میتواند بر اهمیت و نفوذ ارتش در تصمیمگیریهای سیاست خارجی پاکستان بیفزاید. هرچند، ممکن است موجی از انتقادات داخلی نسبت به استفاده از ارتش در مأموریتهای خارجی ایجاد شود، بهخصوص از سوی احزاب اپوزیسیون و گروههای مدنی.
پیامدهای دیپلماتیک و منطقهای
تقویت روابط با آمریکا و کشورهای عربی: آمریکا از آمادگی پاکستان برای بررسی مشارکت استقبال کرده و این میتواند به عنوان یک ابزار فشار و همراهی دیپلماتیک برای پاکستان عمل کند. کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس نیز از این همکاری استقبال میکنند و ممکن است کمکهای مالی و سرمایهگذاری بیشتری برای پاکستان در نظر بگیرند.
تعادل روابط با کشورهای اسلامی و منطقه: پاکستان باید بین حفظ همبستگی با مردم فلسطین و تعهدهای بینالمللی تعادل برقرار کند. هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه گروههای مقاومت فلسطینی میتواند واکنش منفی در جهان اسلام ایجاد کند و بر جایگاه پاکستان در سازمان کشورهای اسلامی و کشورهای عربی تأثیر بگذارد.
تقویت نقش منطقهای پاکستان: مشارکت موفق میتواند نقش پاکستان به عنوان بازیگر منطقهای مسئول و سازنده را تقویت کند. از سوی دیگر، هرگونه خطای عملیاتی یا عدم موفقیت میتواند اعتماد بینالمللی و جایگاه منطقهای پاکستان را تضعیف کند.
اهمیت مشارکت پاکستان برای آمریکا
از منظر واشنگتن، مشارکت پاکستان در طرح بینالمللی برای غزه میتواند به چند هدف خدمت کند: پوشش هژمونی آمریکا با مشارکت کشورهای مسلمان، خصوصاً کشوری تأثیرگذار در جهان اسلام؛ جلب حمایت گستردهتر بینالمللی برای اجرای طرح صلح غزه و افزایش مشروعیت آن و به دست آوردن تعهدهای امنیتی و مشارکت در چارچوبی که ممکن است به سرمایهگذاریهای اقتصادی و همکاریهای امنیتی بلندمدت منجر شود. این موضوع بهویژه در چارچوب همکاریهایی است که نخستوزیر شهباز شریف و فرمانده ارتش پاکستان در سال ۲۰۲۵ با مقامهای آمریکایی داشتهاند و نشان از تقویت روابط دو کشور دارد.
اگر پاکستان رسماً اعلام کند قصد اعزام نیرو دارد، این اقدام ممکن است موضع سنتی کشور در حمایت از فلسطینیها را دچار تردید کند و باعث خدشههای جدی بر اعتبار دیپلماتیک این کشور در منطقه شود و روابط با برخی کشورهای منطقهای و اسلامی را که مخالف هرگونه مداخلۀ نظامی میباشند، پیچیده کند.
با توجه به احساسات قوی ضد اسرائیلی و حمایت گسترده از فلسطین در میان مردم پاکستان، اعزام نیرو با احتمال بالای اعتراضهای عمومی، جنبشهای مدنی و انتقاد احزاب سیاسی روبهرو خواهد شد. براساس آخرین اخبار منتشره، دولت پاکستان رسماً اعلام کرده که هیچ تعهد قطعی یا برنامۀ عملی در این زمینه وجود ندارد. با این حال، اظهارات وزیر امور خارجۀ آمریکا نشان میدهد که پاکستان تمایل خود را برای «بررسی مشارکت» در نیروی بینالمللی مطرح کرده است و واشنگتن از این ابراز تمایل استقبال کرده است. به نظر میرسد مذاکرات در سطح ارتش و دولت همچنان ادامه دارد، با این وجود حساسیتهای داخلی و واکنشهای سیاسی شدید میتواند مسیر تصمیمگیری را بسیار پیچیده کند.
جمعبندی
مشارکت احتمالی پاکستان در نیروی بینالمللی امنیت غزه، فرصتهایی برای تقویت دیپلماسی، دریافت کمکهای مالی و تحکیم روابط با آمریکا و کشورهای عربی فراهم میکند، اما خطرات و پیامدهای سیاسی، امنیتی و عملیاتی آن نیز قابل توجه است، بهخصوص از نگاه افکار عمومی، مخالفین داخلی و گروههای مسلح فلسطینی. توازن میان منافع اقتصادی و سیاسی با حساسیتهای داخلی و منطقهای کلید تصمیمگیری نهایی خواهد بود. به نظر میرسد در نهایت، تصمیم پاکستان احتمالاً ترکیبی از مشارکت محدود، پشتیبانی غیرنظامی و همکاری اطلاعاتی و لجستیکی خواهد بود تا بهزعم خود هم جایگاه بینالمللی را حفظ کند و هم فشار داخلی را کاهش دهد.




















